ق.ن: ما بچههای 27 خردادیم. امیدوارم انتشار این یادداشت در سوم تیر، خلاف این نکته را به ذهنها متبادر نکند!
امروز درست سه سال از عمر دولت نهم گذشتهاست و به جرأت میتوان فضای رسانهای حول اقدامات این دولت را شایستهی عناوینی چون پرتوان، نفسگیر و خستگی ناپذیر دانست. چه آنکه دولت نهم و شخص دکتر احمدینژاد نیز شایستهی این عنوایناند.
سه سالی که پشت سر گذاشتهایم از جهات گوناگون نمونهی بیبدیلی از بکارگیری انواع شیوههای ژورنالیستی از جعلخبر و مصاحبههای دروغین گرفته تا تحریف و پروپاگاندا و نهایتاً کارگردانی خبر بودهاست. از آنجا که روی کار آمدن این دولت با افزایش جهشی رویکرد به شبکههای آنلاین و در نتیجه گشادگی(!) بیسابقهی فضای رسانهای کشور همراه بود، حاشیههای ژورنالیستی اطراف دولت نهم اساسا با اسلافش قابل مقایسه نیست.
اما چه انگیزهای باعث شدهاست جامعهی رسانهای کشور (و جهان) تا این حد نسبت به پوشش جهتدار عملکرد دولت نهم علاقهمند و شیفته باشند؟
آ. در بخش فعالیت رسانههای داخلی گذشته از رقابتهای روتین حزبی و جناحی، عوامل زیر باعث شدهاست تا انگیزهها و تقویت کنندههای مختلفی برای جنگ روانی علیه دولت ایجاد شود:
1. جریان اصولگرایی و اساسا نیروهای راست در کشور ما، به دلیل ریشههای سنتیشان، همواره در تعامل با رسانهها، به سردی بر خورد کردهاند. به نحوی که در کوران هجمهی تفکر اصلاحطلبان بر مبانی انقلاب اسلامی اگرچه فریاد وااسلامایشان گوش فلک را پر کردهبود اما هرگز به صرافت تاسیس یک یا سلسله روزنامههایی برای پاسخگویی به ایشان و یا دست کم شکستن انحصار تبلیغاتی نیافتادند.[1] عمق فاجعه آنجا نمایان میشود که این جریان حتی قادر نبود از بزرگترین رسانهی کشور – صدا و سیما – که از قضا کاملا تحت سیطرهشان بود، بهرهی لازم را ببرد.
از اینرو ضعف تفکر ژورنالیستی در میان جریان فکری حامی (یا مثلا حامی) دولت نهم که تا همین 2 سال گذشته هم نمود عینی داشت، لطمات جبران ناپذیری به نحوهی پوشش خبری اقدامات و عملکرد دولت نهم وارد کرد. (این روند تا آنجا ادامه داشت که اعتراض مقام رهبری را نیز در پی داشت که دولت را به تقویت بعد اطلاعرسانیش دعوت کردند) تغییراتی که در سردبیری پایگاه خبری رجا صورت گرفت، اولین حرکت مثبت از سوی حامیان دولت، برای چرخش از فعالیت انتخاباتی به پوشش خبری دستاوردهای دولت بود.

2. خروج فضای سیاسی دانشگاهها از رکود پس از یک دورهی 5 سالهی فطرت، گسترش روزافزون فعالیت آنلاین و فضای داغ انتخاباتی سال 84 باعث شد تا فضای رسانهای کشور با تحول عمده رو به رو شود. اما پس از آشکار شدن نتیجهی انتخابات، این پایگاههای اطلاعرسانی که دیگر توسط اسپانسرهای انتخاباتی تغذیه نمیشدند یکی یکی در دامن نهادهای گوناگون رها شدند. (این شامل سایتهای خبری که ارگان رسمی احزاب بودند نمیشود.) مرکز پژوهشهای مجلس، قوهی قضائیه، مجمع تشخیص، سازمان تبلیغات، سپاه، شهرداری تهران و …هرکدام به طور جد وارد فعالیت رسانهای شدند و در این میان، سوء استفاده از جایگاه رسانه تا حدی پیش رفت که این خبرگزاریها تا حد ابزاری برای تغییر مسیر دولت یا دست کم تثبیت بودجهیشان تغییر کاربری دادهشدند!
نفس ایجاد خبرگزاریهایی که نه به طور رسمی بلکه تلویحا توسط نهادهای گوناگون پشتیبانی میشوند، و حیطهی فعالیتشان هم ارتباطی با تخصص نهاد مطبوعشان ندارد، میتواند به گسترش فساد اداری و بالارفتن نرخ سهمخواهی و گروکشی بین نهادها دامن بزند. در این میان، دولت نهم چه از سوی مخالفین غیر هم حزبی و چه از طرف مخالفین (به اصطلاح) هم حزبیش با این پدیدههای نا مبارک رو برو بودهاست. [2]
3. در این میان، عدم سیطرهی کافی دولت نهم بر رسانههایی که قانونا وظیفهی پوشش خبری اقدامات دولت را بر عهده دارند و با پول بیت المال اداره میشوند هم، مشکل را تشدید میکرد. به طور مشخص خبرگزاری دانشجویان ایران توسط مدیران اسبق خود که این روزها خارج از کشور هستند اداره میشد[3] و روزنامهی ایران هم جدای از یک سال تعلیقی که به دلایل مشکوک[4] بر تیم رسانهای دولت تحمیل شد، رفتار کاملا خنثی ای را در پیش گرفته بود. (تغییر و تحول در بودجهی این دو خبرگزاری و همینطور تغییر در مدیریتها دقیقا با هدف اصلاح این نقاط ضعف صورت گرفت[5])
4. جریان دوم خردادی بر این باور است که در صورتی که دولت نهم موفق شود در عرصههای مختلف، ثمرات مثبتی را برای مردم به ارمغان بیاورد، به سادگی سریال پیروزیهای اصولگرایان در رقابتهای انتخاباتی تکرار خواهد شد و از این رو، پایههای پیروزی در انتخابات آینده را میبایست از امروز و در نفی دستاوردها و تحریف واقعیات، بنیان نهاد.
5. جسارت ایجاد تحولهای ساختاری و اجرای برنامههای عظیم در این دولت (مانند تغییر در نظام بودجهای، سهمیه بندی بنزین، نظام جامع هماهنگ، تغییر در ساختار پولی کشور و …) این فرصت را به مخالفان می دهد که بتوانند به راحتی دروغهای شاخدار به مخاطبانشان تحویل دهند. تهمت دیوار کشیدن در خیابان ها که در دوران انتخابات به کرات گفته میشد، این روزها در قالب برنامههای اقتصادی تخیلی و یا تهمتهای بی پایه با هدف تخریب شخصیت رئیس جمهور، هر روز تولید میشود. تا آن جا که اگر گفته شود دکتر احمدی نژاد هر روز یک بشقاب غذا برای حضرت صاحب سر میز می گذارد، مردم باور می کنند یا دست کم پتانسلی پخش این شایعه در فضای کشور ایجاد شده است.
6. تداوم حضور تفکر انقلابی دولت نهم در ساختار اجرایی کشور در دورههای بعدی، بدون شک باعث قطع شریانهای ناسالم بیشتری خواهدشد . از این رو گروههای غیر سیاسی(!) فاسد نیز به دلایل مختلف دل خوشی از این دولت ندارند. به همین علت بخش عمدهی شایعات نیز توسط این جریان تولید می شود و صد البته توسط برادران مخلص(!) اصلاحطلب هم در متن جامعه پمپاژ می گردد.
7. رابطهی دولت نهم با مرکز پژوهشی امام خمینی(ره) و قرابت گفتمان شخص رئیس جمهور با تفکرات این مرکز باعث شده است تا عملیات روانی که از ابتدای عصر اصلاحات با هدف خفه کردن این شق خاص از تفکر حکومتی اسلام در جریان بود، به سمت دولت نهم تغییر مسیر بدهد.
ادامه دارد…
پاورقی:
1) تمام بار رسانهای این جریان در عصر اصلاحات بر دوش روزنامهی کیهان بود و انصافا هم که از پس روزنامههای زنجیرهایشان بر میآمد!
2) … اما نهایتاً بودجه سازمان تبلیغات (و خبرگزاری مهر) به همراه 3 نهاد دیگر جدا شد (با این حال، به دلیل کاهش بودجه این سازمان، گردانندگان ارشد این مجموعه، دولت را تهدید به مقابله از طریق خبرگزاری مهر کرده بودند.)
3) صاحبخانهی ایسنا کیست؟
4) تعلیق قریب به یکسال فعالیت روزنامهی ایران به بهانهی توهین به اقلیتهای قومی صورت گرفت. در همین زمان، مخالفین دولت فرصت کافی برای بازسازی آرایش نیروها و سامان دادن تیمهای رسانهای خود را داشتند.
5) تغییرات شدید بودجه ایرنا و ایسنا















و به ساعت ۱۱:۲۰ ب.ظ
سلام
اگر برنامه مصاحبه را می دید و طبق اون نقد می کردید جالبتر بود
و به ساعت ۶:۱۹ ب.ظ
جالب بود و دقیق. خوشمزه ش میکنم و سعی میکنم در مجاهده هم به نحوی انعکاس بدم.
و به ساعت ۱۲:۲۹ ب.ظ
سلام!
تحلیل خوبی بود!
ضعف اطلاع رسانی، روابط عمومی و موج سازی دولت نهم متاسفانه همچنان حل نشده و مشهود است!
و به ساعت ۵:۳۷ ب.ظ
پیاده شو با هم بریم… . :)
و به ساعت ۱۲:۳۹ ب.ظ
میرزا لغتی: … پس از یک دورهی ۵ سالهی فطرت … (درستش فترت است).
و اما نظر بنده:
البته این نکته نباید فراموش شود که کار ژورنالیستی دولت و حامیان دولت نیز بسیار بسیار بسیار ضعیف است. شما یک پایگاه اینترنتی که روزی چند تا مقاله (که عمدتا هم در جواب مقالات پایگاههای مخالف است) را در خروجی اش قرار میدهد یک بازوی ژورنالیستی میدانید؟ کافیست یک مقایسه ای کنیم با جریان رسانه ای دوم خردادی ها. ماهنامه ها‘ دو هفته نامه ها‘ نشریات مختلف عمومی و اختصاصی‘ و پایگاههای اینترنتی را شما برو نگاه کن. فقط هم اصلاح طلبان داخلی منظورم نیست. (یعنی دایره را خیلی بزرگتر کن)
به عنوان مثال شما یک نشریه حزب اللهی بگو بتواند شانه به شانه چلچراغ بزند. یا یک پایگاه اینترنتی که بتواند همچون رادیوزمانه کار کند! منظورم از کار ژورنالیستی این بود.
و به ساعت ۱۱:۰۹ ب.ظ
حالا رادیو زمانه چه ربطی به اصلاحات دارد، من نمیدانم!
و به ساعت ۱۰:۰۸ ق.ظ
آیا با این همه حضور رسانه ای رییس جمهور و در اختیار داشتن بزرگترین و مهمترین پایگاه های اطلاع رسانی فکر میکنید ضعف اطلاع رسانی باعث عدم اعتماد مردم به رییس جمهور شده باشد؟ فکر نمی کنید شاید کار واقعاً مشکل داشته باشد؟
و به ساعت ۴:۱۵ ق.ظ
@خوشبین ساده دل : “عدم اعتماد مردم” ؟