چرخش از فقه به عرفان

به بهانه‌ی برگزاری همایش دین و مدرنیته و مصاحبه‌ی شهروند امروز با سارا شریعتی. خانم شریعتی به حق هشدار می‌دهد: «آدرس غلط ندهیم!»

یکی از مسائلی که چندی است به صورت جدی در محافل روشنفکری دینی مطرح و پیگیری می‌شود، فرایند دو مرحله‌ای «نقد فقه و روحانیت» و «چرخش به عرفان، معنویت و مثنوی» است.

از سوی دیگر مدعیان روشنفکری معتقد هستند نقد و به چالش کشیدن اصل دین و عدم قائل شدن به تقدس برای ارزش‌های دینی به پشتوانه‌ی «هیچ چیز در نظر روشنفکر مقدس نیست» جزء غیر قابل انفکاک از این مباحث است.

اما در جامعه‌ای به شدت تحت تاثیر دین، چون جامعه‌ی ما، آیا نقد «متون مقدس» به سادگی در میان جامعه‌ی هدف، نفوذ خواهد کرد؟ یا به نحوی با پس‌زدگی ِ جمعی مواجه خواهد‌شد؟ روشنفکر دینی چندی است به این نتیجه رسیده‌است ، تا زمانی که جامعه پایبندی حداکثری به دین و مبانی آن دارد و مهم‌تر از آن، دین خود را از فقه و مجتهد طلب می‌کند، نفوذ گفتمان روشنفکری و اصلاح اجتماعی مورد نظر آن، کوچکترین توفیقی نخواهد یافت.

بدین سان، «نقد فقه و روحانیت» هیچ‌گاه از دیالوگ روشنفکر جدا نمی‌شود. کنار گذاشتن فقه به مثابه‌ی منشاء جوشش معارف دینی در یک جامعه‌ی غیر دینی به قدر کافی راه را برای حضور روشنفکر در عرصه‌ی اجتماعی باز می‌کند. اما یک محیط و جامعه‌ای چون ایرانِ امروز که دین از منظر انصاف و واقع بینی در تک‌تک شئون آن حضور دارد، حتی پیش از آغاز فرایند نقد فقه،جایگزین مناسب برای آن را به شدت طلب می‌کند.

این جاست که فاز دوم آماده‌ کردن چامعه برای پیاده‌سازی حاصل گفتمان روشنفکری کلید می‌خورد و طرح «عرفان، معنویت و مثنوی» به عنوان بهترین و مناسب‌ترین گزینه‌ی مورد نظر روشنفکر، آغاز می‌شود.

نکته حائز اهمیت آن‌که «عرفان، معنویت و مثنوی» هیچ‌گاه زاییده‌ی گفتمان روشنفکری نبوده‌است و به دلیل وابستگی ماهوی به نهاد دین، اجتهاد و فقه به عنوان چشمه‌ی جوشان معارف اللهی، همواره از عرفان به عنوان وصله نچسب روشنفکری – ولو دینی – یاد‌ می‌شود. اما عرفانی که روشنفکری به آن نیاز دارد، یقینا عرفانی است مستحل و فراوری شده!. پس در ادامه‌ی این یادداشت، مراد از «عرفان، معنویت و مثنوی» آنی است که روشنفکر تعریف می‌کند.

اما چرا روشنفکر دینی، عرفان را به عنوان جایگزین فقه و مثنوی را به عنوان متن مقدس به بشر معرفی می‌نماید؟

  1. از آن‌جا که عرفانِ مورد نظر روشنفکر، اساساً بیشتر به جنبه‌ی شخصی زندگی توجه می‌کند، نیاز روشنفکر را به کم‌رنگ کردن حضور دین در عرصه‌ی اجتماعی و رویکرد حداقلی به دین را برآورده می‌سازد. بدین سان، زیر علم عرفان می‌توان به نحو مقتضی جدایی دین و حکومت را پیگیری کرد.
  2. شاید مهم‌ترین دلیل آن‌که نفس جامعه‌ی بشریِ لذت محور، اسلام را مانع زندگی آسوده‌ی خود می‌بیند، حد و حصر جامعی است که دین به پشتوانه فقه و اجتهاد، برای بشر تعریف می‌نماید.پس عرفان با تعریف روشنفکریِ آن، که فاقد دستورات مشخص و جامع فقه در شئون مختلف زندگی بشر است، چندان راه را بر نیل به هوس‌های بشر نمی‌بندد و وجاهت و جاذبه لازم را برای جایگزینی به جای فقه دارد. انتخاب عرفان و تاکید بر اصالت «پاک بودن دل» ورای طهارت عمل، ویترین لازم را برای آئین نویِ روشنفکر ایجاد می‌کند.
  3. وقتی کعبه‌ی دریافت دین از مجتهد به سمت عارف تغییر یابد، به دلیل فقدان قانون مدون یا اصول استنباط صحیح از متون مقدسِ نو (مثنوی)، «تعدد قرائت از دین» را مشروع و وجیه خواهند شد. تکثر گرایی در حوزه دین یا پلورالیزم دینی از شیرین‌ترین دستاورد‌های بشر غربی است که روشنفکر برای بنیان آرمانشهر خویش، کم یا زیاد، بدان نیازمند است.

طرح مسئله‌ی فوق در این عصر، درماندگی روزافزون این گفتمان را در پاسخگویی عقلی و منطقی به چالش‌های پیش رویش نمایان می‌سازد. چرخش از عقل به احساس، توصیه به عرفان به جای تقوا، مشروعیت بخشیدن به برداشت دین از مثنوی – به عنوان قرآن ثانی (نعوذ بالله) – به جای اجتهاد در کتاب خدا و تفقه در حدیث، شکی باقی نمی‌گذارد که روشنفکری دینی در عصر حاضر بیش از پیش درمانده از حل و پاسخگویی عقلی به تناقضات تئوری‌های خویش است.

به نظر می‌رسد معضلات گریبانگیر روشنفکر، ریشه در غلط بودن گام نخست دارد. چه آن‌که کنار نهادن فقه و نقد اجتهاد به عنوان یگانه مسیر عقلانی و مشروع استنباط دین برای تضمین سعادت بشر، بنای نه‌چندان خوش ساخت! روشنفکری دینی را از پایبست ویران‌ خواهد‌کرد.

عنایت به این نکته که کم نبوده و نیستند متفکرانی که علی‌رغم اعتقاد به اولویت اصلاح و بازنگری در پارامتر‌های موثر در ساختمان جامعه‌ی امروز، هرگز از دین به معنای اصیل و حقیقی آن عبور نکرده‌اند.

از سوی دیگر، اشتباه دیگر روشنفکر در ساز‌و‌کاری که برای اصلاح جامعه و بنای مدینه‌ی آرمانی تعریف کرده‌است، به این مسئله بر می‌گردد که تصور می‌کند صرفاً تغییر و تحول در اصول و فروع نظری جامعه‌شناختی به تغییر در باور‌های مردم می‌انجامد. به فرض که آقای روشنفکر فرمان بدهد الا یا ایها الناس! مثنوی را به جای قرآن – العیاذ بالله – و به عنوان کتاب مقدس بگیرید. آیا عوام و خواص الناس هم سمعاً و طاعتاً دست از باور‌های قلبی خویش برخواهند داشت؟

در هر صورت، راه حل برون رفت جریان روشنفکری دینی از چاه ویل دوری از متن جامعه و عدم رابطه مستقیم با مردم، غوطه ور بودن در مباحث صرف نظری و ارائه تئوری‌های غیر کاربردی آن است که موضع خود را در قبال دین روشن کند. مسلمانان اشخاص را به نسبت ارادت قلبی‌شان به دین تکریم می‌کنند و دشمن دین خدا را دشمن خویش می‌پندارند. چه کسی از دشمن خویش انتظار اصلاح امت را دارد؟

 
۱۳ پیام برای « چرخش از فقه به عرفان » ارسال شده است
  • تو روحت! همه اش پرید! بابا به این وردپرست بگو ایمیل هم ننوشت،ننوشت! هر چی نوشته بودم پرید! اه
    علی علی

  • گفتم : سید مشکل ترجمه رو چه کردی؟
    گفت: هم دلی از هم زبونی بهتره

  • سلام
    قربون دستت که بهم خبر دادی. استفاده کردم

  • سلام
    حتا فقه و رویکرد فقهی هم باید نقد شوند اما یکی مثل امام می بایست و می باید چنین کند که کرد. وقس علیهذا شاگردانش. نه آن ها که الاهشان هواست و …

  • سلام
    بعضی اصلا جمع بین روشنفکری و دین را محال می دانند چه از این طرف چه از آن طرف
    درسته که چندان همفکر به نظر نمی رسیم اما از آدم منطقی خوشم میآد تا نظر شما نسبت به ما چی باشه
    موفق باشی

  • تمام عرفای واقعی و اولیاءالله که در قالب عرفان حقیقی به وصال و قرب معبود راه یافتند شریعت و فقه و احکام آنرا مهمترین ابزار حرکت و سلوک واقعی به سمت حق-جلة عظمة- می دانند.حضرت آیت الله قاضی و شاگردانی چون آیت الله کشمیری رحمت الله علیهم و دیگران که جزو عرفای حقیقی و راه یافته بوده اند و از طرفی شخص حضرت امام(ره) که خود عارف بالله بودند همگی بر لزوم شریعت و فقه و رعایت احکام آن تاکید وافر داشتند.روشنفکری دینی جز پلورالیزم دینی برای تهی کردن اعتقادات اسلامی هدف دیگری ندارد.موید باشی.یاعلی

  • نظر یک بچه باحال مال شما بود؟؟

  • سلام.

    ایمیل رو خوندی…!؟ یا فقط میای آپدیت میکنی…!؟ من علی بد نشدم جنابعالی با بد قولی هاتون اعتبارتون رو از دست دادید…! بدقول…!

    در ضمن چرا به من لینک ندادی…!؟

    فعلن… .

  • نظر من رو حذف نکن تا همه بخونند….!

  • سلام
    ممنون از اینکه با جواب خود مرا از شبهه نجات دادید
    حقیقتش من مایلم ظن نیکو داشته باشم ولی با عملکرد دولت کنونی و دروغهای فراوان از جانب ایشان به حقیقت نمی رسم
    نمی دانم شما مصاحبه احمدی نژاد را درخصوص جنبش عدالتخواهی دانشجویی خواندید یا خیر . اعتراف می کنم او حراف قابلی است ولی در همان مصاحبه در جند جا خبرنگارنقیض مطلب او را و عدم امکان جاری کردن ایده هارا یادآور می شود که به جای پاسخگویی به نحوی توضیح می دهد که تا آخر مطلب یادتان می رود چی سوال شده بود
    متاسفانه در مورد ادعاهای دولت مثل همین مافیای مسکن ردیه بسیار گفته اند و افزایش تعرفه و حجم واردات نیز از ادعای دولت است و هیچ سندی برای اثبات آن نیست
    خاطرتان هست به قدری آمارهای ضد ونقیض در مورد بیکاری و نرخ فقر و امارجعلی از سوی مسئولین منتشر شد که چند روز پیش معاون رئیس جمهور معترض شد
    در مورد مجادله شناخت من این است که او نیز به دنبال منافع مردم است از شناخت شما بی خبرم
    گویا شما اهل دلید یک سوال داشتم برای لیظهره علی الدین کله چه لوازمی لازم است آیا فقه قیم ایجاد حکومت است یا حکومت جاری می شود و فقه از زیر شاخه های حکومت است اگر حکومت امری است که از سوی امام جاری می شود پس بحث در مورد عرفان و فقه و … که هریک برداشت عده ای از دین است برداشت کاملی نیست و همه دارای اشکال اینطور نیست

  • با توجه که می دانم اخبار لبنان را دنبال می کنی، اگر دوست داشتی به سایت خبری beirutpress.com سر بزن

  • می خواستم جواب این امیر حسین روبدم ولی حیف که به خودم قول دادم …
    بی خیال …
    فقط همین که یاعلی مددی …

  • سلام…
    اول اینکه وبلاگ ندارم! پرید! سرور رو آپگریت کردن این وبلاگ ما هم تعطیل شد.. به خاطر همینه دارم جوابت رو دیر میدم…
    ————
    ۱٫ ها! اینکه وگفتی “از نوع اصولگراییت خوشم میاد” یعنی چه؟!!! نمیدونم چرا همه به من گیر میدن، رفیقم میگه بیشتر به سوسولگراها میخوری تا اصولگراها!!

    ۲٫ چه گناهی کردم که باید به دوستی با این محمدمسیح محکوم بشم! به خاطر طراحی پوسترها تا ساعت ۱ نصفه شب تو چاپخونه بودیم، حالا حساب بقیه رو هم کن!

    ۳٫ بعد، این پست اسلاگ دیگه چیه؟؟؟؟ زیر دیپلم حرف بزن!
    فعلأ…. دعا کن این سرور را بیفته؛ دارم افسرده میشم

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۳۰)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۱۰)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.2 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش