2009 ژانویه | Pat.Riot | MohammadAli's Persian Weblog
 
حکایت مستی و چای و لپ‌تاپ

نزدیک خانه‌ی ما، سال‌هاست دهه‌ی سوم محرم، صبح‌ها روضه‌ی ابا‌عبد‌الله برپاست. خانه‌ی کوچکی است. روضه‌های صبح هم مشتری خودش را دارد. آدم‌هایی که می‌آیند زیاد در بند فضای‌ بیرونی نیستند. حال و هوای صمیمی دارند. آمده‌اند تسلیت بگویند. نکته‌ای بشنوند و اشکی بریزند.
امسال اما روحانی‌های سابق را دعوت نکرده‌بودند. نمی‌دانم چرا و زیاد هم مهم [...]


 
صدایی از دور دست

حرکت بین مار‌پیچ‌های ساخت دست بشر، معادلات بین‌المللی، پدیده‌های اجتماعی، تاثیرات متقابل دولت‌ها و باز‌خورد عمل خارج از قائده، اخلاقیات و نظام‌های دیپلماتیک، اصول بهداشتی و تقابل میان منابع یا منافع و مسائلی از این قبیل، گاهی آن‌قدر سخت و جان‌فرسا می‌شود که آدم هوس می‌کند زندگی‌ش -زندگی آکنده از اندوه پاک یا نا‌پاک- فقط [...]


 
همه‌ی تصمیم‌ها در واشنگتن گرفته نمی‌شود

صرف تغییر سکاندار جمهوری آمریکا برای من اهمیت زیادی ندارد. حتی این نکته که رئیس‌جمهور جدید یک سیاه‌پوست است یا این‌که نامزد حزب دموکرات بوده‌است چندان جذابیتی برای من ندارد. اما چیزی که باعث می‌شود نسبت به آغاز فعالیت باراک اوباما توجه بیشتری داشته‌باشم، شعار «تغییر» است که او بر آن بسیار تاکید می‌کند. تغییر [...]


 
پاپوش‌های من؛ پاپوش‌های با مرام من

خانم والده، مدت‌هاست به اودکلن جات حساسیت دارند. برای همین شیشه‌ی اسپری و اودکلن ما، عوض کنار آئینه و روز میز، همنشین جا‌کفشی پشت در است. جاکفشی را هم اگر نمی‌شناسید، می‌گویند کمد چوبی‌است که کفش‌ها و لوازم کفش را در آن می‌گذارند. می‌گویم «می‌گویند» چون کفش‌های من یکی تا الان درون همچین قفسی نرفته‌اند. [...]


 
این چند نفر در ابتدای راه

حسام مطهری ، از آن سردبیر‌هایی است که مدیر مسئول‌ها می‌توانند با خیال راحت به او اعتماد کنند و سر فرصت(!) برسند به مدیریت مسئولیتشان. پیگیری که او دارد باعث می‌شود عقب افتادن از برنامه‌ها تقریباً غیر ممکن شود؛ با این همه تا به‌حال ندیده‌ام از دایره‌ی انصاف خارج شود. در اوج خستگی‌اش، کافی است [...]


 
Page 1 of 212»

     
     
     
    شهید من

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




    شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
    فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
    روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

    نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
    در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
    گرایش ها

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


  • از نگاه لنز‌ها خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون از نگاه لنز‌ها (۲)
  • اشراق خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون اشراق (۶)
  • این روز‌های ناب خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون این روز‌های ناب (۸)
  • جهاد مقدس خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون جهاد مقدس (۱۲۰)
  • راهنما خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون راهنما (۱۱)
  • رایانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون رایانه (۲۹)
  • روزانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون روزانه (۶)
  • شرحانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون شرحانه (۴۳)
  • لبخند هایت خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون لبخند هایت (۱)
  • وقتی من گرسنه می‌شوم خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
  • پیوند‌های روزانه خوراک برای ‌همه‌ی نوشته‌های پیرامون پیوند‌های روزانه (۰)

  • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

    نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
    چند نکته

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 2.9.2 استفاده می کند.
    

    اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
    دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
    اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
    مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
    در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
    تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
    چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
    امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
    آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

     

    تماس با من

     

    عکاسخانه
    www.flickr.com
    This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

     

    زندگی اجتماعی

     

    آشنایان دیروز، دوستان امروز

     

    ديگر پايگاه ها

     

    آي. تي نويسان

     

    آرشیو ماهیانه


     

    حمایت
     

    بمب گوگلی

     

    طراحی و اجرا

     

    شمارش