از کنارت که رد میشوم، فقط بوی تند عطر نیست که جلب توجه میکند؛ از جایی حوالی جیب شلوارت – بعضاً – نتهای موسیقی مدام شلیک میشوند توی فضا که راستش بد جوری میرود روی اعصاب.
حریم خصوصی نمیفهمی چیست که بخواهم برایت توضیح بدهم، آن ماسماسکی که دادی 200 چوق! خریدی – و حالا قرار است همه این مسئله را بفهمند – یک وسیلهی دراز دارد که باید بچپانی توی گوشهات و دائم مزاحم من نشوی. نالوتی! حتی قیافهی خارج از قابت هم از مصادیق! نقض حریم خصوصی است. کوتاه بیا نو فشن!
آهای آقای – خانم – موزیکال! نویزی که ماسماسک شما توی فضا ایجاد میکند، نمیگذارد من درست تمرکز کنم روی شاهکاری که میرکلس ساختهاست. میفهمی؟ نابغه!
شنبه، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
۱۲ پیام برای « آدمهای موزیکال »
ارسال شده است
نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
RSS 2.0
نظرتان را بنویسید :
مطلب بعدی : بدون شک
مطلب قبلی : گلولهی برفی
زندگی در 140 کاراکتر
آبونمان
یادداشتهای برتر
- Wordpress.com stats not installed!
لینکدونی
شهید من
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
فرمانده
سپاه سوم صاحب الزمان (عج)
و
فرمانده قرارگاه فتح .
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
گرایش ها
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۳۱)
- جمهوری اسلامی
(۵)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۳)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۳)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۳)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۸)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۷)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۹)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- IOS
(1)
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۲۰)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۷)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- غرغر
(۱)
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۶)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
چند نکته
کلیه حقوق محتوای این وبلاگ
بر اساس توافق نامه
Creative Commons 3.0
متعلق به
نويسنده
است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است.
PatRiot از سکوی انتشار
وردپرس 3.3.1
استفاده می کند.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟
تماس با من

عکاسخانه
زندگی اجتماعی
آشنایان دیروز، دوستان امروز
The Ronin
جنگی که بود؛ جنگی که هست
ميرزا قلي خان راپورتچی
پاسداران
افاضات
دودینگ هاوس
چرا من نه!
یادداشتهای یک دیوانه
وبلاگ شخصی دکتر احمدی نژاد
تاربلاگ ایلیا
نفسانیات یک من
اتاق شیشه ای یک خبرنگار
احسان و هزاره سوم
تاملات
مونولوگهای من
دنیای سه خواهر
پیچک سر به هوا
شاه راه عدالت
نسل خمینی
آذرباد
پلخمون
بزمانه
ترنم فکر
گام آخر
مریم
آهستان
پاکتها
تردید، راهی به دانایی
خدای من
دست نوشته ها
وبلاگ شخصی دکتر مصطفی معین
زهرا
پسر ایرانی
آغاز در نهایت
آب و آتش
یک فنجان فکر
گلایه ها
واژگون
ديگر پايگاه ها
پایگاه انجمن قلم ایران
پایگاه لوح
پایگاه شهید من
رضا امیرخانی
ریاست جمهوری – دکتر احمدی نژاد
پایگاه اطلاع رسانی رجا
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
ساجد – پایگاه جامع دفاع مقدس
لیست وبلاگهای به روز شده
لیست وبلاگ ها
آي. تي نويسان
آرشیو ماهیانه
حمایت
بمب گوگلی
طراحی و اجرا
شمارش














و به ساعت ۱۲:۵۹ ق.ظ
واقعا که اینا هیچی نوفهمن!
و به ساعت ۱۲:۲۵ ب.ظ
کاملاً موفقم . این ها چه می دانند که تفکرات شما چقدر ارزشمند است !!
و به ساعت ۱۲:۳۵ ب.ظ
در ضمن خوشحالیم که بازدیدتان رو به بهبود است . بسی !!
یا علی …
و به ساعت ۱۲:۵۹ ب.ظ
سلام
از غیبت طولانی خودم عذر می خواهم، می دونم خیلی ناراحت شده بودی که کسی برات شعر های بی ربط نمی نوشت!(البته شعرهایی که من می نویسم به همه چیز ربط داره ولی همه متوجه این ربطش نمی شن؛ البته منظورم این نبود که شما متوجه نمی شیدها، نه آدم هایی مثل … (اسمش را الان نمی تونم بنویسم) که بویی از فهم ادبی نبردن مد نظرن! – پایان داخل پرانتز اول! -)
در ضمن باید به این نکته هم اشاره کنم که عدم رعایت حریم خصوصی خیلی بده! ( این رو گفتم که کامنتم به پستت ربط داشته باشه! هرچند دلیلی نداره که همیشه کامنت به پستش ربط داشته باشه؛ البته بحث در این زمینه مفصله و ادامه را به صاحبان خرد و … واگذار می کنیم – پایان داخل پرانتز دوم! – )
مطلبی هم که این جا می خواستم بنویسم به طور کامل سانسور می شه! (بدون داخل پرانتز!)
و اما شعر:
خیال می کنی که می شناسیش
مگر تو کیستی؟
علی، حسین، یا پیامبر
…
سایه عالی مستدام
و به ساعت ۲:۱۸ ب.ظ
@ امیر مهدی:
پس قول بده در اولین فرصت اون بخش سانسور شده رو بهم بگی!
و به ساعت ۹:۰۶ ب.ظ
قبول دارم…! ولی… . روح آدم با موزیک هدفون و هندزفری جان نمی گیرد… .گاهی شاید ولی همیشه نه… . در ضمن من بار آخره اینجا میام خودخواه…! یه سری هم به ما بزن…! اگر فکر میکنی آدم هستم…!
و به ساعت ۲:۱۸ ق.ظ
albate nabayad az in jor harkatha narahat shod chonke ina ye farhang makhsos khodeshono darand vali lozomi be sahih budan farhangeshon nist
و به ساعت ۲:۳۵ ق.ظ
@ امیر حسین:
باور بفرمائید از خودخواهی نیست، (اگر چه من ذاتاً آدم خودخواهی هستم!) لا اقل این یک مورد نیست. فیدخوانی و دنبال کردن وبلاگها از طرق غیر مستقیم دیگر مجالی برای ویزیت تک تکشان نمیگذارد.
و به ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ
سلام
چه خبر؟
آقا چرا تو نشریه مطلبی مینویسی که مورد عتاب دیگران قرار بگیری(منظورم نشریه ی زردتون بود)وبه قولشون چه طور می تونی خدا باشی !!!!(البته با لحن طنز!!!!)
در مورد پست هم منم موافقم بعضی وقتا یه سری حتی با اینکه هندسفری دارند ولی باز صدای آهنگ های مزخرفشون گوش آدم را اذیت میکنه(البته بگذریم که کامبویزیالیسم با انسانیت تضاد فکری و ظاهری دارند!!!!)
و در آخر میخواستم بگم لطفا دادگاه این هفته ی بنده را بدلیل غیبت متهم ردیف اول و شاید هم متهم ردیف دوم !!!! یک هفته به تعویق بیندازید
یا حق
و به ساعت ۱۰:۵۳ ق.ظ
در ضمن یادم رفت یه سوال داشتم
۲۰۰ چوق چقدر میشه؟
و به ساعت ۱۱:۱۰ ب.ظ
صدا رو قبول دارم، اما تیپ و قیافهی ملت چه ربطی به حریم خصوصی شما داره؟ شما اگه از مدل مو یا آرایش صورت یک نفر خوشت نمیاد، میتونی نگاه نکنی و خیلی راحت چشمهات رو ببندی (درویش کنی!) نه اینکه بهش اجبار کنی مطابق سلیقه و فرهنگ حضرتعالی لباس بپوشه و تیپ بزنه.
ضمنا «نالوتی» غلطه، درستش «نالوطی»ه. یعنی: بیمعرفت، بیمرام، (دور از جون) ناجوانمرد.
و به ساعت ۴:۲۰ ب.ظ
@ مهدی:
دو تا نکنه در این میون وجود داره؛ اول اینکه اگه اون بابا! حق داره طبق سلیقهی خودش تیپ بزنه، من هم حق دارم ناراحتیام رو نسبت به این مسئله ابراز کنم.
مسئلهی دوم مربوط میشه به رفتار خارج از نرم؛ ببینید. منظور من تیپ و قیافهای نبود که با سلیقهی من جور نیست. هدف (همونطوری که نوشتم «قیافهی خارج از قاب» ) قیافههایی بود که با نرمهای جامعه سازگاری ندارن. به عبارت دیگه، unnormal اند.
بابت غلط املایی از شما ممنون و از همهی خوانندگان عذر میخواهم.