و تو چه می‌دانی «نفرت» چیست؟

عمیق‌ترین نوع نفرت، اگر منصف باشیم، «نفرت از خویشتن» است. چه آن‌که هیچ‌کس از انسان به نفسش نزدیک‌تر نیست، یعنی حجابی وجود ندارد. پس جایی برای حسن‌ظن باقی نمی‌ماند.

وقتی من از نفس انسانی‌ام، یعنی خودم، متنفر می‌شوم، شکی وجود ندارد که این یک تنفر اصیل و حقیقی است. و تنفر از لحظه‌ی اکنون، حسرت روزهای گذشته و بیم طوفان‌های آینده غم بزرگی بر دل آدم می‌نشاند که از ثمرات دشنه‌ی شب‌های ابری است بر روح‌های بیمار.

 
۹ پیام برای « و تو چه می‌دانی «نفرت» چیست؟ » ارسال شده است
  • هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
    روزی که نیامدست و روزی که گذشت
    (چاکریم)

  • در ضمن در جواب کامنتتون

    ((جناب شاملو هم با شما حال نمی فرمایند))

  • حاجی دقیقا همینه که گفتید …

  • ممکن است نفس انسانی از تو متنفر شود ولی هیچ انسانی از نفس انسانیش متنفر نمی شود!
    بله ممکن است از نفس حیوانی متنفر شود.

  • سلام….
    مثل اینکه شما هم مث کامران خان دیر در آپ میکنید….ولی خوبیش اینه که حد اقل جواب مردم و میدین…..البته همه میدونن کامران خان سرش خیلی شلوغه و وقتشون هم محدود….همون دست نوشته هاشون واسه مردم کلی ارزش داره….
    با این پست و جوابهتون موافقم….همه منطقی بود….
    موفق باشید….
    به همکاران محترم به خصوص آقای نجف زاده ی عزیز سلام برسونید و خسته نباشید بگین……

  • سلام
    باید ببنیم که اصلا معنای نفرت چیه و توی این زمونه به چی میگند نفرت
    خوشحال میشم یه سری تو وبلاگم بزنی
    http://jorat.blogfa.com

  • دفتر مطالعات وتدوین تاریخ ایران

  • سلام…
    خدا قوت.
    وبلاگ جالبی دارید.
    تا حالا وبلاگی با این دامنه ندیده بودم.
    یا حق…

  • دست خودم نیست گاهی وقتها از خود متنفر میشوم چه خودم بخوام یا نخوام زمانی که نتونم خودم رو ببخشم . بستگی به محیط زندگی واطرافیان آدم دارد

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۳۰)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۱۰)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.2 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش