می‌خواهم زندگی کنم، با شرافت
می خواهم زندگی کنم؛ با شرافت

می خواهم زندگی کنم؛ با شرافت

من با جنگ مخالف‌م. جنگ، یکی از زشت‌ترین صورت‌های تعامل انسان‌ها با یکدیگر است. برای ما که تجربه‌ی یک جنگ 8 ساله را در حافظه‌ی کوتاه‌مدت تاریخی‌مان داریم، خیلی دشوار نیست که بفهمیم شهادت 213 هزار نفر  چه معنی می‌تواند داشته‌باشد.

من با جنگ مخالفم چون در آن، جوان‌ترین و فداکار‌ترین نیرو‌های یک مملکت کشته می‌شوند. چون زیر‌ساخت‌های توسعه‌ی کشور نابود می‌شوند، چون سال‌ها عقب‌ماندگی برایمان به ارمغان خواهد آورد و سال‌های پس از آن را نیز باید صرف ترمیم تاثیرات سوء جنگ کنیم.

من با حنگ مخالم چون بنیاد شهید ما، هیچ‌گاه، لیاقت و توانایی سرپرستی چند ده هزار خانواده‌ی بی‌سرپرست را نداشته و نخواهد داشت.

من با جنگ می‌جنگم چون کار‌های مهم‌تری دارم که هنوز بر زمین مانده‌اند.

اما این حرف‌ها هرگز به این معنی نخواهند بود که کسی می‌تواند با اهرم «جنگ» خواسته‌هایش را بر من تحمیل کند. جنگ آخر دنیا نیست، چون چیز‌های زشت‌تر و فاجعه‌آمیز‌تری نسبت به جنگ هم وجود دارد.

مثل این‌که 213 هزار نفر که نه، 70 ملیون نفر ایرانی، کار و تلاش کنند برای آن‌که یک کشور دیگر، که نه، سرمایه‌داری جهانی روز به روز بر میزان «توسعه»‌یافتگی خویش بیافزاید؛ مثل این‌که جوان‌ترین و فداکار‌ترین نیرو‌های یک مملکت، برده‌ی حلقه به‌گوش نظم جاری در جهان باشند؛ مثل این‌که زیر‌ساخت‌های توسعه‌ی کشور را نتوانیم با هیچ‌برنامه‌ی توسعه‌ای همراه کنیم و نه حتی صادر کننده‌ی مواد اولیه، که صنایع اولیه باشیم  برای تولیدات های‌-‌تک آن‌طرف آب‌ها؛ مثل این‌که هر برنامه‌ی بلند‌مدتی که برای فردای کشور‌مان تدوین کنیم، در صورتی «جنگ خواهی» تعبیر نشود که با برنامه‌های کوتاه مدت یک کشور دیگر دنیا، جور در بیاید.

مثل این‌که استعمار بشویم به دست خودمان و به دست کسانی که «یک عمر کوتاه آمده‌اند»؛ مثل این‌که در بهترین شرایط،‌ بشویم یک امارات متحده، یا عربستان سعودی، که سرم نفت و گاز هستند برای شوک‌های اقتصادی آمریکا یا نهایتاً مثل «ایران پادشاهی» پیش از انقلاب که اف 14 می‌خرید تا سد دفاعی در برابر روسیه باشد و لولوی بچه‌ترسان شیخ‌های گنده‌ی عرب!

مثل این‌که از «استقلال»‌مان مایه بگذاریم و «آزادی» اقتصادی آینده‌ی آمریکا را موکد کنیم.

من در برابر تهدید به جنگ، کوتاه نمی‌آیم. چون خیلی زشت است که یک آدم، بگوید خواسته‌ی من نامشروع است و اگر آن‌را نپذیری با تو خواهم جنگید، یعنی یا بجنگ یا زندگی‌مرگ آمیز داشته‌باش.

و من در برابر تهدید به جنگ، انگشت اتهامم به سوی جنگ افروزی است که خواسته‌هایش و حرفی که می‌زند برای دهنش خیلی بزرگ است، که تمام کشور‌ها را برای ارضای هوس قدرت خود، می‌خواهد.

من در برابر تهدید به جنگ،‌ دچار توهم خود ‌اتهامی نمی‌شوم که جنگ افروز را فراموش کنم و برنامه‌های بلند‌مدت کشور خودم را فدای تضمین «اورگاسم»‌های اقتصادی آمریکا در سال‌های آینده کنم.

من در برابر تهدید به جنگ، فریفته نمی‌شوم!

پ.ن: کمی دلخورم!

 
۵ پیام برای « می‌خواهم زندگی کنم، با شرافت » ارسال شده است
  • و اگر برای جنگ فرا بخوانند … ؟ چه کسانی خواهند رفت؟! دلم تنگ شده برای همت و زین الدین و باکری و کاوه و بروجردی ها ….آیا باز هم مثل آنها را پیدا میکنم… ؟!

    - پر کار شدی…زود به زود آپدیت می کنی. خوشحالم.

    - خبر داری قالب وبلاگت در آی ای شش ستون سمت راستش به پایین پرتاب می شود؟! از فایرفاکس استفاده نمی کنم ولی فکر کنم توی اون درسته.

  • در جواب امیرحسینی که فکر می کنند مثل ماها پیدا نمی شود باید بگویم که من همچنان آماده جنگم !! فکر کرده ای که چون خودت حاضر نیستی بجنگی من هم نخواهم رفت !!! زهی خیال باطل . ما مرد جنگیم برادر . شما هم با ما باش .

    یا علی مددی … و تازه اخیراً هم که شده گاد بلس یو !!!

  • حرفهایت به درایت و زیبایی بود .خوشحالم که افرادی همانند تو در این کشور زندگی میکنند.من جانباز ۵۰% قطع دست و با کلی آسیبهای دیگر هستم.راست گفتی بنیاد هیچگاه نتوانست زندگی ما را تامین کند و حتی بحمد الهی ۱ % زندگیم را بر اساس وعده های پوچ بنیاد بنا نکرده ام.به سختی تلاش میکنم تا زندگیم برقرار باشد.ما مسافران کشتی رها شده در امواج سهمگین دنیائیم.جنگ را اکنون آنهایی تبلیغ میکنند که از کنار آن سودهای میلیاردی به جیب میزنند.من این حرفها را از روی ترس نمیزنم.من همان بسیجی هستم که تک و تنها در میان تانکها و نفرات عراقی جنگیدم و بارها تا مرز شهادت رفتم.اکنون نیز آنقدر مردانگی دارم که روی پای خودم ایستاده ام و به کسی وابسته نیستم.ولی شما بدانید اگر جنگی اتفاق بیفتد هر دو طرف جنگ ناحق هستند و طرف حق وجود ندارد.همانند جنگ مامون و امین در زمان حضرت امام رضا ع میباشد.اینها چون برای دنیای خود ملت را بباد نیستی میدهند ناحق هستند.علی یارت باد

  • اگر برایت امکان دارد برای عضویت در سایت بالاترین برایم دعوتنامه ارسال کن.ممنون

  • من با حنگ مخالم چون بنیاد شهید ما، هیچ‌گاه، لیاقت و توانایی سرپرستی چند ده هزار خانواده‌ی بی‌سرپرست را نداشته و نخواهد داشت.

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۳۰)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۱۰)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.2 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش