اغماء و ماجرای شیطان‌هایش

آخرین بخش از مجموعه‌ی تلویزیونی «اغماء» پنج شنبه شب از شبکه‌ی اول سیمای جمهوری اسلامی پخش‌شد. این قسمت به دلایلی که در ادامه ذکر خواهم کرد، پر اهمیت‌تر از 29 قسمت گذشته بود. دلایلی که نظر به مجموع آن ها، پر رنگ شدن حضور مشاوران متخصص در زمینه های گوناگون را در رادیو تلویزیون به اثبات می‌رساند.

فاصله چند روزه تا پخش آخرین قسمت اغماء، شاید باعث شد تا تغییرات جزئی یا کلی در پایان داستان پدید بیاید و سیروس مقدم با مهارت توانست عمده‌ی انتقادات وارد به ساخته‌ی خود را در قالب نماهای کوتاه ولی تاثیر گذار پاسخ دهد و نکات مورد نظر کارشناسان را در فیلم بگنجاند. اگر چه تراکم خواسته‌های منتقدین و تبلور آن ها در یک قسمت 45 دقیقه ای، باعث شد تا روال آخرین قسمت با بخش های قبلی تفاوت داشته باشد، اما این امر یقینا بر کیفیت کل مجموعه تاثیر مثبت داشته‌است. به عبارت دیگر، سیروس مقدم زیرکانه اشکالات بزرگ «اغماء» را در واپسین لحظات اصلاح کرد تا ساخته‌ای کم عیب ارائه کرده باشد. در ادامه به برخی از نماهای قابل توجه در قسمت 30 ام مجموعه اغماء به صورت مختصر، اشاره خواهم کرد.

یکی از موارد حائز اهمیت در این مجموعه، ارائه‌ی برداشت های صحیح اسلامی از شیطان و بالاخص ابلیس، در قالب پلانهای غیر کلیشه ای بود. تاکید بر این نکته که شیطان و به تبع آن، ابلیس از آینده به هیچ وجه آگاهی ندارد، تاکید بر وجوه مادی شیاطین، اشاره به وسوسه‌ی مدام ایشان، عدم توانایی شیطان بر به فعلیت رساندن اراده‌ی خویش و …مواردی هستند که اغماء – یقینا به درخواست مشاورین مذهبی خود – به آن ها اشاره کرد.
تاثیر توکل و یاد خداوند، وضو و ذکر در افعال روزانه‌ی ما، خطر کبر و خودبزرگ بینی، نفی اولویت کرامت و اعمال خارق العاده! برای پیروی از اشخاص و … از دیگر موارد کلیدی هستن

اگر‌چه برخی معتقدند، سینمای متعهد در سال‌های آغازین انقلاب، تحت لوای حوزه هنری و به پرچم‌داری محسن مخملباف اعلام موجودیت کرد؛ لکن به دلیل فقدان درک صحیح و ریشه‌دار از معارف اسلامی و شعار‌زدگی، خیلی زود تب داغ آن به سردی گرائید. از این رو شاید اتلاق عنوان «سینمای متعهد اسلامی» به این جریان چندان صحیح نباشد. در عوض باید به دنبال نمونه‌های موفق و حرفه‌ای باشیم که این روزها دیگر انگشت‌شمار نیستند.

اما همه‌ی حرف سیروس مقدم در حیطه‌ی رابطه‌ی انسان و شیطان خلاصه نمی شود. شاید مهمترین پیام لایه‌ی دوم فیلم، پاسخ به این شبهه باشد که ظواهر دین و آنچه در «رساله» ها بدان شاره می شود، اختصاص به عوام دارد. این شبهه شاید ریشه در باورهای دراویش در عهد ائمه اطهار داشته باشد؛ زمانی که این فرقه‌‌ی دست‌ساخته مرشدان خویش را از عمل به واجبات از جمله نمازهای روزانه معاف می دانستند. تاکید بر «مسلمان رساله ای بودن» نکته ایست که سالهاست در سیمای جمهوری اسلامی بدان اشاره ای نشده بود. از این نظر مجموعه اغماء را می توان شروعی دوباره در نگاه به باورهای دینی در عرصه سینما دانست.

یکی دیگر از نکاتی که منتقدین بر مجموعه اغماء وارد می دانستند عدم حضور مرشد یا شخص روحانی در داستان است. یعنی عملا دکتر پژوهان در مقابل شیطان تنها رها شده است. این نکته اگرچه در قسمت های پایانی و در پی دیالوگ های «پیر بابا»، اندکی جبران می شود اما همان طور که کارشناسان از جمله دکتر بانکی به آن اشاه کردند، تاکید فیلم نامه بر تاثیرات مخرب انزوا و گوشه گیری و منتج شدن این امر به سیطره‌ی حد‌اکثری شیطان بر نفس بشر بوده است.

به نظر من، یکی از توفیقات دیگر مجموعه‌ی تلویزیونی اغماء به قدرت تعلیق قوی ‌ای که در داستان وجود دارد، بر می‌گردد. نویسنده به خوبی توانسته‌است عمل شیطان را در آمیختن باطل به ظاهر حق در قالب رابطه‌ی میان پژوهان و الیاس بیان کند. این امر وقتی با تدبیر سازندگان این مجموعه در نمایش فوق العاده و قوث ممزوج می‌شود اثری بی‌نظیر بر مخاطب خواهد داشت.
توجه کنید که ارائه تصویری موجه و روحانی از شیطان – چنان‌که در پی آن است – در ابتدای فیلم به نحوی که نهایتاً بیننده‌ با استناد به رفتار‌ها و سخنان غیر اخلاقی- دینی الیاس (فکر کنم اولین نمونه‌اش ایجاد بدبینی نسبت به دکتر نائینی بود) با تکیه بر فطرت و آموخته‌های دینی خویش (مثلاً این که شیطان می‌خواهد بین انسان‌ها عداوت ایجاد کند [1]) بتواند به چهره‌ی حقیقی او پی ببرد؛ نهایت دقت و واقع بینی سازندگان این مجموعه را نشان می‌دهد.

شاید مهمرین انتقادی که حتی منتقدین مذهبی نیز بر آن تاکید دارند، مربوط به جسمیت بخشیدن به شیطان و حضور مادی او در اغماء است. بر خلاف دیگر موارد، مقدم ترجیح داده است در طول فیلم کوچکترین واکنشی نسبت به سخن نداشته باشد و تنها پس از تیتراژ پایانی، منتقدین را به قرآن مجید ارجاع دهد، آنجا که می فرماید : «از شر وسوه های شیطان به خدا پناه می برم.  و پروردگارا از اینکه [آنها] به پیش من حاضر شوند به تو پناه مى‏برم »

اما دلایل محکم و مستدل دیگری هم از متن شرع مقدس وجود دارد که در میزگرد سه قسمتی که هفته گذشته و همزمان با قسمت های 26 تا 29 این مجموعه از شبکه اول سیما پخش شد، به بخشی از آن ها شاره شد. حجه الاسلام دکتر بانکی در تشریح ماهیت ملائکه، جنیان و باتبع ابلیس بیان کرد که «این موجودات اگر چه ماهیتی غیر مادی دارند، اما این امکان وجود دارد که قوانین مادی بر ایشان حاکم شود.» نزول جبرئیل امین در قالب بشر بر یامبر اکرم (ص) یا تبلور مادی ابلیس که به کرات بر مؤمنین به صورت بشر ظاهر شده است، بر اساس همین حکم، توجیه‌ پذیر‌است.

با این وجود در مجموعه اغماء – آگاهانه – در کنار ظهور مادی شیطان در کنار «دکتر پژوهان»، در دیگر موارد از جمله اغوای «رز» یا جوان سارق (افشین سنگ چاپ) تاکید داستان بر وجوه وسوه گر شیطان است. چنان‌که وجود مادی شیطان در کنار این افراد یقینا برای حفظ وحدت موضوع داستان بوده است. به دیگر سخن، در اغلب موارد، دعوت شیطان از طریق وسوسه‌ی نفسانی است و تنها در موارد معدود از جمله مواجهه با افراد خاص به صورت مادی بر ایشان ظاهر می شود.

از دیگر سو سینما، خواه نا‌خواه مختصات و مقتضیات خویش را به فیلم‌ساز تحمیل می‌نماید. بدین معنی که کارگزدانی در القای مفهوم مورد نظر خویش به بینندگان موفق است که با ابزار‌ها و ویژگی‌های سینما به خوبی آشنا باشد و به خوبی از آن‌ها استفاده نماید.

شکی نیست که مجرای انتقال مفهوم در سینما، در صدا و تصویر منحصر می‌شود. بدین سان، فیلم‌ساز برای القای حضور عناصر غیر مادی، راهی جز ارائه تاثیری از ایشان در قالب صدا یا تصویر ندارد. در هر دوی این مسیر‌ها هم، ماهیتی – ظاهراً- مادی برای ایشان قائل شده‌است. آیا منتقدین اغماء راهی جز این برای القای خطر اغوای شیطان – به عنوان یگانه عامل انحراف بشر – می‌شناسند؟

از طرف دیگر، به نظر می‌رسد مخالفت‌های شدیدی که با پدیده‌ی ظهور شیطان در قالب جسم مادی مطرح می‌شود، بیش از آن‌که ناظر بر معارف دینی باشند، نوعی مقاومت در برابر پذیرش این نکته است که شیطان بزرگترین دشمن بشر و یگانه عامل انحراف و طغیان اوست. شاید عده‌ای از پذیرش این نکته که وسوسه و اغوای شیطان و جنود جنی و انسی او هر لحظه در کمین بشر است، واهمه دارند. اما چنین ترسی، جز از ایمان ضعیف و قوه ادراک پائین بر نمی‌خیزد. چه آن‌که ایمان به خدا و تکیه بر سه عامل «توکل»، «تعقل» و «فطرت» به راحتی بشر را از ورطه‌های خطرناک لغزش عبور خواهند داد. چیزی که در آخرین سکانس‌های مجموعه‌ی اغماء به خوبی به آن اشاره شد.

گذشته از همه دلایلی که امکان ظهور مادی شیطان را اثبات می نمایند، روندی که در سالهای گذشته در به تصویر کشیدن شیطان در قالب جسم مادی شروع شده است را باید اقدامی مثبت و قابل تقدیر دانست. چه آنکه رویکرد «انذار» و «تبشیر» ـی که در عینی جلوه‌دادن حضور شیطان در این مجموعه‌ها وجود دارد، از نمونه‌های موثر، عالی و اصیل «امر به معروف و نهی از منکر» است. فکر می‌کنید در تاثیر گذاری بر قشر متوسط جامعه از نگاه تدین، «اغماء» موفق‌تر بوده‌است یا یک سخنرانی مذهبی یا حتی برنامه‌های شبه فرهنگی برخی نهاد‌های نیمه نظامی!!؟
تردیدی وجود ندارد این‌گونه تولیدات تلویزیونی از مصدایق اقدام ریشه‌ای در جهت اصلاح جامعه است که مخالفین نیروی انتظامی طی چند ماه گذشته مدام بر طبل لزوم آن می‌کوبند. از این رو، سناریویی که برای اصلاح جامعه از طریق جلوگیری از گسترش فساد به صورت برخود مستقیم و فعالیت زیربنایی با تکیه بر سند مصوب شورای عالی فرهنگ، بعد دوم خود را نیز نشان داده‌است. چنین اقداماتی یقیناً مکمل برخورد انقلابی ناجا با مظاهر فساد در جامعه است.

تا این‌جای مطلب – تقریباً – آن‌چه را در ذهن داشته‌ام، بیان کردم. جز این نکته که بد نیست در پاسخ به پاسداران اشاره کنم :
با همه‌ی احترامی که برای ایشان قائلم، فکر می‌کنم 2 اشتباه اساسی در ایرادی که ایشان متوجه سریال‌های اخیر دانسته‌اند، وجود دارد. [پاراگراف مورد نظر از یادداشت آقای منتظر قائم را در پی‌نوشت خواهم آورد.]

  1. نخست آن‌که تعجب می‌کنم ایشان با استناد به کدام حقیقت جهان مادی ما – که شئون مختلف آن توسط خداوند تدبیر و بنا شده‌است – انتظار تفکیک حق و باطل را به وسیله‌ی برهوتی به عرض 57/032 متر دارند!! خوش‌بختانه نکات کلیدی مورد نیاز در همین مجموعه‌ی اغماء به خوبی بیان شده‌است. زمانی که روش و منش ابلیس، تزئین و زیبا جلوه دادن باطل و آمیختن آن با حقیقت است،‌ آیا چنین انتظاری، بی اساس نمی نماید؟ آیا در صورتی که چنین تمایز روشن و بدیهی میان حق و باطل در جهان ما وجود می‌داشت فلسفه‌ی وجودی ای برای رو جزا و عقاب باقی می‌ماند؟
    تصور من این است که وظیفه خطیری که از ازل تا ابد بر پشت بشریت سنگینی می‌کند همین رسیدن به قوه‌ی تشخیص لازم است و به هر میزان که به چنین فرقانی دست یابد، سعادت اخروی خویش را تضمین نموده‌است. البته در این میان خداوند متعال ابزار‌های گوناگونی را برای یاری انسان در اختیار او قرار داده‌است که در پی پیروی از ایشان، «رشد» و «غی» بر انسان آشکار می‌گردد.
    با این وجود چنین انتظاری را با تکیه بر روایت رئالیستی که در نگاه این مجموعه‌ها وجود داشته است، بی مورد می‌دانم. علاوه بر این، محول کردن تشخیص حق و باطل را بر مبنای فطرت و آموزه‌های دینی به بیننده ، از بزرگ‌ترین نقاط قوت این مجموعه‌ها می‌دانم.
  2. نکته‌ی دیگر آن‌که نمی‌فهمم ایشان بر چه اساسی مخلوط کردن حق و باطل را در ابتدای امر و تفکیک ایشان پس از تشخیص مخاطب را چگونه به مثابه پلورالیزم حداکثری معرفتی گرفته اند؟ در کجای این سریال کوچکترین حقی به باطل داده شده‌است و یا کوچکترین حقی از حقیقت ماجرا کاسته شده‌است؟
    باید توجه کرد که میان زیبا جلوه دادن باطل وتکثر گرایی معرفتی زمین تا آسمان فاصله است. در ارتباط با وجود یا فقدان مفهوم . محتوای مفید هم فکرنمی‌کنم بعد از این همه سخن، نکته‌ی دیگری باقی مانده باشد.

گمان می‌کنم چنین انتقادی بیش‌تر به دلیل انتقام گیری از خودمان یا خودشان! بوده‌است. از دست خودمان عصبانی هستیم که چرا نتوانسته‌ایم به دلیل ادعای!‌فرهنگیمان در بادی امر حقیقت را از باطل تفکیک کنیم. آن وقت انتقاممان را از اغماء می‌گیریم!!! (این فقط شوخی کوچکی بود با برادر عزیزم!) ولی از شوخی گذشته سخنان برخی علمای شهرستان ما در این زمینه از اساس مضحک است!!

در آخر، به قطع می‌توان تولیدات مناسبتی سال جاری را پیروزی نسبی صدا و سیما در جذب مخاطب به مفاهیم دینی دانست. «میوه‌ی ممنوعه» و «اغماء» به خوبی مؤید این ایده هستند که تنها محصولات شرقی انسان محور قادر به جذب مخاطب و نفوذ در بین مردم نیستند، بلکه چنین محتوای دینی هم به شرط «پرداخت» وتوجه ویژه و نگاه هنری، می‌توانند رکورد شکن باشند.

پی‌نوشت :

پاسداران : یکی از مشکلات اساسی سریالهای صداوسیما ، نداشتن تفکیک روشن میان خط حق و باطل است. چنان نقش ها ، در حق و باطل آمیخته به هم حرکت می کنندکه خط روشنی از حق و باطل برای قضاوت – به یقین ، تا انتهای داستان – به مخاطب داده نمی شود و مخاطب در حق دادن درصدی و نسبی به عناصر و نقش ها تا انتها باقی می ماند که این خود جنایتی در حق ریشه های فرهنگی ما و جا انداختن پلورالیزم حداکثری معرفتی ( در تقسیم درصدی حق میان فرشته و شیطان ! ) است.

1) همانا شیطان مى‏خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمى‏دارید . (سوره مبارکه‌ی مائده، آیه 91)

 
۵ پیام برای « اغماء و ماجرای شیطان‌هایش » ارسال شده است
  • سلام
    از ابتدا تا انتها خواندم و باید بگویم نوشته خیلی خوبی بود . فقط در قسمت آخر که درباره حرفهای برادر ابوذر و تایید بنده قضاوت کرده بودی احساس می کنم کمی عجله کرده ای و شاید این به خاطر این باشد که جو سریال اغماء روی نوشته شما سایه انداخته چون نوشته برادر ابوذر و اظهار نظر بنده درباره کلیت این سریالها چه امسال و چه سالهای گذشته بود و نه فقط سریال اغماء
    (آمیختن حق و باطل و اصلا پرهیز از وارد شدن به این مقولات یک عادت روشنفکری برای برداشتن تکلیف به رسیدن به “بایدها” و پذیرفتن “هست ها” و دل خوش کردن به همانهاست.)

  • با اجازه نوشته شما را در مدرسه ما لینک می دهم.

  • دفاع از صدا و سیما مخصوصاَ در بخش سریال های مثلاَ مذهبی اصلاَ ممکن نیست !!
    حالا بعدا می گم چرا ؟!َ!!

  • سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژه‌ی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد… با رساندن این پیام به دوستان و کمک به گسترش بمب، ثابت کنیم که ایرانی بی‌تفاوت و ساکت نمی‌نشیند… متشکرم

  • سلام.

    اینقدر آدم حایگیر و بی خود شدم که دیگه ایمیلهام رو نمیخونی… . غرض از مزاحمت منتظر طراحی ات نشدم…و همینجا عرض میکنم که نیازی به طراحی نیست… . خودم فهمیدم… .

    و جدای از اینها…وبلاگ جدید : روز نوشته های امیر حسین حبیبی… . دلم میخواد سر بزنی و نظرت رو بگی… . خوب میایی یه طرفه مینویسی و میری…! اینایی هم بهت سر میزنند بنده خداها راه گم کرده اند… :)
    در ضمن این سایت هلو یاهو دات نت نیز جابلاگی بهم اطلاع داده بود…درباره اش فردا در وبلاگ مینویسم… . راستی علی اگر ناراحت نمیشی میخوام وبلاگت رو نقد کنم…! حتمن بهم اوکی بده…!
    نوید شهادت پاک شد… . منتقل میشود به وبلاگ جدید…میتونی امتحان کنی… .

    در مورد اغماء هم این رو بگم…هیچ چیز این فیلم رو قبول نداشتم…!!! خودت بهتر از من میدانی و بارها و بارها در احادیث و روایات است …! حتی پارسال فیلم یک فرشته نبود…! اون هم اشتباه بود….شیطان آدمیزاد نفس وی است… . اعوذ بالله من الشیطان الرجیم…. . نه در شخصیت… . مگر برای نیک صالحان و اولیاء خدا… .
    فعلن… .

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۳۰)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۱۰)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.2 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش