آیا می توانیم به زمام‌داران اعتماد کنیم ؟

به جای مقـــــــــدمه؛
دانش‌طلب از من خواسته راجع به اون ! صحبت‌هایی که از آیه الله طالقانی (ره) منتشر کرده و همین طور در ارتباط با بحث دو نفره‌ای که با شاه‌راه عدالت داشته، بنویسم .
من البته ترجیح می‌دهم نظرم رو در دو حوزه بیان کنم. اول نقد و بررسی خواهم‌داشت بر روی صحبت‌های منتسب به آیه الله طالقانی و بعد هم سعی می‌کنم برداشتی رو که دانش‌طلب نسبت به این ایده داشته به چالش بکشم ! [به دلیل طولانی‌شدن سخن، متن یادداشت را در ادامه مطلب بخوانید. ]

اول؛ ایده زوال صلاحیت
نکته؛ پیشنهاد می‌کنم اول نظر آیه الله طالقانی رو ملاجظه کنید : [+]
در اولین جمله به نظر من اشتباه فاحشی وجود دارد؛ « بسیاری از مردم در این اشتباه بوده و هستند که مردان صالح اگر زمامدار شوند محیط اصلاح می شود [..] » حقیقت ماجرا این است که اگر مردان صالح زمام‌دار امور باشند محیط اصلاح می‌شود .
الف؛ تعمیم دادن ماجرا به صورت حکم کلی ایراد دارد. نمونه بارزش انقلاب اسلامی ایران. حکومتی به رهبری یک مرد صالح ایحاد شد که یقینا جامعه را اصلاح کرد.
ب؛ لازم است در ابتدای سخن یک نکته را به روشنی بیان کنم. دو ویژگی از نظر شرع مقدس برای یک انسان مسلمان می توان قائل شد. عدالت و صلاحیت. کسی عادل است که کبیره را مرتکب نشود و بر صغیره اصرار نداشته باشد. به چنین انسانی می توان اقتدا کرد برای نماز جماعت. اما صلاحیت برای حکومت چیزی نیست که تا زمانی که یک آدمی در منزل نشسته و وارد عرصه عمل نشده بتوان گفت صالح است یا خیر.
من معتقدم آدمی که « [..] چه بسا دارای نیت پاک و عواطف خوب است ولی محیط عمومی او را به هر خیانت وامی دارد [..] » اصلا صالح نیست. نکته اساسی در همین جا نهفته است. عرصه عمل است که مشخص می کند چه کسی صالح است و چه کسی تابع هوای نفس.
نکته مهم؛ لازم است به این نکته توجه شود که ممکن است حاکم صالح اشتباه کند. لکن این اشتباه یقینا با پیروی از هوی نفس توفیر دارد. ممکن است مرد بعد از اندیشه و استشاره تصمیم بگیرد عملی را مرتکب شود و توکل می کند بر حضرت الله . اینجا اگر متوجه شد تصمیمش درست نبوده، اصلاح می کند. چرا که منفعت شخصی و نفسانی در تصمیمش دخالت نداشته. اما آن آدمی که حضرت آقا مثال زده‌اند اصلا صالح نیست. شاید بتوان گفت در بهترین حالت یک آدم خوب است. اما صلاحیت برای زمام‌داری مسلما در وجودش نیست.

بد نیست اشاره‌ای به آن سخن رسول اکرم (ص) نیز داشته باشم؛ آن‌جا که می فرمایند (قریب به مضمون) دانشمندان امینان رسول هستند تا زمانی که در دنیا وارد نشده‌اند. به وضوع مشخص است که تا چه زمانی یک فرد به عنوان انسان صالح شناخته خواهد‌شد؛ تا وقتی که در دنیا وارد نشده است. (پیرو نفسانیات و وسواس نفس قرار نگرفته)

با این توصیفات واضح است که اگر انسان صالح زمام امور را به دست گرفت، یقینا محیط اصلاح می‌شود. (دلیل اشتباه بودن تام سخن مورد اشاره) پس مشخص می شود که نه تنها تعمیم این نظر به صورت کلی (بند الف) درست نیست، بلکه قائل شدن به آن در صورت جزء هم صحیح نمی‌باشد.
نکته دیگر آن‌که در یادداشت مورد اشاره بیان شده‌است « [..] یا می توان با موعظه و پند زمامداران را اصلاح نمود [..] » اینجا سخن دو شق می‌شود.
الف؛ اگر حاکم صالحی (بر طبق تعریفی که از صلاحیت بیان شد) در راس امور نباشد می‌توان گفت موعظه و پند در اکثر مواقع (تقریبا همیشه) هیچ تاثیری نخواهد‌داشت. چرا که او تابع نفس خویش است نه نیاز و مصلحت امت.
ب؛ لکن اگر انسان صالح حکومت کند یقینا نصیحت زمام‌داران موثر خواهد بود. چنان‌که مولای متقیان (ع) در خطبه‌هایشان از مردم می خواستند تا ایشان را نصیحت کنند. یعنی علی رغم عصمتی که وجود دارد، به قصد جا انداحتن این اندیشه که پند و موعظه حکام (امر به معروف و نهی از منکر) از ضروریات رابطه امت و حاکم است، امام معصوم طلب پند می‌کند.
توجه کنید که پیش از این در ارتباط با عدم عصمت از اشتباه انسان صالح نکته‌ای را بیان کردم و همین طور در ارتباط به تاثیر پند و موعظه (رجوع کنید به نکته مهم فوق)

در ادامه بیان شده‌است که « [..] ولی محیط عمومی او را به هر خیانت وامی دارد و در همان حال خود را عادل و خدمتگزار می پندارد [..] » به نظر حقیر، اصلا اهمیتی ندارد که شخص درباره خودش چه فکری می‌کند. چه اهمیتی دارد که خود آدم، خودش را صالح بداند یا نداند ؟ چیزی که مهم است این است که در مقام عمل آیا صلاحیتی از خود نشان داده‌است یا خیر ؟
درباره حاشیه‌نشینان قدرت اگرچه حق با حضرت آقا است لکن باز بر می‌گردد به اینکه چه تعریفی از حاکم صالح داشته باشیم. اگر زمام‌دار صالح باشد یقینا نسبت به اطرافیان خویش وسواس زیادی قادل خواهد‌بود. (این از ملزومات صلاحیت او است) باز اگر منش حکومتی حضرت امام (ره) را مورد بررسی قرار بدهیم؛ ملاحظه می شود آدم‌های عجیب و قریب و مورد دار زیادی اطراف ایشان بوده‌اند، لکن میزان تاثیر گذاری این حضرات! بر تصمیمات ایشان در حد زیر صفر بود.
نمونه روشن این مسئله که به حد اعلا نفوذ اطرافیان را در منحرف کردن دید امام نا‌صالح نشان می دهد، القائات اعضای بیت آقای منتظری است که گمان نمی کنم نیازی به بازگوئی داشته‌باشد. (مخصوصا در رابطه با مهدی هاشمی معدوم)
حتی مثلا در جریان نوع دید حضرت آیه الله طالقانی نسبت به منافقین و نوع دید امام. پیش از آن‌که آقای طالقانی پی به حقیقت منش منافقین (این فرزندان انقلابی مهندس بازرگان *) ببرند و آن خطبه معروف را در مشخص کردن فاصله این گروه انحرافی به جمهوری اسلامی داشته‌باشند، سران سازمان قصد داشتند حالا که امام ایشان را به حضور نپذیرفتند کانال آقای طالقانی را بیازمایند. آگاه شدن آیه الله طالقانی نسبت به انحراف و مواضع غیر صحیح سازمان اگر چه اندکی دیر، ولی در جای خود بیش از اندازه ارزشمند است. (این مورد نشان می‌دهد اما صالح حتی نسبت به اطرافیان وثیق و والائی چون حضرت آیه الله طالقانی هم وسواس لازم را رعایت خواهد‌کرد)
نکته دیگر در ارتباط به جمله پایانی بیانات ایشان است. « [..] مردمان جیره خوار هر بی دینی او را با دین منطبق می سازند. » در این‌جا اگر منظور از مردم، توده ملت باشد که انقلاب اسلامی به وضوع نشان‌داد، مردم هیچ‌گاه عمل‌کرد نا‌صواب حاکم غیر صالح ره تطهیر نخواهند‌کرد. بلکه علیه او قیام خواهند‌نمود.اگر هم مراد مردمی باشد که حیاتشان در هورا کشیدن برای قدرت خلاصه شده‌است، باشد محلی برای بحث نیست. چرا که ایشان در زمره همان اطرافیان چاپلوس قرار خواهند گرفت که حسابشان از آحاد ملت جداست)

دوم؛ ماهی‌‌گیری از آب گل‌آلود
یا وقتی ایده‌ای نه‌چندان دقیق محملی می‌شود برای برداشت‌های ناصواب !
بد نیست دانش‌طلب مشخص کند این سخنان در چه زمانی بیان شده،‌زیرا تصور من این است که در نگارش این کلمات مثال عینی چون جمهوری اسلامی قابل بررسی نبوده‌است.
اگر بخواهم روشن‌تر بگویم، حتی اگر تعریف بیان شده از حاکم صالح را هم نپذیریم و قائل باشیم که انسان پاک نهاد و صالح هم ممکن است تحت تاثیر محیط، پیرو هوی نفس شود؛ مسلما در زمانی است که یک حکومت اسلامی به پادشاهی یک انسان صالح (صالح و مغایر با تعریف بیان شده) مد نظر باشد. اصولا خود‌کامگی و استبداد از هر نوعش زمینه مناسبی برای انحراف به سمت امیال نفسانی را فراهم می‌کند. لکن در چارت ارکان جمهوری‌اسلامی، ولی‌فقیه هم تحت نظارت جمعی از اعلم فقهای زمان است. (راستی تا یادم نرفته ارتحال فقیه وارسته و نمود عینی واصل الی الله، حضرت آیه الله مشکینی را هم به شما تسلیت می گویم) پس اگر زمام‌دار منحرف شود، شرایط مناسب برای جلوگیری از خود‌کامگی وجود دارد. (در دیگر ارکان نظام هم چنین نظارت چند جانبه‌ای وجود دارد.) قصد ندارم صحبت را بر مبنای مصادیق پیش ببرم؛ لکن چیدمان قدرت در جمهوری اسلامی مثال مناسبی است از جامعه‌ای که زمینه بروز استبداد در آن وجود ندارد. و در پی آن ایده مورد اشاره هم محلی برای وقوع نمی یابد.

تصور نمی‌کنم نیازی به بحت بر سر وجوب تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت باشد، همین طور بیان مبانی ولایت مطلقه فقیه. چون تا جائی که من می‌دانم طرفین صحبت بر سر این مبانی معرفتی متفق القول‌اند.
در این میان یک سوال اساسی وجود دارد؛ کدام عقل سلیمی حکم می‌کند تا از ولی فقیهی پیروی تام عملی ــ نظری داشته باشیم که معتقدیم هیچ گونه اعتمادی به وی نیست ؟ به عبارت دیگر،‌ اگر قرار باشد ولی فقیه (با عنایت به شرایط و لوازم بیان شده در نظریه ولایت فقیه) « تحت تاثیر محیط عمومی به هر خیانتی وا‌داشته‌شود » ، اساس ایده تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت به منظور اصلاح امر امت، پوچ خواهد‌بود.

در آخر نظر من این است که اگر در این سخنان ولایت فقیه هم شامل اصل ! « متاثر از محیط بو.دن به سمت پیروی از نفس» ، بوده باشد، (که گمان نمی کنم چنین باشد)‌اشتباه بنیادی رخ داده‌است. مشخص شدن زمان و مکان نگارش آن‌ها،‌همین طور بیان مطلب که بر آن، چنین حاشیه‌ای نوشته‌شده می‌تواند به روشن شدن اصل ماجرا کمک کند؛ هر چند معتقدم صحبتی بر سر شخص گوینده نمی تواند مفید باشد.من هم سعی کردم فارق از شخصیت گوینده سخن به بررسی آن بپردازم.
صرف بیان این ایده در حدی که دانش‌طلب ذکر کرده، نمی‌تواند جامع باشد. البته در وجوهی از سخن هم اشتباه اساسی رخ داده‌است. آن‌چه از دیدگاه‌های حضرت آقا استنباط می‌شود آن است که این ایده منحصر به امام غیر صالح می شود و با این اوصاف، استفاده از اسم این شخصیت برای ارزش گذاری بر این سخنان،‌صحیح نمی‌دانم.
سخن فراوان است لکن؛ تمت !
———————————————————————————————————————
* تعبیری است که حضرت امام در رابطه به اعضای سازمان منافقین داشته اند.

 
۹ پیام برای « آیا می توانیم به زمام‌داران اعتماد کنیم ؟ » ارسال شده است
  • ممنون از نظر مبسوطی که دادی، لینک این مطلب را در قسمت تتمه همان مطلب (http://madreseyema.blogfa.com/post-131.aspx) اضافه کردم. باز هم از توجهی که کردی ممنونم.

  • بسم الله …
    دو موردی که به نظرم می رسد: اول- اینکه به نظر می رسد گرچه علی قول حضرتعالی “اما صلاحیت برای حکومت چیزی نیست که تا زمانی که یک آدمی در منزل نشسته …” صلاحیت را نمی توان با عزلت نشینی حاصل نمود (!) اما مبنای سنجش صلاحیت نیز صرفا نمی تواند عملکرد فرد در مقام اجرایی و حکومتی باشد چرا که گزینش او در هر مقام ومنصبی مستلزم بررسی حداقل وجوهی از صلاحیت در وی می باشد ( البته در حکومت اسلامی ) و دوم- اینکه با همانند حضرتعالی با سخن آیت الله طالقانی مخالفم به این جهت که بنا به قول حضرت حق تعالی در مصحف شریف که فرموده اند “… و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون(س انبیاء آیه ی ۱۰۵)” آینده و در اصل منتهای روشن تاریخ حکومت صالحان است که در اصل حکومت سراسری و جهانی صالحین بر زمین است فلذا می توان از آن این استنباط را کرد که حکومت افراد صالح در نهایت منجر به اصلاح امور جامعه و سیر آن به سمت مدینه النبی مقصود آخرالزمانی است.

  • دل من سیاهست ! ولی آبی رو خیلی دوس دارم!

  • بسم الله
    سلام. بعید است که نتوان سخن مرحوم طالقانی را به مسئولان ریز و درشت حکومتی تعمیم داد. علاوه بر این که هر انسان غیر معصومی -حتی صالح- همیشه در لبه ی پرتگاه قرار دارد. برای همین نمی توان به صرف این که حال فعلی وی از صلاحیتش برای اداره جامعه خبر می دهد، هیچ نظارتی بر وی نداشت. و فکر می کنم منطور آیت الله طالقانی هم متوجه این معنا بوده است. و البته در نظام ولایت فقیه هم مجلس خبرگان به طور خاص و آحاد امت به طور عام بر حرکات ولی فقیه نظارت دارند.
    یا علی

  • ممنون از اظهارنظرت.کاملا مشروح به نکات اساسی این بحث اشاره کردی.نکته ای که هست اینه که برادرمون جناب دانشطلب از قسمتی از بیانات ایشون استفاده کرده که “به نظر می رسه” اتفاقا در زمانی فارغ از بحث تشکیل حکومت ولایت فقیه و اسلامی بوده وبیشتر معطوف به زمان حکومت پادشاهی است.در عین حال یک نکته ای که به نظرم باید اضافه کرد اینه که “فرموده آقای طالقانی رحمت الله علیه تنها در چارچوب میزان دیدگاه علمی ایشان راجع به مسائلی مهم سیاسی اسلامی نظیر حکومت اسلامی و ولایت فقیه قابل اتکاست.به عبارت بهتر صرف تعریف خاص ایشان از حکومت افراد صالح-صرفنظر از ایراد اساسی که شما هم به اون اشاره کردی- دلیل برغیرقابل خدشه دار بودن بحث ایشان و قابل تعمیم دانستن اون به کل مساله نیست.” خیلی ازشخصیتهای به مراتب از نظر علمی و حتی عملی بالاتر ازایشان بوده اد که نظراتشان راجع به صلاحیت افراد صالح کاملا متضاد ودر عین حال منطقی تر از فرمایشات ایشان است.موید باشید.یاعلی

  • سلام
    مطلب جالبی بود.
    در مورد اول باید بگم که زمامداری مردان صالح از لوازم اصلاح امور هست ولی برای اصلاح امور کافی نیست.این امر در صورتی رخ می ده که مردم هم از فرد صالح پشتیبانی کنند.در درجه ی اول فکر نمی کنم فرد صالح بدون پشتیبانی مردم بتونه زمامدار اونا بشه(کما اینکه تشکیل حکومت انبیا هم اتفاق نیفتاد مگه وقتی که با پشتیبان مردم همراه شد.)اما به فرض هم که با پشتیبانی مردم این اتفاق افتاد(که بحث ما بیشتر اینجاست)تداوم این پشتیبانی اهمیت زیادی داره.چه بسا فرد صالح زمامدار باشه ولی مردم دست از پشتیبانی اون بردارند یادر شراط سخت تنهاش بذارند یا در عمل اون قدر که در گفتار ابراز می کنند اهل پشتیبانی نباشند.در این شرایط علی رغم زمامداری فرد صالح نباید انتظار اصلاح جامعه منطقی باشه.نباید فراموش کنی که حقوق مردم بر حاکم و عکس اون نشون می ده حتی بعد از زمامدای هم راه درازی در پیشه و اگه به دلیل عدم معرفت یا علم یا… مردم این حقوق رو رعایت نکنند(و عکس اون)نباید منتظر اصلاح پایدار موند.در مثال انقلاب هم بهتر بود نقش مردم رو یاد می کردی که رهبر صالح بدون حمایت اونا به این همه موفقیت ها دست نمی یافت.
    در مورد نظر صدیق من اصدقائکم! هم باید بگم این نکته از طرف ایشون هم مغفول مونده.بله دوست من بعد از زمامداری امام زمان جامعه اصلاح میشه ولی یه مرحله ی مهم هم قبل از اون هست و اون تربیت انسانهاییه که در حدی از معرفت و ایمان و … باشند که بتونند شرایط رو برای اون اصلاح جهانی اماده کنند تا مردم همراه این انقلاب بشند و الان ۱۴۰۰ ساله ما منتظر همین بخش کاریم!همین امر نشون می ده تنها زمامدار صالح ضامن اصلاح جامعه نیست.
    البته فکر می کنم شما هم مخالف نظر من نبوده باشی ولی این مساله کمی در نوشتت مغفول مونده بود.در مورد مسائل دیگه یا با شما موافقم یا اطلاعاتم کافی نیست یا مخالفت اساسی ندارم با شما.

  • علی تایبی، بزرگ پسری است در وادی بی صلاحیتی های رایج که مثل چشمه می جوشد و طهارت باطن اش را بیرون می ریزد. علی، مثال راهبری است کوچک که رهروانش هنوز او را نمی شناسند و مگر جامعه فردا غیر از امثال او، که را می خواهد و باید برای اقتدا برگزیند؟ من غنچه های این چنینی را که هنوز نشکفته بوی عطرشان مشام ها را می نوازد حیف می شمارم و دریغ می دارم که در این برهوت ناسپاسی ها بشکفند؛ چه، اتمسفر موجود، ناجوانمردانه زود پژمردگی شان را می خواهد. علی، تربیت درست یافته و نیک سرشته و نضج یافته است. آفرین بر مربیان او و بیش و پیش همه والدین اش. من علی تایبی را هرگز ندیده ام اما تشعشع امواج لطیف وجودش همواره به من تنه می زند و انگار بیست سال است با او دمخور بوده ام. یعنی از زمان انشاء و احداث اش. و مگر آن چه بویی و از جانب که بود که پیامبر بزرگوار – بدون تشبیه – از جانب یمن می شنید؟ انی لاشم رائحه الرحمن من جانب الیمن امید دارم به همین نمط بماند و به ناراستی های ذاتی این دور و بر نیالاید.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ :
    مطمئنا این ها همه از لطف بی اندازه ای است که همیشه نسبت به من داشته اید .

  • سلام، حیفه که اینقدر دیر به دیر می نویسی!

  • عقیدتون محترمه ولی اولا این عکس برای لرزوندن دل وهابی ها نیست.دموما چرا هیچ فایده ای نداره.به شما هم میگن مسلمون.(منظورم اینه که بی تفاوتیه ما هاست که این بچه این جوری جزغاله شده)سوما این عکس اساسا برای حالگیری گرفته شده.

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۲۹)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۹)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.1 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش