یادش بخیر ، چند سال پیش یک دوستی داشتم به اسم سینا – منظورم این نیست که دیگه دوستش ندارم !!!- خیلی پسر خوبی بود . چیزی که باعث شده امروز از او یاد کنم سالگرد تولد سینا نیست !! سالگرد آشنایی من و او هم نیست !! اگر یک کم صبر بکنید توضیح می دهم .
این آقا سینای ما عاشق فرانسه است . یعنی جونش واسه فرانس !! در میره . روزی نبود که یکی از قوانین مدنی فرانسه رو نکوبه تو سر ما !! اگه 3 ربع از آزادی های اجتماعی و جامعه متمدن آنجا برای ما حرف نمی زد روزش شب نمی شد . اگه اشتباه نکنم دایی سینا خان هم مقیم فرانسه بود و به همین علت همیشه اطلاعات دسته اولی داشت . مطمئنم که سینا در آینده نزدیک به آنجا کوچ میکنه . ـ چه جمله عشقولانه ای !! ـ
خلاصه ، به خاطر تعریف هایی آقا سینا من هم یک دل که نه هزار دل !! عاشق این ملک بهشتی شده بودم تا اینکه چند ماه پیش شنیدم فرانسه کمی شلوغ بوده . تو خبر ها که دقیق شدم دیدم بعله ، بازار شورش خیابانی و جنگ پلیس با اغتشاشگران داغ داغه . با خودم گفتم این عده آشوب طلب هم آبروی مردم متمدن فرانسه رو بردن . آدم های حسابی ، آخه چرا نظراتتون رو با اصول مدنیت !! ابراز نمی کنید که زدید چن هزار ماشین بی گناه رو آتیش زدید ؟ – اون هم چه ماشین هایی !! -
بعد شنیدم که جرقه این شلوغی ها با قتل ۲ نوجوان توسط پلیس زده شده . باز به خودم گفتم عجب دروغ هایی که آدم نمی شنود ! آخه مگر پلیس ، اون هم پلیس فرانسه ، مگه مرض داره بزنه ۲ تا نوجوان رو ناکار کند ؟
وقتی شنیدم از قضا این دو نوجوان مقتول سیاه پوست هم بودند دیگر شاخ هام در آمد . گفتم آخه مسئله رنگ پوست و تبعیض نژادی که انگار چند دهه – شاید هم سده – است تو اروپا حل شده و همه با هم برابر شدن ، پس این حرف ها چه معنی ای داره ؟ خلاصه کلی به این سرویس های خبری داخلی بد و بیراه گفتم که چرا اخبار رو تحریف می کنند و اون رو به نفع خودشون منتشر می کنند .
گذشت تا همین دیروز که دوباره به یاد سینا افتادم . این بار هم نه روز تولدش بود و نه سالگرد آشنایی مون !!! قضیه سر ” نا ارامی های اخیر فرانسه ” بود . – عین خبرنگارها گفتم نه ؟ -
وقتی تلویزیون این خبر رو اعلام می کرد گفتم دوباره چند نفر شلوغ کردن و به ما میگویند : “اعتراضات گسترده دانشجویان ” دانشجو هم که شاخ و دم نداره مثله بقیه آدمهاست .
بعد گفتند که دلیل اعتراض این افراد تصویب یک قانونی است که بنا بر اون کارفرما راحت تر می تواند کارگر رو اخراج کنه !! با خودم گفتم آخه چرا می خواهید اینقدر چهره فرانسه رو به مردم بد نشون بدید ؟
ولی یک صحنه ای رو از تلویزیون دیدم که مثل سنگی که یک پسر بچه به وسط مرداب پرتاب میکنه همه تصورات من رو نسبت به فرانسه برهم زد . دیدم پلیس توی یکی از تالار های دانشگاه سوربن بود و به سمت دانشجویان یک اسپری ای چیزی می زد – منظورم همون افشانه است !! – دانشجو ها هم چند تا صندلی و خرت و پرت آتش زده بودند و به سمت پلیس پرتاب میکردند . با خودم گفتم : اِ اِ اِ اونجا هم که انگار مثله کشور خودمونه !! با این تفاوت که وقتی پلیس ایران در کوی دانشگاه با برخی درگیر شد و ” حرمت دانشجویان ” زیر پا رفت وزیر آموزش عالی ایران طی یک اقدام سمبلیک – نمادین – و شجاعانه و سخاوتمندانه استعفا کرد و حتی برخی از مقامات مثله مشاور وزیر کشور به جمع دانشجویان پیوستند و سعی کردند بر شور و هیجان آن ها بیفزایند !! اما وزیر آموزش فرانسه از این اقدام پلیس حمایت هم کرده است .
دلم می خواست سینا رو ببینم و بهش بگم : عزیز من ، انگار این جامعه فرانسه شما هم اون مدینه فاضله ای که ما حسرتش رو می خوریم نبود . !!
می دونم شما هم با من موافقید یا نه ، ولی به نظر من نه منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد ، نه قوانین مدنی فرانسه ، نه طرح گسترش حقوق بشر آمریکا در جهان و نه ایجاد معاونت حقوق بشر رئیس جمهوری ، هیچ کدام راه رسیدن به جامعه ای آزاد و متعالی رو به ما نشون نمیدهند . این خاصیت حکومت های سیاسی امروز دنیاست که وقتی پای تهدید امنیت ملی و آرامش سیاسی شون وسط بیاد ، دیگر از اون “دایه مهربان ” خبری نیست و به جای اون یه “گاو نر سیاه ” ایستاده که داره سم هاش رو روی زمین میکشه !!

به امید روزی که در جامعه ای زندگی کنیم – یا زندگی کنند – که بر پایه ایمان به محبوب هستی و کرامت انسانی شکل گرفته باشد و تا آن روز یک یا علی فاصله داریم .

پینوشت : امروز با یکی از خوانندگان صحبت می کردم ، لازم دیدم چند نکته را تذکر بدهم :
۱- خواننده عزیز گفت “به این دلیل که حقوق بشر ابزار دست غرب شده و عملکرد آنها نسبت به این مقوله دوگانه است نمی توان آن را انکار کرد و بد انگاشت . ” من هیچ کجا منکر حقوق بشر نشده ام اصولا چیز قابل انکاری نیست حق طبیعی و ذاتی است . به نظر من ملاک قرار دادن غرب برای تعیین میزان پیشرفت دموکراسی در یک کشور اشتباه است و همچنین قضاوت کردن بر مبنای قطعنامه های شورای امنیت درست نیست .
۲- او به من گفت ” فکر نمی کنم آرمان شهر ما همان مدینه باشد ” منظور من ملت زمان پیامبر اکرم نبود . به عقیده من حکومت زمان پیامبر حکومت صالح و بر مبنای ایمان و کرامت انسانی بوده است و بهترین الگو برای شکل دهی جامعه ای متعالی . و اگرنه قدر مسلم به دلیل تکامل بشر در گذر زمان ، ملت ایران امروز بهتر از مردم در زمان رسول خدا و امام علی هستند ( باز تاکید می کنم عام مردم . منظور من همه مردم و فرد فرد افراد نیست چون در هر زمانی افراد ناصالح هستند . ) (۲۴/۱۲/۱۳۸۴)

*راستی دیروز سالنامه شرق با عنوان “برخواستن راست از د نده چپ ” منتشر شد . خواندنش خالی از لطف نیست . البته اگر فرصت دارید !! (۲۵/۱۲/۱۳۸۴)
به نظر من راه رسیدن به “مدینه فاضله” ای که بشر در جست و جوی آن است نه از پاریس میگذرد و نه از نیویورک . نه مردم لندن از تمام حقوق شهروندی و طبیعی خودشون برخوردار ند و نه مردم رم .
“آرمان شهر” ی که در آن کرامت انسانی پایه و اساس برخورد با مردم است جایی جز “مدینه النبی ” در عهد رسول الله و کوفه در زمان امیر المومنین نمی تواند باشد .
مشکل جامعه امروز ما – منظورم جامعه جهانی است – با پناه بردن به “شورای امنیت سازمان ملل متحد ” نیست و چالش اکنون بشر بحث بر سر تعداد اعضای ثابت و موقت آن نباید باشد . مشکل امروز انسان نبود ایمان و غفلت او از معنویت است .
جامعه امروز ما ، که در آن دولت های به ظاهر خواستار کرامت انسانی برای تمامی انسان ها هستند خودشان طلایه دار حمله به دین و پیامبران الهی اند ، به کدام مقصد رهنورد است ؟
چرا اکنون که بیش از هر زمان دیگری کام بشر تشنه ی سخنان خداوند است و چندین دهه از سقوط نظام کمونیستی شوروی می گذرد حکومت های لائیک و انسان محور سردم دار هدایت بشر به سوی آزادی شده اند ؟