آخرین بار، با سید محمدحسین در غرفهی انتشارات ققنوس در نمایشگاه کتاب محمد قوچانی را دیدم. تا انباردار ققنوس کتاب را برایش بیاورد، چند دقیقهای گپ زدیم. دربارهی کتاب توقیف شدهی مهدی یزدانی خرم و چیزهای دیگر.
راستش میان کسانی که در حوادث اخیر بازداشت شدهاند، پیشتر از همه دلم میخواست محمدقوچانی میانشان نبود؛ و این خواستن، یک آرزو است. آرزویی که ملزوماتی دارد و پیشنیازهایی.
بدون شک، محمد قوچانی موفقترین روزنامهنگار دههی فعلی کشور ماست. این موفقیت را هم مدیون حرفهای بودن و “واقعا کار رسانهای کردن” است. فکر میکنم خاطرهای که قوچانی از شرق و شهروند امروز برای “ما” ایجاد کرد، خاطرهی “موثر”ی است. دستکم برای من حکم یک دورهی بلندمدت روزنامهنگاری را داشتهاست.
اما آقای قوچانی؛ کاش میدانستید که چه بازی خطرناکی را شروع کردهاید و ای کاش نه شما و نه هیچ کدام دیگر از فعالین اصلاحطلب دست به چنین “ماجراجویی” عجیبی نمیزدید.
لازم است یادآوری کنم که بدترین اتفاقی که میتواند برای یک اصلاحطلب، در مقام کسی که میخواهد فرایندهای نامطلوب یک سیستم حکومتی را تغییر بدهد، این است که از سوی حاکمیت به عنوان یک تهدید امنیت ملی شناخته شود؟ چرا که اولین پیشنیاز اصلاح، جلب اعتماد است.
آقای قوچانی؛
شاید – و به احتمال قوی، حتما – شما و دیگر اصلاحطلبان خواهید گفت که حرکت اعتراض آمیز پس از اعلام نتایج انتخابات، هیچ وقت به فکر براندازی حکومت نبودهاست؛ اما این را باید از سیستم امنیتی کشور پرسید که پیش از انتخابات، شاخکهایش تحریک شدهبوده و چپ و راست هشدارهای جور واجور صادر میکرد.
این را باید از مفاد برنامهی 8 مرحلهای پرسید که بر “حرکت سبز” شما سوار شدهبود و میخواست اینجا و آنجا را “تصرف” کند. و باید این را از شما پرسید که “به عنوان یک چهرهی سیاسی چرا باید اینچنین ظرفیت سیاسی قطب چپ کشور را فدای یک بازی “خطرناک” موهوم میکردید؟”
آقای قوچانی؛
”امنیت ملی” شوخی بردار نیست. این امنیت ملی همان چیزی است که ایالات متحده به بهانهی تامینش در عمق خاورمیانه نیروی نظامی پیاده میکند. تهدید امنیت ملی همان چیزی است که از نظر حاکمیت، قرابت باورنکردنی با “محاربه” دارد. این امنیت ملی همان چیزی است که گاهی حکومت را به “انکار” یا “تکذیب” یا خیلی افعال نفی کنندهی دیگر “مجبور” میکند.
این همان چیزی است که خیلی سریع کلید “مهرورزی” سیستم حاکم را خاموش میکند. امنیت ملی زیربنای هرگونه مراودهی سیاسی است و اگر روزی تهدید شود، اولین قدم حاکمیت، رفع تهدید از آن است.
آقای قوچانی؛
در دلم آرزو میکنم نقش شما در این “تهدید پنهان امنیت ملی”، حتی مطلع هم نباشد، چه رسد به مباشرت. مملکت ما هنوز به “روزنامه نگار حرفهای” بیشتر نیاز دارد تا “چریکهای خیابانی”
















و به ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ
سلام. خوب و متین نوشته بودید. اما من همواره درباره این عبارت که او “موفقترین روزنامهنگار دههی فعلی کشور ماست” تردید دارم. شاید بنویسیم یکی از موفق ترین که تیم خوبی هم داشت درست تر باشد. من روزنامه نگاران زیادی را در جریانهای مختلف فکری می شناسم که اگر قوی تر از قوچانی نباشند ضعیف تر نیستند. اما نه پشتیبانی مالی همچون رسانه های او در اختیار دارند، و به همین دلیل نیز توان بسیج کردن یک تیم حرفه شامل یزدانی خرم، روح، مدرسی ، شعبانی و … را ندارند.
و به ساعت ۱۱:۴۰ ق.ظ
اخرین اخبار تقلب سبز منتشر شد
و به ساعت ۲:۲۵ ب.ظ
خوب بود محمدعلی.
درباره حرفهای بودن قوچانی هم: بله، کارش را بلد است، منتها برجسته بودن کارش، بیش از آنکه مدیون کار و سواد حرفهایاش باشد، مدیون حرفهای نبودن ژورنالیستهای ایرانی است.
و به ساعت ۴:۰۲ ب.ظ
از بردن نام بنده متشکر
من هم از شرق و شهروند خیلی چیزا یاد گرفتم
و هم از محمد قوچانی و مهمتر از شیوه اش از تفکراتش
یا حق
و به ساعت ۸:۵۴ ب.ظ
بی تردید جز خاطره اول مطلب تک تک جملاتت حرف دل من هم بوده و هست!
و به ساعت ۹:۰۳ ب.ظ
مطلب خوبی بود… ممنون
و به ساعت ۱۱:۰۳ ب.ظ
استفاده ای که از عبارت امنیت ملی می کنی رو نمی پذیرم.در اهمیت اون شکی نیست ولی این اهمیت نمی تونه توجیه گر خیلی از برخوردها باشه.
امنیت ملی (؟؟؟) تنها شاخصه ای نیست که باید مدنظر داشت.هر حکومتی از پهلوی در ایران تا به قول شما آمریکا امنیت ملی رو بهانه ی رفتار خودش عنوان می کنه (خدا بیامرزه ماکیاولی رو!!) ولی باید توجه داشت که این شاخصه های دیگرند که به ما صحت و مشروعیت این بهانه رو نشون میدند. توجه به همین مسائله که باعث می شه من وقتی از امنیت ملی که شما از اون صحبت می کنی می نویسم لازم می دونم چندتا علامت سوال در پرانتزی جلوی اون جاسازی کنم.
و به ساعت ۵:۰۵ ق.ظ
@ محمد مهدی اسلامی
سلام
از این نظر شاید حق با شما باشد؛ مقایسهی من بر مبنای نتیجهی حاصل بود و شاید بهتر باشد فارق از امکانات محیطی به بررسی شخص محمد قوچانی بپردازم.
ممنون
و به ساعت ۵:۰۶ ق.ظ
@ حسام:
سلام
اهوم. من فکر میکنم در این بعد ما ها باید خیلی بیشتر کار کنیم.
و به ساعت ۵:۱۳ ق.ظ
@ علی:
سلام
بله، درسته. ولی قصد من توجیه برخوردهایی که با اصلاحطلبان میشود، نبود. فقط خواستم بالا بودن هزینهای که ایشان در حال پرداخت آن هستند را روشن کنم. این خیلی مهم است که شعاری که انتخاب میشود، مطالبهای که هدف یک حرکت قرار میگیرد، معقول و سنجیده باشد. (ببینید) دو دو تا چهارتای منفعت و هزینه بشود و دست آخر ببینیم آیا هزینهای که داریم پرداخت میکنیم لازم است؟ اصلا آیا این میزان نقدینگی داریم؟!
بحث بر سر دلایل عمل حاکمیت نیست، که به موقع به آن هم خواهم پرداخت. بحث بر سر بلایی است که دارد بر سر اصلاحات میآید و اگر دیر بجنبند، دیگر خیلی سخت میتوانند روی پاهایشان بیاستند، چون دست راستیها نشان دادهاند خوب بلندند از این فضا استفادهی مطلوب کنند.
ممنون :)
و به ساعت ۱:۵۱ ب.ظ
مدیون حرفهای نبودن ژورنالیستهای ایرانی است.
من هم تاکید می کنم
و به ساعت ۴:۰۹ ب.ظ
وقتی میگن
اقدام علیه امنیت ملی
همش ذهنم میره طرف آژانس شیشه ای و حاج کاظم هایی که به اقدام علیه امنیت ملی محکوم شدند
و سلحشورهایی که از هر فرصت برای مبارزه با حاج کاظم ها استفاده میکردند و حتی به امثال عباس ها هم رحم نمیکردند
همین
و به ساعت ۵:۵۸ ب.ظ
این انتخابات نقطه شروع سرنگونی حاکمیت فعلی هست. خودشون با کار هاشون باعث شدن که آخر قصشون رو تقدیر از همین حالا بنویسه.
دو حالت داره!!!
یا تو همین چند روزه یا چند ماه آینده یه تغییر اساسی تو حاکمیت پیش می یاد
یا به گواهی تاریخ جواب ظلمشون رو می گیرن و مردم احتمالا تو این قرن یا حداکثر چند قرن آینده پروندشون رو به تاریخ منتقل می کنن.
و به ساعت ۵:۵۳ ب.ظ
@ سید محمدحسین:
سلام
به این هم فکر کردهای که هم حاج کاظمی که همهی ما مخلصش هستیم، به تکلیفش عمل می کرد و هم سلحشور؟ با این تفاوت که حاج کاظم اگر پس فردا بینی و بین اللهی بتواند توجیه کند عملش را، رستگار است و سلحشور چون مُر قانون عمل میکرد، ابتدائا رستگار است. قرار گرفتن در جایگاه حاج کاظم دل شیر میخواهد و اطمینان بالاتر از ۱۰۰ درصد به درستی راه و روش.
و به ساعت ۱۱:۲۷ ب.ظ
سلام
اولا این که حاج کاظم به وظیفش عمل کرد و حتی از حق خودش هم گذشت هیچ شکی نیست (یه کم به حاج کاظم هی الآن فکر کن غیر اینه؟؟)
دوم در مورد سلحشور هیچ وقت اون کاری که نباید را انجام میداد را نداد و به وظیفش عمل کرد
ولی اگر نقشش عملی میشد و عباس به واسطه ی اون شهید میشد اونوقت اون بود که باید پاسخگو میبودچون ……
ولی دید او هم نسبت به حاج کاظم جالب بود
دید یک آشوبگر نبود شاید دید یک برهم زننده ی امنیت ملی بود برای همین هم نظر شبکه های جهانی براش مهم بود و کاری نمیکرد که باعث بی آبروییش و کشورش بشه
اینو از دیالوگاش خوب میشه فهمید
اطمینان کامل به حاج کاظم را
و هزار چیز دیگه که یه روزی می نویسم
به امید آزادی حاج کاظم ها
و به ساعت ۱۲:۵۳ ب.ظ
یعنی تو نفهمیدی قوچانی دو هفته مانده به انتخابات هیچ چیزی ننوشت و بعد از انتخابات هم بدون اینکه اظهار نظری کند سریع دستگیر شد.
تو هنوز نمی دانی هرجا کودتا شود همه افراد مهم از طرف مقابل دستگیر می شوند و این دیگر نیازی به اتهام و حکم و اینجور مسائل ندارد. مگر بقیه افرادی که دستگیر شدند اقدامی علیه امنیت ملی کردند که حالا قوچانی هم همین اتهام به سویش باشد. مگر اینهایی که دستگیر شدند جز یک سری فعال سیاسی و مطبوعاتی که همه اعمال و زندگیشان روشن می باشد بودند.
دوست من هنوز مونده تا این روزها را درک کنی. ولی گذر زمان همه چیز را برات شفاف می کنه. چیزی همانند آنچه برای محمد نوری زاد پیش آمد.
و به ساعت ۱۲:۰۸ ب.ظ
با تو دارد گفت و گو شوریدهی مستی
-مستم و دانم که هستم من-
ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟
و به ساعت ۱۱:۵۶ ق.ظ
شرمنده برادر…ولی شما در حد و اندازه ای نیستید که بخواهید محمد قوچانی
رو نقد کنید…ایشون در سن ۲۷ سالگی کتاب سه اسلام رو نوشتند…
بجاست کمی فکر کنید و پست بزنید
و به ساعت ۱:۱۶ ق.ظ
@رضا اسدی:
سلام
راستش این که بگیم شما برای نقد فلانی کوچیکی یا بزرگی مال دههی ۵۰-۶۰ بود. من اصرار ندارم برای اینکه ثابت کنم حرفم درسته اما حتی غلط بودنش حق نقد را از من نمیگیرد.
ممنون
و به ساعت ۱۲:۱۵ ب.ظ
سردبیر محبوب ما با این اعترافات اجباری خراب نمی شه
و به ساعت ۹:۴۱ ب.ظ
منم فکر می کنم خیلی تند رفتید. حاکمیت می تونه سطح حساسیتش را تا حدی بالا ببره که حتی در برابر کوچک ترین حرکت اجتماعی از خودش واکنش خشن نشون بده (همون طور که دیدیم). به نظر می رسه که به دلیل ضعف عای عمده در اداره کشور و گسل های زیادی که در جامعه وجود داره سیستم حاکم برای بقا راه حل دیگه ای در برابر خودش نمی بینه. در باب محمد قوچانی هم باید گفت که یکی از بزرگ ترین ژورنالیست های زنده است که در داخل کشور حظور داره. اما نقد اون هم لازمه. همون طور که با شناختی که ازش دارم مطمئنم خودش هم از نقد نوشته ها و افکارش استقبال می کنه.