<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; روزانه</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/daily/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>درباره زندگی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/881</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/881#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Apr 2012 16:56:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[غرغر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=881</guid>
		<description><![CDATA[زندگی به معنی این روزهایی که ما را احاطه کرده‌اند، من‌باب حق هم‌سایگی هم که باشد شایسته‌ی آن است که  لابه‌لای آن‌ همه فرم اداری که پر می‌کنیم یا جدول‌های تکراری روزنامه، گاهی درباره‌اش بنویسیم. درباره‌ی زندگی بنویسیم. زندگی خودمان و دیگران.  مثلا بنویسیم: زندگی سخت می‌گیرد ولی همیشه سخت نمی‌گذرد. انگار جوری ساخته‌اندش که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زندگی به معنی این روزهایی که ما را احاطه کرده‌اند، من‌باب حق هم‌سایگی هم که باشد شایسته‌ی آن است که  لابه‌لای آن‌ همه فرم اداری که پر می‌کنیم یا جدول‌های تکراری روزنامه، گاهی درباره‌اش بنویسیم. درباره‌ی زندگی بنویسیم. زندگی خودمان و دیگران.  مثلا بنویسیم:</p>
<div id="attachment_882" class="wp-caption alignleft" style="width: 160px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2012/04/tumblr_lybelbfGQv1qzkfbro1_500.jpg"><img class=" wp-image-882" title="my new avatar; patriot: MohammadAli Taebi" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2012/04/tumblr_lybelbfGQv1qzkfbro1_500-200x300.jpg" alt="my new avatar; patriot: MohammadAli Taebi" width="150" /></a><p class="wp-caption-text">منِ جدیدِ این روزها</p></div>
<p>زندگی سخت می‌گیرد ولی همیشه سخت نمی‌گذرد. انگار جوری ساخته‌اندش که هیچ وقت وفق مراد ما نشود. ممکن است فکر کرده‌باشند این خلقتی که کرده‌ایم &#8211; لاکردار- چقدر باب میل آدم شده است. چاره ای نیست جز این‌که چهارتا پیچ و مهره‌اش را این طرف آن طرف کنیم که از این کامل بودن در آید. برای همین است که سخت می‌گیرد. مثلا من دیگر مطمئن شده‌ام که روزهای اول ماه &#8211; که حساب آدم شارژِ شارژ است &#8211; خیلی زودتر از روزهای آخر ماه می‌گذرند. یا این‌که عصر‌ها مسیر شرکت تا خانه طولانی‌تر از صبح‌هاست. قیمت‌ها ماه به ماه بالا می‌روند ولی حقوق‌ها را سالانه تصویب می‌کنند. دعای باران که می‌کنیم، سیل می‌آید. سیل‌بند که می‌سازیم، خشک‌سالی می‌شود و&#8230;<br />
القصه صد رحمت به تنازع‌بقایی که در حیات وحش حاکم است. گردن آدم را باید که تبر قطع نکند تا بتواند زندگی کند.</p>
<p>حالا اگر آدم خودش را به دست «زندگی» بدهد، کی می‌تواند از دیدن یک روباه نیم‌متری از پنجره‌ی قطار آن‌قدر سر کیف بیاید که دست بر دست بکوبد؟ من می‌گویم اگر می‌خواهی زندگی سخت، شیرین بگذرد باید به تلخی‌هاش چشمک بزنی. یک چشمک پر از شیطنت بدجنسی که دستش بیاید هرقدر سخت و خلاف مراد که می‌خواهد، باشد. آخر قصه من روی سن باقی می‌مانم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/881/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غرغر‌های یک طراح عصبانی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/822</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/822#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Aug 2011 08:38:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[غرغر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=822</guid>
		<description><![CDATA[درد دل می‌کنم: وقت می‌گذاری و برای مشتری طراحی می‌کنی. بعد قید می‌کنی که «هر تغییری می‌خواهید بدهید، تا قبل از آن‌که پروژه به کد تبدیل شود و تا زمانی که در مرحله‌ی طراحی گرافیکی هستیم، قید بفرمائید. با تشکر.» آن وقت یا از سر عجله، یا بی‌توجهی یا هر چیز دیگری که ما نمی‌فهمیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درد دل می‌کنم: وقت می‌گذاری و برای مشتری طراحی می‌کنی. بعد قید می‌کنی که «هر تغییری می‌خواهید بدهید، تا قبل از آن‌که پروژه به کد تبدیل شود و تا زمانی که در مرحله‌ی طراحی گرافیکی هستیم، قید بفرمائید. با تشکر.» آن وقت یا از سر عجله، یا بی‌توجهی یا هر چیز دیگری که ما نمی‌فهمیم جواب می‌دهند که «ما خیلی زیاد بررسی کردیم و نتیجه آن‌که، مورد تایید است. بروید جلو.» و این تایید یعنی اول بد بختی. لیست فرمایشات مشتری، از تغییرات ریز و درشت در گرافیک تا اصلا ماهیت سایت دقیقا وقتی به دست ما رسند که پروژه کد شده‌باشد. یعنی اصلا انگار نمی‌فهمند.</p>
<p>حالا یک وقت فکر نکنی که سرشان نمی‌شود‌ها.  خدا رو شکر آن‌قدر وارد هستند که خرده بگیرند از این‌که در طراحی table استفاده کرده‌ای (و البته نمی‌دانند که این را با یک سرچ ساده در سورس صفحه می‌شود فهمید) ولی آن قید اول کار را نمی‌گیرند. حتی اگر چندین و چند بار با ایشان کار کرده‌باشی، هر بار همین مساله است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/822/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گزارش کوتاه</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/808</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/808#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Aug 2011 22:14:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=808</guid>
		<description><![CDATA[الان که دارم این یادداشت را می‌نویسم ساعت ۲:۳۰ دقیقه است. یک بار در ساعت ۲:۱۷ دقیقه تلاش کردم و آن‌چه می‌خواستم نوشتم ولی موقع انتشار، همه‌اش غیب شد و &#8230; ساعت شده‌است ۲:۳۱ دقیقه. گوشه آشپزخانه روی یک صندلی چوبی که شبیه چهارپایه است نشسته ام و مثل همیشه سعی می‌کنم کارهای عقب مانده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>الان که دارم این یادداشت را می‌نویسم ساعت ۲:۳۰ دقیقه است. یک بار در ساعت ۲:۱۷ دقیقه تلاش کردم و آن‌چه می‌خواستم نوشتم ولی موقع انتشار، همه‌اش غیب شد و &#8230; ساعت شده‌است ۲:۳۱ دقیقه. گوشه آشپزخانه روی یک صندلی چوبی که شبیه چهارپایه است نشسته ام و مثل همیشه سعی می‌کنم کارهای عقب مانده را قدری سر و سامان بدهم. همسرم خوابیده. چای و شیرینی کنار دستم هست تا سحر.</p>
<p>شروع زندگی در تهران زیاد برایم مشکل‌زا نبود. آن‌قدر که فکر می کردم نبود. مساله‌ی اصلی گرماست!‌ که همه‌جا هست و فاصله‌ی زیاد میان دانشگاه تا شرکت و شرکت تا خانه.</p>
<p>روزهایی که کلاس ترم تابستان ندارم، از ظهر و بقیه‌ی روزها از صبح تا نزدیک غروب در یک شرکت، برنامه‌نویسی می‌کنم. هنوز وضعیت حقوقم مشخص نشده ولی از محیط حرفه‌ای آن‌جا خوشم می‌آید. به طور  کامل در خانه‌ی مان جاگیر نشده‌ایم. بعضی کارهایش به خاطر مشغله‌ی زیاد، هنوز زمین مانده که زیاد نیستند. کمی هم وسایل‌مان به قول مادرم «طاق و جفت» است. کتاب‌هایم را هنوز نیاورده‌ام این‌جا.</p>
<p>الان که در ذهنم مرور می‌کنم، کارهای عقد و ازدواج‌مان خیلی بی‌دردسر و سریع ردیف شد. به قول بهمنی، اوضاع چه سر جمع و چه در جزء خوب است و بر وفق مراد و &#8230; خب! زندگی که همیشه سختی دارد. مهم این است که سختی‌اش شیرین باشد و با دل خوش که خدا رو شکر، این طور است.</p>
<p>بیشتر وقتم، روزها، به کار و دانشگاه می‌گذرد. سعی می‌کنم برای کنکور، کمی درس بخوانم. چند شب پیش که می‌خواستیم برای شام، مهمان دعوت کنیم، فکر می‌کردم انگار جدی جدی زندگی‌مان مستقل شده‌است. و جدی جدی، جدی هم شده‌است. اندازه یک دهه بزرگ‌تر شده‌ام انگار&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/808/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حقایقی درباره ۶ ماه گذشته</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/801</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/801#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Jun 2010 17:35:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1389/03/30/%d8%ad%d9%82%d8%a7%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%db%b6-%d9%85%d8%a7%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87/</guid>
		<description><![CDATA[این ترم تحصیلی بدترین و افتضاح‌ترین ترم در ۳ ساله‌ی گذشته برای من بود. ۱- از نظر تحصیلی، اگر چه هنوز اکثر نمرات اعلام نشده و هنوز پروژه‌ها رُ هم تحویل ندادم و علی‌رغم این‌که هیچ وقت مثل یک ماه گذشته برای دانشگاه درس نخوندم، بدترین نتیجه‌ام در این سه سال رُ خواهم داشت. ۲- [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این ترم تحصیلی بدترین و افتضاح‌ترین ترم در ۳ ساله‌ی گذشته برای من بود.</p>
<p>۱- از نظر تحصیلی، اگر چه هنوز اکثر نمرات اعلام نشده و هنوز پروژه‌ها رُ هم تحویل ندادم و علی‌رغم این‌که هیچ وقت مثل یک ماه گذشته برای دانشگاه درس نخوندم، بدترین نتیجه‌ام در این سه سال رُ خواهم داشت.</p>
<p>۲- بعد از دو سال فعالیت در شاخه دانشحویی انجمن رمز، به خاطر لطف مسئولین دانشکده و البته دوستان خودم، احتمالاً فعالیت‌های اون تا حد زیادی به سمت تعطیلی خواهد رفت. یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌هام به همین خاطره.<br />
امیدوارم بتونیم در وقت اضافه پروژه‌ی آزمایشگاه رو به نتیجه برسونیم. در غیر این صورت، فاتحه!</p>
<p>۳- درباره‌ی خوب یا بد بودنش شاید الان نتونم قضاوت کنم ولی روابط عادی‌ام با دوستان دانشکده کاملاً به حالت استندبای در آمده. عجالتا از این بابت خوش‌حال نیستم.</p>
<p>۴- از نظر کاری، یک پروژه‌ی جدی در سطح قرارداد دارم که خیلی به نتیجه‌اش امیدوارم. ۲ پروژه‌ی کنسل شده هم هست که بدون شک چند ماه آینده ضرر ناشی از اون‌ها آزار‌دهنده خواهد بود. </p>
<p>۵-  علاوه بر بار مالی مورد قبل، بعد از طی مسیر کم‌خرج در ۵ ماه گذشته، خرداد آغاز بخش پر خرج سیکل زندگی‌ام بود که یک‌هو ظاهر شد. خدا رحم کنه :دی</p>
<p>تابستون امسال، بیشتر وقتم رو کارآموزی خواهد گرفت. در نتیجه جریان مطالعه‌ی جانبی‌ام خیلی تحت‌الشعاع قرار می‌گیره.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/801/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من خسته‌ام، تو ببار</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/534</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/534#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Feb 2009 04:23:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[گفتار دل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=534</guid>
		<description><![CDATA[Endless Flight Gustavo Santaolalla آن‌قدر این آیکان‌های گوشه‌ی مرورگر، هوای آفتابی خشکِ بدون ابر نشانم داده‌اند که برای من هم دیگر سخت نیست پیش‌بینی وضع هوا. امروز یک‌شنبه 13 بهمن 1387 مصادف با … هوا آفتابی و خشک. خشک و خسیس. اما حالا که قرار است رحم کنی به دل خسته و تنگ من و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style='text-align:left;display:block;'><p><object type='application/x-shockwave-flash' data='http://s0.wp.com/wp-content/plugins/audio-player/player.swf' width='290' height='24' id='audioplayer1'><param name='movie' value='http://s0.wp.com/wp-content/plugins/audio-player/player.swf' /><param name='FlashVars' value='&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=%3AEndless_Flight.mp3' /><param name='quality' value='high' /><param name='menu' value='false' /><param name='bgcolor' value='#FFFFFF' /><param name='wmode' value='opaque' /></object></p></span>
<div class="box1" style="border: 1px solid silver; float: left; width: 170px; margin-right: 10px; text-align: left;">Endless Flight<br />
<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Gustavo_Santaolalla" target="_blank">Gustavo Santaolalla</a></div>
<p>آن‌قدر این آیکان‌های گوشه‌ی مرورگر، هوای آفتابی خشکِ بدون ابر نشانم داده‌اند که برای من هم دیگر سخت نیست پیش‌بینی وضع هوا. امروز یک‌شنبه 13 بهمن 1387 مصادف با … هوا آفتابی و خشک. خشک و خسیس. اما حالا که قرار است رحم کنی به دل خسته و تنگ من و رخ ابری نشانم بدهی، پس ببار خوش انصاف. ببار که طاقت این لب‌های ترک خورده مدت‌هاست تمام شده. وقت اضافی زندگی است و گل‌ طلایی که این روزگار قدّار یک ریز می‌کارد وسط دروازه. و چه گلی. چه گلی. هــــــی!</p>
<p>همین. فقط این‌که ببار. پائیز را می‌توانستم سرد و خشک دوام بیاورم. او پائیز بود و حسابش فارغ از ماجراهای دل من و تو. اما تو ببار زمستان سرد. ببار آن گل‌یخ‌های بلوری را که لطافتشان تاب هرم نفس ما را ندارند. ببار که روز‌های آخر است.</p>
<p>- اندلس فلایت، فوق‌العاده است. با لباس رسمی از سید‌علی تشکر می‌کنم به خاطر هدیه‌ی خوبش!<br />
پ.ن: امروز باران آمد. برای خودم هدیه خریدم؛ جشن گرفتم. پیاده زیر باران خیابان‌گردی کردم و …</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/534/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حکایت مستی و چای و لپ‌تاپ</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/529</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/529#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jan 2009 06:50:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=529</guid>
		<description><![CDATA[نزدیک خانه‌ی ما، سال‌هاست دهه‌ی سوم محرم، صبح‌ها روضه‌ی ابا‌عبد‌الله برپاست. خانه‌ی کوچکی است. روضه‌های صبح هم مشتری خودش را دارد. آدم‌هایی که می‌آیند زیاد در بند فضای‌ بیرونی نیستند. حال و هوای صمیمی دارند. آمده‌اند تسلیت بگویند. نکته‌ای بشنوند و اشکی بریزند. امسال اما روحانی‌های سابق را دعوت نکرده‌بودند. نمی‌دانم چرا و زیاد هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_530" class="wp-caption alignleft" style="width: 192px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/masti_ke_chay_minoushad.jpg"><img class="size-full wp-image-530" title="حکایت مستی که چای می‌نوشد" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/masti_ke_chay_minoushad.jpg" alt="سماوری که به بزم حسین می‌جوشد بخار رحمت آن جرم خلق می‌پوشد    حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گو بگو حکایت مستی که چای می‌نوشد" width="182" /></a><p class="wp-caption-text">سماوری که به بزم حسین می‌جوشد بخار رحمت آن جرم خلق می‌پوشد    حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گو بگو حکایت مستی که چای می‌نوشد</p></div>
<p>نزدیک خانه‌ی ما، سال‌هاست دهه‌ی سوم محرم، صبح‌ها روضه‌ی ابا‌عبد‌الله برپاست. خانه‌ی کوچکی است. روضه‌های صبح هم مشتری خودش را دارد. آدم‌هایی که می‌آیند زیاد در بند فضای‌ بیرونی نیستند. حال و هوای صمیمی دارند. آمده‌اند تسلیت بگویند. نکته‌ای بشنوند و اشکی بریزند.</p>
<p>امسال اما روحانی‌های سابق را دعوت نکرده‌بودند. نمی‌دانم چرا و زیاد هم مهم نیست. حتی از این بابت خوش‌حال هم هستم که تغییری ایجاد شده‌است. صحبت‌ها بیشتر درباره‌ی زندگی خانوادگی بود. رابطه‌ی پدران و مادرانی که احتمالاً این موقع صبح بیشتر مخاطب منبر‌ها هستند، با فرزندانشان.</p>
<p>مراسم امسال یک تفاوت دیگر هم با سال‌های قبل داشت. آخرین خطیب، با یک فروند لپ‌تاپ بالای منبر می‌نشست. گاهی سایتی هم معرفی می‌کرد. ب بسم‌الله هم اگر سوال شرعی پرسیده می‌شد، جستجو می‌کرد و مستند پاسخ می‌گفت. راستش را بخواهید قصد دارم سال بعد یک خط وایر‌لس برای مراسمشان جور کنم. شاید خدا قسمت کرد گزارش زنده‌ هم دادیم از مراسم!</p>
<p>- مرتبط: <a href="http://friendfeed.com/e/aff9db03-e365-4509-ae4a-df5290690e52" target="_blank">درس و مباحثه طلبگی امروزی</a><br />
- پ.ن: <a href="http://nimcheh.blogspot.com/2009/01/250.html" target="_blank">سابقه‌ی 250 ساله‌ی اپن سورس</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/529/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چقدر خوبند این روزها</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/154</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/154#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 28 Sep 2007 10:43:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pot.riot.ir/1386/07/06/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7/</guid>
		<description><![CDATA[نخست : چقدر خوبه که این آقا راحت شعر میگه؛ یعنی &#8230; یعنی مثل آدم‌ها شعر میگه! «&#8230; یوسف عزیز را پس چرا نمی خرید؟» دیّم : چقدر خوبه که این روزها نفس کشیدن هم عبادته. سیّم : چقدر خوبه که پرزیدنت احمدی‌نژاد به خاطر پرروبازی‌های خبرنگار CBS قاط نزد. یا توی کلمبیا کاملاً منطقی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a atomicselection="true" href="$278635073_883bd891ec5.jpg"><img border="0" align="left" width="240" src="http://riot.ir/pot/wp-content/uploads/2007/09/278635073_883bd891ec.jpg" alt="شاد‌ترین حشره روی کرده زمین " height="180" style="width: 240px; height: 180px; border-width: 0px" title="شاد‌ترین حشره روی کرده زمین " /></a> نخست : چقدر خوبه که<a target="_blank" href="http://arashalizadeh.blogfa.com/"> این آقا</a> راحت شعر میگه؛ یعنی &#8230; یعنی مثل آدم‌ها شعر میگه! «&#8230; یوسف عزیز را پس چرا نمی خرید؟»<br />
دیّم : چقدر خوبه که <a target="_blank" href="http://2nyaye3khahar.blogfa.com/post-73.aspx">این روزها </a>نفس کشیدن هم عبادته.<br />
سیّم : چقدر خوبه که پرزیدنت احمدی‌نژاد به خاطر پرروبازی‌های خبرنگار CBS قاط نزد. یا توی کلمبیا کاملاً منطقی رفتار کرد. در کل نسبت به دفعه قبل زمین تا آسمون بهتر شده بود!<br />
چهارم : چقدر خوبه که توی سایت دانشکده <a target="_blank" href="http://del.icio.us">Del.icio.us </a>فیلتر نیست.<br />
پنجم : چقدر خوبه که این‌جا، توی دانشگاه،  اینترنت واقعاً پر سرعته.<br />
ششم : چقدر خوبه که جناب فیل.بان محترم کم کم داره متوجه می‌شه <a target="_blank" href="http://www.Technorati.com">Technorati</a> یک پایگاه مخرب نیست.</p>
<p>هفتم : چقدر خوبه که احمد آقا هم بالاخره قصد کرده‌است جماعت متاهلین کشور را مفتخر به حضور انورشون بکنه!<br />
هشتم : چقدر خوبه که من وبلاگ‌نویس‌ام. ببینم! شما می‌دونی چه جوری‌هاست کار دنیا که اون‌هایی که وبلاگ ندارن، خفه نمی‌شن؟!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/154/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>باز هم از سر نو !</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/143</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/143#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 17 Sep 2007 05:05:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pot.riot.ir/1386/06/26/az-sar-e-no/</guid>
		<description><![CDATA[بی یا با مقدمه، توفیر چندانی نمی‌کند! آن‌قدر شاخ و برگ پیدا کرده زندگی‌ام که سیر عادیش، حاشیه شده این روز‌ها !! دل من هم که اندازه آئینه بغل تراکتور بهش توجه نمی‌شود، کلی شاکی است . اما این گشایشی که اخیرا در امورمان به فضل الهی حاصل شد بسی در خلقیات مزخرفمان بهبودی حاصل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بی یا با مقدمه، توفیر چندانی نمی‌کند! آن‌قدر شاخ و برگ پیدا کرده زندگی‌ام که سیر عادیش، حاشیه شده این روز‌ها !! دل من هم که اندازه آئینه بغل تراکتور بهش توجه نمی‌شود، کلی شاکی است . اما این گشایشی که اخیرا در امورمان به فضل الهی حاصل شد بسی در خلقیات مزخرفمان بهبودی حاصل نموده‌است.<br />
گفتم مدتی نیایم و ننویسم جمله‌ای که به کسی بر بخورد؛ که آزار دهد کسی را؛ که &#8230; حالا هم ملالی نیست جز دوریـ ِ &#8230; و این قسم افاضات. غرض از مزاحمت تنها بیان چند نکته بود که خواهد آمد و بیش از آن، خبر از امتتداد نفس، صحت جسم و فضل بی نهایت اللهی.<br />
اما بعد؛<br />
یکم؛ این روز‌ها بسی مفتخرند که ما در این ایام بر وبلاگ جدید نزول اجلال نموده ایم. نکته حائز اهمیت آن‌که قصد نموده ام مدتی راه و رسم «شرح نگاشتن بر آن‌چه در ایران می‌گذرد» را با امور زمینی و آسمانی دیگری مخلوط نمایم. زین جهت تمرکز شخص شارح بر امور سیاسی، در پی توجه به دیگر امور این مرز و بوم قدری توسعه می‌یابد؛ بعنون الله.</p>
<p>دیّم؛ علمای عظام لسان و ترنسلیتور‌های مکرم در بسط مفهوم واژه «riot» اینگونه بیان داشته‌اند : «آشوب، شورش، فتنه، غوغا، داد و بیداد و -روم به دیفال ! &#8211; عیاشی نمون» هم‌ایشان معتقدند افزودن یکی «pot» پیش از «riot» معلوم الحال، معنا را در «وطن‌پرست» منحصر می‌نماید. محض افزودن بر اطلاعات عمومیتان بود، صرفاً !!</p>
<p>سیّم؛ «حل مسئله» ازآن امور غریبه‌ای است که زندگی آدم را مختل می‌نماید. یعنی خواب و خوراک نمی‌گذارد برای پسر آدم. به همین علت است لابد که مرز مشخص و مبینی میان زندگی و کار یک «برنامه‌نویس» وجود ندارد. عقلای قوم بر این باورند که بعد از «یک لیوان بزرگ (شبه پارچ) چای یا نسکافه»، «بی‌خوابی» از همنشینان دائمی یک «برنامه نویس» است.</p>
<p>چهارم؛ <a href="http://pot.riot.ir" target="_blank">Pot.Riot</a> محملی است که لا‌اقل یک سالی بار اندیشه‌های پراکنده و تراوشات مغز بیمار من را خواهد کشید. «بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس» را در آن می نویسم. شاید هم روزی در Cha.Riot وبلاگ انگلیس‌ام را بنا کردم. حس می‌کنم تا حدودی حرف <a href="http://clergyman.parsiblog.com/" target="_blank">حامد</a> را درک کرده‌ام. شرح این روز‌ها لباس تنگی شده‌بود. پاره شد . علی رغم همه این توصیفات گران، من همان شارح هستم. گیرم پوستکی انداخته ام یا خفایای نا گشوده دیگری از روح تاریکم را مورد توجه قرار داده‌ام که شرح، بیش از این ظرفیت انتقال آن را نداشت.</p>
<p>پنجم؛ به مدد آی اس پی‌های سوپر ستاره‌ی لاجرم الاستعمال، صدِ هفتاد در پی ورود به وبلاگ جدید از طریق دامنه شرح. ایر بر اثر پیگیری دی ان اس کش شده، به قهقرایِ رنگ باخته‌ی دورافتاده ای خواهید رسید که ما را نیز از مشاهده‌اش مبلغی سرخ و زرد شدن می ماند بر چهره و بس. بنا بر اقوال پراکنده، چنین مرضی عجالتاً چند ماهی گریبان وبلاگ مرا خواهد‌گرفت. یعنی هم سوخت و سوز دارد و هم دیر و زود ! با وجود همه این حرف‌ها، شرح نقطه ایر هم شما را به pot.riot می‌رساند. اگر برساند !!</p>
<p>ششم؛ از اول اصول کار رسانه‌ای این است که شما برندت را مدام عوض نکنی. کاسب‌های راسته قیصریه * هم از قدیم الایام معتقد بوده‌اند عوض کردن محل دکان، اول تاثیری که پیش از محاسنش دارد، پریدن مشتری ثابت است. اما تغییر و تحول را با سرشت ما ممزوج نموده‌اند گویا. درمانی برای این وضعیت نابخردانه ! نجسته‌ایم تا این زمان جز یک مورد. از آن‌جا که این روز‌ها سرزدن به انبوه وبلاگ‌ها کاری سخت و نامعقول است. بهتر است بهترین و سیف ترین راه را برگزینید که مایه سعادت دنیا و عقبایتان خواهد شد،‌ به عون الله.<br />
اول از مرهم‌های قوی الاثر برای این مشکل ما،  استفاده از <a href="http://sharh.ir/wp/?cat=34" target="_blank">خبرخوان</a> است. ما که زبانمان مفروش گردید به قالی طبیعت از بس گفتیم یا عباد الله، اوصیکم بالفید و الخبرخوان.  پس بر شماست تا خروجی <a href="http://feeds.feedburner.com/sharh" target="_blank">یادداشت‌ها به همراه لینک‌های ژنریک</a>  و یا <a href="http://feeds.feedburner.com/sharh/posts" target="_blank">تنها نوشته‌های</a> حقیر را در خبرخوان خود اضافه نمائید و از این طریق آبونه افاضات مشوش شارح شوید. این‌گونه دیگر نگرانی از بابت محل فرودتان از پس کلیک نمودن بر نام شرح ذهن مارا مغشوش نخواهد کرد. (دیگر خروجی‌ها را هم‌چون خروجی عکساخانه یا لینکدونی به مدد کاوشی مختصر در ستون میانی وبلاگ تحت نام آبونمان خواهد یافت)<br />
اما اگر هنوز شروع به مصرف محصولات فیدی نکرده‌اید راهش این است که شروع کنید! مگر این آر اس اس مادر مرده چه هیزم تری به شما فروخته است؟ مع هذا اگر مصر بر استعمال ابزار‌های وب 1 و پائین تر از آن هستید، نشان پست الکترونیکتان را در همین جعبه، این زیر، وارد نمائید تا رونوشتی ازمطالب و یادداشت‌های من &#8211; هر کجا که باشم !! &#8211; درب منزل تحویل شما گردد. لازم به یادآوری نیست که عقب اضافه کردن آدرس چاپار برقیتان در جعبه مذکور، فشردن انگشت دیجیتال بر انگشت‌گاه سابسکریب قویاً توصیه شده‌است.</p>
<form action="http://www.feedburner.com/fb/a/emailverify" method="post" target="popupwindow">  </form>
<p align="justify">هفتم؛ چندی پیش و  در پی حصول مرض صعب العلاج برای دامنه فخیمه <a href="http://www.sharh.ir" target="_blank">«شرح</a>» [دامت افاضاته]  دست به کار اخذ دامنه کمکی <a href="http://www.shareh.ir" target="_blank">شارح</a> برای این قسم معضلات شدیم. علیرغم آزاد بودن این دامنه تا چند روز پیش، با خبر شدیم احدی پایگاه اسلامی مسمی به<a href="http://www.shareh.com" target="_blank"> «شبکه اطلاع رسانی شارح</a>» دامنه مذکور را ابتیاع نموده است. اگر‌چه ما لفظ «شارح» را برای شخص شخیص خودمان منحصر می‌دانیم، لاجرم برای آن پایگاه متصل به معاونت پژوهشی مهد علم و مجاهده آرزوی کامیابی می‌نمائیم. مرحباً بنا !!<br />
بر همین نمط، چندین دامنه نشان‌دار دیگر نیز از چنگ پلنگ‌گون‌مان گریختند. مبلغی آب دیده بر این مصیبت اعلی نثار نمودیم عجالتاً.</p>
<p align="justify">هشتم؛ از آن‌جا که افاضات لطیف الروحانِ شاعر مسلک این روزها مستمسک اقصی دسته‌جات مملکت گردیده است، شعار شارح در ویرایش جدید وبلاگ، این بیت مقرر شد. «سرشارم از خیال، ولی این کفاف نیست / در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است»</p>
<p><img src="http://pot.riot.ir/wp-content/themes/sharh/image/baner5.jpg" style="padding: 5px" align="bottom" border="1" hspace="5" vspace="5" /></p>
<p align="justify">نهم؛ در نظر داشتم مطالب فنی و آن‌چه مربوط به رشته تحصیلی‌ام می‌شود را مجزا و در جریده ای جداگانه درج کنم. (مثلاّ <a href="http://sharh.wordpress.com" target="_blank">همان وبلاگ وردپرس. کام</a> ) لکن احدی از نکته دانان متذکرمان شد اگر هدف افزودن بر سطح دانش فنی اهالی محترم بلد الوبلاج است، مخلوط نمودن یادداشت‌های اجتماعی &#8211; سیاسی با پست‌های فنی بهتر می نماید. دیگر از باسابقه‌های وبلاگ و وبلاگ‌نویسی هم مدام فریاد می‌زند «وبلاگ جگر زلیخا نیست که هر بخش از مطالبتان را در یکجا منتشر می‌کنید» !! ما نیز اخیراً بر ظرفیت نصیحت پذیریمان افزوده‌ایم به‌حمد الله و المنه.</p>
<p align="justify">دهم؛ تغییر و تحولاتی که اخیرا حیات طیبه ما را مورد عنایت قرار داده است مدتی در امر انتشار یادداشت‌های وعده داده شده اخلال نمود. آن‌قدر وقایع اخیر خیریت داشته‌اند که دو سه روز عقب و جلو در کار این بیغوله ارزش چندانی برای قربانی پیش پایشان ندارد. سعی می‌کنم علی رغم اشتغالات تحصیلی مطالب معوقه را نیز سر و سامان دهم.</p>
<p align="justify">یازدهم؛ حسام جان صدیقی، اعلی الله مقامه الشریف، جامعه وبلاگستان را مفتخر، مشرف، منور و از این دست ! نموده اند اخیراً. پیگیری<a href="http://efazat.mihanblog.com" target="_blank"> افاضات </a> ایشان از اهم امورتان قرار بگیرد افضل بر سعادت دنیا و عقبی است !!! (دروغ‌گویی هم این‌گونه باشد خوش است !!! )</p>
<p align="left"> و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین<br />
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته</p>
<hr />
<p align="justify"> <sup>* سردر قیصریه ، مدخل بازار اصفهان است</sup></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/143/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رابطه میان مصرف محصولات لبنی &#171;دتود&#187; و &#171;مسیحیت ستیزی&#187;</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/128</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/128#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Aug 2007 22:36:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آقای مافیا]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=128</guid>
		<description><![CDATA[بی مقدمه؛ بررسی‌های بالینی نشان داده‌است، مصرف هرگونه محصولات لبنی با نام تجاری «دتود» [DETOD] باعث گسترش و تقویت نوع ساخت‌یافته‌ای از «مسیحیت ستیزی» در حوزه اندیشه و تعقل می‌گردد. اطلاعات تفصیلی متعاقباً ارائه خواهد‌شد. (از دادن هرگونه لینک و مستندات قابل دسترسی تا اطلاع ثانوی معذورم.)1. قالب جدید وبلاگ «شرح» بعد از مدت‌ها، بالاخره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بی مقدمه؛ بررسی‌های بالینی نشان داده‌است، مصرف هرگونه محصولات لبنی با نام تجاری «دتود» [DETOD] باعث گسترش و تقویت نوع ساخت‌یافته‌ای از «مسیحیت ستیزی» در حوزه اندیشه و تعقل می‌گردد. اطلاعات تفصیلی متعاقباً ارائه خواهد‌شد. (از دادن هرگونه لینک و مستندات قابل دسترسی تا اطلاع ثانوی معذورم.)<br />1. قالب جدید وبلاگ <a href="http://www.sharh.ir" target="_blank">«شرح»</a> بعد از مدت‌ها، بالاخره تموم شد. فعلا مراحل نصب فتوبلاگ و انتقال آرشیو در حال انجام است.<br />2. بخش بعدی یادداشت <a href="http://sharh.wordpress.com/2007/08/09/hoder-in-cultural-nato/" target="_blank">«براندازی نرم و مصلحی به نام هودر»</a> انشا الله بعد از سفرِ آخر هفته که خواهم داشت، منتشر خواهد شد. تکمیل و طراحی قالب «شرح» یکی از عوامل تاخیر در انتشار این یادداشت بوده‌است.<br />3. قصد داشتم به جای این پست کذایی، یادداشتی در بررسی «بهره برداری از ترس ناشی از وجود دشمن خارجی» بنویسم که به دلیل فقدان حال و حوصله کافی، به هفته آینده موکول شد.<br />4. این یادداشت بعد از یک شب‌گردی نسبتاً طولانی و گز کردن یک بزرگ‌راه باز نسبتاً طولانی با پای پیاده، نوشته شده‌است. اصولاً این‌گونه شب‌گذرانی‌ها تاثیری&nbsp;هم‌چون نگاه خیره در ماه شب چهارده&nbsp; بر من و هم‌مسلکانم ! دارد. <br />5. «<a href="http://www.diniblog.com" target="_blank"><strong>د</strong>فتر <strong>تـ</strong>وسعه <strong>و</strong>بلاگ <strong>د</strong>ینی</a>» و رفتار‌ها، برنامه‌ها، ابزار‌ها، اعتقادات، اعضا، وسیله‌ها، اهداف، باور‌ها و منش آن هیچ ربطی به من و تو ندارد. از اول هم نداشته است. اصولا <a href="http://www.rajanews.com/News/?13931" target="_blank">افراد درجه 2 و 3 حق اظهار نظر در مسائل کلان را ندارند</a>. آن هم مسئله‌ای در حد آن دفتر فخیمه. <br />6. برخی از فعالین جزء در سازمان مافیا گمان می‌کردند این روزها آبستن یک انفجار مهیب اند. پیش بینی ایشان این بود که یک نفر آدمِ به ته خط رسیده به زودی خودش را در نت! منفجر خواهد کرد. برای ایشان متاسفم که نمایشی که برنامه‌ریزی کرده بودند به دلیل عدم شباهت میان آن فرد و عروسک خیمه شب بازی، ملغا شد. امیدوارم&nbsp; تفریح و سرگرمی بهتری نسبت به بازی با احساسات و عواطف آدم‌ها برای روزهایِ بیکاریشان&nbsp;پیدا کنند. <br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نکته: <a href="http://sharh.wordpress.com/2007/06/22/mafia/" target="_blank">فشار‌های آقای مافیا</a> مدتی است کم شده. ممکن است نوعی باج دهی مطرح باشد. بوی طوفان بعد از آرامش هم البته به مشام می‌رسد. اما، <em>ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم </em>.<br />7. در هفته حسن خلق، به تدریج نمود‌هایِ رفتاریِ حال و روزِ خرابِ من، در قالب نوع خاصی از اخلاقِ سگی، نمایان شده‌است. پیش بینی می‌ّشود، روند تشدید در حسن خلق مذکور، تا اواسط شهریور ادامه یابد. فعالیت‌های زیر زمینی مافیا، استثنائا در این حوزه بی تاثیر بوده‌است.<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نکته : احتراماً،&nbsp;هرگونه تماس تلفنی در رابطه با تحلیل اوضاع روحی حقیر، بدون جواب خواهد ماند.<br />8. از آدم‌هایی که فرکانس روابط اجتماعی و دوستی‌هایشان را روی 60 &#8211; 60 یا هر فرکانس مادی و اقتصادی دیگری تنظیم می کنند به شدت حالم به هم می خورد. <br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نکته: مورد فوق ارتباطی با حال و روز فعلی من ندارد و عمومیت تاریخی در طول زندگی من داشته و دارد.<br />9. هرگونه <a href="http://sharh.wordpress.com/2007/06/22/mafia/#comment-9" target="_blank">ناسزا و توهین</a> در قالب کامنت، پی ام و &#8230; با عکس العمل شدید و مقتضی رو به رو خواهد شد. (لینک ارائه شده در مورد 9، صرفا نمونه قابل انتشار و معلوم الحال این‌گونه خوش ! اخلاقی هاست. در صورت نیاز امکان ارائه دیگر موارد به صورت خصوصی وجود دارد.)<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نکته پیش از پایان 1 : طبق اطلاعات واصله مارک تجاری «دتود» شعبه وطنی ندارد. اگرچه خبرهایی از قاچاق غیر شرعی محصولات آن به داخل مخابره شده‌است.<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نکته پیش از پایان 2 : تصمیم دارم در ادامه بررسی جریان‌های مختلف تحت نت، به واکاوی حرکت‌هایی چون تغییر نرم در&nbsp;نحوه اعتقاد به نظام&nbsp;جامع ولایت فقیه و همین طور،&nbsp; رسوخ اندیشه قعود به اسم انتظار در نیرو‌های ارزشیِ فعال بپردازم.<br />10. یادت که نرفته ؟ : « [..] به اسم عشق و عاطفه، با قلبمون بازی میشه / هرکی به قانون خودش، برای ما قاضی میشه / این روز‌ها هرچی عاشقه، رو <strike>زندگی</strike> می‌کشه خط / عشق و هوس یه معنیه، توی کتابای غلط / خلاصه دنیای شما، برای من خیلی کمه / از این دیار بی کسی، رفتن من مسلمه / می‌رم و هر‌جا که بشه، پرچم مشکی میذارم / هر کی می خواهد بدش بیاد، با هیچ‌کی تعارف ندارم [..]»<br />11. چند روز آخر هفته رو خونه نیستم. پس از جواب ندادن به کامنت، پی ام، ایمیل، پیام توی گوگل تاک و &#8230; هیچ گونه برداشت فضایی نکنید. به فضل اللهی به کسی جز او بده‌کار نیستم ولی از آن‌جایی که آدم متواضعی! هستم کار‌های باقی مانده را به مرور از ابتدای هفته آینده انجام خواهم داد.<br />باقی بقایتان .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/128/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جهان نما همراه با مهرورزی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/40</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/40#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Mar 2007 19:49:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[از نگاه لنز‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=40</guid>
		<description><![CDATA[بدون مقدمه ؛ به خاطر عکس برداری از برج جهان نما ، تقریبا بازداشت شدم !! قضیه از اینجا شروع شد که قصد کردم همراه با طوع آفتاب از عمارت زیبای هشت بهشت عکس برداری کنم . خلاصه صبح راه افتادم رفتم در محل !! یک عالم عکس گرفتم که گزیدش رو می تونید توی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بدون مقدمه ؛<br />
به خاطر عکس برداری از برج جهان نما ، تقریبا بازداشت شدم !!<br />
قضیه از اینجا شروع شد که قصد کردم همراه با طوع آفتاب از عمارت زیبای هشت بهشت عکس برداری کنم . خلاصه صبح راه افتادم رفتم در محل !! یک عالم عکس گرفتم که گزیدش رو می تونید توی بخش نمایش ( فتوبلاگ) ببینید (<a href="http://picasaweb.google.com/taebi.ali/Isfahan" target="_blank">+</a>) بعد رفتم سراغ خیابان چهارباغ . وقتی کارم تمام شد گفتم بد نیست چند تا عکس هم از این شاخ گاو بگیرم !! همون برج جهان نمای خودمون . همون که یه مدتی شده بود سر فصل مراودات ما و یونسکو !! گرفتی ؟!<br />
اول بد نیست یکم راجع به این بنای بزرگ توضیح بدهم . این ساختمان یک ارگ ! چهار بر هستش که از معماری زیبائی برخوردار هست . (البته اگه با این اصلاحیه های مداوم چیزی از طرح اولیه باقی بمونه !! ) نمای شرقی در میدان امام حسین (ع) قرار داره و دقیقا روبروی شهرداری اصفهان است (<a href="http://picasaweb.google.com/taebi.ali/Isfahan/photo#5036986837357731794" title="میدان امام حسین . نمای اصلی ارگ جهان نما- اصفهان" target="_blank">+</a>) از طرف غرب هم در محل برخورد خیابان های آیه الله طالقانی و آیه الله کاشانی هست !!<br />
خوب ! من چند تا عکس از ضلع شرقی گرفتم . به خاطر مجاورت این بنا با میدان امام خمینی (ره) چند طبقه فوقانی این ساختمون در این بخش (شرقی ) تخریب شده . اما در ضلع غربی هنوز ابهت و ارتفاع ساختمان پابرجاست . اولین عکس رو از سمت غربی گرفتم که یک هو یه آقائی اومد و گفت شما با چه مجوزی دارید اینجا عکس برداری می کنید ؟</p>
<p>هیچی ! من گفتم مگه واسه تصویر گرفتن از شهر نیاز به مجوز هست ؟!!! طرف گفت لطفا تشریف بیاورید تا توضیح بدهم خدمت تون ! در حینی که به سمت دفتر ساختمان جهان نما می رفتیم ( یه چیزی شبیه دفتر حراست بود فکر کنم ) من از فرصت استفاده کردم و کارت حافظه دوربین رو در آوردم و گذاشتم توی جیبم !!! ( نکنه انتظار داشتین عکس ها رو دو دستی تقدیمشون بدهم ؟ ) بعدش کلی به این ور و اون ور تلفن زد و با آقاهای ! مختلفی صحبت کرد اون یارو.<br />
در همین حین یه بابای دیگه سوال می پرسید . اولین سوالی رو که از من کرد این بود : شما دانشجوئی ؟ منم گفتم بله . بعدش گفت ببین عزیز من ! اینجا عکس گرفتن غدغنه ! من پرسیدم چرا ؟ گفت خوب دیگه ! ما حتی به دانشجوهائی که اینجا تجمع می کن اجازه عکس گرفتن نمی دیم !! خلاصه یک آقائی دست آخر بهشون زنگ زد ( فکر کنم رئیس حراست بود . شاید هم مسئول پروژه ) و گفت بهشون تذکر بدید ! از عکس گرفتن مجددشون هم ممانعت به عمل بیارید !! ولی دوربیشون رو بهشون تحویل بدید .<br />
آخرش هم ما با کلی تذکر که بارمون کردن راه افتادیم اومدیم خونه !! عین بچه های گل !! هیچی !! نزدیک بود به قول دوستان حسابی مهرورزی بشم ها !!<br />
نکات مهم :<br />
۱ ) خدمت عزیزان حراست و حفاظت و &#8230; عرض کنم که کمی باید دقت بیشتری به عمل بیارید . اولین کاری که باید انجام بدید در همچین مواردی این هست که دوربین رو از طرف بگیرید !! ( اولش می خواستم از کل واقعه فیلم بگیرم . بعد دیدم خارج کردن مموری واجب تره )<br />
۲ ) کسانی هم که مثل من تنشون میخاره !! در همچین مواردی هیچ وقت نباید کارت دانشجوئی همراهشون باشه چون اولین چیزی که در این موقعیت ها ازتون می گیرن کارت دانشجوئیه و پس گرفتنش به این راحتی ها نیست !! کارت خبرنگاری رو هم تا لازم و واجب نشد به کسی ارائه ندید !!<br />
۳ ) بابا احمد باطنی رو ول کنین ، بی خیال <a href="http://www.farnaaz.com/" target="_blank">امشاسپندان</a> . من رو تحویل بگیرین یکم !!!<br />
۴ ) فکر کردین من کوتاه اومدم ؟ من تا اون عکس ماه رو از جهان نما نگیرم آروم نمی نشینم !!!! یک کادر بندی کرده بودم &#8230; حیف شد &#8230;. ولی همین امروز فردا میرم اونجا دوباره &#8230;.<br />
[5] گلچینی از تصاویری رو که امروز از اصفهان گرفتم می تونین اینجا ببینید : (<a href="http://picasaweb.google.com/taebi.ali/Isfahan" target="_blank">+</a>)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/40/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

