دلایل «توفیق» اصولگرایان در حرکت هماهنگ در جهت ارائهی لیست واحد، و در مقابل آن، موفقیت اندک اصلاحطلبان در این خصوص، عوامل مختلفی میتواند داشتهباشد. اما در یک بررسی کلی، چند عامل اصلی را برای آنچه از آن به «توفیق» یاد میکنیم، میتوان برشمرد.
اول؛ ائتلاف در مقام هدایت یا در مقام شورا
مهمترین، اصلیترین و بارزترین دلیل آنکه گروهها و طیفهای مختلف اصولگرا، توانستند در چند ماه گذشته با حرکتی نهچندان سریع و البته با چراغهای خاموش اما موفقیتآمیز، به سمت ارائهی یک لیست واحد انتخاباتی در تهران و به تبع آن در دیگر کلانشهرها، پیشبروند، نقش بیبدیل رهبری جامعه روحانیت مبار و شخص آیت الله مهدوی کنی است. به این ترتیب، اصولگرایان برزگترین شانس دوران حیات سیاسیشان را مدیون برخورداری از رهبریت واحد و مورد توافق عموم اعضا، هستند.
اما در طرف مقابل و در بین اصلاحطلبان ـ به آن معنی اصلاح که کارگزاران سازندگی را نیز شامل شود ـ تمام تلاش فعالان در چند ماه منتهی به اسفندماه سال جاری، معطوف به ائتلاف بین چند «لیدر» شاخص به منزله ی «ائتلاف در مقام هدایت» بودهاست. و از بد حادثه «آیت الله هاشمی رفسنجانی»، «حجه الاسلام سید محمد خاتمی» و «حجه الاسلام شیخ مهدی کروبی» سه پادشاهاند که در اقلیمی نگنجند!
تیتر یک عدم توفیق دومخردادیها،در همین نکته نهفتهاست. از آنجا که ایشان در میان طیفهای مختلفشان، با پدیدهی «مازاد لیدر» مواجه هستند، تا به حال ـ و احتمال قریب به یقین تا چند ماه آینده ـ به تفاهم برای ارائهی لیست واحد نخواهند رسید. چنانکه این روزها از گوشه و کنار دفاتر احزابشان، زیاد به گوش میرسد که «ارائهی چندین لیست انتخاباتی، خیلی هم مضر نخواهد بود!»
به عبارت دیگر، اصولگرایان بخش عمدهی انرژی و تلاششان را صرفاً ائتلاف در بین فعالان ـ و نه لیدرها ـ و تشکیل شورای مشورتی ائتلافی (6+5) نمودند. در حالی که رقیب، تا همین دیروز در پی نشاندن سردمداران اصلاح، اعتماد و سازندگی بر سر یک میز بودهاست.
دوم؛ خروج عالیجناب «علی لاریجانی»
همین چند ماه پیش بود که خبر استعفای آرام، اما تحولساز علی لاریجانی از دبیرخانهی شورای عالی امنیت ملی، گوشها را پر کرد. علی رغم دلایل عمده و اصلی برای این استعفا، نمیتوان انتخابات اسفندماه را بیتاثیر دانست.
وقتی به حافظهی بلندمدتمان مراجعه میکنیم، حتماً به یاد خواهیم آورد که در انتخابات ریاست جمهوری نهم، قطار اصولگرایان بعد از ائتلافها، انصرافها و لابیهای ایشان سرانجام در ایستگاه لاریجانی متوقفشد. علی لاریجانی به عنوان یک میانهرو، مدتی ایست به یک چهرهی جذاب ـ به معنای حقیقی کلمه ـ تبدیل شداست. و انتشار خبر کاندیداتوری او ( که گویا مرکز هیات رئیسهی مجلس را نیز نشانه رفتهاست! ) ما را بیشتر به اتحاد اصولگرایان امیدوار میسازد.
سوم؛ این «تند رو» «تند رو» که میگویند، شما هستید؟
از هر چهار بیانیهای که دوم خردادیها در خصوص انتخابات منتشر میکنند، در پنجتای آنها به حضور عناصر تندرو اشاره میشود. واقعیت ایناست که اگر به مفهوم نهفته در دل «اصلاح» توجه کنیم، بیش از همه،همین جماعت «تندرو» را لایق لقب «اصلاحطلب» خواهیمیافت.
چه طور میشود اصلاحطلب بود، اما استبعاد از ارزشها و اصول پذیرفتهشده در جامعه را تاب نیاورد؟ پس تنها گناه «تندروها» پذیرش شجاعانهی این واقعیت بودهاست. در این شرایط، حضور و فعالیت زیاد عناصر تندرو، به کانال آبی تندیل شدهاست که به لانهی مورچگان سرازیر است.
چهارم؛ وقتی عالیجناب به برخی مفاهیم سیاسی ایمان میآورد!
حقیقت این است که جریان حاکمه، هر چند پشتگرم به حمایت مردم باشد، اگر در بین نخبگان جامعه از هیچ پشتوانهای برخوردار نباشد، سر بزنگاه حادثه، از سوی همین نخبگان ساقط میشود یا لااقل از حمایت موثر ایشان بیبهره میماند.
یکی از این گردنههای برفگیر و صاعقهخیز، در مسیر حرکت دولت نهم، انتخابات شورای شهر و روستا بود. «توفیقی» که در این میان نصیب حرکت رایحهخوش خودمت نشد، شاید باعث گردید تا امروز آقای رئیس جمهور اشتباه سال پیش را تکرار نکند
حضور فعال چهرههای نزدیک به دولت نهم، در میان جمع مشورتی اصولگرایان از دلایل دیگر موفقیت این جبهه در مسیری که در پیش دارد،است. اما این حضور، تنها مدیون تغییر دیدگاه رایجه نبود، چراکه شواهدی هست که نشان میدهد، عدم تمایل اصولگرایان برای همکاری با دولت، بیشترین تاثیر را در عدم توفیق حداکثری هر دو جریان داشتهاست.
پنجم؛ «اصولگرایان بالاخره پذیرفتند که دکتر محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایرن است!»
این حقیقت از پیروزی آتی اصولگرایان در انتخابات مجلس هم شیرینتر است. واقعبینانه اگر نگاهکنیم، هنوز هم رگههایی از واپس زدن این حقیقت در میان برخی چهرههای این جریان وجوددارد. اما حرکتی که آغاز شده،نوید بخش اصلاح دید و تحمیل حقیقت به ایشان در ماههای آینده است.
از وقتی اصولگرایان به این فکر افتادند که از پتانسیلی که در قدرت حاکم و در دستان رفیق سابقشان در شهرداری تهران است، نهایت استفاده را بکنند، جریان رایحه نیز «تاثیر مشاع» ولی تضمین شده را به «تمامیت نسیه» ای که سال پیش لاجرم پذیرفته بود، ترجیح داد.
ششم؛ سهمخواهی در میان هر دو جبهه
راستش را بخواهید، هر دو طرف میدان، از فرق سر تا انگشت پا !!، به دنبال سهمخویش از صندلیهای سبز بهارستان هستند؛ اما یک تفاوت ظریف موجب شدهاست تا سهمخواهی در اصولگرایان به یک عامل پیشبرنده تبدیل شود و از طرف دیگر، سد راه اصلاحطلبان باشد.
اصولگرایان هوشمندانه غریزهی سهمخواهیشان را به «سهم جمعی» از مجلس هشتم معطوف نمودند، در حالی که رقبایشان در جبهه دومخرداد، هموراه به دنبال سهم خود یا طیف خود از لیستهای رنگارنگ و متعدد این جریان بودهاند. به عبارت دیگر، در بین دوم خردادیها پیروزی جمعی فدای پیروزی فردی شدهاست و این مسئله به شدت به «هشتم از موارد توفیق» وابسته است.
هفتم؛ عبور از اختلاف یا حل و فصل آن؟
واقعیت انکار ناپذیر این است که چهرههای فعال اصلاحطلب به این صرافت افتادهاند تا یک بار برای همیشه از شر اختلافات ریشهداری که میانشان جاری است، به مدد فضای انتخاباتی خلاص شوند. تا آنجا که صحبت بر سر اختلافات (و گل سر سبد آنها، عملکرد مجلس ششم) به هدف ثانویِ نزدیک به اولای ایشان تبدیل شد.
به نظر میرسد، سرگرم شدن به فعالیت شدید انتخاباتی در آستانهی نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از سویی، و بعد از آن فعالیت تماموقت در جهت تخریب عملکرد دولت اصولگرا، باعث شد تا اصلاحطلبان برای چهار سال، خاطرات مجلس ششم را فراموش کنند؛ اما در چند ماه گذشته، تب و تاب مجلس هشتم باعث شده تا حافظهی بلندمدتشان به کار بیافتد و «زخم کهنه سر باز کند.»
از دیگر سو، دوم خردادیها تصمیم گرفتهاند حل و فصل این اختلافات را حتی به قیمت از دست دادن حداقل مجلس هشتم ( که بزرگانشان این را هم غیر محتمل میدانند) به سر منزل مقصود نزدیکنمایند. در مقابل، همانطور که اعضای شورای تصمیم اصولگرایان صراحتاً اعلام نمدهاند، راهکار حرکت ایشان، تاکید بر روی حداقلهای مورد توافق و پرهیز از طرح اختلافات بودهاست.
هشتم؛ شرمندهام، اما دنیاطلبی !
عامل آخر که متاسفانه عامل ضعف هر دو جبهه است، بالا بودن نرخ دنیاطلبی در میان ایشان است. البته این نرخ،به مراتب در میان اصلاحطلبان بالاتر است و همین امر باعث شده، ضربهای که اصولگرایان از این نفطه ضعف خود میخورند، به نسبت رقبایشان،کمتر باشد.
پس ملتمسانه میگویم، آقایان! اگر قرار باشد از یک سوراخ گزیدهشوید، همان حب دنیا و دستزدن به هر کاری برای کسب قدرت سیاسی است. یادتان بیاید که حضرت روحالله ـ ره ـ بارها و بارها شما را ، یعنی فرزندان انقلابیش را، از فریب زرد و سفید دنیا بر حذر داشت؛ اما حیف!
در آخر باید بگویم، شاید بتوان نهمین مورد از عوامل توفیق را نیز اینگونه بیان داشت که تخمینهای بزرگان اصلاحطلب حاکی از آن است که ایشان پیروزی حداقلی در انتخابات را نیز غیر محتمل میدانند و فاصلهای هم که از غیرت جمعیشان در برابر دکتر محمود احمدی نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری گرفتهاند، باعث شدهاست تا عامل قویِ متحد سازشان!!! (مخالفت با دکتر)، ضعیف شود.















و به ساعت ۹:۱۱ ب.ظ
به نام خدا
باید گفت که در ابتدای کار باید روی این نکته صحبت بشود که آیا واقعاً اصول گرایان بر سر انتخابات مجلس هشتم به توافق رسیدند یا خیر ؟!! آن چه که از شواهد و قراین بر می آید این چنین می نماید که در درون اصولگرایان نیز آن چنان اجماعی بر سر انتخابات حاصل نشده کما این که اگر بخواهیم احد توکلی یا عماد افروغ یا سعید ابوطالب را در زمره اصول گرایان قرار دهیم متوجه خواهیم شد که همین افراد هنوز بر سر همراهی یا تقابل با دولت بر سر دوراهی قرار دارند و هنوز در تشکیل جبهه متحد اصول گرایی شبهه وارد می کنند . البته آن چه که رهبران جناح اصول گرا در اجرای آن موفق عمل کرده اند را می توان عدم بروز دادن اختلافات داخلی در بین رسانه ها عنوان کرد که این امر را نیز می توان به با تجربه و آگاه بودن رهبران احزاب اصول گرا چون موتلفه ، جامعه روحانیت ، آباد گران و… مرتبط ساخت .
البته آن چه که مسلم است آن است که اصلاح طلبان در این عرصه قطعاً در برابر اصول گرایان بازنده خواهند بود . نکته قابل توجهی نیز وجود دارد و آن این که خوشبختانه در کشور ما هنوز احزاب نیستند که از مردم رای می گیرند بلکه خود نامزد ها هستند که رای مردم را جمع می کنند . البته در برخی از کلان شهر ها کم کم روحیه حزب گرایی در بین مردم در حال افزایش است که بحث در این باب در این مقال نمی گنجد .
به هر حال پیش بینی بسیاری از صاحب نظران در مورد انتخابات آتی این است که مجلس هشتم مجلسی متشکل از تمامی اقشار و احزاب خواهد بود و قطعاً دیگر فرصتی همانند مجلس هفتم تکرار نخواهد شد .
فعلاً یا علی …
و به ساعت ۹:۳۶ ب.ظ
ممد علی اینجا رو ببین! یعنی دی بی هم پاس نکرده اند این بندگان بی سواد خدا؟
و به ساعت ۹:۴۸ ب.ظ
باید منتظر “هویدا”شدن دم خروس برادران اصولگرا باشیم، هنوز زود است! اندکی صبر!
نه هر که سر بتراشد قلندری داند!
و به ساعت ۲:۲۹ ق.ظ
من کاری ندارم که درست بود یا غلط. چون زیاد در جریان نیستم. نمیخوام هم باشم.
ولی کلا حال کردم باهات. جدی میگم عالی بود. دستت درد نکنه
و به ساعت ۹:۳۶ ب.ظ
بسم الله…
سلام آقای طائبی عزیز…حالتون چطوره؟
تحلیل جالبی داشتین در مورد ائتلاف گروه های اصولگرا و اصلاح طلب! موافق بودم با نظراتتون…راستی موبایلتون وصل شده؟ من شماره ام عوض شده ایرانسل گرفتم…میخواستم مزاحم شم!
و به ساعت ۱۰:۲۹ ب.ظ
بابا! تو دیگه چرا سید؟ این یک کوییز درس سه واحدی پایگاه داده هاست! تازه کوییز قبل از میان ترم. قبول دارم که پیاده سازی پایگاههای توزیع شده ی داده، موضوع پیچیده ایست و نیاز به وجودمتخصصین و کارشناسان دارد(!) ولی از لحاظ تئوری که دیگر ساده است! شما دیگه چرا این حرف رو میزنی برادر! چنین موضوعات حیاتی را باید از دانای امر بپرسند یا به مسابقه بگذارند؟ خدایا! هر چی میدهی شکرت(تخصص)! هر چی نمیدی هم شکرت!(شرم و حیا!)
بابا پیش بینی! علی آقای اردشیر لاریجانی هم اومد! بابا نوستراداموس!
و به ساعت ۶:۳۶ ق.ظ
مشکل اصلاحطلبها این هستش که خودشون، همدیگر رو قبول ندارن…
زیراب همدیگر رو میزنن و به خاطر گندکاریهای مجلس ششم، اشکالات و سوتی ها رو میندازن گردن هم….
و دیگه حسش نیست… دارم قندیل می بندم؛
فعلأ
و به ساعت ۱۰:۱۳ ق.ظ
می خوای منو اینجا بکشونی با این غلط ها؟:
۱- اعتلاف ( ائتلاف) سوتی عظیمیست.
۲- «تمم تلاش فعالان» سوتی مختصریست.
۳- عالیجناب خواندن لاریجانی سوتی سترگیست. مگه تو قالیبافی هستی؟
۴- در شهر شما کانال آب به لانه مورچگان سرازیر می شود؟
۵- دکتر محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایرن است! ملالغتی ملالغتی که می گویند شمایید؟
۶- تاثیر مشاء(مشاع؟) دارم ناامید میشم.
۷-لارجم؟
۸- سعمخواهی؟ خوب شد مقاله ندادی بدم کیهان.
۹- صاحتاً ، سوتی دردناکیست.
۱۰- انتخبات ؟
۱۱- خوبه ادامه بده.
پاسخ: محمدعلی؛
راستش بدمان که نمیآمد بیش از این غلط بنویسیم بلکه لحظاتی بیشتر خاطر آن میرزای معظم را به خود مشغول سازیم. به هر حال، اشتباهات املائی و نگارشی را اصلاح کردم. اما بقیهاش بماند!
و به ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ
سلام برادر ….
وبلاگ خوبی دارید نمیدانم چرا قبلا قسمت نشده بود سری به اینجا بزنم …
دیشب که دنبال برو بچ اصفهان بودم آقای بذرافکن آدرس شما را داد …
بچه محلیم انشاالله بیشتر در خدمتتان خواهیم بود…
شما را لینک کردم
یا علی …
و به ساعت ۱۲:۵۷ ب.ظ
سلام هموطن. با بحران برف و تعطیلی سراسری چه میکنید؟
من یک اینترنتگرد ایراندوست هستم و امروز اومدم تا چند سایت “ایرانی” بهتون معرفی کنم و برم.
۱- سایت مولانای ایرانی. پاسخی دندان شکن به هر آنکس که فکر میکند مولانا لحظهیی ملیت خود را دگرگون ساخته http://www.persianmevlana.ir
2- مجلهی اینترنتی ایمان امروز. مجلهیی که به ۹ تن از مفاخر برجسته و ماندگار ایران در طول قرون گذشته میپردازد و بسیاری از این مفاخر، امروز با تهدید کشورهای همسایهی ایران، هویت خود را گمشده میبینند: http://www.imaneemrooz.com
3- دنبالهی پروژهی بمب گوگلی علیه حذف نام ایران از یاهو. وبلاگ سلام یاهو راهاندازی شد: http://www.helloyahoomail.net
4- وبلاگی که تصمیم به سرهنویسی پارسی گرفته و در نوشتههایش، اثری از واژگان عربی، لاتین و… نیست http://kouroshz.blogfa.com
و به ساعت ۱۰:۱۳ ب.ظ
سلام علی جان.
یه خبر خوب داشتم. اینجا نمی تونم بگم. بعدن توی ایمیل میگم. علی این چند وقته حرفای ناجوری بهت زدم حلالم کن… .بچه گی بازی هامون رو هم ببخش… . قربان تو… .
یا علی… .
و به ساعت ۱۰:۲۰ ب.ظ
در ضمن علی نگفتی…!؟ قالب نوید شهادت رو داری؟! جواب رو هنوز به من ندادی…! گفت هبودی دنبالش میگردم… .
التماس دعا دارم توی این شبها… .
و به ساعت ۸:۲۷ ق.ظ
خوب مثل قبل …
فرق تندروهای اصلاح طلب با میانه روهاشون تنها صداقت است! وگرنه میانه رو ها هم همین چیزها را می خواهند اما دلشان می خواهد هنوز رای هم بیاورند… هر چند ممکن است بعضی شان از سر حماقت نفهمند این نزدیکی را
و به ساعت ۱۰:۴۴ ب.ظ
با انتشار ماهنامه “راه”٬دفتر مطالعات جبههی فرهنگی انقلاب یکسال پس از اخراج از ماهنامه سوره به طور رسمی کار خود را آغاز کرد.
به همین مناسبت آقای سید محمدجواد میری از اعضای این دفتر٬حرکت وبلاگی٬را آغاز کرده اند و در آن از وبلاگ نویسان خواسته اند تا به ۳ سوال زیر پاسخ دهند :
۱- تأثیرگذارترین و ویژهترین مطالبی که در «سوره» خواندید یا دنبال میکردید چه بود؟
۲- «سوره» دست روی خیلی سوژهها گذاشتهبود که «راه» هم لابـُد باید پیشان را بگیرد. اما حالا «راه» باید وارد کدام عرصههای بکر و دستنخورده در قصهی جبههی فرهنگی شود که سوره نشدهبود؟
۳- همهی این حرف و حدیثها برای این است که «جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی» از وضع بالقوه تبدیل شود به حالت بالفعل. برای این بالفعل شدن، مهمترین چالش و مانع کدام است؟
من نیز از شما برای پیوستن به این حرکت وبلاگی دعوت میکنم و از شما میخواهم که شما نیز حداقل ۴نفر را به این حرکت وبلاگی دعوت کنید.
با تشکر
و به ساعت ۹:۱۵ ب.ظ
بسم الله
سلام. جالب بود. تا این لحظه احتمال میدم که دو خردادی ها موفقتر باشند. تا چه شود… بهت نمیاد از این حرفهای سیاسی بلد باشی!؟
و اما با دیدن تیتر بند سوم، یاد اون همشهریم افتادم که رفت تهران به اولین دختری که دید گفت:ببخشین خانوم، این دوستدختر که میگن شمایین؟!! :))
یا علی
و به ساعت ۸:۱۹ ق.ظ
به نام خدا
محرم گشته و شوری دوباره
محرم آمده با بغض و ناله
محرم آمد و یاد حسین شد
زمین و آسمان در شور و شین شد
محرم جلوه ی ایثار زینب
محرم معنی یکتایی رب
محرم آمد و شد یاد عبّاس
محرم آمد و شد فصل احساس
محرم را حسین کرده محرم
حسین یعنی به……
با عرض تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان لطفا بقیه ی شعر را در وبلاگ خودم مطالعه بفرمایید و پیشاپیش از نظرات و راهنمایی شما بزرگواران ممنونم!
یا علی[گل]