سماوری که به بزم حسین می‌جوشد بخار رحمت آن جرم خلق می‌پوشد    حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گو بگو حکایت مستی که چای می‌نوشد

سماوری که به بزم حسین می‌جوشد بخار رحمت آن جرم خلق می‌پوشد حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گو بگو حکایت مستی که چای می‌نوشد

نزدیک خانه‌ی ما، سال‌هاست دهه‌ی سوم محرم، صبح‌ها روضه‌ی ابا‌عبد‌الله برپاست. خانه‌ی کوچکی است. روضه‌های صبح هم مشتری خودش را دارد. آدم‌هایی که می‌آیند زیاد در بند فضای‌ بیرونی نیستند. حال و هوای صمیمی دارند. آمده‌اند تسلیت بگویند. نکته‌ای بشنوند و اشکی بریزند.

امسال اما روحانی‌های سابق را دعوت نکرده‌بودند. نمی‌دانم چرا و زیاد هم مهم نیست. حتی از این بابت خوش‌حال هم هستم که تغییری ایجاد شده‌است. صحبت‌ها بیشتر درباره‌ی زندگی خانوادگی بود. رابطه‌ی پدران و مادرانی که احتمالاً این موقع صبح بیشتر مخاطب منبر‌ها هستند، با فرزندانشان.

مراسم امسال یک تفاوت دیگر هم با سال‌های قبل داشت. آخرین خطیب، با یک فروند لپ‌تاپ بالای منبر می‌نشست. گاهی سایتی هم معرفی می‌کرد. ب بسم‌الله هم اگر سوال شرعی پرسیده می‌شد، جستجو می‌کرد و مستند پاسخ می‌گفت. راستش را بخواهید قصد دارم سال بعد یک خط وایر‌لس برای مراسمشان جور کنم. شاید خدا قسمت کرد گزارش زنده‌ هم دادیم از مراسم!

- مرتبط: درس و مباحثه طلبگی امروزی
- پ.ن: سابقه‌ی 250 ساله‌ی اپن سورس