<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; غرغر</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/daily/%d8%ba%d8%b1%d8%ba%d8%b1/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>درباره زندگی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/881</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/881#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Apr 2012 16:56:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[غرغر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=881</guid>
		<description><![CDATA[زندگی به معنی این روزهایی که ما را احاطه کرده‌اند، من‌باب حق هم‌سایگی هم که باشد شایسته‌ی آن است که  لابه‌لای آن‌ همه فرم اداری که پر می‌کنیم یا جدول‌های تکراری روزنامه، گاهی درباره‌اش بنویسیم. درباره‌ی زندگی بنویسیم. زندگی خودمان و دیگران.  مثلا بنویسیم: زندگی سخت می‌گیرد ولی همیشه سخت نمی‌گذرد. انگار جوری ساخته‌اندش که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زندگی به معنی این روزهایی که ما را احاطه کرده‌اند، من‌باب حق هم‌سایگی هم که باشد شایسته‌ی آن است که  لابه‌لای آن‌ همه فرم اداری که پر می‌کنیم یا جدول‌های تکراری روزنامه، گاهی درباره‌اش بنویسیم. درباره‌ی زندگی بنویسیم. زندگی خودمان و دیگران.  مثلا بنویسیم:</p>
<div id="attachment_882" class="wp-caption alignleft" style="width: 160px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2012/04/tumblr_lybelbfGQv1qzkfbro1_500.jpg"><img class=" wp-image-882" title="my new avatar; patriot: MohammadAli Taebi" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2012/04/tumblr_lybelbfGQv1qzkfbro1_500-200x300.jpg" alt="my new avatar; patriot: MohammadAli Taebi" width="150" /></a><p class="wp-caption-text">منِ جدیدِ این روزها</p></div>
<p>زندگی سخت می‌گیرد ولی همیشه سخت نمی‌گذرد. انگار جوری ساخته‌اندش که هیچ وقت وفق مراد ما نشود. ممکن است فکر کرده‌باشند این خلقتی که کرده‌ایم &#8211; لاکردار- چقدر باب میل آدم شده است. چاره ای نیست جز این‌که چهارتا پیچ و مهره‌اش را این طرف آن طرف کنیم که از این کامل بودن در آید. برای همین است که سخت می‌گیرد. مثلا من دیگر مطمئن شده‌ام که روزهای اول ماه &#8211; که حساب آدم شارژِ شارژ است &#8211; خیلی زودتر از روزهای آخر ماه می‌گذرند. یا این‌که عصر‌ها مسیر شرکت تا خانه طولانی‌تر از صبح‌هاست. قیمت‌ها ماه به ماه بالا می‌روند ولی حقوق‌ها را سالانه تصویب می‌کنند. دعای باران که می‌کنیم، سیل می‌آید. سیل‌بند که می‌سازیم، خشک‌سالی می‌شود و&#8230;<br />
القصه صد رحمت به تنازع‌بقایی که در حیات وحش حاکم است. گردن آدم را باید که تبر قطع نکند تا بتواند زندگی کند.</p>
<p>حالا اگر آدم خودش را به دست «زندگی» بدهد، کی می‌تواند از دیدن یک روباه نیم‌متری از پنجره‌ی قطار آن‌قدر سر کیف بیاید که دست بر دست بکوبد؟ من می‌گویم اگر می‌خواهی زندگی سخت، شیرین بگذرد باید به تلخی‌هاش چشمک بزنی. یک چشمک پر از شیطنت بدجنسی که دستش بیاید هرقدر سخت و خلاف مراد که می‌خواهد، باشد. آخر قصه من روی سن باقی می‌مانم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/881/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غرغر‌های یک طراح عصبانی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/822</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/822#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Aug 2011 08:38:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[غرغر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=822</guid>
		<description><![CDATA[درد دل می‌کنم: وقت می‌گذاری و برای مشتری طراحی می‌کنی. بعد قید می‌کنی که «هر تغییری می‌خواهید بدهید، تا قبل از آن‌که پروژه به کد تبدیل شود و تا زمانی که در مرحله‌ی طراحی گرافیکی هستیم، قید بفرمائید. با تشکر.» آن وقت یا از سر عجله، یا بی‌توجهی یا هر چیز دیگری که ما نمی‌فهمیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درد دل می‌کنم: وقت می‌گذاری و برای مشتری طراحی می‌کنی. بعد قید می‌کنی که «هر تغییری می‌خواهید بدهید، تا قبل از آن‌که پروژه به کد تبدیل شود و تا زمانی که در مرحله‌ی طراحی گرافیکی هستیم، قید بفرمائید. با تشکر.» آن وقت یا از سر عجله، یا بی‌توجهی یا هر چیز دیگری که ما نمی‌فهمیم جواب می‌دهند که «ما خیلی زیاد بررسی کردیم و نتیجه آن‌که، مورد تایید است. بروید جلو.» و این تایید یعنی اول بد بختی. لیست فرمایشات مشتری، از تغییرات ریز و درشت در گرافیک تا اصلا ماهیت سایت دقیقا وقتی به دست ما رسند که پروژه کد شده‌باشد. یعنی اصلا انگار نمی‌فهمند.</p>
<p>حالا یک وقت فکر نکنی که سرشان نمی‌شود‌ها.  خدا رو شکر آن‌قدر وارد هستند که خرده بگیرند از این‌که در طراحی table استفاده کرده‌ای (و البته نمی‌دانند که این را با یک سرچ ساده در سورس صفحه می‌شود فهمید) ولی آن قید اول کار را نمی‌گیرند. حتی اگر چندین و چند بار با ایشان کار کرده‌باشی، هر بار همین مساله است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/822/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

