وبلاگنویسی برای من هیچ وقت مقولهای نبودهاست که بخواهم فراموشش کنم. اما دورانهای فترتی داشتهام که فکر میکنم لازم هم بودهاند.
جمعبندی شرایط فعلی کشور نشان میدهد “مسئله”ی اعتراض میرحسین موسوی به نتیجهی انتخابات از دیروز (چهارشنبه) وارد فاز جدیدی شدهاست. به عبارت دیگر راهبرد نظام ج. ا. در برخورد با اعتراض غیر مستند آقای موسوی تا پیش از این، رافت و همکاری در جهت بررسی موارد اختلافی تا رفع هرگونه شبهه و سوال بودهاست؛ آن هم در شرایطی که نه تنها ایشان مصادیق مشخصی از آنچه “تقلب گسترده” در انتخابات مینامد ارائه نکردهاست که سعی در بر هم زدن نظم عمومی و “احساسی” کردن فضای رسانهای کشور نیز کردهاست.

اما از زمانی که اعتراض آرام! موسوی جنبهی جنائی پیدا کرد مشاهده میشود رویکرد رافت نظام به سمت دیگری در حال چرخش است.
تصور من این است که نظام نه از جهت حفظ میرحسین موسوی در دامان انقلاب و جلوگیری از زاویه پیدا کردن او با انقلاب اسلامی (که اساسا امروزه نمیتوان ایشان را از مهرههای موثر در آیندهی سیاسی کشور دانست؛ حتی در صورتی که امروز بر مسند ریاستجمهوری ایران تکیه زده بود) که بیشتر با هدف سلب خوراک رسانهای از بلندگوهای فرامرزی و کشورهای خارجی و جلوگیری از ایجاد فشار سیاسی جدید در آغاز دهه 4 انقلاب اسلامی، مایل بوده و هست تا موسوی را به کانالهای رسمی تعبیه شده در ساز و کار نظارتی کشور هدایت کند.
اما از زمانی که اعتراض “آرام” (یعنی بدون خشونت!) موسوی جنبهی جنائی پیدا کرد و خصوصاً بعد از آنکه وی از شرکت در راهپیمائی وحدت سرباز زد واقدام به برگزاری راهپیمائی “آرام” بدون مجوزی کرد که با سخنرانی چهرهی جنجالی چون فائزه هاشمی همراه بود، به وضوح مشاهده میشود که آرام آرام رویکرد رافت نظام به سمت دیگری در حال چرخش است.
اگر چه تا پیش از این موسوی حتی در ظاهر هم عدم همراهی خود را با نظام نشان دادهبود و رسماً کانال نظارتی کشور را فاقد بیطرفی و کارائی لازم اعلام کردهبود ولی رهبر انقلاب ترجیح داد ضمن تاکید بر آنکه رئیسجمهور منتخب مشخص شدهاست، شورای نگهبان را به بررسی “خرده فرمایشات” مهندس موسوی بل دید باز و دقت کافی توصیه کند.
صحبتهای دیشب حدادعادل اما اولین تذکر رسمی نظام به میرحسین موسوی بود که اگر قصد ندارد رفتار “بزرگسالانه” با مسائل سیاسی روز داشتهباشد، ج. ا. چندان ابائی ندارد به شفاف کردن عمق استدلال موسوی بپردازد و یا حتی دست از سرپوش گذاشتن بر عامل اصلی ناآرامیهای اخیر برداشته و به زمینهسازی مهندس موسوی برای اغتشاش و جنایات سازمانیافته اشارهی شفاف بکند. (تکمیلی: پخش صحبتهای توهینآمیز فائزه هاشمی بدون صدا از سیمای جمهوری اسلامی را هم میتوان قدم دوم دانست)
چرا که اگر قبل از ریخته شدن خون دو زن بیگناه و دو سرباز بسیجی، مهندس موسوی رسما به کانالهای رسمی و قانونی برای بررسی اعتراضاتش اعتماد میکرد، میشد از پیگیری نقش “زمینهساز” وی برای ایجاد این خسارات مالی به اموال عمومی و خصوصی گذشت، اما ملاحظه میشود ایشان نه تنها رویکرد “عاقلانه”ای اتخاذ نکردهاست که در اثر ادامه دادن به “خیمهشببازی اعتراضات خیابانی” ایشان، خون بیگناهانی بر زمین ریختهاست که غیر قابل گذشت است. (و حضرت ایشان همچنان دعوت به راهپیمائی و تجمع بدون مجوز میکنند.)
به نظر من از آنجا که میرحسین موسوی چه اثباتا و چه نفیا، پتانسیل لازم برای ایجاد “مسئله” برای نظام ج. ا. را ندارد، بهتر است پیش از آنکه علاوه بر وجههی “حمایت از اشرافیگری خاندان هاشمی” و “زیر پا گذاشتن سادهترین اصول دموکراسی”، برچسب “زمینهسازی برای قتل، ترور و نا امنی” نیز به مجموعهی افتخاراتی که وی در این 3 ماههی منتهی به انتخابات و روزهای پس از آن کسب کردهاست، اضافه شود، سر به حکم عقل بنهد و “متمدنانه” و “آقاوار” به حل و فصل اعتراضات غیر مشخص خورد بپردازد. چرا که امروز ایشان در جایگاهی نیست که بتواند شکست انتخاباتیاش را دست کم با امتیاز گیری برای اصلاحطلبان به پایان برساند.
















و به ساعت ۶:۰۸ ب.ظ
خیلی خوشحالم که می بینم دوباره می نویسی.چند نکته به نظرم می رسه:
۱-به نظر من عملکرد موسوی از شب انتخابات به بعد به هیچ وجه قابل دفاع نیست.من هم هنوز با هیچ شاهد ودلیل قابل اعتنایی در مورد تقلب انتخاباتی روبه رو نشده ام و چندان اعتقادی به این امر ندارم.
۲-به نظرم بهتر بود ایشون راهکارهای قانونی رو پی می گرفت و در هر حال با اتکا به رای ۱۳ میلیونی خودش به سمت تشکیل یک حزب فراگیر و واقعی می رفت تا گامی ارزشمند در راستای ارتقاء فرهنگ سیاسی کشور برداره.حیف که به نظرم این سرمایه از دست رفت.
۳-در دوران اصلاحات بسیار نالیدیم از کارشکنی ها که در برابر خاتمی شد.باید صراحتا بگم هرچند از احمدی نژاد دل خوشی ندارم، ولی برخوردی که از طرف اصلاح طلبان با انتخاب او شد اگر نگویم در حد خیانت بود لا اقل می شه اون رو یک کارشکنی بزرگ و غیراخلاقی به حساب آورد.
۴-در مورد ناآرامی های اخیر به نظرم مدیریت دوستان در وزارت کشور و … هم بسیار ضعیف بود.به نظر من باید به راهپیمایی طرفداران میرحسین مجوز داده می شد وفکر می کنم در این صورت زمینه برای اغتشاش کمتر فراهم می اومد.به علاوه باید کمتر حرف های تحریک کننده زده میشد.
در ضمن وحشی گری های یگان ویژه و برخوردهایی که با دانشجویان شد رو هم نباید از نظر دور داشت.
۵- در پایان باید بگم من به پایبندی به قانون در شرایط فعلی کشور جدا معتقدم و فکر می کنم همه باید در چارچوب قانون حرکت کنند.امروز من اقدام میرحسین رو محکوم می کنم ولی در عین حال بی قانونی های احمدی نژاد رو هم محکوم می دونم.صحبت های او در مناظره مصداق بارز بی قانونی و بی اعتنایی به دستگاه قضایی بود.اگه ایشون مجاز باشه دستگاه قضایی رو زیر سوال ببره و اینطوری یکه تازی کنه میرحسین هم حق داره به شورای نگهبان و دولت در انتخابات بی اعتنا و بی اعتماد باشه.هر دو طرف راه غلطی رو در پیش گرفتند.
پاسخ
و به ساعت ۹:۰۲ ب.ظ
به مورد ۴ امنیتی تر کردن فضای جامعه با جلوگیری از گردش اطلاعات(فیلترینگ وسیع،کاهش سرعت اینترنت) رو هم اضافه کن.
پاسخ
و به ساعت ۷:۰۷ ب.ظ
age cheshatoono va konid va bedoor az taasob be masael negah konid mifahmid ke hagh ba kiyeh .ta key mikhayn monkereh hame chiz bashin ta key be esme eslam va mosalmani bad tar az har diktatore vahshi be bahaneyeh peyravi az velayateh ahmagh va kasifeh faghih ba bi tafavoti hame chizo enkar konid.mageh oonayi ke mordan adam naboodan mageh khonevadeh nadaran shoma ke kotak khordaneh yek siyah poosteh emrikayiro to boogh va karna mikonin chetoon shodeh ke koshteh shodan mazloomaneyeh farzandane mamlekatetoon ra nemibinid.ta be key tazahor ta be key dorogh.az oon rahbareh kasif ta oon raes jomhooreh najes va khodforokhteh va nokareh arab hamatoon pastin.faghat khoda javabeh hameyeh in bi hormatiha in mazlom koshiha in kesafat kariyeh hamyeh aghayoon be zaher adame dar baten kaftaro bedeh.
پاسخ
و به ساعت ۸:۳۶ ب.ظ
در ضمن یک پست در مورد انتخابات گذاشتم.دوست دارم نظرت رو بدونم.
پاسخ