<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; کاریزمای ذهن</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/holy-jihad/cultural/karizma-e-zehn/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>نوشتن خودکار</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/748</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/748#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Feb 2010 23:21:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کاریزمای ذهن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1388/11/30/auto-writing/</guid>
		<description><![CDATA[یکی از تمرین‌هایی که گاهی اوقات به نویسندگان جوان پیشنهاد می‌کنند، این است که یک ورق کاغذ بگذارند جلویشان و بدون توجه به موضوع خاصی و با تاکید بر وجه سورئال هنر شروع کنند به نوشتن. (۱) من هم بعضی وقت‌ها که خر مرادم در گل نوشتن می‌ماند، چنین نرمشی انجام می‌دهم. چند وقت پیش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از تمرین‌هایی که گاهی اوقات به نویسندگان جوان پیشنهاد می‌کنند، این است که یک ورق کاغذ بگذارند جلویشان و بدون توجه به موضوع خاصی و با تاکید بر وجه سورئال هنر شروع کنند به نوشتن. <sup>(۱)</sup> من هم بعضی وقت‌ها که خر مرادم در گل نوشتن می‌ماند، چنین نرمشی انجام می‌دهم.</p>
<p>چند وقت پیش به فکر افتادم یک نمونه‌ی خاص از این تمرین را هم تجربه کنم. فرض کنید یک جمع چند نفری، که مقداری از روز را با هم سپری می‌کنند (برای این‌که خاطرات و رویداد‌های مشترکی در ناخودآگاه ذهن‌شان داشته باشند) بدون تصمیم قبلی، ۱۰ – ۱۵ دقیقه‌ای بنشینند کنار هم و از هر دری بنویسند. اسمش را گذاشته‌ام «سنت حسنه‌ی دفترچه»</p>
<p>اولین بار در کافه دیروز؛ امروز با امیر‌مهدی تجربه کردیم و در چهار ماه گذشته چندین بار در جمع چهار نفره‌مان این تمرین را انجام دادیم که نتایج جالبی برای من داشت.</p>
<p>اما چند‌جای کار هم می‌لنگید. اول این‌که اصلی‌ترین پیش‌نیاز این تمرین این است که افراد بدون قید و بند‌های زندگی روز‌مره‌شان، جهش‌های فکری را – که مثل سینپس‌های عصبی جرقه می‌زنند – دنبال کنند و نتیجه‌ی قابل قبولش را بنویسند. اگر چه جمع دوستان، از جاهایی است که آدم یکی از پائین‌ترین درجات سانسور رفتاری را اعمال می‌کند، اما در شرایط آزمایشگاهی قطعا این تمرین می‌توانست نتیجه‌ی بهتری داشته باشد.</p>
<p>مشکل بعد این بود که من نمی‌خواستم درباره‌ی هدفم از پیشنهاد دفترچه با دوستانم صحبت کنم. فکر می‌کردم اگر یک کار احمقانه مثل باقی کارهای‌ روزمره‌مان به نظر بیاید بهتر است. خوب در نتیجه خیلی وقت‌ها نوشته‌هایمان نهایتاً به اندازه‌ی دو سه روز در لایه‌های تاریخی ذهن جلو می‌رفت.</p>
<p>البته دلیل دیگر کم عمق بودن این کاوش این بود که چون جمع چهار نفری ما سابقه‌ی مشترک تاریخی کوتاهی – به اندازه‌ی سال‌های دوره‌ی کارشناسی – دارد، ممکن است افراد در مرحله‌ی انتخاب از میان نتیجه‌های جهش فکری‌شان، محدودیت بیشتری اعمال کنند، چون حس می‌کنند ممکن است سه نفر دیگر، پیش‌زمینه‌ی ذهنی لازم برای فلان مساله را نداشته باشند.</p>
<p>این یادداشت را تقدیم می‌کنم به بهترین دوستان چهار سال گذشته‌ام، حسین، امیر‌مهدی و سید‌محمد‌حسین :)</p>
<p>۱) درباره‌ی «نوشتن خودکار» <a href="http://www.spiritualbridges.com/autowriting.htm" target="_blank">بیشتر</a> بخوانید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/748/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این پوآرو‌ی چندش‌آور!</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/177</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/177#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 Dec 2007 20:32:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کاریزمای ذهن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1386/09/30/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%a2%d8%b1%d9%88%e2%80%8c%db%8c-%da%86%d9%86%d8%af%d8%b4%e2%80%8c%d8%a2%d9%88%d8%b1/</guid>
		<description><![CDATA[چه طور می‌شود از یک آدم ترسویِ بد‌اخلاقِ وسواسیِ چاقِ کوتاهِ اتوکشیده‌یِ کچل، یک کاراکتر محبوب و قهرمان ساخت؟ فکر می‌کنم پاسخ به این پرسش می‌تواند بخشی از مهارت مورد نیاز برای نویسندگی را بیان کند! :: پ.ن: اگر کمتر می نویسم به این دلیل است که تصمیم دارم مدتی را صرف بارور تر! شدن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چه طور می‌شود از یک آدم ترسویِ بد‌اخلاقِ وسواسیِ چاقِ کوتاهِ اتوکشیده‌یِ کچل، یک کاراکتر محبوب و قهرمان ساخت؟ فکر می‌کنم پاسخ به این پرسش می‌تواند بخشی از مهارت مورد نیاز برای نویسندگی را بیان کند!<br />
::<br />
پ.ن: اگر کمتر می نویسم به این دلیل است که تصمیم دارم مدتی را صرف بارور تر! شدن قلمِ شکسته ام بکنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/177/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

