troy۴۱.jpg” اگه روزی ماجرای مرا برای مردم بازگو کردید به آنها بگویید در چه زمانی می زیستم . زمانی که پادشاهاه ذره ای برای جان انسان ها ارزش قائل نبودند . ” این جمله ای بود که در آنتهای فیلم تروی به عنوان پیام فیلم بیان شد . بعد از اینکه شبکه ۲ سیما این فیلم را برای بار دوم ( یا بیشتر !! ) پخش کرد ، حس کردم حرفی برای گفتن دارم .

به نظر من یکی از تاثیر گذارترین سکانس های این فیلم ، همان جایی بود که تروی (Troy) در آتش می سوخت . از بالا تا پایین ؛ همه نماد های تمدن یکی پس از دیگری نابود می شد و تنها دلیلش هوس قدرت طلبی یک پادشاه و مقابله به مثل ! حاکمی دیگر بود . در روند فیلم اشتباهات بزرگی پشت سر هم رخ می دهند که در آخر منجر به نابود شدن یک تمدن و فرهنگ بزرگ آن روز می گردد . در مقایسه ی کوچکی که میان شرایط امروز دنیا و آنچه در این داستان بدان پرداخته شده انجام می شود به سادگی می شود دریافت که امروز هم جان مردم ، کم ارزش ترین کالای دنیای مبادلات بین قدرتمداران است . امروز هم در گوشه و کنار دنیا ، ملت های زیادی زیر آتش باران جنگ ، جان می سپارند تا دنیایی با نظم نوین !! حاکم شود . که در آن سازمان های بین المللی دیگر همین پوسته ظاهری هم محسوب نشوند .

تنها تفاوت عمده دنیای امروز با آنچه در تروی می بینیم با توجه به صحبت های رضا امیرخانی در گفت و گوی با شریف نیوز بیشتر آشکار می شود (اینجا ) و آن تغییر رویکرد از جنگ قلعه ای به میدانی شدن فضای نبرد است . حاصل و ثمر این اقدام آن است که کشور متخاصم ( یا کشورهای متخاصم ) امنیت و آزامش را برای مردمشان به ازمغان می آورند ولی جنگ همچنان در جایی خیلی دورتر از حتی قاره ی شان هنوز برپاست .

دو نکته دیگه هم به نظرم اومد در باره این فیلم بد نیست بگم :

۱- اولین قربانی در اینگونه جنگ هایی که در غرب رخ می دهد ، به طور قطع مذهب و دین است . آنچنان که در ابتدای نبرد ، یونانیان معبد و خادمان آن را به خاک و خون می کشند . و قربانی بعدی هم مظاهر تمدن و فرهنگ یک کشور است همانطور که مجسمه آپولو و دیگر تندیس های الاهه های رم یکی پس از دیگری نابود می شود ( البته خود فرهنگ و دین گاهی از صحنه نبرد جان سالم به در می برد و همچنان جاوید خواهد ماند اما مظاهر آن و نمود های بیرونیش مثل کتاب و نمادهای فرهنگی قربانی می شوند )
2- با یک مقایسه کوچک میان افسانه ها و اساطیر غرب (یونان و روم ) با اساطیر کهن ایران به یک تفاوت عمده پی می بریم و آن هم میزان خشونت در آن ها است . پر واضح است که حتی در نبرد های اساطیری ایرانی (مانند آنچه در شاهنامه آمده ) روح فتوت و مردانگی موج می زند و کمتر رنگ و بوی نفرت و کینه می دهد . حال فرزندان همان ها که پس از فتح تروی به هیچ کس ، زن و کودک و خدسال ، رحم نمی کردند در دنیای امروز فرزندان رستم را خشونت طلب می داند و خود را مروج آزادی و صلح در زیر لوای نظم نوین جهانی و خاور میانه جدید می خوانند .