ردلایتز استریت؛ آمستردام! | Pat.Riot | MohammadAli's Persian Weblog
 
ردلایتز استریت؛ آمستردام!

اگر بپذیریم که نا‌عدالتی و تبعیض علیه زنان، اولین بار در اروپا منجر به پدید آمدن جنبشهای زنان برای پایان‌دادن به ظلم و ستم مردانه شده‌است، حقیقتا باید این جنبش‌ها را تکریم کنیم. چرا که حرکت در جهت احقاق حق،‌ ذاتاً دارای احترام است.

اما خیلی زود، درست در زمانی که این حرکت‌های حق‌طلبانه به سمت پرتگاه فمنیست، منحرف شد باید حدس می‌زدیم که مخالفین سر‌سخت جنبش، ذکاوت بیشتری داشته‌اند! چرا‌که داعیه‌ی اولیه‌ی این حرکت‌ها ارتقای منزلت اجتماعی زنان، ‌از جنس دوم به موقعیتی برابر و حتی برتر از مردان بود، ‌اما نتیجه‌ای که حاصل شد جز تبدیل شدن ایشان به نیروی کار ارزان و جزئی از دکوراسیون شهری، چیز دیگری نبود.

زنِ عصر جدید در هر عرصه‌ای حضور می‌یافت و اگر تا دیروز در تنها خانه در خدمت مردان بود، امروز در اثر شهوت لجام گسیخته‌ی مردان، در همه‌جا هست تا هر‌وقت لازم شد به انجام وظیفه بپردازد!

اما جای تاسف است که بار دیگر و در پی از دست رفتن تمام خواست‌گاه‌های اجتماعی این جنبش و ناکامی‌های پی‌در پی در اثر عدم اقبال عمومی، قصد دارند اشتباه گذشته را، و این بار در مقیاسی فجیع‌تر، تکرار کنند. و اینک عصر جدیدی آغاز می‌شود که مثل بیش‌تر تحولاتی که در این بخش از اقلیت‌ جامعه‌ی ما رخ می‌دهد، جرقه‌ی اولیه‌ی اش در وبلاگ‌شهر زده ‌شده‌است.

ردلایتز استریت؛ آمستردام

حالا که جماعت فمنیست وبلاگستان، وبلاگ‌شهر را با یک «کلوب شبانه» اشتباه‌ گرفته‌اند و بعد از فراغت از کار شبانه، آخرین متد‌های شیوینگ را برای یکدیگر نقل می‌کنند؛
حالا که جماعت فمنیست وبلاگستان، وبلاگ‌شهر را با «حرم‌سرای ناصری» عوضی گرفته‌اند و بساط عشرت «شاه» را دسته‌جمعی فراهم می‌کنند؛
حالا که جماعت فمنیست‌ وبلاگستان، وبلاگ‌شهر را با «ردلایتز استریت» اشتباه گرفته‌اند و عریان پشت پنجره‌ی وبلاگ‌هایشان نشسته‌اند و هر از چند‌گاهی هم برای بازار‌گرمی! جلوه‌گری‌های زنانه می‌کنند؛
حالا که این جماعت منحط تصمیم گرفته‌اند با قلم‌هایشان بکارت و عفت خویش‌ را زائل سازند؛

راحتشان بگذارید که لاجرم، سرنوشتی به مبارکی مرگ در جوی متعفن پشت یک کافه در لاله‌زار در انتظار ایشان و وبلاگ‌هایشان است.

 

۵ پیام برای « ردلایتز استریت؛ آمستردام! » ارسال شده است
  • سلام.
    البته همونطور که آخر مطلب اشاره کردی این عصر جدید آغاز نخواهد شد. خیلی ساده چون اینجا ایرانه.
    عالی بود علی جان. دستت درد نکنه.
    راستی این لوگوی گوشه سمت چپ جلوی مطلب رو میگیره. یه فکری براش بکن.

    پاسخ

  • بسم الله …
    اولین نکته ای که در باب این مطلب به نظر می رسد این است که مطلبی بسیار احساسی و تحت تاثیر همان حرکتی است که در وبلاگ شهر آغاز شده است . برخورد احساسی با این سبک از حرکات بعضاً نتایجی خلاف آن چه نگارنده مدنظر دارد را به دست می دهد .
    شاید بتوانیم فقط با بیان مبانی ایده فمنیست این جریان را نقض کرد چه این که در بسیاری از موارد در برخورد با جریان های فکری تنها باید اصول آن ها را بیان و بعضاًٌ با اشاراتی آن ها را نفی کرد .
    شعارمان هیچ وقت فراموش نشود که باید جریان سازی کرد و منفعلانه عمل نکرد !

    گرچه متن بسیار احساسی بود ولی به هر حال استفاده نمودیم !!
    یا علی …

    پاسخ

  • @ جواد

    حق با شماست. البته منظور من از دوران جدید، یک روند تازه در عملکرد این جماعت بود.

    در باره‌ی لوگوی حمایتی هم یک آیکون کوچکولو! گوشه‌ی صفحه هست که اگه روش کلیک کنید لوگو رو می‌ بنده !!

    پاسخ

  • عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا لــــــــــــــــــــــــــــــــی!

    خداییش اگه اینو نمی نوشتم حالم گرفته می شدم!

    پاسخ

  • بسم الله
    سلام
    کلک این همون عکسی است که من گذاشته بودم یا تو هم رفتی توی اون سایت بی تربیتیه که من رفتم عکسا رو ازش کش رفتم؟
    ضمنا عزیزم شما خجالت نمی کشی جلوی علما و گل دختر های وبلاگستان عکس های آنچنانی می ذاری بعد تازه نامردی می کنی اون جای عکس رو هم می بری پشت نرده ی پله ها تا دل علما خون بشه؟ واقعا شرم نمی کنی؟ نمی ترسی پدرخوانده ها عدیدالزوجات وبلاگستان حکم الحادت را بزنند و لوگو و لینکت را بردارند؟ نه واقعا تو از روی ساماندهی شرم نمی کنی؟

    ضمنا: کلک توام؟

    پاسخ

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
    
       
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون جهاد مقدس (۱۲۰)
    • راهنما خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون راهنما (۱۱)
    • رایانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون رایانه (۲۹)
    • روزانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون روزانه (۶)
    • شرحانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون شرحانه (۴۳)
    • لبخند هایت خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 2.9.2 استفاده می کند.
      

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش