مسکن

دیشب توی اتوبوس، فصل «مسکن» را خواندم. خوبیش این بود که صندلی کناریم، خالی بود. بیسکوییت‌ها را گذاشتم آن‌جا و شروع کردم. آخر وقتی قرار است کاراکتر‌های داستان، چیزی بخورند، من که نمی‌توانم بیکار باشم!! حسن دیگر اتوبوس هم این است که تکان تکان‌هایش باعث می‌شود داستان درست جا بیافتد و گلاویز شود با روحت! حالا اگر این تاثیر را هم نداشته باشد،‌ اقلاً نمی‌گذارد بیسکوییت‌ها سر دلت بماند.

نقل چی بود؟ … آها! «مسکن» را می‌گفتم. اصلاً این فصل را حتماً باید در حرکت بخوانی؛ هرچند، من که بقیه‌ی کتاب را نخوانده‌ام. شاید لازم باشد همه‌اش را در حرکت خواند. و این بستگی مستقیم دارد به نویسنده. این‌که خودش هم در حرکت بوده‌است موقع نوشتن داستان یا …

گفتم نویسنده؛ این حواشی‌ای که جناب نویسنده وسط داستان درج کرده‌اند، گاهی نافرم می‌زند توی پرمان. از خدا که پنهان نیست، لااقل بگذارید از شما پنهان بماند… [بقیه‌اش پنهان شد]

 
۳ پیام برای « مسکن » ارسال شده است
  • سلام !
    پسر پس چرا دیگر ما را در نمی یابی ؟‌ بابا من که گفتم من اشتباه کردم !! حالا به کدامین سرای رهین بودی که از آن ابزار دست انسان منظورم همان اتوبوس است استفاده نمودی ؟ ما را بی خبر نگذار ای حضرت طائبی !

    یا علی …

  • سلام
    اولا که این همه از اتوبوس گفتی، اگه با قطار بری دیگه چی می گی؟
    ثالثا که خالی بودن صندلی بقلی در اتوبوس همیشه توفیقه!
    و البته خوردن بسیکویت هم توفیقه مضاعفه!
    و اما آخرا هم شعر:
    در نسیم لغزشی رفتم به راه

    راه نقش پای من از یاد برد

    سرگذشت من به لب ها ره نیافت

    ریگ باد اورده ای را باد برد

  • سلام
    ان شالله دفعه بعدی با هواپیما بری که ما را گذاشتی تو خماری

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۳۰)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۱۰)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.2 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش