درست است که اگر من، محتوایی را در شبکههای اجتماعی یا جایی در ستونهای وبلاگم، به اشتراک بگذارم، به آن لینک بدهم و به نوعی دیگران را به دیدن آن دعوت کنم، مطلقاً ایجاب نمیکند که آن پست مورد تایید یا پذیرش من باشد؛ اما به نظر من، خروجی اشتراکی گوگل هرکس، بخشی از رفتارهای اجتماعی آنلاین او را تشکیل میدهد، پس معرف شخصیت اوست! بگذارید کمی دقیقتر موضوع را بررسی کنیم.

روزانه یادداشتهای فراوانی را در خبرخوانها میبینیم و تعدا محدودی از آنها را با دیگران به اشتراک میگذاریم. شخصاً اصراری ندارم، محتوایی که به دیگران معرفی میکنم، همان جهتگیری را داشتهباشد که من دارم، با این وجود فکر میکنم یادداشتی که قرار است شیر شود، باید حداقلهایی را داشته باشد. به عبارت دیگر، باید یک یادداشت عقلایی باشد. حالا اینکه در تضاد با دیدگاه من باشد، در درجهی چندم اهمیت قرار دارد.
حالا در نظر بگیرید من از کسی خوشم نمیآید، حتی ممکن است او را خائن به مملکت بدانم و برای نظر خودم هم دلایل منطقی داشته باشم. یک نفر هم بیاید و در وبلاگش به شخص مورد نظر فحش بدهد و حسابی از خجالت آن فرد در بیاید. از آنجا که عموماً تعریض و کنایه، سوزانندهتر از چندین نقد منطقی است، ممکن است آدم وسوسه بشود که این یادداشت را ببرد روی تلکس اشتراکیاش! حتی ممکن است یک یادداشت هم به مطلب الصاق کند که من با همهی نظریات این وبلاگ موافق نیستم. اما دقیقاً به همین دلیل دچار یک عمل غیر اخلاقی شدهاست.
چیزی که به اشتراک میگذاریم، صرف تظر از موافقت یا مخالفتی که با آن داریم، لازم است که تا حداقلهای یک یادداشت منطقی و عقلانی را داشتهباشد.

و چه کسی است که نداند، تکذیب یک شایعه، هیچگاه تاثیر مخرب آن را خنثی نخواهد کرد
اما ماجرا آنجا بیشتر تراژیک! میشود که جهتگیریهای فرد، او را از این حد هم فراتر ببرد و به ترویج شایعهها کمک کند. فرض کنید یادداشتی در وبلاگشهر منتشر شدهاست که ادعاهایی تاسفانگیز ولی مناسب برای فشار آوردن به مخالفین ما، در آن گنجانده شدهاست اما هیچ دلیل منطقی یا قرینهای برای ادعای خود نیاوردهاست. ممکن است شما فکر کنید با به اشتراک گذاشتن این یادداشت، به جریان آزاد اطلاعات کمک کردهاید. دیگران را از فرضیات موجود آگاه کردهاید و حتی هشدار دادهاید. اما واقعیت این است که تنها کاری که شما به قطع و یقین انجام دادهاید، دامن زدن به شایعه است.
و چه کسی است که نداند، تکذیب یک شایعه، هیچگاه تاثیر مخرب آن را خنثی نخواهد کرد …















و به ساعت ۴:۲۶ ب.ظ
سلام
به قول این رفیقتان:
عجب…
و به ساعت ۶:۲۱ ب.ظ
سلام
نمی دونم چرا به طرز خاصی وبلاگ شما رو دوست دارم :دی
شایدم بدونم.
شایدم ندونم
…
و به ساعت ۱۰:۵۴ ب.ظ
@ فانی:
کدام رفیقمان؟
و به ساعت ۸:۴۱ ق.ظ
حقیقتاً از سرعت ریدر گوگل بیزارم. وگرنه شخصیتی نشان میدهیم. :) به امید روزهای آینده :)
و به ساعت ۱۱:۵۷ ب.ظ
به شدت با شما موافقم ! اگر کمی حس کامپیوتر دوستی و پیشرفت اینترنت و وب را نداشتم فریاد می زدم آن هم از ته دل که :
مـــــــــــــــرگ بــــــــــــــــر گوگل ریدر !!
البته با عرض معذرت از مشتاقان و دلباختگان ریدرها !
و به ساعت ۱۲:۰۶ ق.ظ
@حسین:
چه ربطی دارد اخوی؟ من میگویم در انتخاب مطالب برای شیر کردن دقت کنیم، شما میگویی مرگ بر ریدر؟ ابزار را محکوم میکنی به جای نحوهی استفاده؟ عجب!
و به ساعت ۱۲:۲۵ ق.ظ
حضرت طائبی عزیز من اون کامنت قبلی رو در پاسخ به کامنت امیرحسین گذاشتم . نه در مورد مطلب شما ! منظورم این لینکه :
اکی ؟!
و به ساعت ۱۱:۵۹ ب.ظ
سلام
از نَفَس تازه ای که به من دادی ممنونم.
در مورد این مطلبی هم که نوشتی باید بگم که حرف دل زدی.
نکاتی که اکثر افراد به آن بی توجه اند و اصلا برایشان مهم نیست.
موفق باشی.
و به ساعت ۹:۲۲ ب.ظ
سلام
موزه بیولوژی مسکو در روز روشن شاهد سک.س گروهی بود!
و به ساعت ۱۰:۴۱ ب.ظ
@ مرتضی احمدی(خاکریز):
ننویسید این مطالب را، آقا جان! هم خودتان را به دست فیل.تـــر شدن میسپارید، هم ما را بیخانه و کاشانه میکنید. :D
و به ساعت ۱۱:۳۶ ب.ظ
@اسماعیل:
نظر لطفتونه.