شهید مطهری ذیل نقل این حکایتی که در ادامه می نویسم ، نکته را درباره ابن سینا بیان کرده اند که برای من خیلی جالب بود .
« بوعلی سینا با همه نبوغش ، دو عیب بسیار بزرگ داشت که متاسفانه تا حد زیادی مانع بروز استعداد های سرشار او گردیدند . حکمای بعد از او همه تاسف خود را از این ضعف ها ابراز کرده بودند . یک عیب او لذت طلبی و دیگری مقام خواهی بود ؛ و این دو او را از اشتغال کامل به مسائل علمی باز داشتند و مرگ زودرس او را سبب شدند »
برای من خیلی جالب ؛ و البته عجیب ؛ بود که ببینم شخصیتی با اون درجه از علم و فقاهت ، چه طور از این ضعف ها رنج می برده !! و متاسفانه این دو آفت – لذت و قدرت طلبی – گربان گیر بسیاری از رجال معروف بوده و باعث زوالشون هم شده . و این جاست که می تونیم پی ببریم به این که صدر المتالهین چه قدر نسبت به سلف خودش تکامل یافته تر بوده !! ( بگفته می شود از شروطی که ملا صدرا برای پذیرش شاگرد قائل بوده یکی این است که فرد علم را برای قدرت نخواهد و … )
و اما اصل حکایت :
« …. در آئینه دانشوران نوشته اند بوعلی سینا در وقتی که شغل وزارت همدان را داشت ، روزی بادبدبه و کبکبه وزارت از راهی می گذت . اتفاقا دید کناسی در کنار دیواری مشغول خالی کردن چاه است . کناس ضمن کار این شعر را با خود زمزمه می کرد :
گرامی داشتم ای نفس از آنت
که آسان بگذرد بر دل جهانت
بو علی از دیدن وضع کناس و شعری که می خواند به خنده افتاد . با خود فکر کرد این بابا با این شغل پستی که برای خودش انتخاب کرده ، تازه هنوز سر نفس خود منت می گذارد که من تو را محترم شمرده ام . دستور داد کناس را به حضورش بیاورند . بعد رو به او کرد و گفت : انصاف این است که هیچ کس در دنیا به اندازه تو نفس خودش را گرامی نداشته است !
کناس نگاهی به دبدبه و کبکبه بوعلی کرد ، فهمید که او وزیر است ، جواب داد : شغل من با همه پستی که دارد به مراتب شریف تر از شغل توست . تو ناچاری هر روز که پیش پادشاه می روی تا به حد رکوع در جلوی او خم شوی . حال آنکه من آزادم و نیاز به بندگی کسی ندارم . نوشته اند بوعلی با شرمساری از کناس جدا شد و رفت » (۱)

حکایت جالبی است . از این دست منقولات در کتب اخلاقی بسیار است ؛ لکن از این جهت برای من قابل توجه بود که یک پای قضیه ، شخصیت والائی چون شیخ الرئیس قرار دارد . البته لازم نیست متذکر شوم که قصد من از آوردن این حکایت ، تخریب چهره محبوبی چون ابن سینا نبوده است ، چه آنکه شهید بزرگوار نیز چنین هدفی را دنبال نکرده اند . اما گفتم اگر بدانیم مرد بزرگی چون ابن سینا هم از چنین مشکلات اخلاقی رنج می برده است ، شاید در تصمیمی که می خواهیم بگیریم محکم تر شویم و هم این که رذائل اخلاقی را ساده نگیریم .

پاورقی :
۱ ) به نقل از « گفتاری در باره جمهوری اسلامی » جزوه شماره ۴ حزب جمهوری اسلامی . استاد شهید مرتضی مطهری . چاپ دوم . ۲۰/۱۲/۱۳۵۸ . ص ۱۷ .