یا لزوم باز‌نگری در رفتار‌های سیاسی . مثل خیلی وقت های دیگه ، بی مقدمه ؛
وقایع این چند روزه واسه من که یک ناظر ساده بیشتر نیستم و در بهترین شرایط یک «شارح» ! ، نکات جالبی رو در بر داشت . گذشته از تحولات حوزه وزارت خانه ای دولت ! شاید مهم ترین رویداد این مدت مسئله مذاکره با آمریکا در رابطه با معضلات عراق بوده باشد .

نکته ای که الان می خواهم بهش اشاره کنم حتی مستقیما به این مسئله مربوط نمی شود . آمریکا اینجا فقط یک بهانه است برای طرح یک دغدغه قدیمی . در هفته گذشته خیلی به این مسئله فکر کردم . به این که آیا نشستن بر سر یک میز درست است ؟ اینکه گفته می شود تنها موضوع مسائل عراق است چی ؟ آیا نباید دیگر مشکلات رو هم بررسی کرد ؟ صحبت های شریعتمداری عزیز چه می شود ؟ رقص و گرگ و … اگر این واقعه روی بدهد ، وجه استکبار ستیزی ما چه می شود ؟ و …. خیلی فکر کردم . شاید باید مرهون ایراد فنی سیستمم باشم که دسترسی ام به شبکه محدود بود . یا این چند کاری که دستم رو بند کرده !!! و اگر نه احتمال داشت من هم در این رابطه موضع گیری بکنم .
ببینید ! به نظر من تا همین جای قضیه هم ما شاهد یک پیروزی درجه 2 یا 3 برای آمریکا بوده ایم . یعنی همین الان که ما هنوز نماینده مان را هم برای مذاکره ! مشخص نکرده ایم تا حدودی می توانیم لبخند کاخ سفیدی ها رو ببینیم . من فکر می کنم پیروزی ای که نصیب آمریکا شد توی این قضیه ، نه مرهون دیپلماسی دولت نهم است نه وامدار تلاش های گروه های اصلاح طلب که مدعی هستن شاه کلید قفل توسعه همه جانبه ایران دست ایالات متحده است .
به نظر من آمریکائی ها این اجازه رو دارن که خوشحال باشن ؛ به این دلیل که در ایران افراط و تفریط به حد اعلایش وجود داره و باز این اجازه رو دارن که به این نیروهای تندرو یا کند رو به مثابه ستون 6 ام ! نگاه کنن . یعنی من جای سیاست مداران کاخ سفید بودم از همین حالا روی این قضیه سرمایه گذاری میکردم .
از یک طرف بعد از اظهارات سخنگوی دولت در این رابطه که قرار هست برای التیام درد های ملت عراق و…. گفتگو کنیم ، بعضی از حضرات در اقلیت مجلس هفتم نفهمیدن با چه سرعتی این طرح تشکیل گروه دوستی ایران و آمریکا رو بدن !!! این ها همون هائی هستن که آب از لب و دهانشون راه افتاده !!! رهبر انقلاب هم که راجع به این آدم ها تعبیر های جالبی داشتن !!! حقیقتا با سرعتی وصف ناشدنی به سمت ضایع شدن حرکت کردن این نمایندگان مردم !!!!!! آمریکا می تونه به خودش افتخار کنه به خاطر پرورش همچین چاکرانی ! ( در اصطلاحی نه چندان با ربط گفته می شود : چشم مادرم روشن با این عروس! آوردنش . همین جوری . واسه مزاح ! بود فقط . حالا نیائی مثل اون پست قبل ، کل مطلب رو ول کنی گیر بدی به پی نوشتش ها !!!! )
اما دسته دوم که اتفاقا بیشتر مایه خرسندی تصمیم سازان شیطان بزرگ هستن (چون پولی خرج این ها نکردن و این حضرات خود جوش به سیاست های آمریکا کمک می کنن . فی سبیل الله . با وضو و طهارت کامل !!! ) اون دسته از تندرو هائی است که به محض اطلاع از صحبت های سخنگو ( با سرعتی البته کمتر از دسته اول و متاسفانه منفعلانه ) تظاهرات ! راه انداختن . همون هائی که فرمودن : “دم خروس استکبارستیزی دولت هم درآمد” و یا ” آمریکایی ‌ها در 28 سال نتوانستند بیایند، ما می ‌توانیم! در 28 ساعت می ‌آوریمشان”!!!! و اظهاراتی از این دست . (شنیده شده در داشنگاه صنعتی ، تشکل آرمان تیتر کرده بودن « به کوری چشم شهدا با آمریکا مذاکره میکنیم » !!! ) بخشی از این حضرات که من تا حدودی می شناسمشان احتمالا رهبر انقلاب را هم به عنوان یک حزب اللهی قبول ندارن !!! اگرچه متاسفانه خیلی ادعای ولایت مداری هم می کنن .
خلاصه اینکه هر دو دسته بد جوری بعد از صحبت های رهبر انقلاب ضایع شدن !!! ( خیلی فکر کردم ولی عبارت دیگه ای نمی تونست عمق فاجعه رو برسونه )
یه حرفی توی این پست اخیرشون زدن آقای دژاکام ؛ من قلبا این مفهوم رو قبول دارم . (ویرایش : یقینا در بعضی شئون آن مطلب، اختلاف نظر هم بین ما وجود دارد) حالا هرچی هم دانشطلب گیر بده بهم . ( اگرچه بیشتر من به ایشون گیر می دهم تا این آقا به من !! ) ولی من معیار رفتار های سیاسی امروز خودم رو رهبر انقلاب می دونم . اگرچه مثل برخی ها عقاید خودم رو در جائی که با صحبت ایشون متضاد باشه ( تا حالا پیش نیومده البته !!!! ) سر کوب نمی کنم و رویش فکر می کنم لکن معتقد هستم اگر چه نظر ولی فقیه را در موردی قبول نداشته باشیم موظف به اتباع از اون هستیم .
اون روز ظهر که سخنان رهبر رو از تلویزیون دیدم واقعا از ته قلبم واسه « آرمان » ی ها دلم سوخت . یعنی به کسی که پیشم بود گفتم این ها یا مجبورن بگن اشتباه کردیم . که البته با غروری که دارن من بعید می دونم این کار رو بکنن . یا مجبورن بگن رهبر توی این قضیه اشتباه می کنه . که سابقه صحبت هاشون بهشون این اجازه رو نمی ده . یا اینکه بیان قضیه رو ماست مالی کنن و توجیه . به قول اون آدم اندیشمند ، خداوند انسان را آفرید و انسان توجیه را !!! این راه کار هم به شدت نخ نما و ضایع ! هست . متاسفانه من مواردی رو سراغ دارم که در این 3 راهی خطر ناک ، راه حل دوم رو انتخاب می کنن .

پی نوشت :
خدمت حضرات رجائیون هم عارضم ، در این فقره اتفاقا حق به شدت با کیهان است . هرچه صحبت های رهبر را با حرف های حسین آقا بالا و پائین می کنم می بینم تناقضی با هم ندارند . اتفاقا به نحو عجیبی صحبت های شریعتمداری با حرف های آقا همسو هست . بعدش اینکه از این در مقابل هم قرار دادن نیرو ها چه سودی می بریم ؟ ضررش به کنار . نفعی هم داره ؟ اون هم توی این اوضاع که طرف مقابل علی رغم سابقه بدش در اتحاد ، این بار نافرم قوی عمل می کنه واسه حضور توی انتخابات آتی . جبهه های مختلفش رو هم بازسازی و یا تقویت می کنه . اون وقت ما حواسمون پرت چه مسائلی شده . جناب روزی طلب ! به هوش باش برادر .
به نمایندگان اصولگرای مجلس هم که اصلا امیدی نیست . اصطلاحا بر ایشان حرجی هم نیست . گویا بیش از آنچه حقیر متصور بوده است ، ایشان صغیر اند . نهایت کار در راه رضای خدا و برای ملت در اندیشه ایشان گیر سه پیچ دادن به پرزیدنت است . افق فکری است دیگر. کاریش هم نمی شود کرد . ما توقع بی جا داشته ایم گویا . و اگر نه ایشان از اول همین بوده اند . سوغات نطنز شنیدهای ؟!!!!!
بعد اینکه دلم پر بود . اینجا هم مال من است و هر چه بخواهم می گویم . نمی خواستم بنویسم این حرف ها رو ولی وقتی شنیدم حضرات ، رئیس دیوان محاسبات را احضار نموده اند که به چه حقی رعب در دل مدیران با کفایت ! انداخته ای ، ای فلان !!! و از قضا ، اتفاقا ، هویجوری ، یی هوووووو یی ، رئیس معزول بیمه ایران هم با دل پر در این جلسه شرکت می کند ، دیگر گفتم بذار بنویسم . (فکر کرده ای فقط شیخ اعتماد کار اقتصادی با بعضی ها را روا می داند ؟ )
در ضمن . کی بود تهمت زده بود من یک محافظ کار متحجرم ؟ خدائیش من این طوری بودم ؟
دیگه اینکه زبان این پست به شدت قاطی داره . غلط املائی هم که احتمالا زیاد داره . پس خواهشا گیر ندهید . اصل مطلب رو بچسب ، اخوی !!
دیگر تر اینکه سرم شلوغه . یعنی شاید خودم سر خودم رو شلوغ کردم . خیلی هم از این شرایط بدم نمی آد . انشا الله در پست بعد نتایج این مدت کم کاری در عرصه خواندن و نوشتن رو بهتون نشون می دم !!!!