[audio:vangelis.mp3]
من شاکیم؛ خدا یا، من به تو شکایت میکنم. میدانم که شکایت دارم،اما از کدام درد شروع کنم؟! پیشنهادی نداری؟
از درد نبود پیامبرت شکوه کنم؟ و غم یتیمی امت اسلام بعد از او؟ آخر میدانی، تا زمانی که رسول الله بود، امیدمان به کوه استوار وجود او بود و وقتی در بستر افتاد، زخمهای بدر و احد و حنین یکی یکی در پیکرمان، سر باز کرد. و اینجا آغاز بیت الاحزان بود.
یا شاید بهتر است از غم نبود امام شکیات کنم. و دردهای بیدرمان و مسائل بیپاسخ. بعد از رسول الله، امیدمان به امام بود که میتواند پل باشد میان ما و حقیقت، مسیر باشد به سوی خدا؛ و اینک، دوران غیبت. چه درد جانکاهی است! تلخترین شرنگی که میتواند در دهان بشر ریختهشود، فهم این موضوع است که میان ما و او، میان کثرت و وحدت، شاهراهی نیست!
بگذار از درد دیگری بنالم، بگذار از اندک بودن جمعمان شکایت کنم. و بسیاری دشمنان. و تفرقهای که میانمان هست. 72 ملت! 72 فرقه، گروه، دسته. و سخت تر از آن، درد روزگار است و مردمی که از همین جمع اندک پر تفرقهمان، گرفتار فتنههای آن میشوند. اندک اندک جمع مستنان میروند!!! (1)
حکایت غریبیاست، داستان مسلمانی ما. و انسان،این موجود ترحمانگیز، گاهی اوقات چارهای ندارد جز فراموش کردن. وقتی بار مصائب سنگین میشود، پناهگاهی نباشد، حلقهی دوستانی نباشد و تفرقه، آه از نهاد بشر برانگیزد، آن زمان مردم دو گروه میشوند! دستهای فراموش میکنند و دستهای خرد میشوند اما کنج گنجخانهی قلبشان، سرودی است که گرچه حزین ولی طراوتبخش است. کسی میگفت «به امید آسمان آبی فردا »
1] ترجمهی آزاد از بخشی از دعای افتتاح « اللهم انا نشکو إلیک فقد نبینا صلواتک علیه وآله وغیبة إمامنا وکثرة عدونا ، وشدة الفتن بنا وتظاهر الزمان علینا ، فصل على محمد وآل حمد وأعنا على ذلک بفتح تعجله ، وبضر تکشفه ، ونصر تعزه ، وسلطان حق تظهره ورحمة منک تجللناها ، وعافیة تلبسناها ، برحمتک یا ارحم الراحمین»
جمعه، ۱۷ اسفند ۱۳۸۶
۱۱ پیام برای « من شکایت دارم! »
ارسال شده است
نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
RSS 2.0
نظرتان را بنویسید :
مطلب بعدی : مکاتبات بهاریه -۱
مطلب قبلی : مادر آفتاب
زندگی در 140 کاراکتر
آبونمان
یادداشتهای برتر
- Wordpress.com stats not installed!
لینکدونی
شهید من
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
فرمانده
سپاه سوم صاحب الزمان (عج)
و
فرمانده قرارگاه فتح .
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
گرایش ها
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۳۱)
- جمهوری اسلامی
(۵)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۳)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۳)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۳)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۸)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۷)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۹)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- IOS
(1)
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۲۰)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۷)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- غرغر
(۱)
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۶)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
چند نکته
کلیه حقوق محتوای این وبلاگ
بر اساس توافق نامه
Creative Commons 3.0
متعلق به
نويسنده
است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است.
PatRiot از سکوی انتشار
وردپرس 3.3.1
استفاده می کند.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟
تماس با من

عکاسخانه
زندگی اجتماعی
آشنایان دیروز، دوستان امروز
The Ronin
جنگی که بود؛ جنگی که هست
ميرزا قلي خان راپورتچی
پاسداران
افاضات
دودینگ هاوس
چرا من نه!
یادداشتهای یک دیوانه
وبلاگ شخصی دکتر احمدی نژاد
تاربلاگ ایلیا
نفسانیات یک من
اتاق شیشه ای یک خبرنگار
احسان و هزاره سوم
تاملات
مونولوگهای من
دنیای سه خواهر
پیچک سر به هوا
شاه راه عدالت
نسل خمینی
آذرباد
پلخمون
بزمانه
ترنم فکر
گام آخر
مریم
آهستان
پاکتها
تردید، راهی به دانایی
خدای من
دست نوشته ها
وبلاگ شخصی دکتر مصطفی معین
زهرا
پسر ایرانی
آغاز در نهایت
آب و آتش
یک فنجان فکر
گلایه ها
واژگون
ديگر پايگاه ها
پایگاه انجمن قلم ایران
پایگاه لوح
پایگاه شهید من
رضا امیرخانی
ریاست جمهوری – دکتر احمدی نژاد
پایگاه اطلاع رسانی رجا
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
ساجد – پایگاه جامع دفاع مقدس
لیست وبلاگهای به روز شده
لیست وبلاگ ها
آي. تي نويسان
آرشیو ماهیانه
حمایت
بمب گوگلی
طراحی و اجرا
شمارش














و به ساعت ۱:۲۳ ب.ظ
خدا یا، من به تو شکایت میکنم . . .
و به ساعت ۹:۲۹ ق.ظ
به امید آسمان آبی فردا !!!!!!!!
و به ساعت ۲:۱۷ ب.ظ
…سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نـسپرده ایم.
بهار میاد؟!
و به ساعت ۳:۳۰ ب.ظ
http://hezbollahnews.ir/fa/titr_weo.php?userid=1266
و به ساعت ۹:۱۲ ب.ظ
ترجمه خوبی بود. جای این نوع ترجمه ها فکر می کنم خالیه و کاش کسانی که قلمش رو دارن همتی بکنن.
و به ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ
بسم الله…
سلام
و اینک شاید وقت آن است که دست به دامان ذلاله ی پاکش شویم…
روایته که شخصی نزد پیامبر(ص) آمد کرد عرض کرد دستور فرموده ای همیشه روی پهلوی راست بخوابید.. من هر گاه روی پهلوی راست می خوابم زود به پهلوی چپ می غلتم پیامبر مرد را در آغوش گرفته و فرمودند از این به بعد میل به خوابیدن روی پهلوی راست خواهی داشت…
امید است با ظهور مهدی هم مبادی میل بشریت تغییر کند و حضور امام نقش اساسی در این امر دارد
و به ساعت ۲:۳۸ ب.ظ
… وجالب این است که ما به همین نوشته ها اکتفا می کنیم و حاضر نیستیم که قدمی در راه نجات امت اسلامی برداریم و تا حرف از حرکتی عملی برای نجات امت به میان می آید همگی دم از صلاح و منطق و موقعیت مکانی و زمانی می زنیم .
ولی این را بدانیم که عده ای کار را شروع کرده اند حال (( تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟ ))
و به ساعت ۱۰:۱۸ ب.ظ
سلام
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم!
با همه ی این حرفا اگه به اونچه می دونستیم عمل می کردیم چیزهایی که نمی دونیم ازمون دریغ نمی شد.فکر کنم راه روشنه (ان اعبدونی هذا صراط مستقیم)هرچند معمولا باورمون نمیشه!!!
و به ساعت ۹:۱۵ ب.ظ
به آقا حسین:
فکر کنم ما قبل از آنکه به خواهیم به فکر نجات امت اسلام و احیانا تمام جهان باشیم باید کمی فکر خودمان باشیم که
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل…
خودمان که درست شدیم دوستامان هم درست می شود دانشگاهمان هم… شهرمان هم … و الی آخر
و به ساعت ۴:۱۵ ب.ظ
عیدت مبارک
و به ساعت ۵:۱۷ ب.ظ
سال نو مبارک برادر