برای ایرانی نبودن فیلم حکم، همین یک دلیل کافی است که لیلا حاتمی از اول تا آخر فیلم، لاتکس پوشیده است! اما خوب، کی گفته اگه یک فیلم ایرانی نبود، نباس فیلم موفقی هم باشه؟
چه طور میشود از یک آدم ترسویِ بداخلاقِ وسواسیِ چاقِ کوتاهِ اتوکشیدهیِ کچل، یک کاراکتر محبوب و قهرمان ساخت؟ فکر میکنم پاسخ به این پرسش میتواند بخشی از مهارت مورد نیاز برای نویسندگی را بیان کند!
::
پ.ن: اگر کمتر می نویسم به این دلیل است که تصمیم دارم مدتی را صرف بارور تر! شدن قلمِ شکسته [...]
40 روز تا عاشورا …
40 فریاد مردانه …
40 شب، پارسایی …
40 روز، مجاهده …
40 روز مانده است تا … تا روز واقعه.
پ.ن : حیلی ها از امروز شروع می کنند 40 زیارت عاشورا می خوانند؛ شما می خواهی تعبیر سیر روحانی بکن، نمی خواهی مراقبه فرضش کن. دوست نداری … بگذر از این دیر!
از آنجا که تمرکز اصلی من روی کارهای روزانهام در زمانی است که همه در خواب ناز هستند! و اصولاً آدمها در طول شب وعدهی غذایی معینی میل نمیکنند، در طی این چند سال مهارت قابل قبولی در تهیهی انواع میانوعدههای شرقی و غربی پیدا کردهام. راستش را بخواهید، هر وقت گرسنه میشوم مغزم قفل [...]
یادت هست هنوز، آن 4شنبه شب بارانی را؟ وقتی وسوسهی عطر زمین بارانزده، سکون لحظههای مرا، به دویدن کودکانه بدل کرد، من بودم و همهی تنهاییهایم.
…
«انسان موجود قابل ترحمی است!» این نظر شخصی من است. وقتی آدم میایسته زیر هجوم خنک قطرهها و دستهاش رو باز میکنه، یک لرزش خفیف میدود توی وجودش و بعد [...]
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۲۷)
- جمهوری اسلامی
(۳)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۱)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۲)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۲)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۸)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۷)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۵)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۱۹)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۶)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۵)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟















