فردا ۲۹ اسفندماه است ، سالروز رویدادی غرور آفرین ، یادآور مردمی مرد !! که به حقوق خویش آگاه بودند و بر استیفای آن پای فشردند که : حق گرفتنی است . یادآوری آن دوران در روزگاری که عده ای قصد دارند آن خاطرات و آن مردم زا به دست فراموشی بسپارند ( اینجا را ببینید ) و در زمانی که بازهم در صدد خلع ید اجانب از صنایع و منابع ملی خود هستیم ، « یاد آوری آن روزهای بیاد ماندنی » ضروری می نماید .
لیکن به یاد آوردن آن خاطرات تنها منجر به جوشش غرور ملی در رگها نمی گردد . گاهی فکر می کنی چقدر جای مصدق در میان دموکراسی خواهان امروز جامعه ما خالی است . امروز خیلی از احزاب خود را دنباله رو مصدق میدانند ، سنگ او را به سینه می زنند و او را پدر !! می خوانند . اما هیچ کدام ذره ای از مردانگی و غیرت ملی او را به ارث نبرده اند . فرزندان نا خلف بوده اند انگار . جای دارد اندکی در تاریخ کند و کاو کنند ، ببینند او در چه شرایطی بر ملی شدن صنایع کشور ـ مخصوصا صنعت نفت ـ تاکید می نمود . در زمانی که پنجه های روباه پیر بر تمامی مناسبات کشور ، در انتخاب شاه ، مشاوران او ، تعیین وزرا ، اقتصاد و فرهنگ کشور و … چیره بود مصدق از در سازش وارد نشد . با وجود آنکه کاملا از احتمال که چه عرض کنم ، از حتمی بودن کودتا علیه خودش در صورت ادامه روند آگاه بود اما خواستار در اختیار گرفتن فرماندهی کل قوا و ملی شدن صنعت نفت بود . استوار و محکم سخن مردم را شنید و به کمک آنها نهضتی ملی را به سرانجام رساند .
امروز اما از سنگر دموکرات های ایران صدایی دیگر شنیده می شود . ملی مذهبیون سخن دیگری دارند . ایشان بر خلاف سلف خود ، معتقدند در شرایط امروز چاره برون رفت کشور از بحران ، سازش است . و باز معتقدند که در شرایط امروز آنچه ” تنش زائی ” اش می خوانند ” پدر کشور و مردم را در خواهد آورد ! “. می گویند می دانیم حقوقی داریم اما هنوز زمان استیفای آنها نرسیده است و کشور در خطر نا بخردی و اقدامات غیر کارشناسانه ـ که پایه های نظام جمهوری اسلامی را سست خواهد نمود ـ قرار دارد . می گویند باید به مذاکرات ادامه داد ( هر چند حریف در پی گذر زمان و تلف کردن وقت و انرژی و اسستعداد های دیگر ما باشد !! ) می گویند در مقابل خواسته های قدرتمندان جهان به دلیل قدرتشان و به دلیل آنکه ما هنوز قوی نشده ایم ، چاره ای جز تمکین وجود ندارد . ( و حتما منظورشان از ادامه مذاکرات و گفتگو ـ که همه بر سودمند بودن آن صحه می گذاریم و معتقدیم راه حل بحران های منطقه ای و جهانی موجود گفتمان مذاکره ی برابر بجای اهرم های فشار فیزیکی است ـ پاک کردن صورت مسئله نیست !!! ) اگر ایشان صادق اند پس یا مصدق فردی خردمند نبود یا از سیاست به بهره !!!
امروز جا دارد آن “روزهای به یادماندنی ” را به یاد آوریم . ببینیم اگر در زمان مصدق بودیم آیا او را نیز به باد انتقاد می گرفتیم و نابخرد ، نا آگاه از سیاست روز ، تنش آفرین و متعصب می نامیدیم و با “شعبان بی مخ” هم صدا می شدیم یا به پشتیبانی از او و سیاستی که برای تعالی ایران در پیش گرفته بود بر می خواستیم . مصدق همه چیز خود را فدای استقلال سیاسی ایران کرد که ما امروز در کمال آرامش آن را فدای تعصبات حزبی خود کنیم . ( آیا هنوز آنقدر بزرگ نشده ایم که بفهمیم همه سخنان رقیب ما در قدرت ممکن است اشتباه نباشد و ما نمی توانیم چشم بسته همه آنها را احمقانه بپنداریم ؟ )
همه بر حقوق کشور مطلعیم و آن را تایید می کنیم پس چرا در استیفای آن تردید داریم . شرایط امروز کشور ما به مراتب آرام تر و با ثبات تر از آن روزهاست ، نظام ما استوارتر از همیشه به پشتوانه مردم ایستاده است و امروز حکومت کشور در دست خود ماست پس چرا مصدق را فراموش کرده ایم !!؟ چرا نه تنها به نهضت مردم نمی پیوندیم که از هر گونه سنگ اندازی در راه آن دریغ نمی کنیم و مدعی ادامه را پدر هستیم ؟!!
امروز جای مصدق در میان مدعیان وطن پرستی خالی نیست ؟














