فامیل حقیر، به استناد سجلدمان، «طائبی» است با طای دستهدار. هنوز هم که هنوز است! نسبت فامیلی با این جناب مشایی پیدا نکردهایم. این را منباب جنگ اول گفتیم حضورتان. دیگر اینکه اگر، خدا قبول کند، ما هم آنقدر، خرده تعلقات مذهبی داریم که باعث شود از عملکرد معاون رئیس جمهور گله مند باشیم. [...]
ای شما!
ای تمام نامهای هر کجا؛
از شما سوال میکنم:
نام یک غریبه را
در شمار نامهایتان اضافه میکنید؟
یک نفر که تا همین دو روز پیش
منکر نیاز گنگ سنگ بود.
گریهی گیاه را نمیسرود،
آه را نمیسرود،
شعر شانههای بیپناه را،
غربت نگاه بیگناه را،
و سکوت یک سلام
در میان راه را نمیسرود.
نیمههای شب نبض ماه را [...]
حکماً چکاندن این ماشه، همیشه زهرهی شیر نمیخواهد. فهم این مطلب که آنچه در امتداد چشم تو و نوک اسلحه است، لیاقت یک تکه سرب داغ را دارد، کفایت میکند.
اگر بپذیریم که ناعدالتی و تبعیض علیه زنان، اولین بار در اروپا منجر به پدید آمدن جنبشهای زنان برای پایاندادن به ظلم و ستم مردانه شدهاست، حقیقتا باید این جنبشها را تکریم کنیم. چرا که حرکت در جهت احقاق حق، ذاتاً دارای احترام است.
اما خیلی زود، درست در زمانی که این حرکتهای حقطلبانه به سمت [...]
دموکراسیِ مطلق، قطعاً نمیتواند یک مدل حکومتی آرمانی باشد؛ چرا که اگر بپذیریم هر حکومتی – ار هر شکل و فرمش – لاجرم بخشی از آزادیهای بشر را از طریق دستهبندی آنها به آزادیهای مشروع و نا مشروع محدود میکند؛ هیچ انسانی نسبت به انسان دیگر آنقدر برتری ندارد تا مجاز باشد حدود آزادی او [...]
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۲۷)
- جمهوری اسلامی
(۳)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۱)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۲)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۲)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۸)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۷)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۵)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۱۹)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۶)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۵)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟















