آن طرف ماجرا

در یادداشت قبل به این طرف ماجرا پرداختم؛ به طور خلاصه نوشتم که ج. ا. تصمیم دارد تا به جای معامله، به روشنگری در قبال جنبش سبز بپردازد. البته در این مسیر بسیار باید از استرانژی‌ای که خود سبز‌ها انتخاب کردند، متشکر باشد. در این باره بیشتر صحبت می‌کنم.

زمانی که آقای موسوی اولین‌بار درباره‌ی «راه سبز امید» صحبت کرد – که هنوز نمی‌دانم باید گفت جنبش جرس یا جمعیت جرس یا چه – اعلام کرد که هیچ اساس‌نامه یا چهارچوبی برایش متصور نیست و قرار نیست هیچ محدودیتی برای حضور در بین سبز‌ها وجود داشته باشد.

این استراتژی در چند ماه گذشته البته موثر افتاد و باعث شد حضور طیف‌های مختلف کمک کند تا قد سبز‌ها آن‌قدر بلند بشود تا جمهوری اسلامی مجبور شود فکری برای‌شان بکند. اما فکر می‌کنم جنبش راه سبز باید برای روز‌های آتی به فکر تغییر این استراتژی و مدون کردن چارچوب‌های فکری خود باشد. چرا که حاکمیت در ایران بر خلاف آن‌چه سبز‌ها امیدوار بودند، تصمیم به معامله به ایشان نگرفت.

!

اگر تا دیروز جنبش سبز نیاز داشت در مقابل جمهوری اسلامی قد و بالایی نشان بدهند، راهپیمایی ۲۲ بهمن نشان داد که این روش نمی‌تواند مفید باشد چون در هر حالت، غیر ممکن است که در این رفراندوم‌های خیابانی پیروز بشوند.

همان‌طور که در یادداشت قبل اشاره کردم، روشی که ج. ا. برای مقابله به سبز‌ها در پیش گرفته‌است، تخریب چهره‌ی این حرکت و نشان دادن عمق شباهت‌هایش با رفتار‌های میلیشیای منافقین در دهه‌ی ۷۰ است. و سبز‌ها این راه‌کار را نمی‌توان با یک بیانیه و محکوم کردن حمایت سازمان مجاهدین یا سلطنت‌طلب‌ها از جنبش‌شان، بی‌اثر کنند.

من فکر می‌کنم الان بهترین فرصت است تا آقای موسوی با مشخص کردن خواسته‌های خودشان و تبیین حد و مرز‌های جنبش سبز به صورت رسمی، چهارچوب کلی برای جرس ارائه کنند. در این‌جا خیلی هم اهمیت دارد که این خواسته‌ها حداقلی باشند. مثلاً آزاد شدن بخشی از زندانیان. (از اول هم سنگ بزرگ نشانه‌ی نزدن بود البته)

!

اگر چه این اقدام که تا دیروز باید از آن به عنوان یک ریسک نام می‌بردیم، به نظر من الان یک ضرورت است ولی قطعا مشکلاتی را هم برای جنبش ایجاد خواهد کرد. اصلی‌ترین آن‌ها این است که جنبش سبز‌ها را از دو طرف در موضع نقد قرار خواهد داد.
اولین انتقاد از سمت سبز‌هایی است که با بخشی از خطوط قرمز تبیین شده مخالف هستند و حد و مرز‌های جدید، آن‌ها را خارج از جمع سبز‌ها قرار داده‌است. خوب این باعث ریزش وابستگان به این جریان فکری خواهد شد. از سمت دیگر، با مشخص شدن ابعاد نظرات و باور‌های رهبران جنبش، این فرصت در اختیار حاکمیت جمهوری اسلامی قرار خواهد‌گرفت که با شاخص‌هایی که برای مردم پذیرفته‌شده‌است، مثل بیانات امام راحل و یا قانون اساسی این اساس‌نامه را مورد بررسی قرار بدهند.

در این‌جا دیگر دفاع از عملکرد جنبش ساده نخواهد بود و رهبران آن مجبور خواهند شد بخشی از اشتباهات‌شان در ماه های گذشته را بپذیرند.

با این وجود، نگاه کلی به منحنی میرای خواسته‌های جنبش که یک روز از بی‌نهایت شروع شده‌بود و امروز تا حد آزادی یک زندانی سیاسی کاهش یافته‌است، این واقعیت را پیش نظر می‌آورد که تاخیر در تبدیل کردن جریان سبز به یک اقلیت سیاسی دارای اساس‌نامه، عواقب مطلوبی برای آن نخواهد داشت. به عنوان یکی از مصادیق این حرف، به پاراگراف بعد توجه کنید:

!

دیروز دیدم آقای مهاجرانی توهین به مقدسات، رفتار‌های رادیکال و خشونت خیابانی را به ضرر جنبش دانسته‌است. اما این کافی نیست. تنها زمانی سبز‌ها می‌توانند از این‌گونه اقدامات اعلام تبری کنند که رسما گفته باشند خطوط قرمز‌شان کجاست.

منظور من از تبیین خطوط قرمز و حد و مرز‌ها، البته این نیست که مسیری طی شود که در نهایت به نشستن سر میز احزاب وزارت‌کشور منتهی شود، جنبش می‌تواند اعلام کند که قانون اساسی را در شکل فعلی نمی‌پذیرد، یا می‌پذیرد. می‌تواند اعلام کند رهبری نظام را بی‌طرف می‌داند یا نمی‌داند. می‌تواند خودش را یک جمعیت سیاسی درون نظام جمهوری اسلامی فرض کند یا نکند. تنها نکته‌ای که در این میان اهمیت دارد، مشخص شدن نوار مرزی این جنبش با دیگر مخالفین ج. ا. است.

اگر چنین اقدامی صورت بگیرد، این امید هست که جمهوری اسلامی با ایشان مثل یک اقلیت محق رفتار کند و بتوانند خواسته‌هایشان را مطالبه کنند. در غیر این صورت، با مرور زمان تعبیر اغتشاش‌گر از سبز‌ها تا آن‌جا پیش خواهد رفت که تفاوت چندانی با اراذل و اوباش در برخورد با ایشان قائل نشوند. (می‌دانیم که ما در کشور نزدیک به ۳۰ هزار نفر مجرم خطرناک داریم، آیا ایشان – حتی در صورتی که سازمان‌دهی شوند – می‌توانند از جمهوری اسلامی باج‌خواهی کنند؟) در وضعیت فعلی، برخورد با سبز‌هایی که در خیابان‌ها حاضر می‌شوند، رفته رفته شدت بیشتری خواهد گرفت و این امر در کنار ریزش نیرو‌های خاکستری از اطراف جنبش، به حذف کامل آن‌ها از عرصه‌ی سیاسی خواهد انجامید.

!

من به شخصه ترجیح می‌دهم نظام جمهوری اسلامی اپوزوسیونی از جنس اصلاح‌طلب‌ –‌ های حتی غیر ملتزم به ولایت فقیه – داشته‌باشد تا نیرو‌های به ظاهر ولایی ولی پایبند به کدخدامنشی و ریش‌سفیدی. از این رو فکر می‌کنم هر چه زود‌تر جنبش سبز به این جمع‌بندی برسد که در بهترین حالت، یک اقلیت مرکز نشین بیشتر نیست، زودتر می‌تواند با تغییر روش، حیات سیاسی خودش را تضمین کند. البته اگر برای خودشان آینده‌ای از جنس معترضین به افزایش گرمای زمین در اروپای غربی متصور نیستند!!

 
۵ پیام برای « آن طرف ماجرا » ارسال شده است
  • بند آخر نوشته‌ات قابل تامل ِ! چرا اصلاح‌طلبان رو به امثال مطهری ترجیح میدی؟ به خاطر ابزار و ایدئولوژی مشترک حکومت و گروه دوم یا بی‌مایگی اصلاح‌طلبان یا مجموع اینها؟

  • @amin:
    سلام
    فقط بند آخرش قابل تامله؟ :دی
    ببین، من فکر می‌کنم اصلاحات واقعا از ضروریات این مملکته برای این‌که به جای قابل زندگی‌تری برای شهروندانش تبدیل بشه. منتها اصلاحات کنترل شده. یعنی ترجیح می‌دهم که اصلاح‌طلب‌ها در قدرت نباشن و به عنوان اپوزسیون تغییراتی رو از حاکمیت مطالبه کنن، طی فرایند‌های تعاملی درون و بیرون قدرت. این یک.

    دو. طبیعتاً مقابله با یک دشمن صریح راحت‌تر از دشمن موهومه. اگر چه من فکر می‌کنم اصلاح‌طلب‌ها هم در بسیاری از مفاهیم اون چیزی که واقعاً بهش اعتقاد دارن رو بیان نمی‌کنن ولی آدم‌های قانون‌گریز و اهل حکمیت (به اسم ولایت‌پذیری) رو سخت‌تر میشه به مردم معرفی کرد و خطرشون واسه مملکت رو روشن کرد. کلاً مقابله با نفاق سخت‌تره.

    سوم هم این‌که امثال مطهری کاملاً رایاکارنه و به اسم میانجی‌گری برای حل مشکل فعلی در ایران، به فکر ضربه زدن به یک قطب خاص فضای سیاسی کشور هستن، به اسم احمدی‌نژاد. یعنی اصلا واسشون مهم نیست که حالا جنبش سبز به کجا می‌رسه و سرنوشتش چی می‌شه. اون‌ها فقط می‌خواهند فشار رو به دولت احمدی‌نژاد بالا ببرن. تقلیل راه حا مشکل بعد از انتخابات به یک عذرخواهی ساده از هاشمی مصداقشه. حالا چرا؟ جناح سنتی راست بیشتر می‌پسنده که مردم به صورت سنتی مذهبی بمونن. مثلا کروات رو دم شیطون بدونن (این یک نمونه‌است که فکر می‌کنم منظور کلی‌ام رو خوب می‌رسونه) از اون‌طرف احمدی‌نژاد قصد داره (ولی شاید اولیتش در صدر نباشه) زوائد و تابو‌های مذهبی – سیاسی که در جامعه هست رو عوض کنه. (از حضور زن‌ها در استادیوم بگیر تا حتی اعتراض رسمی به نظر رهبری)
    من فکر می‌کنم در دهه‌ی آینده ما توی کشور به همچین اصلاحاتی هم نیاز داریم. ضمنا نیاز داریم قدرت دینی در کشور متمرکز بشه، نه این‌که یک شهر (قم) + ۳۰ نماینده‌ی ولی فقیه حق اعمال نظر در مسائل اجرایی رو داشته باشن. (چون این قشر به طور ذاتی محافظ دید سنتی به دین هستن) امثال مطهری دقیقا با این موارد مشکل دارن . خوب من ترجیح می‌دهم اصلاحاتی از جنس باز شدن فضای سیاسی و قدرت گرفتن مطبوعات و ان‌جی‌او‌ها و پاسخ‌گو کردن نهاد‌ها، توسط اپوزسیون و اصلاحاتی از جنس شکستن تابو‌ها در ج. ا. توسط قدرت اجرایی در مملکت اتفاق بیافته. [این رو هم می‌دونم که خوندی]

    طولانی شد. امیدوارم جواب سوالت رو داده باشم به جای این‌که حرف‌های مونده در دلم رو بزنم!

  • از یک طرف با قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان مشکل دارم، از طرف دیگه با جناح سیاسی-نظامی احمدی‌نژاد! خوب من گروه اول رو ترجیح میدم چون نظامی گری ندارن و مخالفان که اینبار در نقش مذهبیون هستن، میتونن خیلی راحت اعتراض کنن، چه اینکه قبلا هم خیلی راحت و بدون مشکل هر اتهامی که دلشون خواسته به دولت اصلاحات زدن ولی برعکسش همینی میشه که میبینیم. کهریزک و امثالهم. احمدی‌نژاد شاید کاتالیزور ورود به جامعه‌ی سکولار باشه ولی با این همه قربانی ؟ در عمل هم میبینیم که اصلاح‌طلبان به هیچ وجه تحمل نمیشن و این نوشت‌ات بیشتر شبیه آرزوست تا واقعیت ِاصولگرایی احمدی‌نژادی/ ممنون به هر حال برای جواب طولانیت/به کامنت‌ها بیشتر سر بزن، با رویش ناگزیر علف زیر پای کامنت دهنده‌ها چه میخوای بکنی؟ :دی

  • قبلا به صورت راحت آیا بانک و مغازه هم اتش میزند؟!آیا کوکتل هم پرتاپ میکردند؟!آیا به پایگاه مثلا نظامی یک منطقه حمله میکردند برای تصرف؟!آیا استراتژی فتح صدا و سیما داشتند بسیجیان در زمان اصلاحات که برخوردها را یکسان فرض میکنید؟
    ربط دادن برخوردها طبیعی پلیس که در ابتدا تشکر سبزها را هم در پی داشت در تجمعاتشون-نیروی انتظامی تشکر تشکر-که گاهی به برخورد پلیس به افراد خودسر هم میرسید-کم کم تبدیل به برخوردهای اخیر از نوع سخت شد که در برابر تجمعی چون تجمع عاشورا حتی بسیار بسیار به نظر در مقایسه با سایر کشورها شل! بود.
    تاریخ را مرور کنید تا ببینید در زمان اصلاحات تجمع عده ای از مردم در اعتراض به یک مسئله اجتماعی چند کشته داشت و وزیر کشور و رییس دولت چه اظهارنظری در اون رابطه کردند!یا قضیه قتلهای زنجیره ای به روایت غیر از منابع اصلاحات!!یا هزاران مورد دیگر-گوش جان!!! فرادادن به منابع یک رسانه نابی طرف! تنها سبب گمراهی میشه-
    حال دولتی که یک تجمع اجتماعی کوچک را با کشتار جمع و جور میکنه خوی نظامی گری داره یا دولتی که تجمعات خشونت امیز-از قول مهاجرانی حتی-را با کتک خوردن رییس پلیسش و چند کشته-اگر از مشکوک بودن برخیهاشون حتی بگذریم-به پایان میبره؟!!!
    در ضمن انتظار ندارید که سرباز وظیفه ای که توسط عده ای وحشیانه در حال کتک خوردن هست در لحظه فرود باتومش طبق قوانین فیزیکی شدت ضربه را بر مبنای عدم اسیب رسانی به شخص محاسبه کنه و بعد منصرف بشه یا نشه؟!!!

  • من به شخصه فضای باز سیاسی دوران احمدی نژاد رو قبلا ندیدم ولی سبز ها این فضا رو با افراطی گری های بیش از حد برای خودشون فقط تنگ مردن. هنوز فضای باز برای منتقدین غیر افراطی باز هست. ولی بعضی ها چون اجازه خراب کردن مسیر کشور رو بهشون نمیدن میگن فضای کشور خراب شده. اگه فضای کشور بسته بود اصلا این اتفاقات شکل نمیگرفت

  • نظرات اين پست را از طريق فيد ، دنبال کنيد :
    RSS 2.0
    نظرتان را بنویسید :

     

    مطلب بعدی :
    مطلب قبلی :
       
       
        Wordpress.com stats not installed!
       
       
      شهید من

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




      شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
      فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
      روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
      در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
      گرایش ها

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
    • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
    • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
    • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۳۱)
    • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
    • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
    • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۱۰)
    • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
    • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
    • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
    • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

    • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

      نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
      چند نکته

      _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


      کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.2 استفاده می کند.

      اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
      دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
      اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
      مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
      در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
      تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
      چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
      امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
      آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

       

      تماس با من

       

      عکاسخانه
      www.flickr.com
      This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

       

      زندگی اجتماعی

       

      آشنایان دیروز، دوستان امروز

       

      ديگر پايگاه ها

       

      آي. تي نويسان

       

      آرشیو ماهیانه


       

      حمایت
       

      بمب گوگلی

       

      طراحی و اجرا

       

      شمارش