نخست ؛ یادم میآید در ایام کودکی هروقت شیطنتی میکردم که باعث ناراحتی مادر میشد، تنها چیزی که از روی ناراحتی بر زبان میآورد این بود : «خدا مرگ به صدام بده!» چند روز پیش بود که دقت کردم نفرین حاج خانوم، این روزها خیلی آرام تغییر کرده؛ «خدا عذابشون رو زیاد کنه!» به مادرم میگویم دست از سر این ملعونها بر نمیدارید، نه؟ فقط تبسمِ تلخی میکند و …
دوم ؛ دقت کردهاید، این روزها رسانه ملی چه پرشتاب به سوی ساختن چهرهی مظلوم و دوستداشتنی از مردم عراق حرکت میکند؟ شاید برداشت من صحیح نباشد اما گمان میکنم برنامهای برای رفع کدورتهای کهن میان دو ملت وجود دارد. لابد برهان قاطعشان هم تاکید مقام معظم رهبری بر «انسجام اسلامی» است.
شخصا ۳ مجموعه تلویزیونی یا فیلم سینمائی با محوریت مردم عراق، اخیراً از تلویزیون دیدهام که در آنها تاکید فراوانی بر مظلومیت، استکبار ستیزی و عدم خصومت مردم عراق با ملت ایران وجود دارد. از طرف دیگر تا به حال گزارشهای فراوانی از عراق پخش شدهاست و میان این همه حرف دل عراقیان، تنها نکتهای که بدان کوچکترین اشارهای نمیشود، دوستی با ملت ایران یا قدردانی از تلاشهای بیدریغ ایران برای استقلال و آبادانی عراق است!
سوال مهم من این است: «آیا رسانه ملی معتقد است کوچکترین خصومتی میان دو ملت ایران و عراق وجود ندارد؟» مگر خاطرههای ۸ سال جنگ تحمیلی اجازه چنین تفسیر فضایی به آدم میدهد؟
می دانم. این را میدانم که کم نیستند آدمهایی که گناه آنهمه ظلم و ستم را، منحصراً به گردن صدام حسین یا نهایتاً حزب منحوس بعث عراق میاندازند. اما آیا این همهی واقعیت است؟
بگذارید یک سوال دیگر بپرسم، سربازان عراقی که پاسداران خمینی کبیر را سر میبریدند، صرفاً از ترس حکومت جور صدامی بود؟ اشتباه نکنید، فضای داستان کردستان و میان مردان کوموله نیست! مگر کم بچه سپاهی در جبهه جنوب به خصمانه ترین وجه توسط همین سربازان مجبور !! – به معنای حقیقی کلمه – به شهادت رسیدند؟ مگر در آغاز نبرد ۸ ساله، ناموس ایرانی را بر خودشان حلال نکردند این عراقیان؟ مگر سربازان عراقی، به حکم مجوس بودن ایرانیان، هرگونه تجاوز و تعدی را حالا نشمردند در حق ملت ما؟ نمیخواهی بگویی که همه این فجایع تنها از ترس عذاب صدام حسین بودهاست؟!!
اصلا بگذار از فضای جبهه کمی فاصله بگیریم. یکی از روتینترین برنامههای دولت عراق دربارهی اسرای ایرانی آن بود که در بدو ورود به شهرها، کاروان اسرای ایرانی را از میان جمعیت مردم عبور میداد تا هم روحیه مردم را بالا ببرد و هم … کارناوال دیدهای؟ همین مردم مظلوم و ایران دوست، سنگ و زباله پرتاب میکردند به کاروان اسرا. چرا؟! لابد به خاطر اجبار صدام! هلهلهشان هم تصنعی بود حتماً و اگرنه ته دلشان که از کشور گشایی والی مقتدرشان خوشحال نبودند!!
برادر من! چه کسی را میخواهیم فریب بدهیم؟ چه کسی قرار است باور کند مردم عراق، کوچکترین ظلمی در حق مردم ما روا نداشتهاند؟!! جز آن آقایی که بدو آغاز جنگ، برای رضای خدا و با عنایت به نیاز کشور پس از جنگ به عموم تخصصهای روز برای بازسازی، جهاد را در سنگر دانشگاههای امن اروپایی گذراند، چه کسی قرار است این دروغ بزرگ را باور کند؟
برادر من! اگر هم امروز ملت ایران اسلامی، با گشاده رویی از هرگونه کمک و مساعدت به عراقیان مضایقه نمیکنند، نه به این خاطر است که ناشکریهای پناهندههای عراقی را بعد از بازگشت به کشورشان فراموش کردهاند؛ تنها دلیلش این است که ایرانی جماعت دل رئوفی دارد. و اگرنه نسل سوم این انقلاب هم که ما باشیم، اگر جنگ را هم ندیده باشیم، صدای شلیک مدام ضد هوایی پشت خانهمان در خردسالی بهمان آموخته است، جنگ تحمیلی یعنی چه!
سوم ؛ بد نیست کمی هم حول «انسجام اسلامی» صحبت کنم. من هرچه فکر میکنم، می بینم نمیشود از این عبارت برداشت کرد «ما باید عاشق چشم و ابروی سیاه عراقیان (یا دیگر ممالک اسلامی) بشویم!» برداشت من از مفهوم انسجام اسلامی همین کمک و یاری است که دولت برخواسته از مردم، خالصانه برای استقرار دولت منتخب مردم در عراق مبذول میکند. اصلاً شما بگو! چه لزومی دارد در عین حالی که شما به کشوری با مختصات عراق کمک مالی – فنی – امنیتی میرسانی، دست به تحریف تاریخ و رفع آثار ظلمی که به ملتت رفتهاست، بزنی؟!! نمی شود مگر به ایشان فقط کمک کرد و دوستشان نداشت ؟
چهارم ؛ با هر دیدی که به عراق نگاه بکنی؛ چه معتقد باشی ما در عراق منافع استراتژیک داریم، چه کمک به ملت مسلمان عراق را وظیفه دینی بدانی، چه عراق را میدان نبرد با استکبار بپنداری و چه … در هر حال؛ کمک صرف کافی است و هیچ احتیاجی نیست به زور رسانه، محبت این ملت نمکنشناس را در دل ایرانی رئوف فروکنی!!
پنجم ؛ خدای ناکرده، نفرین علی بن ابیطالب (ع) را در حق کوفیان فراموش نکردهای که ؟!
راستی، آن مرد عراقی که با پای حجاج بن یوسف بیعت کرد و آن را بوسید!! دیروز دیدمش که در میادین بغداد ارابهی جنگی شیطان امروز را میبوسید.
ششم ؛ میپرسد : «شنیدهام زیاد میگویی اگر مبارزین فلسطینی شیعه مذهب بودند، اگر چون حزب الله لبنان به پیروزیهای چشمگیر نمیرسیدند؛ لا اقل به این وضع برادر کشی و آشوب هم گرفتار نمیشدند» میگویم همین طور است. میپرسد : «مردم عراق که شیعه هستند، پس این همه ذلت و خواری و زندگی نکبت بار زیر چکمه اشغالگر از چه روست؟» میگویم خیلی سادهاست. چون ملت عراق مبارزه نمیکند. نشسته است. ببخشید؛ اشتباه شد. مبارزه میکنند اما در حد درود و سلام صرف بر مقتدی صدر شجاع!! (کاش همین سلام و درودشان هم از ته دل بود. کاش کمکش میکردند سرباز دلاور را)
هفتم ؛ یکی از عراقیهایی که سالها به خاطر اخراج از عراق نان و نمک ملت ایران را میخورد،این روزها برگشته به موطنش. باز آمده و زبان پر از خاطره دارد. میگوید خدا پدر و مادر آمریکائی جماعت را بیامرزد! اگر ایشان نبودند که ما تا هزار سال دیگر هم از شر صدام ملعون خلاص نمیشدیم!! (نقل به مضمون) دیگر رویم نشد از آن آدم پا به سن گذاشته بپرسم : «آن همه مرگ بر آمریکا و اسرائیل که در این سالها اینجا به گوشت خواندند، انگار چندان افاقه نکرده است! نه ؟»
هشتم ؛ اگر محمدحسین لطیفی با تصویر کردن جوان عاشق پیشه و مظلوم بعثی در «روز سوم»ش دروغی ابلهانه را اکران میکند؛ اگر دهنمکی با «اخراجیها»یش، ۸ سال جنگ تحمیلی را غیرمنصفانه و کودکانه روی پرده میبرد؛ رسانه ملی هم به خاطر این چهرهی مظلوم و بیگناهی که از شعب عراقی نشان میدهد در چنین ظلم بزرگی در حق تاریخ این ملت سهیم است.
نهم ؛ خدا عذابشان را زیاد کند …















و به ساعت ۸:۴۲ ق.ظ
سلام
خسته نباشید
عیدتان مبارک
راستش یکمی وبلاگ سنگین بالا میاد
کاش صفحه اصلی را کمی سبک تر می کردید؟
و به ساعت ۱۰:۴۱ ق.ظ
علی سلام
ببین من منتظرم این پسره که بهت گفتم قراره برام طراحی کنه چکار میکنه. مسخره ۳ روزه که جوابم رو نداده…علی منتظر این باش که بهت اعلام کنم طراحی کنی یا نه… .
فعلن … . راستی الان مشهد هستم… . جاتون خالی… .
یا علی….
و به ساعت ۱:۲۰ ب.ظ
سلام…..
کار مهندس جهانگیری.. هدی بلاگ.
نمیدونم… میگفت یک خورده گیر داره که نمیتونه با سرویس پچ بشه!
به هر حال زیاد مهم نیست؛ مشکل اون ستون بود که حل شد.. برای کانتر هم از کانتر وردپرس دات کام استفاده میکنم..
در کل دم شما جیلیز ویلیز…
خیلی حال دادی….
فعلأ…
و راستی خوش به حالتون… موقع دفن اون شهدا تو دانشگاتون بچه سوسولهای لیبرال تازه به دوران رسیده ضایع بازی که در نیاوردن؟
و به ساعت ۳:۴۰ ب.ظ
سلام علی آقا !
می بینم که صدا و سیما رو به چالش می کشی !!! من هم خودم چندان از صدا و سیما و کاره های که می کنه ( مخصوصاَ در بخش پخش فیلم و سریال ) دل خوشی ندارم .ولی فقط در مورد نظرت در مورد فیلم روز سوم باید بگم که اصلاَ اتفاقاَ نظر محمد حسین لطیفی نسبت به عراقی ها همینه . در همه جای فیلم می خواد به ما گوش زد کنه که ظلم عراقی ها در مورد ملت ایران رو فراموش نکنیم .
مثلاَ در اون صحنه انفجار وقتی که همون جوون عراقی رو نشون میده که سمیره دنبالش می گرده .و میبینه که بمب گذاری کار همون عراقیه هست . یا در آخر فیلم که همین عراقی عاشق !!! همه رزمنده ها رو تک تک به دست خودش می کشه . یا جاهای دیگه از فیلم .
به نظر من روز سوم یه تلنگر حسابی برای اینه که ما ۸ سال جنگ رو فراموش نکنیم .
ولی نظرت در مورد اخراجی های دهنمکی رو قبول دارم . متاسفانه فیلمی که جبهه رو به لودگی و الواطی می کشه با سیاست بازی این آقای دهنمکی ۱٫۳ میلیارد فروش می کنه . ولی قبول کن در به وجود اومدن این اتفاقات خود مردم هم مقصراَ اگر که اخراجی ها از اول توسط مردم تحریم می شد . دیگه این بلوا بر سر این فیلم بی ارزش پیش نمی اومد .
به هر حال پست جالبی بود هر چند با بعضی مشکلات !!!
فعلاَ یا علی …
و به ساعت ۶:۴۶ ب.ظ
ممنون از لطفتان.
و به ساعت ۷:۰۴ ب.ظ
بسم الله
سلام. میبینم که وبلاگت روی دومین جدیده، مبارکه. کاش یه خبری میدادی این قدر دیر متوجه نمیشدم.
و اما یک چیزهایی درباره این نوشته به ذهنم رسیده که چون خامه و ناپخته، احتمالا نمیگم!
راستی دیروز یکی از اون دوستان “فروشگاه کمیل” رو دیدم، پیگیر کار سایتشون بود. میخوای چهکارشون کنی؟
یا علی
و به ساعت ۸:۲۰ ب.ظ
بحث مجازی بر سر جهاد مجازی
خوشحال می شوم نظر شما در رابطه با این یادداشت بدانم
تا در نوشتن مطلب جدید پیرامون موضوع جهاد مجازی از آن استفاده کنم.
موفق و موید باشید.
و به ساعت ۱۱:۳۷ ب.ظ
سلام
ممنون که سر زدید
راستی ایمیلی براتون فرستادم به دستون رسیده یا نه؟
منتظر جواب شما از طریق ایمیلتون هستم؟