قبل از اینکه ادامه مطلب رو بخونین ازتون یه خواهش کوچولو دارم ؛ چیزی که در ادامه می خونین ممکنه به نظرتون تکراری بیاد و کلیشه ای . پس همین جا درخواست می کنم اگه فکر می کنین ممکنه وسط متن اون رو رها کنین ، اصلا بی خیالش بشین . ( البته می بینین که خیلی طولانی نیست ولی خوب ! جنگ اول رو می خواستم کرده باشم !! )
برداشت اول : یکی از اموری که به کرار در قران به اون تاکید شده ، انفاق است . از این گذشته در درون همه انسانها ( تاکید انسان !! ) حس نوع دوستی و کمک به کسانی که در سطحی پایین تر از ما هستند ( چه از نظر فرهنگی و چه اقتصادی ) وجود داره . همه ما دوست داریم توانایی این رو داشته باشیم که از طبقه محروم جامعه دست گیری کنیم .
به این موضوع هم توجه داشته باشین که اگه انفاق و صدقه طبق اصولی که در اسلام مطرح شده انجام بشه اصولا فقر به معنای حقیقی کلمه از جامعه اسلامی ریشه کن میشه ( فقری که همسایه کفر معرفی شده !! (۱) )
برداشت دوم : تکدی یکی از نا بهنجاری های اجتماعی است که وجود اون توی جامعه ما تازگی نداره ولی اخیرا همزمان با گسترش روزافزون آن ، توجه دولت و نهاد های مسئول رو هم بیش از پیش به خودش جلب کرده . این مسئله علی رغم نا مطلوب بودن خودش ، بزه های دیگری رو هم به دنبال میاره ؛ مثل : از بین رفتن نیروی کار فعال ، ایجاد و گسترش اشتغال کاذب ، قرار گرفتن مفاسد اخلاقی دیگر در این پوشش و …
من هم مثل خیلی از شما بارها با صحنه هایی مواجه شدم که نتونستن از پس احساساتم بر بیام و به چنین افرادی کمک نکنم . ( خودتون می دونین چه شیوه های پیشرفته و علمی رو بکار می برن !! ) البته مواردی هم بوده که جلوی خودم رو گرفتم ولی در عوض حداقل تا آخر شب با وجدانم در گیر بودم !!
برداشت سوم : بالاخره چکار باید کرد ؟ آیا راه کار کشتن این حس بشر دوستانه تو وجود خودمونه ؟ ( در حالتی که می دونیم باید به یک نحو شایسته این پدیده شوم رو از جامعه دور کنیم )
خداوند در قران کریم به طور واضح به این مسئله پرداخته : « صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا ناتوان و بیچاره اند و توانائی آنکه کاری پیش گیرند ندارند و از فرط عفاف چنان احوالشان به مردم مشتبه می شود که هرکس از حالشان آگاه نباشد پندارد او غنی و بی نیاز است . شما بایست به فقر آن ها از سیمایشان پی ببرید که از عزت نفس هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند ؛ و هرچه انفاق کنید خداوند بر آن آگاه است » (۲)
همین طور که ملاحظه می کیند خداوند کسانی رو فقیر می داند که به اصطلاح سورتشون رو با سیلی سرخ نگه می دارن .
برداشت چهارم : به فرض که ما تصمیم بگیریم به نیازمند حقیقی کمک کنیم . نهایتا چقدر می تونیم موثر باشیم ؟ اگه همه کمک ها جمع بشه ، سرمایه عظیمی رو پدید می آره که می شه باهاش مشکلات زیر ساخت رو حل کرد تا با این معضلات بنیادی برخورد بشه . این طور نیست ؟
برداشت پنجم : چیه ؟ … منتظرید من شماره حساب کمیته امداد اما خمینی ( ره ) رو بنویسم ؟ نه ! اصلا منظورم این نیست . راه حلی که به نظر من میرسه اینه که هر وقت یکی از این جماعت متکدیان دل شما رو ریش کرد و دست کردید تو جیبتون قبل از بیرون آوردن دستتون یه نگاه به دور و برتون بندازین ! ( در همون حالتی که دستتون تو جیبتونه ها ! خیلی مهمه ! چون در این حین یک هو طرف پول رو قاپ میزنه !! اینها تو این کارها خیلی واردن ) آره ! به اطراف یه نظر بندازین حتما یکی از صندوق های صدقات رو می بینین .
برداشت آخر : فکر کنم این طوری هم در ریشه کنی و برخورد بنیادی با این معضل شریک می شین ( یه ثوابی داره که نگو !! (۳) ) و هم رابطه شما با وجدانتون مسالمت آمیز باقی می مونه !!!! موافقید ؟
پ . ن :
۱ ) در حدیثی نزدیک به این مظمون از پیامبر اکرم (ص) آمده که فقر همسایه کفر است .
۲ ) آیه ۲۷۳ از سوره مبارکه بقره .
۳ ) در آیه بعد آمده که کسانی که به اینگونه نیازمندان کمک می کنن ( در شب و روز ؛ آشکار و نهان) پاداشی نزد پروردگارشان دارند و ترسی بر ایشان نیست و اندوهگین هم نخواهند شد .














