دیروز و امروز هوای این‌جا هم غبار آلود بود. البته به خاطر موقعیت جغرافیائی اصفهان، معمولا هیچ وقت یک شرایط آب‌ و هوایی “خاص” درش اتفاق نمی‌افتد؛ به جز روز‌هایی که سطح آلاینده‌ها هوا زیاد می‌شود و از آن بالا (دانشکده‌ی فنی) می‌شود دید که چه‌طور شهر در یک لایه‌ی زرد تیره با رگه‌های سیاه فرو رفته‌است.

اما مشکل اصلی اصفهان، نوع ساختار خیابان بندی و بافت تلفیقی شهر است. یعنی از آن‌جایی که بخش مرکزی شاهراه مواصلاتی شمال به جنوب را خیابان‌های “چهارباغ” تشکیل داده‌اند و حاشیه‌ی آن‌ها هم عموما بافت سنتی و باستانی است، در روز‌های با آلودگی بالا (و یا مثل دیروز، غبار آلود) وضعیت هوای شهر در ناحیه‌ی مرکزی خیلی بد می‌شود. دقت کنید که علاوه بر وجود اماکن باستانی در این منطقه، تقریبا مهم‌ترین قطب خرید و فروش – مارکتیگ – شهر هم محسوب می‌شود و اکثر سینما‌های شهر هم در این بخش قرار گرفته‌اند.

پارک شهید رجائی و عمارت بهاری هشت بهشت در انتهای تصویر

پارک شهید رجائی و عمارت بهاری هشت بهشت در انتهای تصویر

باز وجود فضای سبز با حجم انبوه درختان قدیمی (پارک شهید رجائی) در این قسمت از شهر یک موهبت تاریخی است که اگر نبود، وضعیت به مراتب بد تر می‌شد. به این موارد، خشک بودن زاینده رود را هم باید اضافه کنید، که هم در روحیه مردم و هم در وضعیت آب‌ و هوایی شهر تاثیر مهمی دارد.

با توجه به مسائلی که گفتم، مشکل شهر اصفهان، نبود بزرگ‌راه یا گستردگی سیستم حمل و نقل عمومی نیست؛ مشکل در عدم امکان ایجاد مسیر‌های جایگزین برای عبور و مرور از مرکز شهر است. شاید به همین دلیل باشد که اجرای پروژه قطار شهری (با وجود تهدیداتی که ممکن است متوجه بخشی از بافت باستانی شهر بکند) یک امر حیاتی محسوب می‌شود. یعنی شاید تنها راه کم کردن ترافیک غیر قابل انتقال خیابان‌های مرکزی شهر، استفاده از مترو باشد.

البته به این نکته هم توجه کنید که در سال‌های آغاز دهه‌ی 70، عبور و مرور خودرو از روی سی و سه پل به دلیل فشار سنگین روی پل و لرزش ناشی از عبور اتومبیل ممنوع شد. همین مسئله در خصوص میدان امام هم اتفاق افتاد. به عبارت دیگر، شاید اجرای مترو و حذف ترافیک خودرویی در خیابان چهار باغ به نوعی در جهت حفاظت از بافت خاص این منطقه نیز باشد.