توجه: مخاطب این یادداشت مطلقا وبلاگ‌نویسان معتقد به آرمان نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.

به صورت طبیعی، مردم با کارگزاران حکومت در موقعیت شغلی‌ شان ارتباط دوستانه برقرار نمی‌کنند. یعنی ممکن است خارج از روابط کاری، هم‌سایه و رفیق و آشنا باشند، اما در جایگاه کارگزار حکومت، دوستی شکل نمی ‌گیرد (پارتی‌بازی و این‌ قسم مسائل الان محل صحبتم نیست) به همین ترتیب، در محیط مجازی هم، نمی‌شود انتظار داشت رابطه‌ی صمیمی دوستانه میان کاربران عادی (که زندگی آنلاین ساده‌ای دارند، وبلاگ می‌نویسند، در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند و …) و آن‌هایی که رسالت خاص و مشخص و سازمان‌یافته‌ای برای خود تصویر کرده‌اند، پدید بیاید.

این دسته‌ی دوم را من از این رو کارگزاران خرد می‌نامم که در دو طرف ماجرا، عده‌ای هم هستند که فعالیت‌شان زیرنظر رسمی سازمان‌های حکومتی‌است. به عنوان مثال، مرکز جرایم سازمان‌یافته و وزارت خارجه‌ی ایالات متحده، دو سازمان رسمی نام‌آشنا برای کاربران اینترنت هستند. اما مراد صحبت من، این قشر هم نیست.

فکر می‌کنم تا زمانی که کارگزاران خرد تصمیم شفافی برای مشخص کردن نوع رابطه‌یشان با حاکمیت ایران نگیرند، نمی‌توانند به یک نوع هم‌زیستی مسالمت‌آمیز در محیط انتنرنت امیدوار باشند چرا که اگر شما، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، فعالیت خودت رو در راستای برنامه ریزی‌های یک ارگان یا سازمان حکومتی قرار بدهی نمی‌توانی انتظار داشته باشی شهروندان عادی به عنوان یک عضو از جامعه‌ی خودشان با شما برخورد کنند. در بهترین حالت رابطه‌تان مانند رابطه‌ی ارباب رجوع و کارمندان یک اداره خواهد شد.

به نظر من، بزرگترین و خائنانه‌ترین ضربه به زندگی مجازی کاربرانی که به «آرمان‌های انقلاب اسلامی» وفادار هستند توسط سرداران و برنامه‌ریزان سپاه در قالب سازمان‌دهی‌های موهوم، برگزاری دوره‌ها و همایش‌ها، حمایت‌های معنوی و مادی و هر چیزی که بشود اسمش را دخالت مستقیم در عملکرد نیرو‌های مستقل و البته وفادار به انقلاب اسلامی نامید، زده شده‌است.

تشکل‌هایی که در قالب غیر NGO و مشخصا با حمایت‌های سپاه در اینترنت شکل گرفته‌اند (که نیازی به نام بردن از آن‌ها نمی‌بینم) به صورت شفاف و به نا حق تقویت کننده آن شایعاتی هستند که وبلاگ‌نویسان و فعالان مدافع انقلاب را به ارتزاق از یادداشت‌هایشان متهم می‌کنند. از سوی دیگر، از آن‌جایی که تا حدودی در جریان مراحل ثبت یک سازمان مردم نهاد بوده‌ام، و کاملا درک کرده‌ام تکیه بر استقلال از نهاد‌ها و سازمان‌ها، تا چه حد می‌تواند هزینه‌بر باشد، نمی‌توانم تحمل کنم، سپاه با سوء استفاده از نیاز‌های مادی و معنوی سازمان‌ها و گروه‌هایی که در ابتدا توسط جمعی از وبلاگ‌نویسان یا فعالان رسانه‌ای و به صورت خود‌جوش پدید می‌آیند، با بی‌رحمی به مصادره و خنثی کردن آن‌ها بپردازدد؛ آن‌قدر که دیگر کارایی جز تکرار کردن صداهای رسمی نداشته باشند؛ آن هم صداهایى که حتى در بین خودى ها هم تمایلى به شنیدنشان وجود ندارد.

مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان!