اگر اینترنت با دو میلیارد نفر کاربر، زمین بازی دشمن است، پس در حقیقت این تنها دولتهای استکباری نیستند که با ما دشمنی میکنند. بلکه ما با مردم دنیا دشمنیم. یعنی روی این کرهی خاکی از هر سه نفر، یکی سرباز دشمن است!
یک؛ اگرچه من هم مثل خیلى از شماها به دستگاه ها و ابزارهاى خوش آب و رنگ دیجیتال علاقه دارم اما با عرض شرمندگى، هیچ وقت نتونستم یه خوره یا گیک باشم. (هادى منو ببخش) یعنى در طول این دو سال، تعداد اپلیکیشن هایى که روى آیفونم نصب کردم از انگشت هاى دو دست فراتر نرفت و خلاصه در نهایت، اعتیاد من به ios در همین حد باقی ماند که نتوانم با دستکگاه های آندرویدى اخت بشوم:د
پس؛ این یادداشت و مطالبی شبیه به این، صرفا با هدف انتقال تجربه ای که در نتیجه صرف زمان برای مرتفع کردن نیازهایم بدست آمده، نوشته میشوند نه معرفى دوره ای برنامه های کاربردی.
روزى روزگارى دلم مى خواست: روى آیپد فیلم ببینم.
این روزها من و همسر زیاد مسافرت مى رویم، با اتوبوس و در مسیر نه چندان دیدنى تهران به اصفهان. آیپد به عنوان دستگاهى که عمر باتری خیلی بهتری نسبت به نوت بوک سبک و کوچک من دارد و به خاطر وضوح عالی صفحه نمایش و نوع حافظه SSD آن بهترین گزینه براى ما است که خیلى فیلم ها باید ببینیم.
اما؛ به صورت پیش فرض باید فیلم ها رو به فرمت mp4 تبدیل کنیم که زمان زیادی نیاز دارد ولی در بادی امر برای من پذیرفته شده بود. بعد مشکل مهم نمایش زیرنویس پیش آمد. گوگل فقط به من صفحاتی را نشان داد که میگفتند کافی است نام زیرنویس و فیلم یکی باشد تا پس از سینک فیلم روی اپلیکیشن video آیپد به صورت اتوماتیک فیلم با زیرنویس نمایش داده شود. اما این اتفاق اصلا نیافتاد.
قیمت: رایگان (+)
تویتر پیشنهاد داد از cinex یا vlc استفاده کنم. vlc از اپ استور حذف شده بود که از سیدیا نصب کردم. با ifunbox فیلم و زیرنویس را به پوشه پرونده های vlcروى آیپد منتقل کردم ولی خبری از زیرنویس نبود. با این وجود محدوده فرمت های بیشتری را ساپورت میکرد. (نتیجه درباره امتحان نسخه قدیمی تر vlcکه در apptrackr موجود است مشابه بود)
قیمت: 1.99$ (+)
اما cinex می توانست فیلم هایی را که از طریق انتقال داده موجود در تب Apps آیتیونز در کتابخانه اش اضافه می شد، با زیرنویس نمایش دهد. اما با دو مشکل جدید رو برو شدم. محدود بودن فرمت های مجاز و نبودن قابلیت ری سینک کردن زیرنویس هایی که هماهنگی لازم را با فیلم ندارند.
قیمت: 2.99$ (+)
جستجو ها ادامه پیدا کرد تا آنکه ProPlayer را در apptrackr به صورت اتفاقی پیدا کردم. این برنامه طیف گسترده ای از فرمت های ویدئویی را پشتیبانی میکند. میتواند زیرنویس هایى را که در قالب srt باشند نمایش دهد. میتواند کدینگ زیرنویس را به سادگی روی آیپد به فرمت مورد نظر شما تبدیل کند. و مهم تر از همه اگر زیرنویس با فیلم هماهنگ نباشد شما میتوانید از طریق دکمه های تعبیه شدهج، آن را عقب و جلو ببرید.
الان چند روزی است ما سریال ها و فیلم های مورد علاقه مان را با ProPlayer می بینیم. مشکل چندانی وجود ندارد الا اینکه توی اتوبوس هنوز وای فای وجود ندارد! و نمی شود اپیزود جدید سریالی را که امشب منتشر می شود به موقع دانلود کرد!
این مطلب تقدیم میشود به سیدهادى؛ رفیق معرکه ای که خیلی از شماها از داشتنش محرومید.
به صورت طبیعی، مردم با کارگزاران حکومت در موقعیت شغلی شان ارتباط دوستانه برقرار نمیکنند. یعنی ممکن است خارج از روابط کاری، همسایه و رفیق و آشنا باشند، اما در جایگاه کارگزار حکومت، دوستی شکل نمی گیرد (پارتیبازی و این قسم مسائل الان محل صحبتم نیست) به همین ترتیب، در محیط مجازی هم، نمیشود انتظار داشت رابطهی صمیمی دوستانه میان کاربران عادی (که زندگی آنلاین سادهای دارند، وبلاگ مینویسند، در شبکههای اجتماعی فعالیت میکنند و …) و آنهایی که رسالت خاص و مشخص و سازمانیافتهای برای خود تصویر کردهاند، پدید بیاید.
این دستهی دوم را من از این رو کارگزاران خرد مینامم که در دو طرف ماجرا، عدهای هم هستند که فعالیتشان زیرنظر رسمی سازمانهای حکومتیاست. به عنوان مثال، مرکز جرایم سازمانیافته و وزارت خارجهی ایالات متحده، دو سازمان رسمی نامآشنا برای کاربران اینترنت هستند. اما مراد صحبت من، این قشر هم نیست.
فکر میکنم تا زمانی که کارگزاران خرد تصمیم شفافی برای مشخص کردن نوع رابطهیشان با حاکمیت ایران نگیرند، نمیتوانند به یک نوع همزیستی مسالمتآمیز در محیط انتنرنت امیدوار باشند چرا که اگر شما، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، فعالیت خودت رو در راستای برنامه ریزیهای یک ارگان یا سازمان حکومتی قرار بدهی نمیتوانی انتظار داشته باشی شهروندان عادی به عنوان یک عضو از جامعهی خودشان با شما برخورد کنند. در بهترین حالت رابطهتان مانند رابطهی ارباب رجوع و کارمندان یک اداره خواهد شد.
به نظر من، بزرگترین و خائنانهترین ضربه به زندگی مجازی کاربرانی که به «آرمانهای انقلاب اسلامی» وفادار هستند توسط سرداران و برنامهریزان سپاه در قالب سازماندهیهای موهوم، برگزاری دورهها و همایشها، حمایتهای معنوی و مادی و هر چیزی که بشود اسمش را دخالت مستقیم در عملکرد نیروهای مستقل و البته وفادار به انقلاب اسلامی نامید، زده شدهاست.
تشکلهایی که در قالب غیر NGO و مشخصا با حمایتهای سپاه در اینترنت شکل گرفتهاند (که نیازی به نام بردن از آنها نمیبینم) به صورت شفاف و به نا حق تقویت کننده آن شایعاتی هستند که وبلاگنویسان و فعالان مدافع انقلاب را به ارتزاق از یادداشتهایشان متهم میکنند. از سوی دیگر، از آنجایی که تا حدودی در جریان مراحل ثبت یک سازمان مردم نهاد بودهام، و کاملا درک کردهام تکیه بر استقلال از نهادها و سازمانها، تا چه حد میتواند هزینهبر باشد، نمیتوانم تحمل کنم، سپاه با سوء استفاده از نیازهای مادی و معنوی سازمانها و گروههایی که در ابتدا توسط جمعی از وبلاگنویسان یا فعالان رسانهای و به صورت خودجوش پدید میآیند، با بیرحمی به مصادره و خنثی کردن آنها بپردازدد؛ آنقدر که دیگر کارایی جز تکرار کردن صداهای رسمی نداشته باشند؛ آن هم صداهایى که حتى در بین خودى ها هم تمایلى به شنیدنشان وجود ندارد.
مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان!
بى مقدمه؛
من فکر مى کنم اگر با توجه به فشارهایى که در یک بازه زمانى خاص از سوى شبکه هاى اجتماعى به کشور ما وارد شده، این طور فکر کنیم که «استفاده» از این «ابزارها» فعالیت در میدان بازى دشمنه، واقعا دچار اشتباه شده ایم.
قبل از توضیح دلایل این حرف مایلم به فشارهاى دولت بریتانیا در پى شورش هاى اخیر بر بلک برى ، تویتر و فیسبوک اشاره کنم با این توضیح که به نظر من در حال حاضر شبکه هاى اجتماعى وحشى تر از اونن که صرفا در اختیار یک قدرت سیاسى مشخص قرار بگیرن.
من فکر مى کنم اگر شبکه هاى اجتماعى بتوانند براى ما تهدیدى به حساب بیایند، به خاطر آنچه در صدر این نوشتار به آن اشاره شد نیست. در عوض من این دلایل رو مى توانم فهرست کنم:
- مردم ما نحوه برخورد با شایعه رو نمى دانند. شاید چون بیشتر از ممالک دیگر با محتواى رسانه اى پاستوریزه تغذیه شدند. البته بهتره به جاى شایعه از عبارت اخبار غیر رسمى و تایید نشده و مهر ارشاد نخورده استفاده کنیم.
- چون دسترسى به اینترنت و شبکههای اجتماعی به صورت عادلانه، فراگیر و بین همه اقشار مردم وجود نداره پس ما واقعا صدای مردممون رو به صورت کلی از این شبکهها نمیشنویم.
- نوع سیاست هاى هنجارساز ما در خصوص «رابطه» با چیزی که در فرهنگ شبکه هاى اجتماعى هست خیلى فرق میکنه در نتیجه ما نگران نوع رابطه اى که در این شبکه ها میان جوانان شکل مى گیره هستیم.
- مردم ما به صورت سنتى با پلرالیزم مشکل دارن و اکثرا به نظریه امت واحده فکرى یه جورایى تعلق خاطر دارن. پس ما بحث میکنیم با هدف هم راى شدن نه براى شنیدن نظرات مختلف. در نتیجه با گستردگى تریبون اینترنت مشکل پیدا میکنیم و بهش به عنوان تهدید نگاه میشه.
و در انتها باید اضافه کنم اگر ما واقعا معتقدیم انقلاب اسلامى در دل هاى مردم منطقه جا داره، نباید از رسانه اى که بیشتر از هر نمونه دیگرى در نوع خودش مردمى و مستقل از قدرت هاست نگرانى داشته باشیم. این در حالى هست که ما با شعار صدور انقلاب، اول از همه با قطع کردن دسترسى مردم مون به این رسانه ها عملا صداشون رو خفه کردیم.
[...] «و ضمّ اهل الفرقة»؛ این کسانى که از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت کشور فاصله میگیرند، کوشش کنید اینها را نزدیک کنید، منضم کنید. کسانى که میانهى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، کسانى که یک ایمان نیمهکارهاى دارند، بکلى از ایمان ببُرند؛ کسانى که نیمهارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عکس این عمل کنیم؛ کسانى که در نیمهى راه هستند، اینها را جذب کنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست [...] رهبر معظم انقلاب
صحبت دربارهی موضوع مشخص و زخم کهنهای است که گاه گاه، مانند گشت ارشاد که میوهی تابستانی مملکت شدهاست، سر باز میکند. ماهواره. «این بلای آسمانی» که در تازهترین راهبرد آقایان، از آسمان هم با آن برخورد شدهاست. [ببینید ۱ و ۲] با توجه به مقدمهای که از صحبتهای رهبری ذکر کردم و با اتکا به دلایل زیر، قصد دارم بگویم رها کردن موضوع جمعآوری گیرندههای ماهواره، امروز، از مصادیق عبور از خطای مردم توسط حاکمان است. «و الکاظمین الغیظ و العافین عن النّاس» چرا که اینکار هیچ منفعنی، تکرار میکنم مطلقا هیچ منفعتی برای نظام و مردم ندارد و البته پر واضح است که مضرات و مفاسدی نیز در آن نهفتهاست.
- این روزها، شکر خدا هیچ کدام از شهروندان ایرانی (آنها که موضوع این صحبت هستند) لنگ پول یک فقره دیش ماهواره نیستند. پس جمع کردن و له و تا کردن آن، باعث نمیشود عددی از مخاطبین شبکههای «غیر خودی» کاسته شود. مضافا بر اینکه بازار فروش دیش را رونق همی بخشد!
- از آنجا که داشتن تجهیزات ماهواره در شرایط فعلی از حالت یک منکر اجتماعی خارج شدهاست (و حتی در صورتی که اینگونه نباشد) برخورد انتظامی با آن فاقد جنبهی تنبیهی است که باعث شود فرد اصطلاحا خطاکار، متنبه شده و دست از دیش بشوید!
- سخن از ضعف تولیدات رسانهای صدا و سیما، کهنه و تکراری و حال به هم زن شدهاست لکن در کنار این ضف و کمکاری عمدهی رسانهی ملی، نیاز به استفاده از ماهواره در بخشهایی از جامعه نهادینه شدهاست که این مساله باعث میشود جمعآوری دیش دردی را دوا نکند.
- این کار، ورود بدون حکم قضایی به منزلهای مسکونی، فرود آمدن از آسمان بر تراسهای خانهها، له کردن! تجهیزات ماهواره زیر پوتین سربازان به شدت موجب لجبازی و عناد میان آن بخش از جامعه میشود که مخاطب ماهواره هستند و بعد از این عوض یک دیش، از قرار دو ماهواره به ازای هر خانواده روی بامها سبز شود!
- اینترنت :)
پ.ن ۱: نویسنده در منزل شخصیاش تلویزیون هم ندارد که بخواهد ماهواره داشته باشد.
پ. ن ۲: مشخص است که هدف نوشتار فوق، مشروعیت بخشیدن به استفاده از ماهواره نیست که این البته خود صحبتهای مفصلی را میطلبد. صرفا نقدی بود بر برخورد پلیسی با دیش و توصیهای برای آنکه در این ماه مبارک، بگذرند اهالی حکومت از این خرده خطای مردم!
پ. ن ۳: در باب مضرات این نوع برخورد نیز سخن به درازا خواهد رفت لکن بزرگ شدن بازار قاچاق زیر زمینی این تجهیزات، صرف هزینه از بیت المال برای اجرای این طرحهای ضربتی، شکسته شدن قبح قانونگریزی و بالاتر و مهمتر از همه، کم شدن اندک علقه و وابستگی بخشی از جامعه نسبت به نظام را میتوان برشمرد.
- Wordpress.com stats not installed!
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۳۱)
- جمهوری اسلامی
(۵)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۳)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۳)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۳)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۸)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۷)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۹)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- IOS
(1)
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۲۰)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۷)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- غرغر
(۱)
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۶)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟














