وقتی با مداد روی کاغذ مینویسی این حسن را دارد که میشود بخشی از احساس و جزئیات روحیت را در مقدار فشار دست روی کاغذ یا نرم یا سخت بودن انحنای لغات بروز دهی. چه کیفی دارد موقع گذاشتن نقطهی «غم» آنقدر به مداد فشار بیاوری تا وقتی نوک آن میشکند، گرد سیاهش بپاشد روی کاغذ و …!
حالا با این دکمههای نرم و ظریف کیبورد باید چه کار کرد؟ نوشتن در این دنیای مجازی آدم را وادار میکند آنقدر مهارت به خرج بدهد تا محتوا، تمام و کمال از راه همین فونت بیقوارهی تاهوما منتقل شود. ولی اگر چیزی که راه گلویت را گرفتهاست دم به تلهی «بیان» ندهد چه؟
به همین دلیل است که دفترچهی رنگ و رو رفتهی قدیمی هنوز توی کشوی میز هست! هنوز هم شانهی صمیمی و استوار اوست که دلتنگیهایم را میشنود. «هر چه باشد او یکی دو پیرهن بیشتر از این صفحات مجازی پاره کردهاست.» میشود صفحهی تازهای گشود و بالای آن نوشت «غم» و بعد آنقدر مداد را روی کاغذ مهربان فشار داد تا بغض قدیمی سرباز کند.















و به ساعت ۱۰:۵۹ ق.ظ
و خیلی سخت است … خیلی؛
دنیای مدرن همه چیز را شبیه هم میکند حتی خط را!
زبان کم می آورد برای گفتن خیلی از مطالب … چیزهای ابتدایی و سطحی را شاید بتوان با آن گفت … اما خیلی وقتها حرف را می کشد! شاید نه به عمد
و به ساعت ۵:۵۸ ب.ظ
سلام.
خوبی یار مهربان؟!
چرا ایمیل نمیزنی…همراه هم که نداری لااقل باهات ارتباط بر قرار کنیم…( پیامک )
علی میدونستی تازه متولد شدم…اگر این چند وقته حرفهایی زدم سر خودخواهی بود…چند وقتی بود سر به گریبانم نکرده بودم تا ببینم من چه بودم -؟- اما حالا….. حلالم کن… .
… .
علی ۵ تا دفتر دارم که وقتی ۱۰ …۱۱ ساله بودم مینوشتم…! باورت میشه ۱۱ سال…!
هنوزم آنها را دارم. شعر میگفتم. دردل مینوشتم…مناجات مینوشتم و خیلی چیزهای دیگر… . اگر عمری بو برایت مینویسم… . دلم گواهی میدهد جوان مرگ بشم…! :)
یا علی…التماس دعا… .
و به ساعت ۱۰:۲۳ ب.ظ
لیاقتش رو نداشتم نوید شهادت رو نگه دارم… .
اگر پیدا کردی ممنون … .
یا علی… .
و به ساعت ۶:۲۶ ب.ظ
علی من در قم میشینم. چگونه باید در مجمع ثبت نام کنم؟! اطلاع رسانی ضعیف مجمع…! چرا در تلویزیون تبلیغ ندارد؟! ضعف مهم… .
یا علی… .
و به ساعت ۸:۵۷ ب.ظ
اخیرا شدید مشکوک میزنی؟ خبریه؟
همه آدما فکر می کنن غمشون (با همون نقطه پررنگ روی غ) بزرگتر از غم همه آدماست.
و به ساعت ۸:۵۸ ب.ظ
راستی من بابت وبلاگ شرمنده ام. حیف این همه زحمت که برای قالب کشیدی. فکر میکنم باید پول خرج کنم برای یه هاست درست حسابی. درسته؟
به نظرت چکار کنم؟
و به ساعت ۱۱:۰۴ ب.ظ
ممنون بابت توضیحات.
پس الان دوباره عوض کنم همون آشه و همون کاسه. یعنی دامین جدید بگیرم؟ کلی مکافات داره. فعلا ترجیح میدم همینجوری ادامه بدم.
و به ساعت ۱۲:۰۵ ق.ظ
گاهی اوقات هر وقت قلم به دست می گیرم تا حرف غ غم را بر رو کاغذ بیاورم یاد صبور ترین افراد در برابر غم می افتم . یاد کسی که غم خود را با چاه می گفت و حتی برای به خود اجازه نمی داد که نوک قلمی را بشکند تا از غم خود رهایی یابد…
غم خود را فراموش می کنم … آیا من غم دارم یا مرد شب های کوفه ؟!… نمی دانم … فقط همین را می دانم که غم علی را نمی توان با قلم نوشت چه رسد به …
یا علی مددی …
و به ساعت ۴:۱۱ ب.ظ
سلام
در صورت امکان بفرمایید بنده در کجا این کلام را مدعی شده ام
” از دیگر سو شما مدعی شده اید در زمان امام معصوم قران هم مورد نیاز نیست !!! این که دیگر از اساس با جاودان بودن قران در تناقض است !”
فعلا چون این مهم است به آن اشاره کردم و مابقی مطالب را سرفرصت خدمت می رسم
و به ساعت ۱:۱۳ ب.ظ
به هوش باشید!…
افشاگری از آنچه به نام اسلام انجام می شود…
و به ساعت ۱۱:۱۳ ب.ظ
سلام!
دقیقه ای ظریف بود. مرا کردارِ علامه ی طباطبایی در خاطر آمد که با قلم، المیزان را نگاشت؛ مباد که سختیِ آهنینِ قلم، از لطفِ کلامِ خدا بکاهد!
پاینده باشید.
همین!