«[..] نمیتونم بگم از موسیقی سنتی خالص خوشم میآد! همیشه موسیقی کلاسیک وطنی روی اعصابم بوده. چه طور بگم؟ هر ثانیه از عمرم وقتی با طنینش قرین میشه، سرشار از استرس و تشویش میشه. ترس از اینکه بازهم حالم را خراب کند. نمیدونم درست متوجه منظورم میشی یا نه. درست وقتی حس میکنم اینجا باید اوج تاثیر این قطعه باشه و توی ذهنم چند نت بعدی رو پیشبینی میکنم؛ با نهایت بیرحمی و کاملاً غیر منتظره ظاهر میشه. ببین! بذار رک بگم؛ موسیقی کلاسیک اونجوری تنظیم میشه که خودش دوست داره. نه اونجوری که من میپسندم. » وقتی اینها رو گفتم، آب دهنم رو به سختی فرو دادم. مثل جنزدهها بهم نگاه میکرد. پشیمون شدم از اینکه خلسه شنیدن «آتش در نیستان» ش رو به هم ریختم.
واسه اینکه شک وجودش رو نخوره، فوری ادامه دادم : «این احساس یقیناً به خاطر روح بیمار من به وجود میآد. بهتره ترک فعلی رو یه بار دیگه از اول گوش بدیم. من که این چند دقیقه آخرش رو اصلا نفهمیدم. چرا اینجوری نگام میکنی؟ گفتم ری-پلی کن این قطعه رو.» دستم رو آروم آوردم روی گوش سمت راستم. بدون اینکه متوجه بشه، گوشی سمت چپ MP3-Player رو از گوشم بیرون آوردم. چشمهام رو بستم. وانمود کردم روح تاریکم کاملاً تحت تاثیر موسیقی و تصنیف مرگ آورش قرار گرفته. یکهو نمیدونم چی شد که چشمهام رو دوباره باز کردم و مچ دستم و رگهای متورمش رو نگاه کردم.
چهارشنبه، ۲ آبان ۱۳۸۶
۳ پیام برای « داستان یک روح بیمار »
ارسال شده است
نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
RSS 2.0
نظرتان را بنویسید :
مطلب بعدی : چرخش از فقه به عرفان
مطلب قبلی : اغماء و ماجرای شیطانهایش
زندگی در 140 کاراکتر
آبونمان
یادداشتهای برتر
- Wordpress.com stats not installed!
لینکدونی
شهید من
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
فرمانده
سپاه سوم صاحب الزمان (عج)
و
فرمانده قرارگاه فتح .
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
گرایش ها
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۳۱)
- جمهوری اسلامی
(۵)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۳)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۳)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۳)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۸)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۷)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۱۰)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- IOS
(1)
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۲۰)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۷)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- غرغر
(۲)
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۶)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
چند نکته
کلیه حقوق محتوای این وبلاگ
بر اساس توافق نامه
Creative Commons 3.0
متعلق به
نويسنده
است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است.
PatRiot از سکوی انتشار
وردپرس 3.3.2
استفاده می کند.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟
تماس با من

عکاسخانه
زندگی اجتماعی
آشنایان دیروز، دوستان امروز
The Ronin
جنگی که بود؛ جنگی که هست
ميرزا قلي خان راپورتچی
پاسداران
افاضات
دودینگ هاوس
چرا من نه!
یادداشتهای یک دیوانه
وبلاگ شخصی دکتر احمدی نژاد
تاربلاگ ایلیا
نفسانیات یک من
اتاق شیشه ای یک خبرنگار
احسان و هزاره سوم
تاملات
مونولوگهای من
دنیای سه خواهر
پیچک سر به هوا
شاه راه عدالت
نسل خمینی
آذرباد
پلخمون
بزمانه
ترنم فکر
گام آخر
مریم
آهستان
پاکتها
تردید، راهی به دانایی
خدای من
دست نوشته ها
وبلاگ شخصی دکتر مصطفی معین
زهرا
پسر ایرانی
آغاز در نهایت
آب و آتش
یک فنجان فکر
گلایه ها
واژگون
ديگر پايگاه ها
پایگاه انجمن قلم ایران
پایگاه لوح
پایگاه شهید من
رضا امیرخانی
ریاست جمهوری – دکتر احمدی نژاد
پایگاه اطلاع رسانی رجا
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
ساجد – پایگاه جامع دفاع مقدس
لیست وبلاگهای به روز شده
لیست وبلاگ ها
آي. تي نويسان
آرشیو ماهیانه
حمایت
بمب گوگلی
طراحی و اجرا
شمارش














و به ساعت ۷:۳۶ ب.ظ
بابا! امتزاج روح و جسم!
و به ساعت ۲:۱۶ ب.ظ
تمام عرفای واقعی و اولیاءالله که در قالب عرفان حقیقی به وصال و قرب معبود راه یافتند شریعت و فقه و احکام آنرا مهمترین ابزار حرکت و سلوک واقعی به سمت حق-جلة عظمة- می دانند.حضرت آیت الله قاضی و شاگردانی چون آیت الله کشمیری رحمت الله علیهم و دیگران که جزو عرفای حقیقی و راه یافته بوده اند و از طرفی شخص حضرت امام(ره) که خود عارف بالله بودند همگی بر لزوم شریعت و فقه و رعایت احکام آن تاکید وافر داشتند.روشنفکری دینی جز پلورالیزم دینی برای تهی کردن اعتقادات اسلامی هدف دیگری ندارد.موید باشی.یاعلی
و به ساعت ۷:۵۴ ب.ظ
فوق العاده بود!
نیمه ی اول مطلبت را که خواندم دقیقا واکنش طرف رو پیش بینی کردم!!
متاسفانه چیزهایی در جامعه جدید ما به صورت بت در آمده اند ویژگی مشترک همه ی آنها هم اینست که قبلا (قبل از انقلاب) ریشه هایی داشته اند و بعدا (در چند سال اخیر) به طور ضمنی مورد تایید حکومت جمهوری اسلامی (یا رسانه ملی) قرار گرفته اند موضعاتی مثل: موسیقی و موسیقی سنتی / وطن پرستی و تاریخ و جکومت هخامنشی / و ورزش / که همه ی آنها به خاطر آن پیشینه و این تایید اولیه با انحرافات و تعصبات عجیبی حتی در قشر مذهبی رو به رو شده اند.
البته من شخصا موسیقی سنتی و کشورم را دوست دارم ورزش هم چیز خوبیست اما …و تمام مسئله همین اما ست!