
او آخرین و مهمترین کارتِ بازی اصلاحطلبان بوده و هست. روزگاری در حساسترین شرایط، آیندهی سیاسی اصلاحطلبان را تضمین میکرد. اما این روزها فقط بوی تردید به مشام میرسد.
خاتمی، آخرین و مهمترین کارتِ بازی اصلاحطلبان بوده و هست. روزگاری در حساسترین شرایط، آیندهی سیاسی اصلاحطلبان را تضمین میکرد و با گذشت این همه سال، هنوز همین خاتمی است که در روز مبادا به او چشم دوختهاند.
اما هیچ آدم عاقلی نهایت آنچه را در چنته دارد، در زمانی که امید چندانی به موفقیت ندارد، رو نمیکند. مخصوصاً اگر معامله بر سر آخرین برگ برندهاش باشد. اما این روزها اصلاحطلبان حال پاکباختهای را دارند که «هر چه بادا باد» گویان، در حال انجام چنین ریسک بزرگی هستند.
چرا که فضای سیاسی کشور، دست کم در 5 – 6 سال گذشته اقبال چندانی به ایشان نداشتهاست و شرایط فعلی جامعه هم نشان از تغییر طبع مردم ندارد. از طرف دیگر تحلیلگران رفرمیست هم تا کنون دلیل واضح و روشنی برای پیشبینی پیروزیشان نیاوردهاند.
اینکه به جز در بازیهای سیاسی پایتخت و برخی مراکز استانها، در کدام گوشهی کشور صدای نارضایتی بلند است؟ کدام قشر جامعهی کلان کشور خواستار تغییر در جهتگیریها هستند؟ چرا مردم غیر ساکن در مرکز باید چشم بر روی تحولات عمرانی عظیم 4 سال گذشته ببندند و هوس بحرانهای هر روزهی سیاسی و دعوا بر سر تقدم توسعهی سیاسی بر توسعهی اقتصادی به سرشان بزند؟
مردمی که این روزها طعم سیامین سالگرد انقلاب را با بهرهبرداری 900 پروژهی ملی میچشند چه شده که قرار است تا چند ماه دیگر تغییر مزاج بدهند؟ چرا من به عنوان یک شهروند باید دلم برای التماسهای هر روزهی دستگاه دیپلماسی به کشورهای اروپایی برای قطعات هواپیما تنگ شدهباشد در حالی که امروز در زمرهی کشورهای دارای تکنولوژی پرتاب ماهواره هستیم؟ هنوز به این پرسشها و سوالاتی از این قبیل پاسخ قاطعی از طرف اصلاحطلبان داده نشدهاست.

چرا مردم باید چشم بر روی تحولات عمرانی عظیم 4 سال گذشته ببندند و هوس بحرانهای هر روزهی سیاسی و دعوا بر سر تقدم توسعهی سیاسی بر توسعهی اقتصادی به سرشان بزند؟
راستی، پای یک خبر خوب و یک خبر بد برای اصلاحطلبان در میان است!
خبر بد اینکه دلیلی وجود ندارد این ریسک سیاسی توفیقی برای اصلاحطلبان به همراه بیاورد. قرار گرفتن سید محمد خاتمی در برابر رئیسجمهور احمدینژاد، تنها به سوخت شدن آخرین کارت بازی اصلاحطلبان خواهد انجامید.
در این میان، البته هستند گروههای سیاسی دیگری که «یتمسک به کل حشیش»!
اما خبر خوب؛
میگویند آدمها به سادگی نمیتوانند مرگ عزیزانشان را باور کنند، الا به وقوع یک شوک! حکایت اصلاحطلبان است. چند سالی است مردم روی خوشی به این دستهی سیاسی نشان ندادهاند، اما ایشان همچنان نمیخواهند شکستهای سیاسیشان را بپذیرند. این بار اما قطعاً یک شکست سخت میتواند حکم یک شوک را برای فضای سیاسی احزاب مختلف کشور داشتهباشد. فکر میکنم حال و حوای بعد از انتخابات دهم ریاستجمهوری واقعبینی بیشتری را به احزاب القا کند و ایشان را به این نتیجه برساند که اگر قرار است کار سیاسی حزبی بکنند، لازم است حقیقتاً به دنبال پایگاه مردمی باشند.














