تو هر کدوم یک سربازه…

۵ مکعب مستطیل چوبی هم‌شکل که در پارچه‌های رنگی پیچیده‌اند؛ در سکوتی که کسی نمی‌داند چرا سرشار است و چرا خالی نیست؛ روی دوش بچه‌ها. فاصله درب مصلی تا محراب را انگار که فرشته شده‌اند؛ جاری اند. شناور.

شانه به شانه ایستاده‌ایم و کاری می‌کنیم که شباهتی به نماز‌های روزانه ندارد. تکبیر‌های پیاپی هم مدام آدم را از فکر و خیال بیرون می‌کنند. کمی دعا و آرزوی آمرزش برای … برای آن آدمی که ۲۱ ساله بوده‌است. چون روی طابوت نوشته‌اند «جزایر مجنون؛ گمنـــــــام؛ ۲۱ ساله» اگر چه نمی‌دام آن استخوان‌های «رمیم» ِ بی‌پلاک ِ جوان ۲۱ ساله چه فرقی با استخوان پیرمرد ۸۰ ساله دارند، اما؛ مهم این است که تکبیر آخر نماز هم نمی‌تواند از این فکر آدم را بیرون بیاورد. این‌که وقتی تو بمیری و جماعت صف ببندند بالای جنازه‌ات، از خدا طلب بخشش برایت می‌کنند و برای این سرباز خفته هم. اگر بالای سر من قرار باشد کسی بگوید «آدم خوبی بود!» به خدای این شهید چه باید بگویند؟ بگویند «فرشته شده بود این اواخر انگار»؟

اصلا بیا بیرون از این فضای سنگین. من می‌گویم خفه می‌کند آدم را وقتی می‌بیند شهید را آورده‌اند به دانشگاه. آخر دفن سرباز ۲۱ ساله کنار کلاس درس من، کلی «کلمه» می‌ریزد توی فضای ذهن آدم. یکیش این‌که، یک روز آدم ۲۱ ساله باید می‌رفت سر کلاس دفاع از دین. قبول که شد تندیسش را آوردند کنار رفقایش در دانشگاه.

می فهمی چرا می‌گویم این «کلمه» بار سنگین موعود را می‌گذارد روی شانه‌های من که کوله‌ی کتاب و مداد را هم تحمل نمی‌تواند بکند؟ سرباز آمده‌است بگوید: «آهای! واحد‌هایم را پاس کرده‌ام. تو می‌دانی چه کار داری می‌کنی؟ به تو هم می‌گویند سرباز؟ افتادنت با این حساب حتمی شده، رفیق!»
فشار اتمسفر «کلمات» مغز آدم را له می‌کند. دیگر چه انتظاری از زبان که خشک شده‌است و محتوایی ندارد برای پاسخ. خوب شد خود سرباز معرفت داشت که بگوید : «… سرت را بگیر بالا ببینم. هنوز یک سالی مانده تا ۲۱ سالگیت و اندکی فرصت باقی است هنوز؛ سرباز جوان!»


اگر دوست دارید، گوش کنید!

بعد نوشت:
دوشنبه‌ی این هفته ۵ شهید گمنام، ۵ مسافر از جزایر مجنون، ۵ جوان وطن را در دانشگاه ما دفن کردند. همین.

 
یک پیام برای « تو هر کدوم یک سربازه… » ارسال شده است
  • علی سلام.
    ۱٫ حتم نایمیلم رو بخون…! ( جی میل ) بهت میل زدم…در ضمن جابلاگی فضای خیلی خوبی با امکان نصب مویبل تایپ رو میده….میمونه قالبش…! طراح مویبل تایپ سراغ نداری…!؟

    ۲٫ علی این آهنگه رو از کجا کش رفتی… :) میخوامش حتمن…! اون اولش هم برام مهمه…! ای ایران… .

    ۳٫ حلالم کن…!

    ۴٫ دیروز یه بنده خدایی بهم گفت دیزاینر های ایرانی شاهکارند…راست گفت…و یکیش هم تو بدی…ممنونتم… .

    یا علی… .

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۲۹)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۹)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.1 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش