وبلاگستان خط خطی | Pat.Riot | MohammadAli's Persian Weblog
 
وبلاگستان خط خطی

درست در زمانی که شما، به چیزی فکر می‌کنید و این فکر کردن شما، با دیگران، متفاوت است، نا‌خواسته یک خط کشی جدید در حافظه‌ی جامعه‌‌یتان ایجاد کرده‌اید. خطی که میان شما و «بقیه» قرار می‌گیرد. خطی که شما را از «دیگران» متمایز می‌کند. و نهایتاً خطی که شما را «غیر خودی» معرفی می‌کند.

***

این خصیصه از رفتار‌های اجتماعی ما، به وبلاگ‌هایمان و روابط آن‌لاینمان هم منتقل شده‌است. زمانی که یک وبلاگ‌نویس، بر خلاف «بقیه»، فکر می‌کند که «وبلاگ‌ستان بی‌ دین و ایمون» شده‌است ، میان او و دیگران خط‌های پر‌رنگی کشیده می‌شود. یا زمانی که «حسین درخشان» پروژه‌ی «کنش‌های ارگانیک و غیر ارگانیک‌ش» را بیان می‌کند، به یک عنصر «متفاوت» تبدیل می‌شود؛ حتی اگر تا دیروز او را از خودمان می‌دانسته‌ایم.

یا زمانی که «بامدادی» از جایی احساس خطر می‌کند که دیگران خطری از جانب او حس نمی‌کنند یا این خطر را چندان مهم نمی‌دانند، با صراحت می‌گوییم که بامدادی «سمت و سوی نگاهش کمی متفاوت ه» این البته به خودی خود، تا زمانی که منجر به خط‌کشی نشود، ایرادی ندارد. اما منصفانه بگویید، کدام‌یک از ما سمت و سوی نگاهمان، در همه‌ی موارد مثل هم است؟

می‌دانید که نتیجه‌ی خط‌کشی‌های ایدئولوژیک، توهم اکثریت است. یعنی چند روز که بگذرد، وهم برمان می‌دارد که «صدای غالب» همراه ماست. مثل ماست. من به این می‌گویم «توهم اکثریت»

جامعه‌ی ما، و به تبع جامعه‌ی وبلاگ‌یمان، سیاست زده‌است. متفاوت بودن را به مخالف بودن، و مخالف بودن را به رقابت سیاسی و رقابت را به دشمنی تعبیر می‌کند. تا آن‌جا که حتی وقتی یک وبلاگ‌نویس جوان و غیر‌سیاسی، در معرفی خودش، صداقت به خرج می‌دهد و آن‌چیزی را نمی‌گوید که بقیه بیان می‌کنند، و سعی می‌کند عقاید خودش را برای «دیگران» توضیح بدهد و از آن‌ها دفاع کند، در جمع «کثرت‌گرایمان» او را محاکمه می‌کنیم. یک محاکمه‌ی قرون وسطایی. گالیله‌ای در میان «دیگران»

اشتباه نکنید؛ مراد من، حقیقت نیست و این‌که چه کسی حقیقت را می‌گوید. ممکن است این «حقیقت» همراه با اکثریت باشد و ممکن است نباشد. تنها به این فکر کنید که چرا ما سر یک میز رستوران، چند نوع غذا سفارش می‌‌دهیم و کنار هم می‌نشینیم، از هر دری صحبت می‌کنیم و «خوش می‌گذرانیم» اما نمی‌توانیم با کسی که مثل ما فکر نمی‌کند، همراه شویم یا دست‌کم، اجازه‌ی صحبت به او بدهیم. من می‌گویم، روزهای خوش وبلاگ‌شهر، را تلخ نکنیم!

***

درست در زمانی که کلید‌های نرم کیبوردتان را می‌فشارید و قرار است تا دقایقی دیگر، یک دید تازه به روزمرگی‌ها تولید شود، به خط‌کشی‌هایی که به موازات رفتار شما، در اطرافتان خلق می‌شود فکر کنید. به نظمی که تشنه‌ی سکون و یک‌دستی شده‌است. به «سیستم»‌ی که هرگونه ناهماهنگی را هضم خواهد کرد. به نظامی که شعار «آزادی دیالوگ» را مدام تکرار می‌کند ولی دیالوگی را می‌پذیرد، اجازه‌ی نمو می‌دهد و به آن برچسب نمی‌زند که «هماهنگ» باشد. «آزادی دیالوگ هماهنگ»

تا به حال فکر کرده‌اید چرا؟

پ.ن:‌
+چرا مهم است بامداد ساکت نشود
+به نظرم مشکل کامنتها جدیه!
+نگذارید این صدا خاموش شود

 

۸ پیام برای « وبلاگستان خط خطی » ارسال شده است
  • سلام
    مدتی است که موضوعی ذهنم را مشغول کرده ولی به جواب نمی رسم،
    که: شاید بتوان از شروع یک بحث آن هم از نوع جنجال بر انگیز در وبلاگ شهر جلوگیری کرد ولی آیا درست است ، در زمانی که بحثی آغاز شده از عقاید دفاع نکرد یا هم رنگ جماعت شد یا مثل همان گالیله از مواضع کوتاه آمد ؟

    پاسخ

  • سلام
    خیلی جالب بود که شما به این موضوع پرداختید
    یعنی نفهمیدم دلیلتون برای نوشتن این پست چی بود؟
    فکر می‌کنم این خط کشی‌ها به تبع حقیقت یا عدم حقیقته. نه چیز دیگه…
    موفق باشید
    یا علی

    پاسخ

  • @Aye:
    علیکم السلام؛
    کوتاه امدن که قطعا پاک کردن صورت مسئله‌است، اما شاید بشود از بحث کردن بر سر مسائلی که طرفین در باره‌ی آن‌ها پایه‌های مشترک ندارند، صرف نظر کرد. اگر هم صحبتی آغاز شد، حرف‌های یکدیگر را می شنویم، ولی نیازی نیست حتما به نتیجه‌ی مشترکی هم برسیم. این نظر من است.

    پاسخ

  • @ فانی:
    سلام؛
    دلیلش واقعا این بود که دلم نمی‌خواهد «روزهای خوش وبلاگ‌شهر» تلخ شوند. همین.
    البته در خصوص حقیقت با شما هم‌عقیده نیستم.

    پاسخ

  • هم زهرا در وبلاگش خوب نوشته هم تو… . مسئله ای که هست اینه که اینقدر رویای فضای مجازی برایمان مهم می شود مبحث قانون گذاری و رعایت حریم افراد پررنگ می شود. به خصوص در ایران در یک کشور اسلامی و معید حفظ حریم افراد این مسئله باید حل شود. فکر میکنم نظارت خاصی مبنی بر پلیس اینترنتی طرح بسایر جالبی باشد. چیزی که در آن طرف آب به نام Versign و یا دیگر شرکت ها وجود دارد.

    چرا باید دوستان من وقتی به وبلاگستان دعوتشان می کنم ، نباید رفتار متقابل خوبی داشته باشند. یعنی ما همیشه باید از وبلاگستان خاطرات بدی داشته باشیم.

    بحث خوبی بود.
    عالی بود. موفق باشی.

    پاسخ

  • خیلی توپ بود. گاهی فراموش می کنیم همین ساده ها را …

    پاسخ

  • عالی نوشتی :)

    پاسخ

  • ممنون به خاطر این پست!
    یادتان هست درباره حرکت به سمت ثبات و کند شدن شیب ها حرف می زدم.
    ما در حال رشدیم و از این بابت باید خوشحال باشیم.

    دعا کنید وبلاگ ما هم کم کمک سروسامان بگیرد!

    پاسخ

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
    
       
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون جهاد مقدس (۱۲۰)
    • راهنما خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون راهنما (۱۱)
    • رایانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون رایانه (۲۹)
    • روزانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون روزانه (۶)
    • شرحانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون شرحانه (۴۳)
    • لبخند هایت خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 2.9.2 استفاده می کند.
      

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش