یا وقتی صدا و سیما خوب عمل می کند ! (البته می دانم ربطی به صدا و سیما ندارد ها !!! )
دو قسمت مستند به اسم دموکراسی در شب های گذشته از شبکه اول سیما پخش شد. در این میان بازخوردهای متفاوتی رو مشاهدهکردیم . چند نکته درباره این برنامه به ذهنم میرسه که مختصراْ اینجا مینویسم:
1. اگر چه ترکیب 2 بخش اصلی برنامه (اعترافات سه نفر مورد نظر و مستندی که در ارتباط با انقلابهای رنگین بود ) کمی گیج کنندهبود ولی از این جهت که چند هدف کلی رو پوشش میداد، مطلوب به نظر میرسید .
2. در بخشی از برنامه به خوبی سابقه فعالیتهای بنیاد سوروس در زمینه طرحریزی و پشتیبانی از انقلابهای رنگی بیان شد. (مستندی که فکر کنم ساخت روسیه بود )
3. دو روی سکه فعالیتهای موسسه ای مانند سوروس آن هم از زبان کیان تاجبخش شنیدنیبود . در وجه ظاهری فعالیتهائی همچون افزایش سطح آگاهی عمومی، ارتقای دانستههای بهداشتی و کمک به بهبود وضع موجود، برگزاری سمینارهای بینالمللی با هدف اصلی تشکیل لابیهای متعدد در ورای برنامه اصلی سمینار، تجهیز کتابخانهها، کمکهای علمی به بنیادها و موسسههای پژوهشی و .. و در باطن امر هم هدفهائی چون تکمیل حلقههای انسانی، آشنا کردن فعالین اجتماعی با یکدیگر، انجام مطالعات اجتماعی با هدف بررسی اشتراکات ایران با کشورهای جدا شده از شوروی، شناسائی نیروهای فعال اجتماعی و بالاخره زمینهسازی برای وقوع یک انقلاب مخملی.
4. مرور اندیشههای شخص جورج سوروس در زمینه گسترش ایده جامعه باز (منشا چنین تفکری و جزئیات آن ) توسط کیان تاجبخش برایم جالببود.
5. بررسی نقش موسسههایی چون ویلسون در زمینه بورس کردن نیروهای همسو (ماجرای علی افشاری که توسط هاله استفندیاری بیان شد )
6. استفاده (سوء استفاده ) از نیروی سرشار جوانی در کنار خامی و سطحی بودن دانستههای اجتماعی در این پروژهها نقش کلیدی دارد .
7. استفاده از تجربیات انقلابهای گذشته و بررسی تفاوتهای جامعه هدف جدید با موارد آزمایش شده گذشته، نشان از بینش حرفهای به مقوله تحولات اجتماعی دارد.
8. تکیه اساسی بر لزوم ایجاد شکاف بین حاکمیت و مردم نکته مهم بعدی است . توجه به ساز و کارهای مورد استفاده خالی از ارزش نیست . اول؛ تلاش در زمینه تضعیف حاکمیت/دولت. دوم؛ تقویت و توانمند سازی تشکلهای غیر دولتی. ( در مورد تجهیز کتابخانههای دانشگاهی تاجبخش به وضوح بیان کرد در این طرح تکیه بر نقش اساسی دادن به یک تشکل غیر دولتی بودهاست. )
9. با توجه به میزان هزینههای صرف شده بر سر چنین پروژههائی توسط آمریکا (هزینه های مالی، انسانی، تحقیقاتی) لزوم توجه بیشتر دوستان ما به طرحهایی چون استحاله از درون و تحولات عمیق داخلی به صورت نرم یا به قول جهانبگلو اصلاحات خشونتگریز به شدت حس می شود . (نقش شخص درخشان در چنین برنامههائی رو بعدا بررسی خواهم کرد. )
10. توجه به این نکته که بزرگترین مانع پیش رو در به ثمر رسیدن یک انقلاب مخملی در ایران نبود سابقه کمونیستی و همین طور قدرت ناچیز تشکل های کارگری/صنفی در ایجاد تحولات اجتماعی همچنین نقش محوری دین و مسجد در سمت دهی و هدایت مردم، لازم است .
11. توجه به عمق خطر انقلابهای مخملین و سازوکارهایی که عموما استفاده میشود میزان هوشیاری و ذکاوت لازم در برخورد با خطراتی که امروزه جمهوری اسلامی را تهدید می کند، به خوبی مشخص می کند .
12. ارتقای سطح فنی و معرفتی (شناخت داخلی / خارجی ) به شدت در بدنه واجا مشهود است . این تحولات عموما در 4 – 5 سال اخیر و خصوصا در طی یک سال و نیم گذشته کاملا احساس می شود ( به نظر می رسد واجا توانسته در این مدت کوتاه ضربات اساسی و ناجوانمردانه دوران اصلاحات را جبران کند. )
13. نوع ارتباط موجود میان چند بنیاد مهم آمریکائی در این حوزه (بنیاد ویلسون، بنیاد سوروس، برنامه OSI و … ) بیانگر مدیریت خوب و منسجم در پروژهها اینچنینی است.
14. در آخر با نگاه به عمق برنامهریزی دقیق و عملیات حساب شده در چند پروژه ای که به آن ها اشاره شد، و همین طور سرعت عمل و ذکاوت واجا در شناسائی و پیگیری چنین برنامه هایی جای بسی امیدواری دارد . ( گویی روز های تلخ گذشته برای واجا به پایان آمده است )
موراد دیگری هم هست که ترجیح میدهم به صورت مفصل در آینده نزدیک بیانکنم.















و به ساعت ۴:۰۶ ب.ظ
عالیه. منتظر بقیه اش هستم.
و به ساعت ۱۰:۰۲ ب.ظ
به اسم دموکراسی رو دیدم، خوب بود، اما می توانست بهتر باشد …
اما در مورد نظرات شما:
به نام او
باسلام به شما دوست گرامی جناب “علی” آقا و تشکر از بابت نظرات دلسوزنه تان.
ضمن عذرخواهی از تاخیر در پاسخگویی، در مورد سه نظر جنابعالی در وبلاگ حقیر به تفکیک پاسخ می دهم:
۱_ گفته اید: « بعضی را می شناسم که از هر حرف و سخن و آدمی که بوی سالهای انقلاب را بدهد می ترسند . می دانی چرا ؟ چون یادشان می آید که چقدر با آن روزهایشان فرق کرده اند !!!! به همین دلیل لجن پراکنی علیه رئیس حمهور را هم از همین نوع می بینم حالا هر چقدر هم که آقای مثلا نقاد !!!! خودش را انقلابی نشان بدهد ، شناخت نقد از تخریب آنقدر ها هم سخت نیست .»
احتمالا منظور شما از «آقای مثلا نقاد» بنده می باشم؟! اگر اینطور است خدمتتان عرض می کنم که بنده مدتی است که دیگر در مورد دولت نقدی نمی نویسم و بیشتر نوشته هایم جنبه ی اطلاع رسانی دارد و خبرها و گفته هایی است که یا در سایت ها و خبرگزاری های رسمی وجود دارد و یا از طریق منابع موثق شنیده ام و نقل کرده ام.
اما آن زمان که بنده خود تحلیلات و نوشته هایی در نقد دولت نوشته ام، هیچکدام توهین، تهمت یا فریب نبوده است. اگر مصداقی از این نوع نوشته ها در وبلاگ بنده یافتید، حتما مطلع ام کنید.
۲_ در مورد پست “در گوشی” فرموده اید: « به فرض که همه این ها صحیح . چون کسی جز شما برش این ها مسلم نشده و دلیل و مدرکی هم وجود نداره گفتنش یعنی مهمل بافتن !!!!»
فکر می کنم انعکاس برخی اخبار در یک وبلاگ شخصی _ حتی اگر تماما دروغ محض باشد _ آنچنان نباید مورد اشکال واقع شود، چون اگر اینگونه باشد باید با چندین هزار وبلاگ هم همینطور برخورد شود و به تک تک نوشته های افراد ایراد وارد کرد و در حقیقت وبلاگ نویسی را تعطیل کرد! ضمن آنکه انعکاس این اخبار از یک وبلاگ در رسانه های دیگر باید با ذکر منبع باشد که در اینصورت قطعا من نوعی مسئول این نوشته ها هستم و توضیح خواهم داد که فلان خبر از زبان چه کسی شنیده شده است و مدارکم چیست.
اگر جنابعالی این نوع حساسیت خود را نسبت به سایت های رسمی و نیمه رسمی نشان دهید که اخبار اشتباه و حتی صحیحی که بقول شما فقط برای خودشان اثبات شده است را در معرض عمومی نمایش می دهند و موجب دعواها و اختلافات گسترده می شوند، داشته باشید بسیار موثرتر و خدایی تر خواهد بود.
۳_ با توضیحاتی، در مورد اینکه دلیل انتشار اخبار مخالف دولت از جانب بنده، حمایت از بعضی کاندیدای روحانی است! گفته اید: « ببینم پسرم ! صرف ملبس بودن به لباس حضرت رسول (ص) تقدس ایجاد می کنه ؟»
خدمتتان عرض کنم که اینها برداشت شماست و بنده نگفتم که چون طرفدار فلانی ام، پس با دولت مخالفم! اتفاقا به همه گفتم و به شما هم می گویم که در هر دو مرحله به جناب آقای احمدی نژاد رای داده ام و از جمله ی کسانی بوده ام که همگان را تشویق به رای دادن به ایشان می کردم. پس آنچه که شما می گویید از روی بی اطلاعی و صرفا مطالعه ی یک یا دو پست از وبلاگ بنده است.
در آخر در مورد گفتگو صحبت کرده اید و اینکه وبلاگ بنده موجب ناراحتی شما شده است. اگر اینگونه شده عذرخواهی می کنم، اما همانطور که با افراد متعددی بحث داشته ام، اولا اعلام می کنم که حاضرم بصورت اختصاصی با شما هم صحبت داشته باشم و ترجیحا در ایمیل و ثانیا اینکه منتظر شنیدم علت ناراحتی شما از نوشته هایم هستم.
۴_ در مورد آن نظر دهنده و اینکه گفته من را هک می کند، شما گفتید که ممکن است خود من باشم. اما دلیلی وجود ندارد که من خودم را تهدید کنم (مثلا که چه بشود؟ مطرح بشوم؟ یا حامیان دولت را تخریب کنم؟ آنهم با این جملات ابتدایی و متعصبانه؟) و بعد بیایم این تهدید را در یک پست آرشیوی قرار دهم که کسی هم نبیند؟! می توانستم این نظر را تایید نکنم، اما هدفم از تایید و بعد از آن درج در یک پست، این بود که خوانندگان بدانند اگر در آینده این وبلاگ دچار مشکل شد و مطالب موهنی خدای نکرده در آن درج شد، دلیلش چه بوده است. در مورد حرفهای شما هم نظرات بطور کامل در وبلاگ موجود است و حتی اگر تمایل داشتید می توانم در یک پست جداگانه _ علی رغم میل باطنی ام در اینکه گفتم دیگر مجادله و بحث نمی کنم _ مباحث احتمالی خود با شما را بدون هیچگونه سانسوری در وبلاگ قرار دهم. ضمن آنکه تا بحال ۵ مورد از مباحثه های خود را در وبلاگ قرار داده بودم.
در آخر از نظرات دوستانه و پرسشگرایانه ی شما متشکرم و از این امر بسیار خوشحال هستم.
و ما توفیقی الا بالله
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ :
برای اینکه پاسخی که برای دوست گرامی نوشتم خیلی طولانی شد آن را اینجا گذاشته ام :
http://sharh.wordpress.com/mojadele/
و به ساعت ۵:۵۴ ق.ظ
سلام استراتژییست!!!
می گم بد نیست یه کم از این صدا و سیما هم تبلیغ کنی ها :)
شوخی کردم
خوب بود
شاید من هم نوشتم راجع به این مسئله
اما نه اونطوری که تو درباره نتایج این برنامه نوشتی
اگه شد می خوام راجع به کلیت این جور برنامه ها بینیویسم
فعلا!
و به ساعت ۶:۰۹ ق.ظ
مرسی که اصل موضوع رو با انتقادهایی که خود ماها ممکنه از وضع موجود داشته باشیم قاطی نکردی!
و به ساعت ۱۰:۲۶ ق.ظ
خیلی عالی بود منتظر بقیه اش هستم .
و به ساعت ۲:۰۱ ب.ظ
سلام!
سلام
از اینکه نظر گذاشتی ممنونم!و البته از اینکه پسر خودت رو نصیحت کردی!
۱٫از عملیات روانی گفتی.گفتی از بین بردن اثر بعضی حرفها سخته و مثالی زدی.اعتراض من اینه که بعضی حرفها که گفتی امروز هم داره مطرح میشه ولی به متهم اجازه ی دفاع نمیدند.از شما می پرسم آیا این عدالته؟این که شما گفتی کاملا از بحث خارجه (به قول خودت خلط مبحثه)چون اون اشکال چه مناظره باشه چه نباشه می تونه پیش بیاد.چی باعث شده فکر کنی اگه یک طرف تنها حق صحبت پیدا کنه دست به این کارها نمی زنه؟دوست عزیز در هر دو حالت امکان تهمت زدن و … هست ولی اونی که من طرفدارشم به متهم فرصت دفاع می ده.کسی که یه چیزی میگه می دونه طرف مقابلش می تونه از خودش دفاع کنه!یعنی باورت میشه یکی بدون حضور متهم نتونه تهمت بزنه ولی با حضورشاین امکان فراهم بشه؟
۲٫اما دوم:کسی نگفته گروه اصولگرا گناهکاره.من به رسانه ای انتقاد دارم که از در جهت منافع اونا حرکت می کنه.یعنی اگه اصولگراها تغییری نکنند ولی رسانه رفتار عادلانه پیش بگیره من اعتراضی ندارم.پس میشه فهمید من گناهی رو متوجه اونا ندونستم و متهم رو اشتباه تشخیص دادی.حالا اگه بعضی اونا در رسانه نفوذ دارند فارغ از اصولگرا بودن با نبودن باید پاسخگو باشند.
۳٫در مورد آمار منافقین و … هم باید بگم خدا می دونه.
۴٫از منطقی نبودن بحث من گفتی.گفتی فلان کس پرونده ی اقدام علیه امنیت ملی داره و فلانی اینطوره و… .خلاصه این باعث میشه اونا رو به صدا وسیما راه دند!نتیجه ی منطقی حرف شما اینه که یا هم ی اصلاح طلبان دچار همچین مشکلات هستند (یا لااقل اینقدر زیادند این افرادکه چندان کسی نمی مونه که بیاد برای حرف زدن)یا اینکه اونایی که این مشکل رو ندارند مثل بقیه به رسانه راه پیدا کرده اند.با توجه به ابنکه دومی خیلی دیده نمی شه پس اولی باید درست باشه.پس می تونیم باور کنیم مثلا از هر ۱۰۰ نفر اصلاح طلب ۹۰ نفرشون مشکل قانونی دارند!مثلا.(حالا اون ده تا هم لابد خودشون نمی خواند)
۵٫از همه عجیب تر اینکه گفتی:(به چه دلیل معتقدی بزرگترین[!!!] دلیل گرایش مردم به رسانه های بیگانه ضعف تلویزیون خودمونه )متن اولیه ی هنوز رو وبلاگه.هر چند چیزایی به اون اضافه شده(که مشخص هم شده) ولی چیزی پاک نشده.خیلی علاقه دارم بدونم با دیدی منطقی از کدوم جملات متن چنین چیزی رو برداشت کردی.اگه جمله ی من حداقل بودن این افراد رو نرسونده باشه بدون شک در مورد فراوانی اونها ساکت بوده و فقط وجود این افراد رو مطرح کرده.
۶٫برای اولین بار در زندگی دیدم یکی گفت باید قبل از طرح ایده پایه و اساس راهبردی برای اجرای اون باید وجود داشته باشه(یا ایجاد شه)!!!تا اونجا که افراد بی منطقی مثل من می دونند اول ایده ای مطرح میشه.بعد به مشورت با متخصصین گذاشته می شه.بعد از پایان کارتئوری و فکری در مورد نحوه ی اجرا بحث میشه.بعد طرح اجرا تهیه میشه.بعد به طورآزمایشی اجرا می شه و نقایص برطرف میشه و بعد طرح نهایی به اجرا در میاد.الته به ترتیب به خصوی مراحل ابتدا. کار من همینه که این ایده مطرح بشه و درخواست عمومی و جمعی براش ایجاد بشه تا این احساس نیاز موجب ایجاد انگیزه برای طی دیگر مراحل بشه یا قانع بشیم نباد وارد مرحله ی ۳ به بعد شد.به هرحال نمی تونم تصور کنم قبل لز طرح ایده(یعنی اینکه در مورد چیزی فکر و تصوری داشته باشیم) پایه های اجرای اون رو بگذاریم!!!
اگه در غالب پستی خواستید جواب بدید آماده ی ادامه ی مطلب هستم.
در بعض موارد که فهمیدم حق با شما بود روی مطالب قبلی خط کشیدم و اطلاحش رو در کروشه گذاشتم.
و به ساعت ۴:۴۵ ب.ظ
آنها سیستماتیک و برنامه ریزی شده عمل می کنند. اگر از در بیرونشان کنی از پنجره می آیند! اصلا روش درست همین است و ما هم باید همینطور باشیم! پس باید انتظار حرکت بعدی را داشته باشیم!
و به ساعت ۴:۳۰ ب.ظ
با عرض سلام و احترام:
خدا را شاکرم که توفیق بهرمندی از هنر نمایی قلم توانا و آگاه هانه شما را نصیبم نمود.
با فرمایشات شما کاملا موافقم . به خصوص هوشیاری واجا.
ایام به کام و التماس دعا
و به ساعت ۱۱:۰۳ ق.ظ
سلام
میگم این چه جوریه که دامنه ی وبلاگت ساراست ولی نظر که میدی مینویسی محمد علی(من فضول نیستم…فقط کنجکاوم!)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ :
بسم الله ….
سارا ؟ سارا کجا بود واسه ما حرف در نیار !!!!! دامنه وبلاگم شرح هستش عزیز دلم . کمی بیشتر دقت . با همین سوء تفاهم ها یک وقت بنیان یک خانواده رو میریزی بهم ها !!!!!!!!!!:D
و به ساعت ۴:۳۴ ب.ظ
راست میگیا؟من چرا این طوری دیدم…حالا که طوری نشده؟خانم بچه ها سر جاشون هستن؟!
و به ساعت ۳:۱۰ ب.ظ
سلام … دعوتت کردم برای نقد صدا و سیما … البته این قبول نیست!
و به ساعت ۷:۰۷ ب.ظ
منتظرم نظرت را مخصوصا درباره این بحث
http://madreseyema.blogfa.com/post-131.aspx
بدانم
و به ساعت ۱۱:۱۲ ب.ظ
نکته برداری خوبی بود.
و به ساعت ۴:۱۸ ب.ظ
سلام. منزل نو مبارک . می بینم تو هم اجاره نشین شده ای. بعد از مدتی به روزم
و به ساعت ۱:۱۵ ق.ظ
[...] کنیم ؟ به جای مقـــــــــدمه؛دانشطلب از من خواسته راجع به اون ! صحبتهایی که از آیه الله طالقانی (ره) [...]