این حرفها که خواهم گفت، مال امروز نیستند. مدتی است باید گفته شوند و من به خاطر ضعف قلم و هزارجور درد و مرض دیگر که یکیش درسخواندن است، صبر کردم تا کس دیگری اینها را بگوید. کسی که لااقل دید تمام فرهنگی به ماجرا داشتهباشد.
باید زودتر میگفتم اما حالا که امیرخانی، تلویحاً بر این خبر صحه گذاشتهاست، وجدان آدم از گفتنش درد نمیگیرد. اینکه اخد مجوز برای «بیوتن» در مدت زمان بسیار کوتاهی و به مدد «لوطیگری آقای صفارهرندی» اتفاق افتادهاست، حادثهی! بسیار مبارکیاست. اگرچه مصداق باشد و نه رویه.
یادتان هست که وحید جلیلی گفته بود، در مقابل دولت خاتمی که میتوانست ادعا کند، اگر نبود چیرگیشان بر ساختار مدیریتی کشور، فلان کتاب چاپ نمیشد و بهمان اثر منتشر؛ این دولت هیچ ادعایی نمیتواند بکند؟
چه خوشمان – خوششان – بیاید و چه ناراحت شویم، این دولت و مخصوصاً دستگاههای فرهنگیاش، مطلقاً هیچ تعهدی نسبت به جریانی جز جریان فرهنگی انقلاب اسلامی – به آن معنی که تعهد به آراء خمینی کبیر (ره) را در بطن دارد – ندارد. از این رو عجیب نیست وقتی میخواهد از دستاوردهایش بگوید، در جای منتقد بنشیند و از خطاهایی که بر خلاف اسلافش مرتکب نشده، حرف بزند. اما نکته این جاست که این گفتار زمانی بر دل آدم مینشیند که چیزهایی هم در «کیسهی انجام» وجود داشته باشد! ما چه کردهایم؟
از طرف دیگر باید دید نهادهای فرهنگی دولتی در بعد تشویقیشان با چه حجم از تولیدات متعد و قابل تقدیر موجه بودهاند، تا انتظار حمایت، معقول باشد؟ من بر خلاف خیلیها فکر میکنم تولیدات جماعتی که قرار بود، پایههای فرهنگی انقلاب باشند، آنقدرها هم وسیع و متعدد نیست که خروجی اندک یک ارگانِ مشوق را بشود ناظر بر ضعف عملکرد دانست.
بگذارید کمی مصداقی حرف بزنم. ابراهیم حاتمیکیای سال 84، حقیقتاً از آن هنرمندانی نیست که بشود تابلوی هنرمند متعد را صرفا با نگاه به حاتمیکیای 74 بر گردهاش نهاد؛ چرا که او اساساً دچار تردید است. تا آنجا که ترجیح میدهد درونگرا باشد تا شاید با در و دیوار فضای فرهنگی حال حاضر انقلاب اسلامی برخورد نکند.
برعکس؛ رضا امیرخانی «بدون شک» هنرمندی است که نهتنها مصادیق هنر انقلابی در آثارش مشهود است که معیاری برای سنجش هنرمند متعهد نیز محسوب میشود. امیر خانی شک نکردهاست و استوار و بهدور از تردید سخن میگوید. همانگونه که استوار نیز مینویسد. او هم در موقعیتی، سرخورده از فضای فرهنگی عصر اصلاحات از کشور رفتهاست، اما بر خلاف ابراهیم، در ینگهی دنیا هم از انقلاب اسلامی نوشتهاست. اصلا شاید رفته تا بتواند به دور از سموم فرهنگی آن دوره، سلامت بنویسد.
نگاه کنید:
« – این را مشخص کنید که شما خودتان را جدا از روشنفکرها میدانید و یا وابسته به جریان دیگری میدانید؟
- بدون شک متعلق به جریان دیگری هستم؛ بدون شک. همان جریانی که همه چیزش را مدیون انقلاب اسلامی است.»















و به ساعت ۱۱:۲۸ ب.ظ
جریان مدیون به انقلاب اسلامی را جریان دیگر خوانده. یعنی که جریان اصلی غیر از این است. نکته خوبی بود.
و به ساعت ۴:۳۷ ب.ظ
این نوشته برای تطهیر وزارت ارشاد در پارتی بازی در جریان تایید کتاب جناب امیرخانی بود؟!
و به ساعت ۸:۲۰ ق.ظ
بسم الله
بالاخره بعد از مدت ها یک پست تحلیلی و در خور از شما رویت شد . هر چند همچنان مبهم صحبت می کنید اما در قیاس با پست های دیگر، شفافیت لازم را داشت .
ان شاالله که همچنان پست هایی شفاف با مواضعی روشن از شما رویت کنیم .
یا علی …
و به ساعت ۹:۵۲ ق.ظ
سلام
به حاشیه ی وبلاگ من سری بزن !!!
یا حق
و به ساعت ۱۲:۳۶ ب.ظ
اولا خبر ممیزی را آقای سرشار به مطبوعات داد. همو که رضا امیرخانی شما را به درستی مخملباف آینده نظام میداند. من با ایشان صحبت کردم و ایشان به درستی مرا قانع کرد که رضا امیرخانی با مبانی انقلاب دشمنی دارد. چرا کتاب امثال آقای رهگذر در نقد هدایت در مطبوعات بازخوردی ندارد؟ چون رضا امیرخانیها نمیگذارند. آقای سرشار گفتند که جوانان حزباللهی باید این عنصر نفوذی را بشناسند.
و به ساعت ۵:۵۴ ب.ظ
@ محسن حمیدی
محض اطلاع
آقای سرشار اولین کسی بود که رمان اول امیرخانی را تحویل گرفت و با دعوت از خود او آن را نقد کرد.
حرف شما در مورد نفوذی بودن آقا ی امیرخانی بسیار قابل تامل است به همان اندازه ی نظریه ای که امریکا را در پشت پرده انقلاب اسلامی می داند!!
و به ساعت ۶:۳۰ ب.ظ
@محسن حمیدی
خاک بر سر ما جوانـــ. (…)
از غیر چه نالیم که از ماست که بر ماست…
و به ساعت ۹:۰۹ ب.ظ
@ محسن حمیدی:
البته گمان نمیکنم جناب آقای سرشار که حقیقتا به گردن ادبیات انقلاب اسلامی حق دارند؛ اینگونه که شما میفرمایید نسبت به یک نویسنده، صحبت کردهباشند.
خیلی پسندیده هم نیست که بخواهیم به سادگی دربارهی ایمان افراد به نظام اسلامی حکم صادر کنیم؛ چنانکه من یقین دارم جناب آقای سرشار هم چنین رفتاری انجام نمیدهند.
دیگر اینکه حرف منطقی نیست که بگوییم دلیل عدم اقبال عمومی به آثار یک نویسنده، نویسندهی دیگر است. الحمدلله بازار نشر آنقدر تشنهاست که تولید اندک کتابمان به هیچ وجه کفاف بازار را نمیدهد. حضور نزدیک به دو ملیون نفر در نمایشگاه کتاب موید این نکتهاست. حرف شما مثل این است که بگوییم عدم اقبال مردم به آقای سرشار در انتخابات مجلس هم تقصیر کاندیداهای دیگر است.
در بارهی هدایت یک فرض ممکن این است که اصلا در شرایط حال حاضر، صادق هدایت مورد توجه خوانندگان نیست که تازه بخواهند نقد آثار او را مطالعه کنند. البته این یک فرض است.
و به ساعت ۹:۱۷ ب.ظ
@ حسن اجرایی:
البته! ولی نه فقط!
و به ساعت ۱۰:۰۷ ب.ظ
خود آقای سرشار فرمودند که من اشتباه کرده بودم که این جرثومه را تحویل گرفته بودم. ایشان به بنده گفتند که به مصاحبهشان در حزب الله مراجعه کنم که درسایت شان هست. گفتند امیرخانی به هاشمی رای داده است
و به ساعت ۱۰:۵۱ ب.ظ
سلام
نظرت رو توی وبلاگ دکتر مزیدی دیدم. خیلی مخالفم.
disqus.com می تونه خیلی مفید باشه مخصوصا برا آدم های تنبلی مثل من که دوست ندارن همش توی وبلاگ های مختلف اسم و آدرس وبالگشون رو بنویسن. و دوست دارن که آواتارشون کنار نظرشون همه جا نشون داده بشه. پیشنهاد می کنم که سریع شما هم استفاه کنی
و به ساعت ۱۰:۳۰ ق.ظ
@ سجاد:
البته در بارهی نشون دادهشدن آواتار لزوما٬نیازی به دیسکاس نیست. کافیه شما عضو وردپرس. کام باشی (که هستید) و توی گلوبال آواتار اکانت داشته باشی.
من هم به برخی از مزیتهای این ابزار واقفم (مثل اینکه امکان کامنت گذاشتن از طریق گوگل ریدر رو هم فراهم میکنه.) اما بزرگترین مشکلش که باعث شده من خوشم نیاد، این هست که مدیریت کامنتینگ رو از مدیریت وبلاگ جدا میکنه.
و به ساعت ۸:۳۰ ق.ظ
اونجا شما شایسته لقب قالیبافی بودن بودی ولی اینجا پول حرف اول را می زند. قالیباف کیلو چند؟
و به ساعت ۷:۲۸ ب.ظ
آقا سلام مرسی که سر زدی ولی دقیق متوجه نشدی من چی نوشتم. من نگفتم چون سفر بودم وبلاگ ننوشتم بلکه گفتم چون داشتم می رفتم سفر وبلاگ ننوشتم. بهرحال مخلصیم
و به ساعت ۷:۲۹ ب.ظ
ببخشید عصبانی شدم!
تا یادم نرفته بگم در مورد این پستت وامیرخانی و بی وتن یه مطلب نوشته بودم آن هم به محض دریافت میل! ولی نظر آقای حمیدی حرفی برای گفتن باقی نگذاشت که خود تصویر کاملی از نگاه بسته و محافظه کارانه به فرهنگ در جمهوری اسلامی بود و بلایی که بر سر هر آنکه بخواهد تصویر تازه ای از هنر متعهد ارائه کند، همان دلیل مرموزی که باعث می شود عملا چیزی به جز همان آثار کلیشه ای دولتی (که عمده نویسندگان امروز زیربار آن هم نمی روند) تولید نشود و البته درست می گویید چیزی که اصلا نتواند تولید شود حمایتی هم نخواهد داشت.
بیاد بیاوریم بلایی که بر سر نیستان و سیدمهدی شجاعی و خیلی های دیگر آمد و آنها را گوشه نشین کرد..و بلاهایی دیگر از این دست که البلاء للوء لوء…
و به ساعت ۱۲:۰۵ ق.ظ
@ حاجی کنزینگتون :
آقایی.
و به ساعت ۱۲:۰۸ ق.ظ
@ محمدحسن :
نیستان گفتی و کردی کبابم. یادم هست که سید مهدی توی دفاعیهاش گفت پاسخ جمعیت جوانی که به دنبال خروجی فرهنگی این نظام است را هم، جناب مدعی
العموم بدهد.