درست در زمانی که شما، به چیزی فکر میکنید و این فکر کردن شما، با دیگران، متفاوت است، ناخواسته یک خط کشی جدید در حافظهی جامعهیتان ایجاد کردهاید. خطی که میان شما و «بقیه» قرار میگیرد. خطی که شما را از «دیگران» متمایز میکند. و نهایتاً خطی که شما را «غیر خودی» معرفی میکند.
***
این خصیصه از رفتارهای اجتماعی ما، به وبلاگهایمان و روابط آنلاینمان هم منتقل شدهاست. زمانی که یک وبلاگنویس، بر خلاف «بقیه»، فکر میکند که «وبلاگستان بی دین و ایمون» شدهاست ، میان او و دیگران خطهای پررنگی کشیده میشود. یا زمانی که «حسین درخشان» پروژهی «کنشهای ارگانیک و غیر ارگانیکش» را بیان میکند، به یک عنصر «متفاوت» تبدیل میشود؛ حتی اگر تا دیروز او را از خودمان میدانستهایم.
یا زمانی که «بامدادی» از جایی احساس خطر میکند که دیگران خطری از جانب او حس نمیکنند یا این خطر را چندان مهم نمیدانند، با صراحت میگوییم که بامدادی «سمت و سوی نگاهش کمی متفاوت ه» این البته به خودی خود، تا زمانی که منجر به خطکشی نشود، ایرادی ندارد. اما منصفانه بگویید، کدامیک از ما سمت و سوی نگاهمان، در همهی موارد مثل هم است؟
میدانید که نتیجهی خطکشیهای ایدئولوژیک، توهم اکثریت است. یعنی چند روز که بگذرد، وهم برمان میدارد که «صدای غالب» همراه ماست. مثل ماست. من به این میگویم «توهم اکثریت»
جامعهی ما، و به تبع جامعهی وبلاگیمان، سیاست زدهاست. متفاوت بودن را به مخالف بودن، و مخالف بودن را به رقابت سیاسی و رقابت را به دشمنی تعبیر میکند. تا آنجا که حتی وقتی یک وبلاگنویس جوان و غیرسیاسی، در معرفی خودش، صداقت به خرج میدهد و آنچیزی را نمیگوید که بقیه بیان میکنند، و سعی میکند عقاید خودش را برای «دیگران» توضیح بدهد و از آنها دفاع کند، در جمع «کثرتگرایمان» او را محاکمه میکنیم. یک محاکمهی قرون وسطایی. گالیلهای در میان «دیگران»
اشتباه نکنید؛ مراد من، حقیقت نیست و اینکه چه کسی حقیقت را میگوید. ممکن است این «حقیقت» همراه با اکثریت باشد و ممکن است نباشد. تنها به این فکر کنید که چرا ما سر یک میز رستوران، چند نوع غذا سفارش میدهیم و کنار هم مینشینیم، از هر دری صحبت میکنیم و «خوش میگذرانیم» اما نمیتوانیم با کسی که مثل ما فکر نمیکند، همراه شویم یا دستکم، اجازهی صحبت به او بدهیم. من میگویم، روزهای خوش وبلاگشهر، را تلخ نکنیم!
***
درست در زمانی که کلیدهای نرم کیبوردتان را میفشارید و قرار است تا دقایقی دیگر، یک دید تازه به روزمرگیها تولید شود، به خطکشیهایی که به موازات رفتار شما، در اطرافتان خلق میشود فکر کنید. به نظمی که تشنهی سکون و یکدستی شدهاست. به «سیستم»ی که هرگونه ناهماهنگی را هضم خواهد کرد. به نظامی که شعار «آزادی دیالوگ» را مدام تکرار میکند ولی دیالوگی را میپذیرد، اجازهی نمو میدهد و به آن برچسب نمیزند که «هماهنگ» باشد. «آزادی دیالوگ هماهنگ»
تا به حال فکر کردهاید چرا؟
پ.ن:
+چرا مهم است بامداد ساکت نشود
+به نظرم مشکل کامنتها جدیه!
+نگذارید این صدا خاموش شود
















و به ساعت ۱۱:۳۷ ب.ظ
سلام
مدتی است که موضوعی ذهنم را مشغول کرده ولی به جواب نمی رسم،
که: شاید بتوان از شروع یک بحث آن هم از نوع جنجال بر انگیز در وبلاگ شهر جلوگیری کرد ولی آیا درست است ، در زمانی که بحثی آغاز شده از عقاید دفاع نکرد یا هم رنگ جماعت شد یا مثل همان گالیله از مواضع کوتاه آمد ؟
پاسخ
و به ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ
سلام
خیلی جالب بود که شما به این موضوع پرداختید
یعنی نفهمیدم دلیلتون برای نوشتن این پست چی بود؟
فکر میکنم این خط کشیها به تبع حقیقت یا عدم حقیقته. نه چیز دیگه…
موفق باشید
یا علی
پاسخ
و به ساعت ۳:۳۰ ق.ظ
@Aye:
علیکم السلام؛
کوتاه امدن که قطعا پاک کردن صورت مسئلهاست، اما شاید بشود از بحث کردن بر سر مسائلی که طرفین در بارهی آنها پایههای مشترک ندارند، صرف نظر کرد. اگر هم صحبتی آغاز شد، حرفهای یکدیگر را می شنویم، ولی نیازی نیست حتما به نتیجهی مشترکی هم برسیم. این نظر من است.
پاسخ
و به ساعت ۳:۳۲ ق.ظ
@ فانی:
سلام؛
دلیلش واقعا این بود که دلم نمیخواهد «روزهای خوش وبلاگشهر» تلخ شوند. همین.
البته در خصوص حقیقت با شما همعقیده نیستم.
پاسخ
و به ساعت ۱۰:۲۰ ق.ظ
هم زهرا در وبلاگش خوب نوشته هم تو… . مسئله ای که هست اینه که اینقدر رویای فضای مجازی برایمان مهم می شود مبحث قانون گذاری و رعایت حریم افراد پررنگ می شود. به خصوص در ایران در یک کشور اسلامی و معید حفظ حریم افراد این مسئله باید حل شود. فکر میکنم نظارت خاصی مبنی بر پلیس اینترنتی طرح بسایر جالبی باشد. چیزی که در آن طرف آب به نام Versign و یا دیگر شرکت ها وجود دارد.
چرا باید دوستان من وقتی به وبلاگستان دعوتشان می کنم ، نباید رفتار متقابل خوبی داشته باشند. یعنی ما همیشه باید از وبلاگستان خاطرات بدی داشته باشیم.
بحث خوبی بود.
عالی بود. موفق باشی.
پاسخ
و به ساعت ۱۲:۲۳ ب.ظ
خیلی توپ بود. گاهی فراموش می کنیم همین ساده ها را …
پاسخ
و به ساعت ۱۱:۳۰ ب.ظ
عالی نوشتی :)
پاسخ
و به ساعت ۱۱:۱۶ ب.ظ
ممنون به خاطر این پست!
یادتان هست درباره حرکت به سمت ثبات و کند شدن شیب ها حرف می زدم.
ما در حال رشدیم و از این بابت باید خوشحال باشیم.
دعا کنید وبلاگ ما هم کم کمک سروسامان بگیرد!
پاسخ