چه دلتنگم در این آدینهها، آیا تو میدانی؟
وقتی با مداد روی کاغذ مینویسی این حسن را دارد که میشود بخشی از احساس و جزئیات روحیت را در مقدار فشار دست روی کاغذ یا نرم یا سخت بودن انحنای لغات بروز دهی. چه کیفی دارد موقع گذاشتن نقطهی «غم» آنقدر به مداد فشار بیاوری تا وقتی نوک آن میشکند، گرد سیاهش بپاشد روی [...]
شنیدهای میگویند «بعضیها مثل تو فیلمها عاشق میشوند» ؟ اما این روزها کدام کارمان مثل تو فیلمها نیست؟ دور و برت را نگاه کن. گاهی فکر میکنیم داریم زندگی میکنیم. اما رفتارهایمان بیشتر شبیه نقش بازی کردن است.
یادم میآید خیلی وقت پیشها موقع «خداحافظی» میگفتیم «خداحافظ»! نمیدانم بهخاطر فاصلهایست که از حقیقت گرفتهایم یا [...]
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
رحم کن بر من مسکین و [...]
راستش را بخواهی، مشکل – یا بهتر است بگویم – مسئله زمانی آغاز شد که اینترنت واقعاً پرسرعت دانشکده باعث شد عطای دایال – آپ را به لقایش (یا برعکس) ببخشم! این شد که ADSL2 وارد زندگی من شد و یک تعلیق نسبتاً قوی در ماجرای روزمرگیهایم ایجاد کرد! اما افسوس که فقدان نرمافزارهای لازم [...]
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۲۷)
- جمهوری اسلامی
(۳)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۱)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۲)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۲)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۸)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۷)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۵)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۱۹)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۶)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۵)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟















