چه چیزی تغییر کرده‌است؟

بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، مذاکراتی را با اسرائیل و به میانجی‌گری ترکیه آغاز کرده‌است. جرج بوش، وزیر امور خارجه‌اش را به مذاکرات کره‌ی شمالی می‌فرستد، می‌پذیرد که مقدمات خروج از عراق را با یک جدول زمان‌بندی بپذیرد و ویلی برنز، مرد شماره‌ی 3 وزارت خارجه و سفیر سابق در روسیه (2005  تا 2008) را به مذاکرات ژنو می‌فرستد. واشنگتن پست از ارائه‌ی طرح افتتاح دفتر حافظ منافع در اواخر اگوست خبر می‌دهد. پرزیدنت احمدی‌نژاد، می‌گوید چنین پیشنهادی را در صورتی که رسما به وزارت‌خارجه تسلیم شود، با دید مثبت بررسی می‌کند و منوچهر متکی خواستار بازگشایی خطوط هوایی میان تهران و واشنگتن می‌شود.

چه چیزی تغییر کرده است ؟

چه چیزی تغییر کرده است ؟

واقعاً چه چیزی تغییر کرده‌است؟ قرار نیست باور کنیم، مردان کاخ سفید، یک شب‌ه به این نتیجه رسیده‌اند که باید به عادی سازی روابط با جمهوری اسلامی بپردازند یا تصمیم گیران کلان ج. ا. ایران، شعار‌های 30 ساله‌ی خود را در خصوص امپریالیسم فراموش کرده‌اند یا این‌که باور کنیم، اسرائیل می‌خواهد بلندی‌های جولان را به سوریه بازگرداند.
اما این حق را هم برای خودمان محفوظ می‌دانم که بپرسیم چرا باید شاهد این تغیر لحن در کنش‌های دیپلماتیک در سطح جهان و خاور‌میانه، باشیم؟ واقعاً چه چیزی تغییر کرده‌است؟

*********

بهتر است کمی به عقب بازگردیم،‌ چرا که تحولات امروز جهان، ثمره‌ی تصمیمات دیروز اند.
مارک گرچت، که سردبیر نشریه‌ی ویکلی استاندارد است، و آن‌گونه که عدالت‌خانه می‌گوید، سابقه‌ی حضور در مدیرت «برنامه‌ی ابتکار عمل در خاور‌میانه» را دارد، چهار ماه قبل در سرمقاله‌ای در نیویورک تایمز ( که امروز و به واسطه‌ی ترجمه‌اش در کشور ما بحث بر انگیز شده‌است)، چندین پیشنهاد به دولت جمهوری خواه بوش ارائه می‌دهد. گرچت با اشاره به سابقه‌ی روابط ایران با ایالات متحده در زمان تصدی سید محمد خاتمی می‌گوید:

بهترین دلیل برای ارائه پیشنهاد آغاز مذاکرات به تهران این است که رژیم به احتمال قریب به یقین به هر پیشنهاد جهت عادی سازی روابط دست رد خواهد زد. در اواخر دهه 1990، رئیس جمهور بیل کلینتون تقریبا به رئیس جمهور اصلاح طلب ایران، محمد خاتمی، التماس کرد که به گفتگو بنشینند. ملاها که می‌دانستند آقای کلینتون نقش تهران در بمب‌گذاری برج‌های الخبر را کم اهمیت جلوه می‌دهد، این پیشنهاد را رد کردند. از آن به بعد، سیاست‌های داخلی ایران سخت‌تر شده است. (ترجمه‌ی غیر دقیق از عدالتخانه)

او با اتکا به این سابقه‌ی دیپلماتیک، این‌گونه ادامه می‌دهد:

ارائه پیشنهاد جهت مذاکرات چیزی است که قبل از این که رئیس جمهور بعدی بتواند از نیروی هوائی و دریائی علیه ایران استفاده کند، می بایست در نظر گرفته شود. برای این که تهدید استفاده از زور علیه ایران دوباره از اعتبار برخوردار شود.
اگر کوندالیزا رایس، رژیم ایران را این گونه به چالش بکشد، در تهران حالت میخکوب ایجاد می‌شود. میلیون‌ها ایرانی از طریق تلویزیون‌های ماهواره‌ای این صحبت‌ها را خواهند شنید: اسلام یک دین بزرگ است، ایالات متحده با تمامی ملت‌های مسلمان به غیر از جمهوری اسلامی رابطه دارد، ما با هوگو چاوز روابط دیپلماتیک داریم و دیپلمات‌های آمریکائی در کوبا حضور دارند. چرا جمهوری اسلامی از ما این همه هراس دارد؟ آیا رژیم تا این اندازه شکننده است؟
اگر دولت بوش از این گونه ادبیات دیپلماتیک در مقابل روحانیون حاکم بهره بگیرد، دنیای آنها را به هم خواهد ریخت. خیر، این قطعا بدین معنی نیست که ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف خواهد کرد، و یا این که آن را به تعلیق در خواهد آورد. لکن، یک برخورد جدید مطمئنا ایالات متحده را در حالت تهاجمی و ایران را در حالت دفاعی قرار خواهد داد.

و باید پذیرفت که این سخنان، تنها عقیده‌ی گرچت نیست. این روز‌ها که رسانه‌ها، مدام می‌پرسند چرا بدون توفیق در تعلیق غنی‌سازی، با ج. ا. ایران بر سر میز نشسته‌اید، مقامات، سربسته همین دلایل را ذکر می‌کنند. برای آن‌که نشان‌دهیم ایرانی‌ها لیاقت مذاکره را ندارند!

اما بگذارید ببینیم، در زمان انتشار این مقاله و حتی پیش از آن، مقامات ایرانی شرایط را چگونه تحلیل می‌کرده‌اند؟
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، در گفت‌و‌گوی زنده‌ی تلویزیونی به خبرنگار می‌گوید ، باید سیر پرونده‌ی هسته‌ای کشور را در یک بستر دیپلماتیک بررسی کرد. احمدی‌نژاد می‌گوید:

نتیجه اتخاذ‌ موضع تدافعی [در سال‌های گذشته] به گونه‌ای است که در نهایت باید امتیازی به طرف مقابل داده شود. دشمنان در سی سال گذشته سعی کرده بودند از این موضع به نفع خود استفاده کنند و ما را به عنوان کشوری که نظم‌پذیر نیست در دنیا معرفی کنند که این جای تامل جدی دارد چرا که در حالی که کشورهایی که عدالت، صلح و امنیت بین‌المللی را زیر پا می‌گذارند و سابقه‌شان در دنیا مشخص است از مظلومیت ما سوء‌ استفاده می‌کردند. برای عوض شدن این معادله، نیاز به سیاست فعال داریم و سیاست فعال به این معنی است که خطرها و فشارها را باید تا حد ممکن از مرزهایمان دور کنیم. چنان چه بهترین نقطه برای این تهدیدها، فشارها و خطرها انتقال آن به خانه حریف است.

بر این اساس، نوعی تغییر دید اساسی به نوع روابط بین دو کشور، کاملاً قابل درک است. به عبارت دیگر، از یک سو ایران در پی بازیابی اعتبار بین‌المللی خود، نه به عنوان همراه سیاست‌های جهانی، که به عنوان عضو موثر است و ایالات متحده هم، می‌خواهد از ایران یک چهره‌ی غیر قابل مذاکره به جهانیان عرضه کند. اما نتیجه‌ی تغییر دید سیاستمداران، چه خواهد بود؟

******

این اتفاق افتاد؛ مذاکراتی میان ایران و آمریکا انجام شد. چه آن‌را با تحلیل رئیس شورای عالی امنیت ملی‌ ایران منطبق بداینم و چه آن را بر اساس تئوری مورد نظر گرچت ارزیابی کنیم. اما نتیجه‌ی پیشنهاد واشنگتن برای برگزاری مذاکرات مستقیم چه بود؟ آیا رژیم ملا‌ها تعادل سیاسی خود را از دست داد و بلافاصله مخالفت خود را با این مسئله اعلام کرد؟

نه! ایران حتی اعلام کرد درخواست افتتاح دفتر حافظ منافع را هم با دید مثبت ارزیابی خواهد کرد. من فکر می‌کنم دلیل تغییرات برخورد مقامات ایرانی در قبال چنین درخواست‌هایی، ریشه در همان تغییر سیاست تدافعی به سیاست فعال است. ایران قصد ندارد اجازه بدهد باز هم از او یک چهره‌ی شریر به نمایش بگذارند. پس به جز تعلیق غنی سازی، با خواسته‌های دیگر غرب با روی باز برخورد خواهد کرد.

البته آمریکایی‌ها، احتمالاً، چنین وضعی را هم پیش بینی کرده‌بودند، چرا که حضور ویلیام برنز را، با توجه به سابقه‌ی فعالیت‌هایش، نمی‌توان در حد یک ژست دیپلماتیک تفسیر نمود. آن‌چه که از کلیات مباحث مطرح شده در مذاکرات ژنو در رسانه‌ها منتشر شده‌است، حاکی از تلاش آمریکا برای اولاً جلوگیری از رسیدن به یک توافق در ژنو و ثانیاً  تحریک ایران با هدف اتخاذ مواضع تند در قبال غرب بود تا راه برای ایجاد یک اجماع در همان جلسه فراهم شود. رجا نیوز در این خصوص می نویسد:

برنز در مذاکرات روز شنبه که البته خبر مشروحی از جزئیات آن منتشر نشده است، مستقیم سراغ موضوع مورد تنازع ایران و 1+5 رفت و بار دیگر موضوع تعلیق غنی سازی را پیش کشید و در حالی که به نظر می رسید این دیپلمات کهنه کار برای ورود به این موضوع اختلافی شکیبایی بیشتری نشان دهد، از همان ابتدا باب منازعه را گشود.

اما آرامش سعید جلیلی هنگام حضور در جمع خبرنگاران و عدم رضایت برنز ( که حتی حاضر به شرکت در شام کاری هم نشد) نشان می‌دهد که آمریکا در این خصوص توفیق چندانی کسب نکرده است. اما اپیزود بعدی این نمایش چه خواهد بود؟ شورای امنیت؟ تحریم‌های گسترده‌تر؟ ادامه‌ی مذاکرات؟ یا …؟ این یادداشت مقدمه‌ای است برای ورود به اصل مسئله. اتفاقات آینده. در این خصوص جدگانه و در پست بعدی صحبت خواهم کرد.

پ.ن: رائول مارک گرچت :
«در برخورد با ملاها، همیشه عاقلانه است که خط یکی از شجاع‌ترین روحانیون مخالف، وزیر کشور سابق، عبداله نوری دنبال شود. وی در سال 1999، رژیم را به خاطر ترس ارگانیک از ایالات متحده به تمسخر گرفت. او گفت آیا انقلاب آن قدر ضعیف است که نمی‌تواند در مقابل برقراری روابط مجدد با ایالات متحده دوام بیاورد؟» بسیار جای تامل دارد.

 
۴ پیام برای « چه چیزی تغییر کرده‌است؟ » ارسال شده است
  • دوست عزیز، به شیوایی تحلیل کرده‌اید و جوانب امر را -تقریبا- جامع کاویده‌اید، با این حال پایان بندی شما به حد کافی از نیروی منطق بهره نگرفته بود و همین مخاطب بدبینی چون من را بر آن داشت تا به مطلب شما پاسخ دهم. آن‌چه از این مطلب به من القا شد، سیاست مطلقا موفق ایران در برابر سیاست دوراندیشانه آمریکا بود. حالا آن‌که به این سوال کلیدی پاسخ ندادید: چه چیزی تغییر کرده است؟
    آیا ایران با اتخاذ تاکتیک مذاکره تنها در پی آن است که سیاست‌های آمریکا را با شکست مواجه کند، یا آن‌که این سیاست:”مذاکره”، استراتژیک است و ایران به درستی از گفت و گو، گسترش مرز‌های منافع ملی ایران تا خاک ابرقدرت جهان را دنبال می‌کند؟ پاسخ شما در این باره شفاف نبود و مخاطب را با سوال پیش‌گفته مواجه می‌کرد.
    بعد دیگر ماجرا اما مساله مغفول مانده وضعیت موجود ایران است، شما به وضعیت موجود ایران در جهان نپرداخته‌اید. سوال چنین خواهد بود: آیا ایران در چنان وضعیتی قرار دارد که بتواند به عنوان عضو موثر جامعه بین الملل نقش ایفا کند؟ اگر پاسخ مثبت است باید به حجم فعالیت‌های بین المللی ایران پرداخت و برای ارزیابی دقیق به این سوال پاسخ داد: اگر کشور‌های جهان را به دسته‌های متحد استراتژیک، متحد تاکتیکی، بدون موضع، دشمن تاکتیکی و دشمن استراتژیک طبقه بندی کنیم، متحدان استراتژیک و تاکتیکی ما چند درصد کل کشورهای جهان را در بر می‌گیرند؟ آیا اینان برای تشکیل اتحادی بین المللی با ایران علیه دشمنان تاکتیکی و استراتژیک ما حاضر به هم‌کاری هستند؟ آیا توان نظامی، سیاسی و دیپلماتیک این کشورها بدان حد هست که ایران را در برابر آمریکا پیروز کند؟ آیا ایران قادر بوده است تا خود را به عنوان یک بازیگر بین المللی که در روابط بین ملل، ساز‌مان‌های بین‌المللی و … موثر است به جهان معرفی کند؟
    و اگر موقعیت فعلی ایران از چنین موقعیتی بر خوردار نیست، پس بر اساس کدام امتیاز‌ها چنین ادعایی را مطرح می‌کند؟‌
    سوالات دیگری هم هست که امیدوارم پس از پاسخ دادن به آن‌ها برای‌تان مطرح کنم.
    سوالات دیگری هم

  • سلام!
    خیلی ۲پهلو بود! تو مایه های سخنان آقای هاشمی رفسنجانی!
    ….
    ولی مثل همیشه ژورنالیستی بود!
    موفق باشید!
    یا علی مدد!

  • سلام. چی شد؟! دارم پشیمون می شم چرا وبلاگ دات کام زدم… . :(

  • @ علی:
    از این که با فاصله‌ی طولانی به کامنت‌ها پاسخ می‌دهم، از شما و بقیه کامنتر‌های عزیز معذرت می‌خواهم.
    راستش، در مورد بخش اول صحبت‌های شما، باید گفت که به جز دو شق مورد نظر شما، این را هم می‌توان مورد بررسی قرار داد که ایران، مذاکره را برای گذر زمان، پی میگیرد. اما، دو موردی که شما گفتید، هیچ کدام همه‌ی ماجرا نیست و البته، ماجرا همه‌ی این ها هم هست!
    در مورد بخش دوم حرف هایتان هم باید بگویم، من فکر می‌کنم در شرایط فعلی مخصوصا بعد از بازی‌های المپیک و ماجرای تبت و همین طور جنگ گرجستان، شرایط آنقدر شفاف است که بتوان فهمید در حال حاضر، هیچ کدام از کشور‌های ۵+۱ برای یکدیگر هیچگونه متحدی محسوب نمی شوند، دور هم جمع شدنشان تنها به خاطر برخی منافع است که یک سر آن به ایران متصل است. به عبارت دیگر، منافع ایشان با هم مشترک نیست، اما به کشور ما مربوط است. فکر می‌کنم
    این یادداشت من را هم اگر بخوانید، کمی بیشتر با عقاید هم آشنا می‌شویم.

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۲۹)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۹)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.1 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش