فرمانده
سپاه سوم صاحب الزمان (عج)
و
فرمانده قرارگاه فتح .
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ،
حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور»
در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت).
و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته :
شهيد من
يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از
چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
کلیه حقوق محتوای این وبلاگ
بر اساس توافق نامه
Creative Commons 3.0
متعلق به
نويسنده
است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است.
PatRiot از سکوی انتشار
وردپرس 3.3.1
استفاده می کند.
اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـماست
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست
سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است
گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است
خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟
و به ساعت ۱۱:۵۱ ب.ظ
دعوت شده ای
و به ساعت ۱۱:۰۰ ب.ظ
سلام.
خوبی پسر خوب؟!
ببینم تو کنار درست به چه اعمالی مشغولی… ؟! البته یکیش رو میدونم….سالی ۱ بار جواب دادن به کامنت ها و ایمیل ها… .
این دفعه جوابت جنبه عمومی داره… . :)
فعلن… .
و به ساعت ۵:۴۲ ب.ظ
انقلاب آب و برق مجانی!!! . . .
و به ساعت ۱۱:۱۸ ب.ظ
خیلی زیبا بود