<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; جهاد مجازی</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/holy-jihad/ciber-jihad/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>انسانیت در قبال فیل.ترینگ</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/795</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/795#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Jun 2010 13:55:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ نویسان مسلمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=795</guid>
		<description><![CDATA[دست‌کم بیش از یک سال از زمانی که گله و شکایت از فیل‌.ترینگ فراگیر شده‌است می‌گذرد. (هر چند خود من زمانی که در سال ۸۲ سه یا چهارمین یادداشت اولین وبلاگم را می‌نوشتم نسبت به فیلترینگ معترض بودم!) و این اعتراض دیگر از فرم مخالفت با فیلتر شدن یک یا چند وبلاگ یا سایت خاص [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دست‌کم بیش از یک سال از زمانی که گله و شکایت از فیل‌.ترینگ فراگیر شده‌است می‌گذرد. (هر چند خود من زمانی که در سال ۸۲ سه یا چهارمین یادداشت اولین وبلاگم را می‌نوشتم نسبت به فیلترینگ معترض بودم!) و این اعتراض دیگر از فرم مخالفت با فیلتر شدن یک یا چند وبلاگ یا سایت خاص خارج شده‌است. حالا در این شرایط، دوستان ما، نسبت به فیلتر شدن چند مورد خاص،<a href="http://www.ahestan-ha.dil.ir/"> معترض </a>هستند! بیائید چند نکته را در نظر بگیریم:</p>
<ol>
<li>از آن‌جا که اعتراض به چند مورد خاص از فیلترینگ در زمانی که سرویس‌های رایگان به جرم عملکرد تعدادی از کاربرانشان فیل‌.تر می‌شوند (مثل لست. اف‌ام، وردپرس. کام، فیدبرنر، فلیکر و &#8230;)، نه تنها منصفانه نیست، بلکه تا حدودی ممکن است خالی از انسانیت نیز تلقی شود، در این حرکت شرکت نمی‌کنم.</li>
<li>از آن‌جایی که فیل‌.تر شدن و از فیل‌.تر در آمدن‌های آهستان، بیش از حد معمول به یک بازی سیاسی شبیه است، علاقه‌ای به شرکت در آن ندارم.</li>
<li>آهستان یا هر وبلاگ‌نویس دیگر؛ انسانیت حکم می‌کند هر جا حقی از کسی ضایع می‌شود، لب به اعتراض بگشاییم. آیا دوستان و رفقای ما، می‌توانند قسم جلاله بخورند، هر وبلاگی جز این چند مورد که در «موج وبلاگی حمایت از آهستان‌ها» به آن اشاره کرده‌اند، مستحق فیل‌.ترینگ بوده و جای دفاعی از آن‌ها وجود ندارد؟ یا حکایت خودی و غیر خودی است؟</li>
<li>از آن‌جا که روند دیوانه‌وار فیل‌.ترینگ را به هیچ صراطی مستقیم نمی‌دانم، اساسا هر حرکتی در این زمینه را آب در هاون کوبیدن می‌دانم. به جای این‌کار‌ها، یک سایت فیل‌.تر‌شکن معرفی کنید!</li>
<li>حالا گیرم در اثر این حرکت وبلاگی و به خاطر اتصالاتی! که با چند مقام مسئول داریم، فیل‌.ترینگ آهستان بر طرف شد (که واقعا بعید می‌دانم اتفاقی بیافتد) آن وقت چی؟ مشکل تمام می‌شود؟ یعنی واقعا دیدن حرکت به سمت اینترانت ملی یا همان پروژه‌ی وایت‌لیست این‌قدر به بصیرت نیاز دارد!</li>
<li>شرکت در جمع دوستانی که در پی تکرار و تکرار و تکرار واژه‌ی «عرزشی» امر بر خودشان هم مشتبه شده‌است که «ارزشی» هستند، هیچ لطفی ندارد.</li>
</ol>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/795/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/552</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/552#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 21:09:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ شهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=552</guid>
		<description><![CDATA[مطلبی که در ادامه می‌خوانید، یادداشت منتشر نشده‌ای است از حسین درخشان با عنوان «وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس» - از آن روز که هودر وبلاگ بچه قلهک را راه انداخت، اتفاقات عجیب و غریبی پشت سر هم رخ‌داد، اتفاقاتی که مثل فریاد، هر لحظه بلند و بلند‌تر شد تا آن‌که سکوتی هیستریک همه‌جا را فرا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="box1" style="border: 1px solid silver; padding: 5px; float: left; width: 200px; margin-right: 10px;">مطلبی که در ادامه می‌خوانید، یادداشت منتشر نشده‌ای است از <a href="http://i.hoder.com/" target="_blank">حسین درخشان</a> با عنوان «وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس»</div>
<p>- از آن روز که هودر وبلاگ <a href="http://www.google.com/url?sa=t&amp;source=web&amp;ct=res&amp;cd=1&amp;url=http%3A%2F%2Fhoderiniran.com%2F&amp;ei=yFaMSe6NCJKj-gbvyfChCw&amp;usg=AFQjCNHY08atQp4lfCvt2mbWKepoDy061A&amp;sig2=22VU0hvHofqaQ0gmHpj3lg" target="_blank">بچه قلهک</a> را راه انداخت، اتفاقات عجیب و غریبی پشت سر هم رخ‌داد، اتفاقاتی که مثل فریاد، هر لحظه بلند و بلند‌تر شد تا آن‌که سکوتی هیستریک همه‌جا را فرا گرفت. از آخرین یادداشتی که حسین درخشان در وبلاگ‌شهر منتشر کرده‌است، درست 100 روز می‌گذرد.</p>
<p>از خدا که پنهان نیست. از شما هم پنهان نباشد. با وجود همه‌ی اختلافات‌مان، دلم برایش تنگ شده‌است. چند روز پیش در بین فایل‌های روی کامپیوتر، چشمم به یادداشت حسین افتاد که برای آرمان‌شهر مرحوم نوشته‌بود. <a href="../1386/10/13/sardabir/" target="_blank">نشریه‌ای</a> که به هزار و یک دلیل هیچ‌وقت چاپ نشد. گفتم شاید انتشار آن باعث شود یادمان بیاید حسین درخشان، یکی از ما بود. یکی از ما وبلاگ‌نویس‌ها.</p>
<p>مطلبی که در ادامه می‌خوانید، یادداشت منتشر نشده‌ای از حسین درخشان است با عنوان «وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس»</p>
<hr />
<div style="clear: both; height: 5px; margin-bottom: 5px;">…</div>
<p><strong>وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس</strong><br />
<em>حسین درخشان </em>*</p>
<div id="attachment_553" class="wp-caption alignleft" style="width: 162px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/qa_andre_mayer_220.jpg"><img class="size-full wp-image-553" title="حسین درخشان - Hossein Derakhshan" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/qa_andre_mayer_220.jpg" alt="حسین درخشان" width="152" /></a><p class="wp-caption-text">حسین درخشان</p></div>
<p>روزی که آقای احمدی‌نژاد وبلاگش را شروع کرد در دل من عروسی بود. نه فقط بخاطر این‌که می‌دیدم جریانی را که از یک آپارتمان کوچک در محله‌ی دیویس ویل تورنتوی سرد شروع کرده بودم، امواجش به دفتر ریاست جمهوری ایران هم رسیده‌است. بلکه به این خاطر که مطمئن شدم وبلاگ هرگز به سرنوشت ماهواره دچار نخواهد شد.</p>
<p>ماهواره از روز اول منحصر به اپوزیسیون خرفت آمریکانشین بود که یا فقط فحش و فضیحت نثار عاملان و حافظان انقلاب ایران میکرد، یا اینکه صبح تا شب تصور آرمانی آقایان و خانم‌های شاه‌دوست را از ایرانی که در آن همه صبح تا شب کاری جز رقص و آواز ندارند به خورد مردم ساکن ایران می‌داد.</p>
<p>در نتیجه از همان اوایل ماهواره در ایران برای اکثریت مردم ایران و حاکمانش به عنوان رسانه‌ی دشمن یا رسانه‌ای «نجس» باقی‌ماند. رسانهای که چون فرم آن «نجس» است، هیچ چیز «پاکی» از آن بیرون نخواهد آمد.</p>
<p>حتی اگر چند کانال ماهوارهای مدافع جمهوری اسلامی و منطبق با اصوال مذهبی هم راه بیفتد، باز هم برای تطهیر این رسانه کافی نخواهد‌بود. چون فرم آن با محتوایی که سال‌هاست تولید کرده، گره خورده است.</p>
<p>ولی حساب وبلاگ فرق دارد. با اینکه وبلاگ هم مثل خیلی رسانه‌های دیگر، مثل روزنامه و ماهواره از فرنگ به ایران آمد، ولی به دلایل گوناگون هرگز به رسانه‌ی انحصاری دشمنان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تبدیل نشد. مهم‌ترین دلیلش شاید این بود که نسلی از ایرانیان که سراغ وبلاگ رفت برخلاف ماهواره‌چی‌ها انحصارطلب نبود. نمی‌خواست صدای مخالفش را خفه و او را محو کند. برعکس می‌خواست وبلاگ‌شهر جایی شود که در آن زن و مرد، مذهبی و غیرمذهبی، طرفدار و مخالف جمهوری اسلامی، شهری و روستایی به اندازه‌ی مساوی احساس تعلق کنند.</p>
<p>ولی مسایل می‌توانست شکل دیگری هم پیدا کند و تکنولوژی دوطرفه‌ی اینترنت تنها دلیل این اتفاقات نبود. فقط تصورش را بکنید که لینک دادن به دوستان و آشنایان در ستون کناری یک وبلاگ از آن اول تشویق و مرسوم نمی‌شد. یا مثلا کامنت دادن از همان اول مقبول نمی‌افتاد و بعداً هم جا نمی‌افتاد. آیا وبلاگشهر باز هم همین فضای باز و باتحمل را داشت؟</p>
<p>آرام آرام با رسیدن موج و هیجان وبلاگ به ایران، تعداد وبلاگهایی که از ایران نوشته می‌شدند فزونی گرفت و خیلی زود و به کمک سرویس‌دهندگان داخلی به تعدادی چندین برابر تعداد وبلاگ‌های فرنگ‌نشینان تبدیل شد. در عین حال بر خلاف تصور و تحلیل آمریکایی‌ها نه تنها حکومت ایران با وبلاگها برخورد نکرد، بلکه به آنها میدان و امکانات داد. چه در زمان دولت آقای خاتمی و چه در دولت آقای احمدی‌نژاد.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_554" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/2633530052_4060f58fb3.jpg"><img class="size-medium wp-image-554" title="حسین درخشان، با همه‌ی اختلاف نظر‌هایی که با هم داشتیم،‌ یکی از ما بود. یکی از ما وبلاگ‌نویس‌ها." src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/2633530052_4060f58fb3.jpg" alt="حسین درخشان، با همه‌ی اختلاف نظر‌هایی که با هم داشتیم،‌ یکی از ما بود. یکی از ما وبلاگ‌نویس‌ها." width="400" /></a><p class="wp-caption-text">حسین درخشان، با همه‌ی اختلاف نظر‌هایی که با هم داشتیم،‌ یکی از ما بود. یکی از ما وبلاگ‌نویس‌ها.</p></div>
<p>در نتیجه محله‌های گوناگونی در وبلاگشهر آرام آرام شکل گرفت: وبلاگهای طرفدار حکومت، وبلاگهای طلاب، وبلاگهای مذهبی و… در عین حال کل فضای وبلاگشهر بر خلاف تصور رایج در آمریکا -که انتظار داشت وبلاگهای ایرانی تبدیل به ابزاری برای سازماندهی شورش‌های خیابانی یا کودتای مخملی مورد علاقه‌ی آنها شوند- به فضایی آرام و کم‌تنش تبدیل شد که در آن نسل جوان ایرانی برای اولین بار در سطحی وسیع وارد گفتگویی آرام با یکدیگر و حاکمان شد که در نهایت به ثبات جمهوری اسلامی کمک کرده است تا به بی‌ثباتی مورد انتظار آمریکایی‌ها.</p>
<p>حتی ویژگی دوطرفه‌ی رسانه‌ی وبلاگ باعث شده‌است که بسیاری از وبلاگنویسان فرنگ‌نشین مخالف سرسخت جمهوری اسلامی که دهه‌هاست از واقعیت ایران دور بوده‌اند، تحت تاثیر تعاملشان با وبلاگشهر از دیدگاه‌های سفت و سختشان پایین آمده‌اند و با ایرانی تازه آشنا شده‌اند که هرگز نمی‌شناختند. ایرانی متکثر، آزاد، و منعطف که فرسنگ‌ها از تصور آنها دور بود. در واقع تنها به‌خاطر تاثیر وبلاگ‌شهر، هزاران هزار مخالف جمهوری اسلامی به منتقد آن تبدیل شدند، بدون اینکه خود جمهوری اسلامی کوچکترین هزینه‌ای بدهد.</p>
<p>از این منظر، با فیلتر کردن وبلاگ‌های مخالفان فرهنگ‌نشین جلوی تماس آنها با وبلاگ‌شهر گرفته می‌شود و در نتیجه، با باقی ماندن در همان حباب ذهنی خودساخته، تحول طبیعی آنها از مخالف به منتقد هرگز صورت نمی‌گیرد. فیلترینگ وبلاگ‌های مخالف جمهوری اسلامی، از این نظر، کاملا اثری معکوس دارد. چون با مانع شدن تعامل آنها با محله‌های گوناگون وبلاگ‌شهر، آنها را در همان وضعیت عناد و مخالفتشان تثبیت می‌کند.</p>
<p>در عین حال، وبلاگ‌های فیلترشده در داخل ایران خود را قربانیانی مظلوم و در نتیجه برحق نشان می‌دهند و این به آنها اعتباری دروغین می‌دهد. در صورتی‌که اگر فیلتر نشده‌بودند هر کس که دیدگاه‌ها و تحلیل‌های غیرواقعی آنها را می‌خواند خودبه‌خود دیگر اعتباری برای آنان قایل نمی‌شد.</p>
<div style="border: 1px solid silver; padding: 5px; float: left; width: 200px; margin-right: 10px;">* حسین درخشان، دانشجوی ارشد مطالعات رسانه‌ای در دانشگاه لندن است و وبلاگ «سردبیر: خودم» را مینویسد.<br />
9 دی‌ماه 1386 / <span>Dec 29, 2007</span></div>
<div style="clear: both; height: 5px; margin-bottom: 5px;">…</div>
<p><em>در مطلب فوق، هیچ‌گونه دخل و تصرفی نشده‌است و تنها به چند مورد ویرایش املایی اکتفا کرده‌ام. ©حقوق معنوی این یادداشت برای<a href="http://aonline.ir/" target="_blank"> بنیاد فرهنگی آرمان‌شهر</a> و «<a href="../" target="_blank">بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس</a>» محفوظ است.</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/552/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رونین؛ شوالیه‌ی بدون ارباب</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/455</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/455#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Sep 2008 03:29:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ شهر]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=455</guid>
		<description><![CDATA[اول بار، در گیر و دار آرمان‌شهر که بودیم، رابطه‌ی ما از فرم دو آشنای آن‌لاین به مرز‌های رفاقت نزدیک شد. از معدود آدم‌هایی بود که می‌دیدم با وجود این‌که وبلاگ‌خوان حرفه‌ای است (و تازه آن روز هنوز تعداد دقیق اشتراک‌هایش را نمی‌دانستم) و کاملاً در اتمسفیر وبلاگستان نفس می‌کشد، اما وبلاگ نمی‌نویسد! این را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اول بار، در گیر و دار آرمان‌شهر که بودیم، رابطه‌ی ما از فرم دو آشنای آن‌لاین به مرز‌های رفاقت نزدیک شد. از معدود آدم‌هایی بود که می‌دیدم با وجود این‌که وبلاگ‌خوان حرفه‌ای است (و تازه آن روز هنوز تعداد دقیق اشتراک‌هایش را نمی‌دانستم) و کاملاً در اتمسفیر وبلاگستان نفس می‌کشد، اما وبلاگ نمی‌نویسد! این را البته خودش می‌گوید ولی من کشف کرده‌ام نویسنده‌ی یک وبلاگی در بلاگسپات در فاصله‌ی سال‌های 2003 تا 2004 احتمالاً همین آقاست (تا زمانی که مطمئن نشوم،‌لینکش را نمی‌گذارم!)</p>
<div style="float:left">
<div class="wp-caption alignnone" style="width: 173px"><a href="http://ronin.ir/"><img title="طه منفرد، رونین،‌ شوالیه‌ی بدون ارباب" src="http://ronin.ir/blog/wp-content/themes/default_fa/images/avatar.jpg" alt="شوالیه‌ی بدون ارباب؛ طه منفرد" width="153" height="213" /></a><p class="wp-caption-text">... مثل هر بار که با یک دوست نادیده آشنا می‌شوم،‌ کمی برایم عجیب بود. انطباق میان شخصیت آن‌لاین و چهره‌ی‌ افراد، معمولاً خیلی ساده نیست.... </p></div>
</div>
<p>رفته‌بودم تهران و قرار بود در کنار کار یک مصاحبه‌ی مهم، وعده‌ای هم با هم بکنیم تا در خصوص برنامه‌های آرمان‌شهر تصمیم بگیریم. قرارمان تقاطع کارگر با بلوار کشاورز بود، روبروی پارک لاله.  یک کافی‌نت زیر‌زمینی! که قبلاً هم آن‌جا رفته بودم. جای خلوتی است، برای گپ زدن. وقتی آمد، مثل هر بار که با یک دوست نادیده آشنا می‌شوم،‌ کمی برایم عجیب بود. انطباق میان شخصیت آن‌لاین و چهره‌ی‌ افراد، معمولاً خیلی ساده نیست.</p>
<p>صحبت‌هایمان، خیلی زود از جاده‌ی آرمان‌شهر خارج شد و اول به جامعه و کتاب و بعد هم، به کمی فلسفه! رسید. برای من که فلسفه را فقط دوست دارم و مطالعاتم در این زمینه خیلی کم‌است، جالب بود. مخصوصاً وقتی فهمیدم از سهروردی هم خوشش می‌آید. (وقتی بخش‌هایی ار حکمت‌الاشراق را از حفظ شروع کرد به خواندن، باید قیافه‌‌اش را می‌دیدید!)  دست آخر هم طبق معمول گپ‌مان به این‌جا ختم شد که چرا وبلاگ‌نویسی را شروع نمی‌کند و او هم سخنرانی غرایی کرد که خلاصه‌اش را در چند کلمه در <a title="رونین: اراده‌ای برای تغییر" href="http://ronin.ir/1387/06/27/want-to-change/">اولین پست </a>وبلاگش نوشته‌است.</p>
<p>وقتی هم که مجبورش کردم،‌ شخصی‌ترین محیط فعالیت آن‌لاین، یعنی ریدرش، را روی کامپیوترش به من نشان بدهد، به این نتیجه رسیدم که  هفت‌بیجاری که از شرق و غرب عالم جمع کرده‌است، برای یک معتاد وبلاگ‌خوانی مثل من،‌ حکم جنس عالی و زغال ناب را دارد! (یک کپی از آن را همون روز ازش گرفتم!) و جالب بود که در ادامه‌ی سیاست! انزوایی‌اش، تمام یادداشت‌های برتر را به جای شر، ستاره زده بود. شاید یک روز مجبورش کنم آن‌ها را پاپلیک کند!</p>
<p>حالا که بالاخره قبول کرده‌است وبلاگ‌نویسی رسمی و به قول خودش با هویت غیر مجازی‌اش را با نام «<a title="رونین، شوالیه‌ی بدون ارباب" href="http://ronin.ir">The Ronin</a>» شروع کند  و پیله‌ی زخمیمی را که به دور خودش کشیده پاره کند، خوشحالم. فکر می‌کنم پست‌هایش پایه‌ی‌ ثابت شر‌های ریدر من بشود. <a href="http://feeds.feedburner.com/theronin">(فید وبلاگ رونین)</a></p>
<p>این پست، پیش از این‌که معرفی وبلاگ طه باشد، اظهار خوشحالی برای شروع یک وبلاگ خوب است؛ چیزی که همیشه هیجان‌انگیز و جذاب است.</p>
<p>مرتبط: اکانت <a href="http://beta.friendfeed.com/tahaa">فرندفید</a> + <a href="http://twitter.com/roninn">تویتر</a> رونین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/455/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آن‌چه به اشتراک می‌گذارید، معرف شخصیت شماست!</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/439</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/439#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Sep 2008 12:47:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[Sharing]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ شهر]]></category>
		<category><![CDATA[اشتراک]]></category>
		<category><![CDATA[اشتراک‌گذاری]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=439</guid>
		<description><![CDATA[درست است که اگر من، محتوایی را در شبکه‌های اجتماعی یا جایی در ستون‌های وبلاگم، به اشتراک بگذارم، به آن لینک بدهم و به نوعی دیگران را به دیدن آن دعوت کنم، مطلقاً ایجاب نمی‌کند که آن پست مورد تایید یا پذیرش من باشد؛ اما به نظر من، خروجی اشتراکی گوگل هر‌کس، بخشی از رفتار‌های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درست است که اگر من، محتوایی را در شبکه‌های اجتماعی یا جایی در ستون‌های وبلاگم، به اشتراک بگذارم، به آن لینک بدهم و به نوعی دیگران را به دیدن  آن دعوت کنم، مطلقاً ایجاب نمی‌کند که آن پست مورد تایید یا پذیرش من باشد؛ اما به نظر من، خروجی اشتراکی گوگل هر‌کس، بخشی از رفتار‌های اجتماعی آن‌لاین او را تشکیل می‌دهد، پس معرف شخصیت اوست! بگذارید کمی دقیق‌تر موضوع را بررسی کنیم.</p>
<div style="float:right">
<p><img title="آن چه به اشتراک می گذارید، معرف شخصیت شماست!" src="http://taebi.ali.googlepages.com/1401682802_ae14328a20.jpg" alt="و بشر، گوگل ریدر را آفرید ..." width="82" height="102" /></div>
<p>روزانه یادداشت‌های فراوانی را در خبرخوان‌ها می‌بینیم و تعدا محدودی از آن‌ها را با دیگران به اشتراک می‌گذاریم. شخصاً اصراری ندارم، محتوایی که به دیگران معرفی می‌کنم، همان جهت‌گیری را داشته‌باشد که من دارم، با این وجود فکر می‌کنم یادداشتی که قرار است شیر شود، باید حد‌اقل‌هایی را داشته باشد. به عبارت دیگر، باید یک یادداشت عقلایی باشد. حالا این‌که در تضاد با دیدگاه من باشد، در درجه‌ی چندم اهمیت قرار دارد.</p>
<div class="box1">[..]چیزی که به اشتراک می‌گذاریم، صرف تظر از موافقت یا مخالفتی که با آن داریم، لازم است که تا حد‌اقل‌های یک یادداشت منطقی و عقلانی را داشته‌باشد.[..]</div>
<p>حالا در نظر بگیرید من از کسی خوشم نمی‌آید، حتی ممکن است او را خائن به مملکت بدانم و برای نظر خودم هم دلایل منطقی داشته باشم. یک نفر هم بیاید و در وبلاگش به شخص مورد نظر فحش بدهد و حسابی از خجالت آن فرد در بیاید. از آن‌جا که عموماً تعریض و کنایه، سوزاننده‌تر از چندین نقد منطقی است، ممکن است آدم وسوسه بشود که این یادداشت را ببرد روی تلکس اشتراکی‌اش! حتی ممکن است یک یادداشت هم به مطلب الصاق کند که من با همه‌ی نظریات این وبلاگ موافق نیستم. اما دقیقاً به همین دلیل دچار یک عمل غیر اخلاقی شده‌است.<br />
چیزی که به اشتراک می‌گذاریم، صرف تظر از موافقت یا مخالفتی که با آن داریم، لازم است که تا حد‌اقل‌های یک یادداشت منطقی و عقلانی را داشته‌باشد.</p>
<div style="float:left">
<div class="wp-caption alignnone" style="width: 219px"><img title="شایعه" src="http://taebi.ali.googlepages.com/11-01.jpg" alt="و چه کسی است که نداند، تکذیب یک شایعه، هیچ‌گاه تاثیر مخرب آن را خنثی نخواهد کرد" width="209" height="244" /><p class="wp-caption-text">و چه کسی است که نداند، تکذیب یک شایعه، هیچ‌گاه تاثیر مخرب آن را خنثی نخواهد کرد</p></div>
</div>
<p>اما ماجرا آن‌جا بیشتر تراژیک! می‌شود که جهت‌گیری‌های فرد، او را از این حد ‌هم فراتر ببرد و به ترویج شایعه‌ها کمک کند. فرض کنید یادداشتی در وبلاگ‌شهر منتشر شده‌است که ادعاهایی تاسف‌انگیز ولی مناسب برای فشار آوردن به مخالفین ما، در آن گنجانده شده‌است اما هیچ دلیل منطقی یا قرینه‌ای برای ادعای خود نیاورده‌است. ممکن است شما فکر کنید با به اشتراک گذاشتن این یادداشت، به جریان آزاد اطلاعات کمک کرده‌اید. دیگران را از فرضیات موجود آگاه کرده‌اید و حتی هشدار داده‌اید. اما واقعیت این است که تنها کاری که شما به قطع و یقین انجام داده‌اید، دامن زدن به شایعه است.<br />
و چه کسی است که نداند، تکذیب یک شایعه، هیچ‌گاه تاثیر مخرب آن را خنثی نخواهد کرد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/439/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وبلاگستان خط خطی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/304</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/304#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Jul 2008 17:12:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ شهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=304</guid>
		<description><![CDATA[درست در زمانی که شما، به چیزی فکر می‌کنید و این فکر کردن شما، با دیگران، متفاوت است، نا‌خواسته یک خط کشی جدید در حافظه‌ی جامعه‌‌یتان ایجاد کرده‌اید. خطی که میان شما و «بقیه» قرار می‌گیرد. خطی که شما را از «دیگران» متمایز می‌کند. و نهایتاً خطی که شما را «غیر خودی» معرفی می‌کند. *** [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درست در زمانی که شما، به چیزی فکر می‌کنید و این فکر کردن شما، با دیگران، متفاوت است، نا‌خواسته یک خط کشی جدید در حافظه‌ی جامعه‌‌یتان ایجاد کرده‌اید. خطی که میان شما و «بقیه» قرار می‌گیرد. خطی که شما را از «دیگران» متمایز می‌کند. و نهایتاً خطی که شما را «غیر خودی» معرفی می‌کند.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>این خصیصه از رفتار‌های اجتماعی ما، به وبلاگ‌هایمان و روابط آن‌لاینمان هم منتقل شده‌است. زمانی که یک وبلاگ‌نویس، بر خلاف «بقیه»، فکر می‌کند که «<a href="http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/">وبلاگ‌ستان بی‌ دین و ایمون</a>» شده‌است ، میان او و دیگران خط‌های پر‌رنگی کشیده می‌شود. یا زمانی که «<a href="http://i.hoder.com">حسین درخشان</a>» پروژه‌ی «کنش‌های ارگانیک و غیر ارگانیک‌ش» را بیان می‌کند، به یک عنصر «متفاوت» تبدیل می‌شود؛ حتی اگر تا دیروز او را از خودمان می‌دانسته‌ایم.</p>
<p>یا زمانی که «<a href="http://bamdadi.com/">بامدادی</a>» از جایی احساس خطر می‌کند که دیگران خطری از جانب او حس نمی‌کنند یا این خطر را چندان مهم نمی‌دانند، با صراحت می‌گوییم که بامدادی «<a href="http://persian.kamangir.net/?p=3313">سمت و سوی نگاهش کمی متفاوت ه</a>» این البته به خودی خود، تا زمانی که منجر به خط‌کشی نشود، ایرادی ندارد. اما منصفانه بگویید، کدام‌یک از ما سمت و سوی نگاهمان، در همه‌ی موارد مثل هم است؟</p>
<p>می‌دانید که نتیجه‌ی خط‌کشی‌های ایدئولوژیک، توهم اکثریت است. یعنی چند روز که بگذرد، وهم برمان می‌دارد که «صدای غالب» همراه ماست. مثل ماست. من به این می‌گویم «توهم اکثریت»</p>
<p>جامعه‌ی ما، و به تبع جامعه‌ی وبلاگ‌یمان، سیاست زده‌است. متفاوت بودن را به مخالف بودن، و مخالف بودن را به رقابت سیاسی و رقابت را به دشمنی تعبیر می‌کند. تا آن‌جا که حتی وقتی یک وبلاگ‌نویس جوان و غیر‌سیاسی، <a href="http://minevisam.wordpress.com/about/">در معرفی خودش</a>، صداقت به خرج می‌دهد و آن‌چیزی را نمی‌گوید که بقیه بیان می‌کنند، و سعی می‌کند عقاید خودش را برای «دیگران» توضیح بدهد و از آن‌ها دفاع کند، در جمع «کثرت‌گرایمان» او را <a href="http://friendfeed.com/e/9c174e33-d44d-4976-a6f8-b807067e06b3">محاکمه می‌کنیم</a>. یک محاکمه‌ی قرون وسطایی. گالیله‌ای در میان «دیگران»</p>
<p>اشتباه نکنید؛ مراد من، حقیقت نیست و این‌که چه کسی حقیقت را می‌گوید. ممکن است این «حقیقت» همراه با اکثریت باشد و ممکن است نباشد. تنها به این فکر کنید که چرا ما سر یک میز رستوران، چند نوع غذا سفارش می‌‌دهیم و کنار هم می‌نشینیم، از هر دری صحبت می‌کنیم و «خوش می‌گذرانیم» اما نمی‌توانیم با کسی که مثل ما فکر نمی‌کند، همراه شویم یا دست‌کم، اجازه‌ی صحبت به او بدهیم. من می‌گویم، روزهای خوش وبلاگ‌شهر، را تلخ نکنیم!</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>درست در زمانی که کلید‌های نرم کیبوردتان را می‌فشارید و قرار است تا دقایقی دیگر، یک دید تازه به روزمرگی‌ها تولید شود، به خط‌کشی‌هایی که به موازات رفتار شما، در اطرافتان خلق می‌شود فکر کنید. به نظمی که تشنه‌ی سکون و یک‌دستی شده‌است. به «سیستم»‌ی که هرگونه ناهماهنگی را هضم خواهد کرد. به نظامی که شعار «آزادی دیالوگ» را مدام تکرار می‌کند ولی دیالوگی را می‌پذیرد، اجازه‌ی نمو می‌دهد و به آن برچسب نمی‌زند که «هماهنگ» باشد. «آزادی دیالوگ هماهنگ»</p>
<p>تا به حال فکر کرده‌اید چرا؟</p>
<p>پ.ن:‌ <a rel="bookmark" href="http://persian.kamangir.net/?p=3409"><br />
+چرا مهم است بامداد ساکت نشود<br />
</a><a title="Permanent Link to به نظرم مشکل کامنتها جدیه!" rel="bookmark" href="http://www.zahra-hb.com/1387/05/07/its-serious-about-comments/">+به نظرم مشکل کامنتها جدیه!<br />
</a><a title="نگذارید این صدا خاموش شود" rel="bookmark" href="http://bamdadi.com/2008/07/28/dont-let-this-voice-to-die/">+نگذارید این صدا خاموش شود</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/304/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگرانی‌های یک مدیر</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/223</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/223#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Jun 2008 20:23:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وب 2.0]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ شهر]]></category>
		<category><![CDATA[سرویس‌های وبلاگ ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌نویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=223</guid>
		<description><![CDATA[«یادداشت اخیر علی‌رضا شیرازی را باید جدی گرفت! خیلی جدی» نگرانی‌های مدیر یک سرویس وبلاگ خصوصی و تقریباً بدون پشتوانه‌ی مالی قوی، امری است کاملاً قابل درک. اما تشویش‌های جناب مدیر، دیر یا زود، تاثیر مستقیمی بر بخش بزرگ وبلاگ‌شهر فارسی خواهد گذاشت. داشتم فکر می‌کردم، سرویس بلاگفا، برای رویارویی با وب 2.0 و سرویس‌های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">«<a href="http://shirazi.blogfa.com/post-185.aspx" target="_blank">یادداشت اخیر</a> علی‌رضا شیرازی را باید جدی گرفت! خیلی جدی»</p>
<p>نگرانی‌های مدیر یک سرویس وبلاگ خصوصی و تقریباً بدون پشتوانه‌ی مالی قوی، امری است کاملاً قابل درک. اما تشویش‌های جناب مدیر، دیر یا زود، تاثیر مستقیمی بر بخش بزرگ وبلاگ‌شهر فارسی خواهد گذاشت. داشتم فکر می‌کردم، سرویس بلاگفا، برای رویارویی با وب 2.0 و سرویس‌های تابع آن و برای حفظ درآمدی که به صورت منطقی برای ادامه‌ی حیات بلاگفا لازم است، چه راه‌حل‌هایی را ممکن‌ است به کار ببندد.</p>
<p>1<strong>. محدود کردن تعداد درخواست‌های مجاز توسط خبر‌خوان‌ها:</strong> همان‌طور که شیرازی در ارتباط با تویتر هم توضیح داده‌است یک راه ممکن این است که تعداد درخواست مجاز در روز را به یک عدد خاص، محدود کنند.  راستش نمی‌توانم تصور کنم این اقدام چه تاثیراتی می‌تواند بر سرنوشت‌ وبلاگ‌های بلاگفا بگذارد. آیا باعث اختلالات شدید (شبیه آن‌چه تویتر به آن دچار شده‌است) خواهند شد؟ آیا در دراز مدت به رشد نرخ مهاجرت به سرویس‌های غیر ایرانی منجر نخواهد شد؟</p>
<p>2<strong>. ارائه‌ی فید ناقص</strong>: یکی دیگر از راه‌کار‌هایی که ممکن است توسط بلاگفا به کار بسته شود،‌ محدود کردن فید وبلاگ‌ها (مثلا به 200 کاراکتر اول) و ارائه‌ی فید ناقص است. از این طریق، لاجرم مخاطب مجبور خواهد شد برای دسترسی به کل محتوا، به صورت سنتی صفحات وبلاگ را ویزیت کند و به این ترتیب، مشکل کاهش ترافیک حقیقی بلاگفا هم حل خواهد شد. اما فکر می‌کنید چقدر طول می‌کشد تا یک دوست‌دار وبلاگ، با مشاهده‌ی صد‌ها فید ناقص در وبلاگش به روان‌پریشی دچار شود؟</p>
<p>3<strong>. نمایش تبلیغات در فید وبلاگ</strong>: اگر‌چه این شیوه مدتی‌است توسط وبلاگ‌نویسان مهم آی‌تی نیز دنبال می‌شود (اغلب به صورت تبلیغات متنی) اما فکرش را بکنید؛ خبرخوانتان جا به جا توسط لوگو‌های عجیب و غریب بازرگانی تسخیر شده‌باشد. واقعا صورت خوشی ندارد.</p>
<p>در هر حال، این آرامش، پایدار نخواهد بود. در صورتی که سرویس بلاگفا نتواند اسپانسر لازم را برای پشتیبانی از بلاگفا پیدا کند، دیر یا زود تغییراتی در روند فعالیت این سایت مشاهده خواهد شد. آیا باید منتظر ماند؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/223/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک تکه سرب داغ</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/203</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/203#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 09:43:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[جهاد مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[گلوله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=203</guid>
		<description><![CDATA[&#160; حکماً چکاندن این ماشه، همیشه زهره‌ی شیر نمی‌خواهد. فهم این مطلب که آن‌چه در امتداد چشم تو و نوک اسلحه است، لیاقت یک تکه سرب داغ را دارد، کفایت می‌کند. &#160; &#160;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="float: left;"><a href="http://taebi.ali.googlepages.com/42-17615512.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-285" style="padding:5px; border: 1px solid black; margin: 5px;" title="42-17615511" src="http://taebi.ali.googlepages.com/42-17615512.jpg" alt="" width="80" /></a><a href="http://taebi.ali.googlepages.com/42-17615511.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-286" style="padding:5px; border: 1px solid black; margin: 5px;" title="42-17615512" src="http://taebi.ali.googlepages.com/42-17615511.jpg" alt="" width="80" /></a></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>
حکماً چکاندن این ماشه، همیشه زهره‌ی شیر نمی‌خواهد. فهم این مطلب که آن‌چه در امتداد چشم تو و نوک اسلحه است، لیاقت یک تکه سرب داغ را دارد، کفایت می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/203/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ردلایتز استریت؛ آمستردام!</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/201</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/201#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 02:41:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ شهر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[فمنیست]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌شهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=201</guid>
		<description><![CDATA[اگر بپذیریم که نا‌عدالتی و تبعیض علیه زنان، اولین بار در اروپا منجر به پدید آمدن جنبشهای زنان برای پایان‌دادن به ظلم و ستم مردانه شده‌است، حقیقتا باید این جنبش‌ها را تکریم کنیم. چرا که حرکت در جهت احقاق حق،‌ ذاتاً دارای احترام است. اما خیلی زود، درست در زمانی که این حرکت‌های حق‌طلبانه به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اگر بپذیریم که نا‌عدالتی و تبعیض علیه زنان، اولین بار در اروپا منجر به پدید آمدن جنبشهای زنان برای پایان‌دادن به ظلم و ستم مردانه شده‌است، حقیقتا باید این جنبش‌ها را تکریم کنیم. چرا که حرکت در جهت احقاق حق،‌ ذاتاً دارای احترام است.</p>
<p>اما خیلی زود، درست در زمانی که این حرکت‌های حق‌طلبانه به سمت پرتگاه فمنیست، منحرف شد باید حدس می‌زدیم که مخالفین سر‌سخت جنبش،  ذکاوت بیشتری داشته‌اند! چرا‌که داعیه‌ی اولیه‌ی این حرکت‌ها ارتقای منزلت اجتماعی زنان، ‌از جنس دوم به موقعیتی برابر و حتی برتر از مردان بود، ‌اما نتیجه‌ای که حاصل شد جز تبدیل شدن ایشان به نیروی کار ارزان و جزئی از <strong>دکوراسیون شهری</strong>، چیز دیگری نبود.</p>
<p>زنِ عصر جدید در هر عرصه‌ای حضور می‌یافت و اگر تا دیروز در تنها خانه در خدمت مردان بود، امروز در اثر شهوت لجام گسیخته‌ی مردان، در همه‌جا هست تا هر‌وقت لازم شد به انجام وظیفه بپردازد!</p>
<p>اما جای تاسف است که بار دیگر و در پی از دست رفتن تمام خواست‌گاه‌های اجتماعی این جنبش و ناکامی‌های پی‌در پی در اثر عدم اقبال عمومی، قصد دارند اشتباه گذشته را، و این بار در مقیاسی فجیع‌تر، تکرار کنند. و اینک عصر جدیدی آغاز می‌شود که مثل بیش‌تر تحولاتی که در این بخش از اقلیت‌ جامعه‌ی ما رخ می‌دهد، جرقه‌ی اولیه‌ی اش در وبلاگ‌شهر زده ‌شده‌است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2008/04/dwf15-507712.jpg" target="_blank"><img class="size-thumbnail wp-image-202" style="border: 1px solid black; margin: 5px; padding: 10px;" title="red-lights-st-amsterdam" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2008/04/dwf15-507712.jpg" alt="ردلایتز استریت؛ آمستردام" width="245" height="188" /></a></p>
<p>حالا که جماعت فمنیست وبلاگستان، وبلاگ‌شهر را با یک <strong>«کلوب شبانه»</strong> اشتباه‌ گرفته‌اند و بعد از فراغت از کار شبانه، آخرین متد‌های شیوینگ را برای یکدیگر نقل می‌کنند؛<br />
حالا که جماعت فمنیست وبلاگستان، وبلاگ‌شهر را با <strong>«حرم‌سرای ناصری»</strong> عوضی گرفته‌اند و بساط عشرت «شاه» را دسته‌جمعی فراهم می‌کنند؛<br />
حالا که جماعت فمنیست‌ وبلاگستان، وبلاگ‌شهر را با <strong>«ردلایتز استریت»</strong> اشتباه گرفته‌اند و عریان پشت پنجره‌ی وبلاگ‌هایشان نشسته‌اند و هر از چند‌گاهی هم برای بازار‌گرمی! جلوه‌گری‌های زنانه می‌کنند؛<br />
حالا که این جماعت منحط تصمیم گرفته‌اند با قلم‌هایشان بکارت و عفت خویش‌ را<strong> زائل</strong> سازند؛</p>
<p>راحتشان بگذارید که لاجرم، سرنوشتی به مبارکی مرگ در جوی متعفن پشت یک کافه در لاله‌زار در انتظار ایشان و وبلاگ‌هایشان است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/201/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لذت وبلاگ نویسی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/75</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/75#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Jun 2007 00:13:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ شهر]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویسی مدرن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=75</guid>
		<description><![CDATA[از تقریبا یک هفته پیش دید من به وبلاگ نویسی به کلی عوض شده است . شاید «دید» تعبیر درستی نباشد . بهتر است بگویم «حس» من نسبت به نوشتن وبلاگ عوض شده است . فکر می کنم از علائم و نشانه های اعتیاد مضمن باشد !! نوعی « نوشتن برای نوشتن » در من [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از تقریبا یک هفته پیش دید من به وبلاگ نویسی به کلی عوض شده است . شاید «دید» تعبیر درستی نباشد . بهتر است بگویم «حس» من نسبت به نوشتن وبلاگ عوض شده است . فکر می کنم از علائم و نشانه های اعتیاد مضمن باشد !! نوعی « نوشتن برای نوشتن » در من شکل گرفته است . که البته با مهاجرت <a href="http://sharh.wordpress.com/2007/06/21/mihanblog/" target="_blank">اجباریمان</a> به <a href="http://wordpress.com/" target="_blank">وردپرس .کام</a> هم این حس جدید مدام رو به تزاید ! می رود .<br />
نمی دام ، یک نقص است یا نه . من که یک نوع <strong>حس</strong> هیجان انگیز در وجودم دارم و نمی تونم بگم که از این وضعیت جدید ناراضی ام . به هر حال دوران گذاری رو طی می کنم که تنها یک نام می شود بر آن گذاشت : <strong>لذت وبلاگ نویسی !</strong><br />
بله ! وبلاگ نویسی ورای هر گونه احساس وظیفه . وبلاگ نویسی ورای هر دغدغه ای . فقط و فقط وبلاگ نوشتن اصالت دارد !!! (این یکی رو البته نه خودم باور دارم و نه گمان کنم کس دیگری !! ) چند روز پیش بود که به یک دوست گفتم ، شاید بهتر باشد همه کارها را رها کنیم و بچسبیم به نوشتن ؛ کاری که در اصل برایش جنگیده  ایم . مدت هاست شعار ما شده « من جانم را می دهم تا بتوانی حرفت را بزنی » درست است . ما جنگیده ایم تا دوستانمان بتوانند بگویند و بنویسند از دغدغه هایشان .<br />
اما حال ، حالا وضعشان مثل همان کودکی است که فکر می کند بزرگ شده و می تواند مستقل باشد . گو اینکه هنوز نیاز به یاری والدینش دارد . هر چند هم بر سر آن ها فریاد بزند و محبتشان را انکار کند ، پدر و مادر باز هم دوستش دارند . و من همه دوستان وبلاگ نویسم را دوست دارم !!!  شاید بد نباشد چند روزی را به خودم مرخصی بدهم . در این فاصله آن ها هم می توانند بیشتر به خودشان و ما بیاندیشند .<br />
می دانی ؟ فکر می کنم دلیل اصلی این <strong>حس</strong> جدید ، خستگی باشد . همین طور است . ما خسته شده ایم . دارم فکر می کنم شاید بد نباشد یک برنامه جدید برای خودم بچینم . در ماه فقط یکی دو کار طراحی قبول کنم که از لحاظ مالی ، مشکلی نباشد و بعد ، زندگی کنم ! عکاسی ، وبلاگ نویسی ، وبگردی ، کوه  رفتن و قدم زدن را خیلی دوست دارم . آه ! رمان . رمان خواندن را فراموش کردم بگویم .<br />
فکر می کنم این تابستان بهم بد نگذره ! البته همه چیز در گرو خبری است که تا چند روز آینده خواهم شنید . خدایا ! می شود این بار هم مثل 20 سال گذشته ، منت بگذاری بر سرم ؟ (هر چند در هر لحظه لطف و عنایتش را از عمق وجود <strong>حس</strong> می کنم .<br />
خیل طولانی شد دیگر . در این وبلاگ سعی بر مختصر نویسی بوده است . حالا به عنوان عذر خواهی این <a href="http://fc01.deviantart.com/fs13/f/2007/077/2/e/Animator_vs__Animation_by_alanbecker.swf" target="_blank">فلش</a> زیبا را ببینید .</p>
<p>پ. ن.<br />
فکر می کنی زیادی از خودم متشکرم ؟ شاید حق با تو باشد . اما این را مطمئن هستم که دست مزد دوست خسته ام این برخورد نبود ! هر چند هم او و هم همه ما تنها باید مزدمان را از خدا بخواهیم !! در ضمن ، آن حس نفرت از مافیا هنوز  هم وجود دارد ها !!!!!!!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/75/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انجمن های صنفی در وبلاگ شهر</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/33</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/33#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Dec 2006 18:36:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ نویسان مسلمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=33</guid>
		<description><![CDATA[در جوامعی که دموکراسی حاکم  ( یا حداقل مطلوب ) است ، هر جمعی از انسان ها از نظر سیاسی ارزش فوق العاده ای خواهند داشت .  ( این ارزش رابطه مستقیمی با حجم گروه دارد ) از طرفی ، در چنین مواردی همیشه نیاز بوده است که این جمع بتوانند از حقوق خودشان نیز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در جوامعی که دموکراسی حاکم  ( یا حداقل مطلوب ) است ، هر جمعی از انسان ها از نظر سیاسی ارزش فوق العاده ای خواهند داشت .  ( این ارزش رابطه مستقیمی با حجم گروه دارد ) از طرفی ، در چنین مواردی همیشه نیاز بوده است که این جمع بتوانند از حقوق خودشان نیز به طور رسمی دفاع نمایند .  شاید همین ،  عامل پایه گذاری انواع تشکل های صنفی یا NGO ها بوده است .<br />
با توجه به آنچه گفته شد ، در جامعه مجازی ما چندی است زمزمه های  تشکیل « تشکل صنفی » شنیده می شود و این نیاز آنجا حیاتی می شود که در چند ماه گذشته بارها شاهد بوده ایم شخص یا افرادی خود را نماینده جمعیت چندین هزار نفری وبلاگ نویسان یا قیم ! آنها دانسته و از طرف این خیل عظیم ( یعنی ما ها ! ) تصمیم گیری نموده اند .<br />
البته مواردی چون طرح ساماندهی وبسایت ها نیز بر لزوم چنین انجمن هایی تاکید می نماید . چون به وضوح پیداست تصمیم گیران در این حوزه،  از نظر فنی و هم از نظر آشنائی با روابط حاکم بر وبلاگ شهر  اطلاعات و آشنائی چندانی ندارند و به نظر می رسد جای نهادی برای انجام فعالیت های مشاوره ای با سطوح مختلف مدیریتی  کشور به شدت خالی است .<br />
بد نیست این مسئله را نیز در نظر داشته باشیم که در چند سال اخیر با گسترش توجه به فضای مجازی  و توجه نهادهه ای مختلف از جمله احزاب به این فضای آکنده از فرصت !! لزوم هوشیاری جمعی را گوشزد می نماید .</p>
<p>به نظر می رسد بزرگترین مانع فراروی تشکیل انجمن های صنفی وبلاگ نویسان ، وجود اختلاف آراء و عقیده هاست که البته خود بزرگترین فرصت نیز برای جامعه ما محسوب می شود . و همگان تاکید می کنند که آرزوی رسیدن به «  اتفاق مطلق آراء »  ، در جوامع امروز بشری دست نیافتنی می نماید . لکن با توجه به منافع فردی و گروهی و همچنین با پافشاری بر اصول پذیرفته شده بین اکثریت می توان به این مهم ( ایجاد وحدت رویه و هوشیاری در احقاق حقوق  ) دست یافت .</p>
<p>چندی است <a href="http://www.muslimbloggers.ir/" target="_blank">مجمع وبلاگنویسان مسلمان</a> با هدف &#8221; ساماندهی به امور صنفی و هماهنگی وبلاگنویسان مسلمان &#8220;  و  &#8220;عکس العمل‌ مقتضی در برابر تهدیدها، و تبلیغ اسلام ناب محمدی ؛ سعی در تجربه هر چند سایبر اسلام اجتماعی را دارد &#8221; . با نگاهی به <a href="http://www.muslimbloggers.ir/?p=40" target="_blank">اساسنامه</a>  و <a href="http://www.muslimbloggers.ir/?p=14" target="_blank">مرامنامه</a>  این انجمن می توان امیدوار بود وبلاگ نویسان محترم با تکیه بر مشترکات فراوان ، تمام توانشان را در نیل به یک وحدت رویه برای ارتقا و تعالی کشور عزیزمان به کار بگیرند .<br />
بدیهی است این ( شاید ) اولین تجربه در زمینه ایجاد  انجمن صنفی یا NGO در جامعه مجازی بوده  است و مطمئنا کمال مطلوب نیست ؛ لکن با حضور فعال هر یک از وبلاگ نویسان می توان به رفع نواقص و اعتلای این حرکت فرهنگی امیدوار بود .</p>
<p>در آخر با یادآوری <a href="http://www.muslimbloggers.ir/?p=40" target="_blank">اولین همایش مجمع وبلاگ نویسان مسلمان</a>  باز هم بر « لزوم تشکیل گروه های غیر دولتی » برای « احقاق حقوق » ، « پایان دادن به  استفاده ابزاری از وبلاگستان »  و همچنین  « ساماندهی رفتار ها و اهداف در مواقع حساس »  تاکید می کنم .</p>
<p>لینک های مرتبط :</p>
<ul>
<li><a href="http://www.muslimbloggers.ir/?p=37" target="_blank">بیوگرافی مجمع وبلاگ نویسان مسلمان</a></li>
</ul>
<ul>
<li><a href="http://www.muslimbloggers.ir/?p=40" target="_blank">جزئیات گردهمایی ۲۸ دی ماهِ وبلاگ نویسان مسلمان</a></li>
</ul>
<ul>
<li><a href="http://www.muslimbloggers.ir/?p=41" target="_blank">زمان و مکان اولین همایش مجمع وبلاگ نویسان مسلمان</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/33/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

