چند روزی از تب و تاب تمرکز بر روی گروههای تروریستی و حواشی مرتبط با آن در میان وبلاگهای فارسی گذشتهاست و برای من، که سعی میکنم کمی از هیاهو به دور باشم، امروز بهترین فرصت برای نوشتن است:
برخی معتقدند، از آنجا که گروهکهای تروریستی چون جندالله ، تحت شرایط خاص و اجبارهای محیطی تشکیل میشوند، و عموماً از تبعیضی که ج. ا. ایران در خصوص اقلیتهای مذهبی روا میدارد به مصداق این شرایط خاص تعبیر میکنند، مقصر اصلی در به وقوع رسیدن جنایت، حکومت ایران است. اما :
صفر. تبعیض و تبرئه
سوال صفر این خواهد بود که آیا، تبعیض مجوزی میشود برای جنایت؟ یعنی یک گروه یا اقلیت به این حکم میتواند جنایت کند و در نظر افکار عمومی و محاکم قضایی هم تبرئه بشود؟ یک مثال میزنم. قربانی «قابیل» به دلایلی که لابد در نظر او غیر موجه بودهاست، بر خلاف قربانی برادرش، پذیرفته نشد. قابیل هم که فکر میکرد در حقش ظلم شدهاست، برادرش را کشت. به نظر شما، هیچ جرمی اتفاق نیافتاده است؟
یک. مادر تروریسم، صرفاً تبعیض است؟
سابقهی شکلگیری گروههای جداییطلب یا تروریستی در سی سال گذشته را اگر بررسی کنیم، میبینیم در فاصلهی کوتاه بهمن 57 تا شهریور 58، که هنوز پایههای حکومت جدید استوار نشده بود و برنامهای برای اجرا نبود که بخواهد تبعیض آمیز باشد یا نباشد، گروههایی چون خلق عرب در جنوب غرب، کموله و حزب دموکرات کردستان در غرب، چریکهای فدایی و خلق ترکمن در شمال شرق و خلق بلوچ در جنوب شرق تشکیل شدند و به ترور، بمب گذاری و اقدامات ایذایی چون انفجار در خطوط نفت و قطارهای مسافربری پرداختند.
باید پذیرفت که ایجاد چنین گروههایی، صرفاً به خاطر وجود تبعیض نبود، بلکه مخالفت با حکومت مرکز شیعه پیش از عملی شدن برنامههایش بیشتر به مبارزات ایدئولوژیک شباهت دارد.
دو. اقلیتها، پیش به سوی تروریسم!
در کشور ما، تنها اقلیتی که گروه تروریستی تشکیل دادهاست، گروههای تندروی سنی یا وهابی بودهاند. جای سوال دارد که با وجود آنکه محدودیتهای اقلیت سنی بسیار بسیار کمتر از محدودیتی است که مسیحیان، آشوریها، یهودیان و زرتشتیان در ایران دارند، اما چرا این اقلیتها تاکنون دست به اقدامات مسلحانه علیه حکومت نزدهاند؟
سه. اقلیت یعنی چه؟
در یک نظام متکی بر رای اکثریت، طبیعی است که گروه اقلیت نتواند تمام خواستههایش را احقاق کند. به فرض، یک جناح پیروز انتخابات پارلمانی است و جناح دیگر شکست میخورد. حالا جناح اقلیت میتواند خواستار انتخاب رئیس پارلمان باشد؟ میخواهم بگویم برخی محدودیتها هم نشانهی تبعیض نیست. اگر خواستهی اقلیت با خواستهی اکثریت در تناقض باشد، طبیعتا بر مبنای یک تصمیم گیری دموکراتیک، نظر اکثریت اعمال خواهد شد.
چهار.حمایت آمریکا
فکر نمیکنم خیلی پیچیده باشد که بخواهیم بفهمیم، آمریکا به خاطر سیاستهای منطقهای و جهانیش، خود از مصادیق بارز اعمال تبعیض علیه کشورهاست. در همین مسئلهی هستهای ایران به وضوح میشود به این نکته پی برد. اما باید پرسید، چنین حکومتی، چرا باید از اقلیتهای تروریستی که داعیهی مبارزه با تبعیض دارند، حمایت مالی و لجستیکی بکند؟
پنج. حمایت غرب قبول. اما ایران فرصت تشکیل گروه تروریستی میدهد.
برخی هم که قبول دارند، آمریکا در سیاستهایش تهییج اقلیتهای مرزی را برای براندازی دنبال میکند، میگویند اما ایران هم با فشارهایش امکان ایجاد تروریسم میدهد. من یک سوال دارم. به نظر شما، اگر به یک اقلییت خشن سلفی مسلح، پول بدهند، عشق شهرتش را با مصاحبهی تلویزیونی ارضا کنند و از تریبون رسمی دولت ایالات متحده هم از او دفاع کنند، چه دلیلی دارد که تروریست نشود؟ و ایران در مقابل باید چه کار کند؟ عبد المالک را بکند استاندار سیستان؟ کافی است؟
شش. چه میخواهد؟
اگر تروریستهای جندالله و دیگر گروههای مسلح، هدفشان رفع تبعیض از اقلیت مذهبی یا قومی مطبوعشان باشد، باید چنین نکتهای در خواستههای ایشان هم نمود داشته باشد. درخواست آزادی یا لغو محکومیت کاروانهای ترانزیت مواد چه ارتباطی با تبعیض دارد؟
هفت. القائده؟ طالبان؟ جندالله؟
حالا بیائید فرض کنیم، گروهک اقلیت تروریستی چون جندالله، لاجرم برای حیات سیاسی خود باید به یک قدرت تکیه کند و این قدرت لزوماًحکومت ایران نمیتواند باشد. و ناچاراً به دامن غرب غش! میکند. حالا باید دید اصولاً چه لزومی دارد که این گروه با القائده و طالبان و کاروانهای ترانزیت مواد ارتباط مالی و تشکیلاتی داشته باشد؟
هشت. سلفی گری؟ وهابیت و تروریسم.
نگاهی اگر به لیست گروههای تروریستی بینالمللی بیاندازید، احتمالا تنها گروه شیعه که در لیست پیدا میکنید حزبالله است. بگذریم از اینکه از نظر غرب، هر مقاومتی تروریست است اما، جای این سوال باقی میماند که لااقل همانقدر که فکر میکنید، گروههای تروریستی زائیدهی سیاستهای غلط ایران است، به این فکر کنید که شاید خشونتی که در وهابیت و گروههای سلفی سنی مذهب هست، عامل ایجاد این تعداد گروهتروریستی و محارب باشد.
نه. حلال بودن خون شیعه؟
حالا فرض میکنیم ج. ا. محدویتهای غیر متعارفی علیه اقلیتهای مذهبی اعمال میکند (کاری که در همهی کشورهای اروپایی علیه مسلمانان اتفاق میافتد) اما دیگر حکم حلال بودن ریختن خون سنیان یا مسیحیان را که ندادهاست؟ بهشان حتی حق رای و نمایندهی مجلس داده. حالا باید دید، جندالله و دیگر گروههای تروریست سنی، بنا بر چه تبعیض یا ظلمی، حکم به حلیت خون شیعیان میدهند؟ یادمان هست که در جنایت تاسوکی تنها شیعیان غیر بلوچ تیرباران شدند. بالاخره شیعیان تبعیض روا میدارند یا حکومت ایران؟
بیطرف هستیم؟ فرض کنیم اصلا کشتار جندالله و اعدام سرکردگانش، تصفیه حساب میان ایران باشد و اقلیتهایش، کدام یک از وبلاگنویسهایی که برای اعدام رهبر گروه الجهاد، نام وبلاگشان را تغییر دادند (و بعداً بی سر و صدا نام مهرنهاد را برداشتند) یا اعتصاب نوشتن کردند، برای زن و کودکی که در تاسوکی و به جرم شیعهی غیر بلوچ بودن تیرباران شدند، ذرهای دل سوزاندند؟
ده. مردم مرز نشین یا معاند؟
کسی اینجا هست که فکر کند ساکنین مناطق مرزی، همگی با حکومت ایران مخالف و معاند هستند؟ کافی است شرح سفر رهبر انقلاب را به سیستان بخواند. رجوع کنید به گروههایی که پشت درب سالن، اسلحههایشان را تحویل داند و آمدند داخل! پس باید میان گروه تروریستی و مردم مرز نشین (که به عادت دیرین اغلب مسلح هستند و این مسلح بودنشان خدمات زیادی برای کشور داشته) تفاوت بسیار بسیار زیادی قائل شد.















و به ساعت ۴:۳۹ ب.ظ
جواب صفر: تبعیض «یکی» از مهمترین عوامل رشد جرم و جنایت است نه فقط تنها عاملش! تازه انواع تبعیض ها رو هم داریم که تبعیض مذهبی و فرهنگی از خطرناک ترین اینها هستن! خودت که مذهبی هستی میدونی که اگر یکی به مذهبت توهین کنه چه حسی به تو دست میده! تصور کن این توهین و بی احترامی و حتی بی اهمیتی! مدام تکرار بشه. چطور میشه؟میتونی تحمل کنی؟ اعتراضی نمیکنی؟ البته این دلیلی برای جرم و جنایت نیست که چون حق من و تو رو خوردن یه باند تشکیل بدیم و قتل و غارت کنیم. ادمها ظرفیت های مختلفی دارن و نباید همه رو یکی کرد.یک چیز دیگه هم باید حساب مغز متفکر و حامی این گروهکها و مردم عادی که بعد ها به خاطر خیلی مسائل عضو این گروهها میشن رو جدا کرد البته نه اینکه مجرم نیستند ولی جرمشان به حکومت مرکزی به یک اندازه است!
جواب یک: نه نیست. البته این مثالهایی که زدی قبل از انقلاب هم بودن و فکر نکنم حکومت شیعی حداقل در ایجاد این جنبش ها نقشی داشته باشه! اینها بر میگرده به دهها سال نادیده گرفتن قومیت ها و زبان و فرهنگ و …
(نقش انگلیس رو نباید فراموش کرد)
جواب دو: جوابش ساده است چون امکانات و پراکندگی جمعیت و سرزمین اجازه ی مانور به اینها رو داده! نمونه اش گروهک پژاک(حرف در مورد این گروهک بسیار است و البته …!)
جواب سه: این جمله ها رو اصلا قبول ندارم! اولا در همین جمله ی «نظام متکی بر اکثریت» مناقشه هست! اینکه هر جور که بخواهیم انتخابات برگزار کنیم و هر کسی رو که بخواهیم به صحنه راه بدیم که نشد انتخابات که بعد بشود گفت فلان اکثریت؟!
اصلا به نظرت میشود ۹۰ درصد ملتی در شرایط طبیعی و نه انقلاب به یک مفهوم و حرکت رای بدن؟ اگر بدن حتما شرایط غیرطبیعی بوده!
در ضمن دموکراسی یعنی رای اکثریت با رعایت حقوق اقلیت!
جواب چهار و پنج: موافقم! اما یک نکته هم هست! میدانی پژاک دست پرورده ی خود سپاه پاسداران بوده؟! ولی خوب حساب پول امریکا رو نکرده بودن که با پول میشه همه رو خرید :))
جواب شش تا نه:موافقم!
جواب ده: معاند که نه ولی خدا میداند دلشان خیلی خون است! من با سفر این مقام و اون مقام کار ندارم ولی چون مدتی در این مناطق بودم و سختی زندگی اینها رو چشیدم و با خیلی ها همنشین شدم میدونم چی کشیدن و البته چی میکشن! بیچاره بچه هاشان که مدرسه ندارند و اگر دارند معلم نیست واگر معلم باشد یک روزی یا مدرسه میسوزد و یا به خاطر بارانی بر سرشان خراب میشود :|
بابت روده درازی شرمنده
و به ساعت ۸:۵۹ ق.ظ
@امین:
سلام
- تا حالا توهینی به مذاهب اقلیت داخل ایران از سوی حکومت انجام نشده. نمیشه بی عقلیهایی که بعضی ها از روی تعصب انجام می دهند رو به پای حکومت گذاشت.
- خوب ببینید، همین پراکندگی چرا اینجوری شده؟ یعنی چرا استانهای مرزی ما اغلب سنی هستند؟
- ببینید، من نگفتم توی کشور ما دموکراسی صد در صد اجرا میشه. بحث بر سر اینه که اگه بخواهیم دموکراتیک عمل کنیم رفتاری جز این نمیشه انجام داد. اون تعریفی هم که شما از دموکراسی ارائه دادید، عملا هیچ وقت اجرا نمیشه. چون غیر ممکنه در مواردی که با خواسته ها با هم تناقض دارن هم خواستهی اقلیت به ثمر برسه و هم خواستهی اکثریت. رجوع کنید به مثال رئیس پارلمان.
- در خصوص پژاک منظورتون حمایت از معارضین کرد که نیست احتمالا؟
- من هم چند ماهی توی خوزستان بودم. ۰هر سال هم یکی دوبار برای دید و بازدید می رم اونجا) وضعیت زندگیشون واقعا خوب نیست. اما باورتون میشه من می تونم مثل محلات فقیر نشین خوزستان رو توی همین اصفهان(دومین شهر کشور) هم بهتون نشون بدهم؟ اصلا بحث اینه که در ایران ما تبعیض در توسعه یافتگی داریم. (این یکی از مواردی بود که توی مطلب نوشته بودم، ولی بعد حذفش کردم) یعنی جز تهران، واقعا بقیهی شهر ها توسعه پیدا نکردن. این مخصوص استان های مرزی نیست. دلیلش هم سیاست های متمرکز بعد از جنگ و بی توجهی به استان های غیر مرکزی در سالهای بعد از اونه.
- بابت کامنت مفصل و تکمیل کننده تون هم خیلی ممنون.
و به ساعت ۱۱:۲۲ ق.ظ
رفیق چه توهینی از این بیشتر که کسی حق یادگرفتن زبان مادریش رو نداره؟ در خصوص پژآک باید بگم اول ها بله نوعی حمایت بود(میشه بحث کرد چرا ایران باید از گروهی خارجی حمایت کنه؟ مگه آمریکا هم همین کار رو نمیکنه؟) ولی بعد همین جنابان معارضین که تو ایران مسلح شدن و آموزش دیدن به دامن آمریکا پناه بردن!
و به ساعت ۱۱:۲۷ ق.ظ
@امین:
-ببینید، بین نظام رسمی آموزش یک کشور و اینکه ممنوعیتی برای آموزش یک زبان خاص وجود داشته باشه، خیلی فرق هست.
-از همین می ترسیدم که بین معارضین کرد و پژاک قرابت قائل بشید. این معارضی همون هایی بودن که طی چند عملیات توی جنگ به ایران کمک کردن و در عوض منافقین توی عراق قتل عامشون کردن. توی سفر رئیس جمهور به عراق هم یک بخش از حفاظت در کنار گارد حفاظت ریاست جمهوری عراق، بر عهده ی معارضین کرد بود. اما پژاک ماجراش خیلی فرق داره.