پرده اول :
سال ۱۲۵۰ هجری قمری ، دوران حکومت محمد شاه قاجار
انگلستان برای جلوگیری از تداوم روابط حسنه فی مابین ملت های هند و ایران و پیش گیری از خطر “از دست رفتن گنجینه عظیم منابع هند ” از طریق صدور شورش و قیام های مردمی استقلال طلبی از ایران به هند طرح استقلال افغانستان ( بخش های هرات و توابع آن) را در دستور کار قرار می دهد . چندی است که هرات عملا از حوزه قدرت حکومت مرکزی ایران ( که هنوز تحت تاثیر عواقب شوم قرارداد ترکمانچای است ) خارج شده است و کامران میرزا ( حاکم هرات ) اعلام استقلال نموده است . شاه ایران با لشکری از سواره و پیاده نظام راهی هرات شده تا شورش های آن ناحیه را سرکوب نماید . مستشاران نظامی بریتانیا چندی است در قلعه هرات مشغول آموزش و آرایش نیروهای شورشی هستند . سفیر کبیر انگلستان در ایران تلاش خود را برای جلوگیری از لشکر کشی شاه انجام داده و در آخر به حالت قهر از اردوی محمد شاه می رود . در همان ایام کشتی های جنگی انگلستان در جزیره خارک نیرو پیاده می کنند و این جزیره را تسخیر می نمایند . ایران توسط دولت متجاوز بریتانیا تهدید می شود در صورتی که استقلال هرات را به رسمیت نشناسد به پیشروی خود در خاک ایران ادامه خواهد داد . محمد شاه با کامران میرزا بر سر میز مذاکره می نشیند و قرارداد صلحی بین ایشان منعقد می گردد . افغانستان استقلال یافت .
پرده دوم :
اگوست ۱۹۴۵ میلادی ، سالهای پایانی جنگ جهانی دوم ، ژاپن
کامیکازه های ژاپنی ( همان ها که با هواپیما خود را به کشتی های جنگی امریکایی می زدند و آنها را غرق می کردند ــ چیزی شبیه استشهاد خودمان ــ ) عرصه جنگ را بر ایالات متحه تنگ نموده اند و آمریکا پایان جنگ را به سود خود نمی بیند . ژاپن هم با پشتوانه ملتی خستگی ناپذیر حاضر به زانو زدن نیست . در ۶ اگوست همان سال ( ۱۹۴۵ م ) بمب هسته ای در هیروشیما زندگی مردم ژاپن را تلخ نمود . با انفجار های هسته ای بعدی در ناکازاکی کم کم ترس و دلهره مردم را فرا می گیرد . رئیس جمهور وقت ایالات متحده ژاپن را تهدید کرد در صورد عدم پذیرش اتش بست حملات هسته ای ادامه خواهد یافت . دولت ژاپن در جایی که چیزی تا پیروزی بر نیروهای مهاجم فاصله نداشت تسلیم می شود . ژاپن صلح را پذیرفت .
پرده سوم :
۱۳۶۷ هجری شمسی – فاو
جنگ به نفع نیروهای ایرانی مغلوبه گشته است . بسیاری از مناطق اشغال شده باز پس گرفته شده است .به نظر می رسد تا چندی دیگر پیروزی کامل نصیب جمهوری اسلامی ایران شود . در حالی که همه کارشناسان نظامی در بهت و حیرت تصرف فاو (با آن حفاظت شدید ) غوطه ور بودند ، رژیم بعث به پشتیبانی صنایع غربی اقدام به استفاده گسترده و مکرر از سلاح های شیمیایی از قبیل سیانور ، خردل و اعصاب نموده است . تلفات نیروهای ایرانی بسیار فراتر از حد تصور است . در ۱۲ تیرماه همان سال (۱۳۶۷ هجری شمسی ) ناو امریکائی وینسنس با شلیک ۲ فروند موشک به هواپیمای مسافر بری ایر باس ۶۵۵ خطوط هوایی جمهوری اسلامی ایران (IR 655) تمام مسافران و خدمه پرواز را مظلومانه به شهادت می رساند . این پیامی بود برای همه دولت مردان ایرانی . تهدید به گسترش میدان مبارزه به شهر ها و هواپیما ها و هشدار برای وارد عمل شدن امریکا به طور مستقیم و شروع جنگ جهانی جدید . ( همانطور که جنگ بین الملل دوم با حمله چند سرباز لهستانی ــ نیروهای المانی در لباس سربازان لهستان ــ به یک ایستگاه رادیویی آلمان شروع شد )
۱۵ روز بعد – تهران – حسینیه جماران
امام جام زهر را می نوشد و قطع نامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد را می پذیرد . جنگ در حالی که هنوز بسیاری از مناطق اشغالی آزاد نشده اند خاتمه می یابد .
پرده چهارم :
۱۳۸۵ هجری شمسی – ایران – تهران
مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام نموده اند به هیچ نحو حاضر به عقب نشینی از خطوط قرمر ــ غنی سازی اورانیوم در خاک ایران ــ نیستند . [ادامه دارد ...]
حکومت های استعماری در طول تاریخ هر جا با مقاومت زیاد ملتی مواجه شده اند در یک لحظه پنجه های خون آلودشان را به مردم نشان می دهند و ترس و دلهره را نصیب ایشان می کنند . این حربه روباه پیر در دیروز و ایالات متحه در امروز است .
در چنین شرایطی ۲ اقدام اساسی باید صورت بگیرد : ــ همچنانکه در حال انجام است ــ
۱ ) با ادامه گفتگو ها ، مذاکرات ، دیدارهای یک و چند جانبه و رایزنی با مقامات کشورهای دیگر ( همان مهره های خاکستری ) اجازه ندهیم جو آرام کنونی به شرایطی خشونت بار بدل شود و سعی در تلطیف شرایط جوی حاکم بر دنیا کنیم تا ساکنین این کره خاکی در هیچ صورتی تحمل اقدام های وحشیانه را نداشته باشند و فضای لازم برای اینگونه اقدامات به وجود نیاید . (۱)
۲ ) با افزایش روحیه مقاومت و ایثار گری در مردم ( یعنی در حقیقت با سعی در افزایش اعتماد مردم به دولت ) بتوانیم ـ خدای نا کرده ـ در صورت اعمال رفتارهای ددمنشانه مقاومت نماییم . ( چنین شرایطی دور از ایران باد )
(۱) شایان ذکر است عقب نشینی از خطوط قرمز به هیچ وجه راهکار مناسبی نیست زیرا اولا پاک کردن صورت مسئله است نه حل آن ثانیا دول استعماری به دنبال بهانه ای دیگر خواهند گشت .














