بین همهی کتابفروشیهایی که ازشان کتاب خریدهام یا فقط بین قفسههایشان قدم زدهام و مثلاً دنبال آبدارخانهشان گشتهام (چون کتابفروشی بدون آبدارخانه بیشتر شبیه یک انبار پر از کتاب است و من اغلب گیر عجیبی به این داشتن یا نداشتن آبدارخانه میدهم)، فرهنگسرا با بقیه چند فرق اساسی دارد. اولینش همان است که هر تازه [...]
ولی نکته همینجاست. ما در گوشه هر خیابون یک گناه کشنده میبینیم؛ در هر خونه ای و فقط تحملش میکنیم. تحملش میکنیم چون عادی شده. چون به نظر جزئی میآد. ما صبح، ظهر و شب تحملش میکنیم … ولی دیگه نه. من یک الگو خواهم بود. و کاری که من کردم موشکافی میشود و مورد [...]
… بگذار تا از این شب دشوار، بگذریم آنگه چه مژدهها که به بام سحر بریم رود رونده، سینه و سر میزند به سنگ یعنی بیا که ره بگشائیم و بگذریم لعلی چکیده از دل ما بود و یاوه گشت خون میخوریم باز، که بازش بپروریم دریاب بال خستهی جویندگان که ما در اوج آرزو، [...]
چاکرت، دو دو تاش اغلب میشه چهارتا، ولی به صفرش ده بر یک! [ چه کسی امیر را کشت؟ – مهدی کرمپور – 1384]
تکه کتاب -2 ما هر چیز را که بیش از اندازه و با بد پیلگی میکاویم – به امید آنکه به اعماقش برسیم – به یک گودال تهی تبدیل میکنیم. ما مفهوم استتار را مخدوش میکنیم. «تکثیر تاسفانگیز پدربزرگ» نادر ابراهیمی تکههای قبلی: 1
- Wordpress.com stats not installed!
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۳۱)
- جمهوری اسلامی
(۵)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۳)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۳)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۳)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۹)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۸)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۱۰)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- IOS
(1)
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۲۰)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۷)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- غرغر
(۲)
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۶)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟














