اگر فرصت خواندن یک یادداشت ۵ پاراگرافی را ندارید، مستقیم بروید سراغ «به طور خلاصه»

شاید به طور قطع نشود گفت که راه‌کاری که جمهوری اسلامی در برابر سبز‌ها اتخاذ کرده است چیست اما برآورد کلی من از اقدامات و تحولات ۲ ماهه‌ی اخیر این است که بر خلاف انتظار اصلاح‌طلبان، حاکمیت تصمیم ندارد با جریان سبز معامله کند. بلکه معقولانه تصمیم گرفته‌است با روش‌های تبلیغاتی به مقابله با فشار تبلیغی سبز‌ها برود؛ به عبارت دیگر قرار است از انحصار رسانه‌ی تصویری فراگیر خود به عنوان برگ برنده استفاده کند و دست به روشن‌گری! بزند.

امتیاز دیگری که در این میدان جمهوری اسلامی از آن بهره‌مند است، تازه بودن خاطرات مردم از تحولات دهه‌ی ۷۰ و میلیشیای سازمان منافقین است. این طور که پیداست، رادیو تلویزیون ایران حرکتی را به بهانه‌ی دهه‌ی فجر آغاز کرده‌است که بعید است تا ماه‌های آینده تعطیل بشود و در این حرکت، با مقایسه و تاکید بر شباهت‌های حرکت اغتشاشی اعضای سازمان منافقین با معترضین سبز و روشن‌کردن عمق حمایت تاکتیکی کشور‌های غربی از  ایشان، مردم خاکستری را از اطراف این جنبش پراکنده کند. در این مسیر لازم است تا فضای رسانه‌ی ملی در اختیار مخالفین دولت (مخالفین خارج از جنبش سبز) هم قرار بگیرد. به عبارت واضح‌تر همه الا سبز‌ها :) (حالا که آب از سر رودربایستی ملی‌مان!! گذشته، چه یک وجب، چه صد وجب. بیاییند حرفشان را بزنند)

البته کاملا مشخص است که جنبش سبز هیچ‌گاه منحل نخواهد شد چرا که طبیعتاً بخشی از شهروندان به خاطر عدم تعلقات مذهبی و یا وابستگی به مکتب‌های فکری دیگر یک حکومت ولایی را نخواهند پذیرفت. اما اقدام بعدی که جمهوری اسلامی باید به آن توجه کند این است که با برقراری یک ارتباط جدید با مردم (خصوصا با استفاده از فرصت‌های جدیدی که در سیما پدید آمده است) سعی کند اعتراضات بخشی از مردم را که نسبت به عملکرد نهاد‌های مختلف جمهوری اسلامی مشکل دارند پردازش کند و در یک حلقه‌ی کارآمد نسبت به رفع آن‌ها اقدام کند.

با عبارت روشن‌تر حاکمیت مجبور است اجازه ندهد جنبش سبز به تنها محل تجمیع اعتراضات طبیعی مردم تبدیل شود. این اقدام آن‌قدر که از عنوانش پیداست، سخت نیست. خصوصاً با توجه به اجرای طرح تحول اقتصادی، یک مدیریت متوسط (نه عالی) بر روی اشکالاتی که احتمالا پدید خواهد آمد، باعث دل‌گرمی مردم خواهد شد. این امر باعث می‌شود اعتماد آن دسته از شهروندانی که در ماه‌های اخیر خدشه‌دار شده‌است ترمیم شود.

اما یک اقدام optional دیگر هم در این مسیر وجود دارد. در این قسمت با توجه به توانایی‌های محمود احمدی‌نژاد می‌شود امیدوار بود که با بازنگری در برخی از خطوط قرمز غیر ضرور که در اثر تندروی‌های دولت‌های آقای موسوی و هاشمی به یک نرم سیاسی تبدیل شده‌اند، فضای بازتری برای شهروندان فراهم کند. (جوان‌ها خواسته‌های زیادی ندارند :دی) در این مسیر البته یک نفر باید بتواند فشار‌های انصار حزب‌الله را تحمل کند. اگر قرار است نظام به کسی باج ندهد، به هیچ‌کس نباید باج بدهد.

به طور خلاصه، برجسته کردن شباهت‌های سبز‌ها با اقدامات تروریستی و خشونت‌آمیز میلیشیای سازمان منافقین، در کنار یک حلقه‌ی کارآمد پردازش اعتراضات طبیعی مردم و کمی آزادی اجتماعی، راحت‌تر از آن‌چه تصور می‌شود می‌تواند ثبات اجتماعی کشور را افزایش دهد.