<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; تلویزیون</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/holy-jihad/honar/tv/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>پول آب و برق</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/191</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/191#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Apr 2008 21:28:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=191</guid>
		<description><![CDATA[محسن نامجو «دیازپام ۱۰» دقیقه‌ی ۴:۱۰ […] ببین چگونه پول می‌دهیم نفت و برق و آب را ببین احاطه کرده‌است عدد، فکر خلق را […] مسعود شصت‌چی در نقش استاد طوفان : پول برق را می‌دهیم؛ پول آب را جدا پ. ن: مهران مدیری صدر تا ذیل تیپ‌های شخصیتی مملکت را مستفیض کرد. همان‌قدر که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>محسن نامجو «دیازپام ۱۰» دقیقه‌ی ۴:۱۰</p>
<blockquote><p>[…] ببین چگونه پول می‌دهیم نفت و  برق و آب را</p>
<p>ببین احاطه کرده‌است عدد، فکر خلق را […]</p></blockquote>
<p>مسعود شصت‌چی در نقش استاد طوفان :</p>
<blockquote><p>پول برق را می‌دهیم؛<br />
پول آب را جدا</p></blockquote>
<p>پ. ن: مهران مدیری صدر تا ذیل تیپ‌های شخصیتی مملکت را مستفیض کرد. همان‌قدر که نیروی انتظامی را، روشنفکری را و …</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/191/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اغماء و ماجرای شیطان‌هایش</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/162</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/162#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Oct 2007 14:52:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pot.riot.ir/1386/07/27/eqma/</guid>
		<description><![CDATA[آخرین بخش از مجموعه‌ی تلویزیونی «اغماء» پنج شنبه شب از شبکه‌ی اول سیمای جمهوری اسلامی پخش‌شد. این قسمت به دلایلی که در ادامه ذکر خواهم کرد، پر اهمیت‌تر از 29 قسمت گذشته بود. دلایلی که نظر به مجموع آن ها، پر رنگ شدن حضور مشاوران متخصص در زمینه های گوناگون را در رادیو تلویزیون به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آخرین بخش از مجموعه‌ی تلویزیونی «اغماء» پنج شنبه شب از شبکه‌ی اول سیمای جمهوری اسلامی پخش‌شد. این قسمت به دلایلی که در ادامه ذکر خواهم کرد، پر اهمیت‌تر از 29 قسمت گذشته بود. دلایلی که نظر به مجموع آن ها، پر رنگ شدن حضور مشاوران متخصص در زمینه های گوناگون را در رادیو تلویزیون به اثبات می‌رساند.</p>
<p>فاصله چند روزه تا پخش آخرین قسمت اغماء، شاید باعث شد تا تغییرات جزئی یا کلی در پایان داستان پدید بیاید و سیروس مقدم با مهارت توانست عمده‌ی انتقادات وارد به ساخته‌ی خود را در قالب نماهای کوتاه ولی تاثیر گذار پاسخ دهد و نکات مورد نظر کارشناسان را در فیلم بگنجاند. اگر چه تراکم خواسته‌های منتقدین و تبلور آن ها در یک قسمت 45 دقیقه ای، باعث شد تا روال آخرین قسمت با بخش های قبلی تفاوت داشته باشد، اما این امر یقینا بر کیفیت کل مجموعه تاثیر مثبت داشته‌است. به عبارت دیگر، سیروس مقدم زیرکانه اشکالات بزرگ «اغماء» را در واپسین لحظات اصلاح کرد تا ساخته‌ای کم عیب ارائه کرده باشد. در ادامه به برخی از نماهای قابل توجه در قسمت 30 ام مجموعه اغماء به صورت مختصر، اشاره خواهم کرد.</p>
<p>یکی از موارد حائز اهمیت در این مجموعه، ارائه‌ی برداشت های صحیح اسلامی از شیطان و بالاخص ابلیس، در قالب پلانهای غیر کلیشه ای بود. تاکید بر این نکته که شیطان و به تبع آن، ابلیس از آینده به هیچ وجه آگاهی ندارد، تاکید بر وجوه مادی شیاطین، اشاره به وسوسه‌ی مدام ایشان، عدم توانایی شیطان بر به فعلیت رساندن اراده‌ی خویش و &#8230;مواردی هستند که اغماء &#8211; یقینا به درخواست مشاورین مذهبی خود &#8211; به آن ها اشاره کرد.<br />
تاثیر توکل و یاد خداوند، وضو و ذکر در افعال روزانه‌ی ما، خطر کبر و خودبزرگ بینی، نفی اولویت کرامت و اعمال خارق العاده! برای پیروی از اشخاص و &#8230; از دیگر موارد کلیدی هستن</p>
<p class="box1">اگر‌چه برخی معتقدند، سینمای متعهد در سال‌های آغازین انقلاب، تحت لوای حوزه هنری و به پرچم‌داری محسن مخملباف اعلام موجودیت کرد؛ لکن به دلیل فقدان درک صحیح و ریشه‌دار از معارف اسلامی و شعار‌زدگی، خیلی زود تب داغ آن به سردی گرائید. از این رو شاید اتلاق عنوان «سینمای متعهد اسلامی» به این جریان چندان صحیح نباشد. در عوض باید به دنبال نمونه‌های موفق و حرفه‌ای باشیم که این روزها دیگر انگشت‌شمار نیستند.</p>
<p>اما همه‌ی حرف سیروس مقدم در حیطه‌ی رابطه‌ی انسان و شیطان خلاصه نمی شود. شاید مهمترین پیام لایه‌ی دوم فیلم، پاسخ به این شبهه باشد که ظواهر دین و آنچه در «رساله» ها بدان شاره می شود، اختصاص به عوام دارد. این شبهه شاید ریشه در باورهای دراویش در عهد ائمه اطهار داشته باشد؛ زمانی که این فرقه‌‌ی دست‌ساخته مرشدان خویش را از عمل به واجبات از جمله نمازهای روزانه معاف می دانستند. تاکید بر «مسلمان رساله ای بودن» نکته ایست که سالهاست در سیمای جمهوری اسلامی بدان اشاره ای نشده بود. از این نظر مجموعه اغماء را می توان شروعی دوباره در نگاه به باورهای دینی در عرصه سینما دانست.</p>
<p>یکی دیگر از نکاتی که منتقدین بر مجموعه اغماء وارد می دانستند عدم حضور مرشد یا شخص روحانی در داستان است. یعنی عملا دکتر پژوهان در مقابل شیطان تنها رها شده است. این نکته اگرچه در قسمت های پایانی و در پی دیالوگ های «پیر بابا»، اندکی جبران می شود اما همان طور که کارشناسان از جمله دکتر بانکی به آن اشاه کردند، تاکید فیلم نامه بر تاثیرات مخرب انزوا و گوشه گیری و منتج شدن این امر به سیطره‌ی حد‌اکثری شیطان بر نفس بشر بوده است.</p>
<p>به نظر من، یکی از توفیقات دیگر مجموعه‌ی تلویزیونی اغماء به قدرت تعلیق قوی ‌ای که در داستان وجود دارد، بر می‌گردد. نویسنده به خوبی توانسته‌است عمل شیطان را در آمیختن باطل به ظاهر حق در قالب رابطه‌ی میان پژوهان و الیاس بیان کند. این امر وقتی با تدبیر سازندگان این مجموعه در نمایش فوق العاده و قوث ممزوج می‌شود اثری بی‌نظیر بر مخاطب خواهد داشت.<br />
توجه کنید که ارائه تصویری موجه و روحانی از شیطان &#8211; چنان‌که در پی آن است &#8211; در ابتدای فیلم به نحوی که نهایتاً بیننده‌ با استناد به رفتار‌ها و سخنان غیر اخلاقی- دینی الیاس (فکر کنم اولین نمونه‌اش ایجاد بدبینی نسبت به دکتر نائینی بود) با تکیه بر فطرت و آموخته‌های دینی خویش (مثلاً این که شیطان می‌خواهد بین انسان‌ها عداوت ایجاد کند [1]) بتواند به چهره‌ی حقیقی او پی ببرد؛ نهایت دقت و واقع بینی سازندگان این مجموعه را نشان می‌دهد.</p>
<p class="box2">شاید مهمرین انتقادی که حتی منتقدین مذهبی نیز بر آن تاکید دارند، مربوط به جسمیت بخشیدن به شیطان و حضور مادی او در اغماء است. بر خلاف دیگر موارد، مقدم ترجیح داده است در طول فیلم کوچکترین واکنشی نسبت به سخن نداشته باشد و تنها پس از تیتراژ پایانی، منتقدین را به <a target="_blank" href="http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20همزات%20الشیاطین&amp;lang=far&amp;sura=23&amp;ayat=97&amp;user=far">قرآن مجید</a> ارجاع دهد، آنجا که می فرماید : «از شر وسوه های شیطان به خدا پناه می برم.  و پروردگارا از اینکه [آنها] به پیش من حاضر شوند به تو پناه مى‏برم »</p>
<p>اما دلایل محکم و مستدل دیگری هم از متن شرع مقدس وجود دارد که در میزگرد سه قسمتی که هفته گذشته و همزمان با قسمت های 26 تا 29 این مجموعه از شبکه اول سیما پخش شد، به بخشی از آن ها شاره شد. حجه الاسلام دکتر بانکی در تشریح ماهیت ملائکه، جنیان و باتبع ابلیس بیان کرد که «این موجودات اگر چه ماهیتی غیر مادی دارند، اما این امکان وجود دارد که قوانین مادی بر ایشان حاکم شود.» نزول جبرئیل امین در قالب بشر بر یامبر اکرم (ص) یا تبلور مادی ابلیس که به کرات بر مؤمنین به صورت بشر ظاهر شده است، بر اساس همین حکم، توجیه‌ پذیر‌است.</p>
<p>با این وجود در مجموعه اغماء &#8211; آگاهانه &#8211; در کنار ظهور مادی شیطان در کنار «دکتر پژوهان»، در دیگر موارد از جمله اغوای «رز» یا جوان سارق (افشین سنگ چاپ) تاکید داستان بر وجوه وسوه گر شیطان است. چنان‌که وجود مادی شیطان در کنار این افراد یقینا برای حفظ وحدت موضوع داستان بوده است. به دیگر سخن، در اغلب موارد، دعوت شیطان از طریق وسوسه‌ی نفسانی است و تنها در موارد معدود از جمله مواجهه با افراد خاص به صورت مادی بر ایشان ظاهر می شود.</p>
<p>از دیگر سو سینما، خواه نا‌خواه مختصات و مقتضیات خویش را به فیلم‌ساز تحمیل می‌نماید. بدین معنی که کارگزدانی در القای مفهوم مورد نظر خویش به بینندگان موفق است که با ابزار‌ها و ویژگی‌های سینما به خوبی آشنا باشد و به خوبی از آن‌ها استفاده نماید.</p>
<blockquote><p>شکی نیست که مجرای انتقال مفهوم در سینما، در صدا و تصویر منحصر می‌شود. بدین سان، فیلم‌ساز برای القای حضور عناصر غیر مادی، راهی جز ارائه تاثیری از ایشان در قالب صدا یا تصویر ندارد. در هر دوی این مسیر‌ها هم، ماهیتی &#8211; ظاهراً- مادی برای ایشان قائل شده‌است. آیا منتقدین اغماء راهی جز این برای القای خطر اغوای شیطان &#8211; به عنوان یگانه عامل انحراف بشر &#8211; می‌شناسند؟</p></blockquote>
<p>از طرف دیگر، به نظر می‌رسد مخالفت‌های شدیدی که با پدیده‌ی ظهور شیطان در قالب جسم مادی مطرح می‌شود، بیش از آن‌که ناظر بر معارف دینی باشند، نوعی مقاومت در برابر پذیرش این نکته است که شیطان بزرگترین دشمن بشر و یگانه عامل انحراف و طغیان اوست. شاید عده‌ای از پذیرش این نکته که وسوسه و اغوای شیطان و جنود جنی و انسی او هر لحظه در کمین بشر است، واهمه دارند. اما چنین ترسی، جز از ایمان ضعیف و قوه ادراک پائین بر نمی‌خیزد. چه آن‌که ایمان به خدا و تکیه بر سه عامل «توکل»، «تعقل» و «فطرت» به راحتی بشر را از ورطه‌های خطرناک لغزش عبور خواهند داد. چیزی که در آخرین سکانس‌های مجموعه‌ی اغماء به خوبی به آن اشاره شد.</p>
<p>گذشته از همه دلایلی که امکان ظهور مادی شیطان را اثبات می نمایند، روندی که در سالهای گذشته در به تصویر کشیدن شیطان در قالب جسم مادی شروع شده است را باید اقدامی مثبت و قابل تقدیر دانست. چه آنکه رویکرد «انذار» و «تبشیر» ـی که در عینی جلوه‌دادن حضور شیطان در این مجموعه‌ها وجود دارد، از نمونه‌های موثر، عالی و اصیل «امر به معروف و نهی از منکر» است. فکر می‌کنید در تاثیر گذاری بر قشر متوسط جامعه از نگاه تدین، «اغماء» موفق‌تر بوده‌است یا یک سخنرانی مذهبی یا حتی برنامه‌های شبه فرهنگی برخی نهاد‌های نیمه نظامی!!؟<br />
تردیدی وجود ندارد این‌گونه تولیدات تلویزیونی از مصدایق اقدام ریشه‌ای در جهت اصلاح جامعه است که مخالفین نیروی انتظامی طی چند ماه گذشته مدام بر طبل لزوم آن می‌کوبند. از این رو، سناریویی که برای اصلاح جامعه از طریق جلوگیری از گسترش فساد به صورت برخود مستقیم و فعالیت زیربنایی با تکیه بر سند مصوب شورای عالی فرهنگ، بعد دوم خود را نیز نشان داده‌است. چنین اقداماتی یقیناً مکمل برخورد انقلابی ناجا با مظاهر فساد در جامعه است.</p>
<p>تا این‌جای مطلب &#8211; تقریباً &#8211; آن‌چه را در ذهن داشته‌ام، بیان کردم. جز این نکته که بد نیست در پاسخ به پاسداران اشاره کنم :<br />
با همه‌ی احترامی که برای ایشان قائلم، فکر می‌کنم 2 اشتباه اساسی در ایرادی که ایشان متوجه سریال‌های اخیر دانسته‌اند، وجود دارد. [پاراگراف مورد نظر از یادداشت آقای منتظر قائم را در پی‌نوشت خواهم آورد.]</p>
<ol>
<li>نخست آن‌که تعجب می‌کنم ایشان با استناد به کدام حقیقت جهان مادی ما &#8211; که شئون مختلف آن توسط خداوند تدبیر و بنا شده‌است &#8211; انتظار تفکیک حق و باطل را به وسیله‌ی برهوتی به عرض 57/032 متر دارند!! خوش‌بختانه نکات کلیدی مورد نیاز در همین مجموعه‌ی اغماء به خوبی بیان شده‌است. زمانی که روش و منش ابلیس، تزئین و زیبا جلوه دادن باطل و آمیختن آن با حقیقت است،‌ آیا چنین انتظاری، بی اساس نمی نماید؟ آیا در صورتی که چنین تمایز روشن و بدیهی میان حق و باطل در جهان ما وجود می‌داشت فلسفه‌ی وجودی ای برای رو جزا و عقاب باقی می‌ماند؟<br />
تصور من این است که وظیفه خطیری که از ازل تا ابد بر پشت بشریت سنگینی می‌کند همین رسیدن به قوه‌ی تشخیص لازم است و به هر میزان که به چنین فرقانی دست یابد، سعادت اخروی خویش را تضمین نموده‌است. البته در این میان خداوند متعال ابزار‌های گوناگونی را برای یاری انسان در اختیار او قرار داده‌است که در پی پیروی از ایشان، «رشد» و «غی» بر انسان آشکار می‌گردد.<br />
با این وجود چنین انتظاری را با تکیه بر روایت رئالیستی که در نگاه این مجموعه‌ها وجود داشته است، بی مورد می‌دانم. علاوه بر این، محول کردن تشخیص حق و باطل را بر مبنای فطرت و آموزه‌های دینی به بیننده ، از بزرگ‌ترین نقاط قوت این مجموعه‌ها می‌دانم.</li>
<li>نکته‌ی دیگر آن‌که نمی‌فهمم ایشان بر چه اساسی مخلوط کردن حق و باطل را در ابتدای امر و تفکیک ایشان پس از تشخیص مخاطب را چگونه به مثابه پلورالیزم حداکثری معرفتی گرفته اند؟ در کجای این سریال کوچکترین حقی به باطل داده شده‌است و یا کوچکترین حقی از حقیقت ماجرا کاسته شده‌است؟<br />
باید توجه کرد که میان زیبا جلوه دادن باطل وتکثر گرایی معرفتی زمین تا آسمان فاصله است. در ارتباط با وجود یا فقدان مفهوم . محتوای مفید هم فکرنمی‌کنم بعد از این همه سخن، نکته‌ی دیگری باقی مانده باشد.</li>
</ol>
<p>گمان می‌کنم چنین انتقادی بیش‌تر به دلیل انتقام گیری از خودمان یا خودشان! بوده‌است. از دست خودمان عصبانی هستیم که چرا نتوانسته‌ایم به دلیل ادعای!‌فرهنگیمان در بادی امر حقیقت را از باطل تفکیک کنیم. آن وقت انتقاممان را از اغماء می‌گیریم!!! (این فقط شوخی کوچکی بود با برادر عزیزم!) ولی از شوخی گذشته سخنان برخی علمای شهرستان ما در این زمینه از اساس مضحک است!!</p>
<p>در آخر، به قطع می‌توان تولیدات مناسبتی سال جاری را پیروزی نسبی صدا و سیما در جذب مخاطب به مفاهیم دینی دانست. «میوه‌ی ممنوعه» و «اغماء» به خوبی مؤید این ایده هستند که تنها محصولات شرقی انسان محور قادر به جذب مخاطب و نفوذ در بین مردم نیستند، بلکه چنین محتوای دینی هم به شرط «پرداخت» وتوجه ویژه و نگاه هنری، می‌توانند رکورد شکن باشند.</p>
<p>پی‌نوشت :</p>
<blockquote><p><a target="_blank" href="http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=pasdaran.persianblog.ir&amp;postid=7316065">پاسداران</a> : یکی از مشکلات اساسی سریالهای صداوسیما ، نداشتن تفکیک روشن میان خط حق و باطل است. چنان نقش ها ، در حق و باطل آمیخته به هم حرکت می کنندکه خط روشنی از حق و باطل برای قضاوت – به یقین ، تا انتهای داستان – به مخاطب داده نمی شود و مخاطب در حق دادن درصدی و نسبی به عناصر و نقش ها تا انتها باقی می ماند که این خود جنایتی در حق ریشه های فرهنگی ما و جا انداختن پلورالیزم حداکثری معرفتی ( در تقسیم درصدی حق میان فرشته و شیطان ! ) است.</p></blockquote>
<p>1) همانا شیطان مى‏خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمى‏دارید . <a target="_blank" href="http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20عداوه%20والبغضا&amp;lang=far&amp;sura=5&amp;ayat=91&amp;user=far">(سوره مبارکه‌ی مائده، آیه 91)</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/162/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کشور دوست و برادر؛ عراق از نگاه آقای تلویزیون</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/161</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/161#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Oct 2007 09:29:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pot.riot.ir/1386/07/22/iraq-irib/</guid>
		<description><![CDATA[نخست ؛ یادم می‌آید در ایام کودکی هر‌وقت شیطنتی می‌کردم که باعث ناراحتی مادر می‌شد، تنها چیزی که از روی ناراحتی بر زبان می‌آورد این بود : «خدا مرگ به صدام بده!» چند روز پیش بود که دقت کردم نفرین حاج خانوم، این روز‌ها خیلی آرام تغییر کرده؛ «خدا عذابشون رو زیاد کنه!» به مادرم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>نخست ؛</strong> یادم می‌آید در ایام کودکی هر‌وقت شیطنتی می‌کردم که باعث ناراحتی مادر می‌شد، تنها چیزی که از روی ناراحتی بر زبان می‌آورد این بود : «خدا مرگ به صدام بده!» چند روز پیش بود که دقت کردم نفرین حاج خانوم، این روز‌ها خیلی آرام تغییر کرده؛ «خدا عذابشون رو زیاد کنه!» به مادرم می‌گویم دست از سر این ملعون‌ها بر نمی‌دارید، نه؟ فقط تبسمِ تلخی می‌کند و …</p>
<p><strong>دوم ؛ </strong>دقت کرده‌اید، این روز‌ها رسانه ملی چه پرشتاب به سوی ساختن چهره‌ی مظلوم و دوست‌داشتنی از مردم عراق حرکت می‌کند؟ شاید برداشت من صحیح نباشد اما گمان می‌کنم برنامه‌ای برای رفع کدورت‌های کهن میان دو ملت وجود دارد. لابد برهان قاطع‌شان هم تاکید مقام معظم رهبری بر «انسجام اسلامی» است.</p>
<p>شخصا ۳ مجموعه تلویزیونی یا فیلم سینمائی با محوریت مردم عراق، اخیراً از تلویزیون دیده‌ام که در آن‌ها تاکید فراوانی بر مظلومیت، استکبار ستیزی و عدم خصومت مردم عراق با ملت ایران وجود دارد. از طرف دیگر تا به حال گزارش‌های فراوانی از عراق پخش شده‌است و میان این همه حرف دل عراقیان، تنها نکته‌ای که بدان کوچکترین اشاره‌ای نمی‌شود، دوستی با ملت ایران یا قدردانی از تلاش‌های بی‌دریغ ایران برای استقلال و آبادانی عراق است!</p>
<p>سوال مهم من این است: «آیا رسانه ملی معتقد است کوچکترین خصومتی میان دو ملت ایران و عراق وجود ندارد؟» مگر خاطره‌های ۸ سال جنگ تحمیلی اجازه چنین تفسیر فضایی به آدم می‌دهد؟</p>
<p>می دانم. این را می‌دانم که کم نیستند آدم‌هایی که گناه آن‌همه ظلم و ستم را، منحصراً به گردن صدام حسین یا نهایتاً حزب منحوس بعث عراق می‌اندازند. اما آیا این همه‌ی واقعیت است؟</p>
<blockquote><p>بگذارید یک سوال دیگر بپرسم، سربازان عراقی که پاسداران خمینی کبیر را سر می‌بریدند، صرفاً از ترس حکومت جور صدامی بود؟ اشتباه نکنید، فضای داستان کردستان و میان مردان کوموله نیست! مگر کم بچه سپاهی‌ در جبهه جنوب به خصمانه ترین وجه توسط همین سربازان مجبور !! &#8211; به معنای حقیقی کلمه &#8211; به شهادت رسیدند؟ مگر در آغاز نبرد ۸ ساله، ناموس ایرانی را بر خودشان حلال نکردند این عراقیان؟ مگر سربازان عراقی، به حکم مجوس بودن ایرانیان، هرگونه تجاوز و تعدی را حالا نشمردند در حق ملت ما؟ نمی‌خواهی بگویی که همه این فجایع تنها از ترس عذاب صدام حسین بوده‌است؟!!</p></blockquote>
<p>اصلا بگذار از فضای جبهه کمی فاصله بگیریم. یکی از روتین‌ترین برنامه‌های دولت عراق درباره‌ی اسرای ایرانی آن بود که در بدو ورود به شهر‌ها، کاروان اسرای ایرانی را از میان جمعیت مردم عبور می‌داد تا هم روحیه مردم را بالا ببرد و هم … کارناوال دیده‌ای؟ همین مردم مظلوم و ایران دوست، سنگ و زباله پرتاب می‌کردند به کاروان اسرا. چرا؟! لابد به خاطر اجبار صدام! هلهله‌شان هم تصنعی بود حتماً و اگرنه ته دلشان که از کشور گشایی والی مقتدرشان خوشحال نبودند!!</p>
<p>برادر من! چه کسی را می‌خواهیم فریب بدهیم؟ چه کسی قرار است باور کند مردم عراق، کوچکترین ظلمی در حق مردم ما روا نداشته‌اند؟!! جز آن آقایی که بدو آغاز جنگ، برای رضای خدا و با عنایت به نیاز کشور پس از جنگ به عموم تخصص‌های روز برای بازسازی، جهاد را در سنگر دانشگاه‌های امن اروپایی گذراند، چه کسی قرار است این دروغ بزرگ را باور کند؟</p>
<p>برادر من! اگر هم امروز ملت ایران اسلامی، با گشاده رویی از هرگونه کمک و مساعدت به عراقیان مضایقه نمی‌کنند، نه به این خاطر است که ناشکری‌های پناهنده‌های عراقی را بعد از بازگشت به کشورشان فراموش کرده‌اند؛ تنها دلیل‌ش این است که ایرانی جماعت دل رئوفی دارد. و اگرنه نسل سوم این انقلاب هم که ما باشیم، اگر جنگ را هم ندیده باشیم، صدای شلیک مدام ضد هوایی پشت خانه‌مان در خردسالی بهمان آموخته است، جنگ تحمیلی یعنی چه!</p>
<p><strong>سوم ؛</strong> بد نیست کمی هم حول «انسجام اسلامی» صحبت کنم. من هرچه فکر می‌کنم، می بینم نمی‌شود از این عبارت برداشت کرد «ما باید عاشق چشم و ابروی سیاه عراقیان (یا دیگر ممالک اسلامی) بشویم!» برداشت من از مفهوم انسجام اسلامی همین کمک و یاری است که دولت برخواسته از مردم، خالصانه برای استقرار دولت منتخب مردم در عراق مبذول می‌کند. اصلاً شما بگو! چه لزومی دارد در عین حالی که شما به کشوری با مختصات عراق کمک مالی &#8211; فنی &#8211; امنیتی می‌رسانی، دست به تحریف تاریخ و رفع آثار ظلمی که به ملتت رفته‌است، بزنی؟!! نمی شود مگر به ایشان فقط کمک کرد و دوستشان نداشت ؟</p>
<p><strong>چهارم ؛</strong> با هر دیدی که به عراق نگاه بکنی؛ چه معتقد باشی ما در عراق منافع استراتژیک داریم، چه کمک به ملت مسلمان عراق را وظیفه دینی بدانی، چه عراق را میدان نبرد با استکبار بپنداری و چه … در هر حال؛ کمک صرف کافی است و هیچ احتیاجی نیست به زور رسانه، محبت این ملت نمک‌نشناس را در دل ایرانی رئوف فرو‌کنی!!</p>
<blockquote><p><strong>پنجم ؛</strong> خدای ناکرده، نفرین علی بن ابیطالب (ع) را در حق کوفیان فراموش نکرده‌ای که ؟!</p>
<p>راستی، آن مرد عراقی که با پای حجاج بن یوسف بیعت کرد و آن را بوسید!! دیروز دیدمش که در میادین بغداد ارابه‌ی جنگی شیطان امروز را می‌بوسید.</p></blockquote>
<p><strong>ششم ؛</strong> می‌پرسد : «شنیده‌ام زیاد می‌گویی اگر مبارزین فلسطینی شیعه مذهب بودند،‌ اگر چون حزب الله لبنان به پیروزی‌های چشمگیر نمی‌رسیدند؛ لا اقل به این وضع برادر کشی و آشوب هم گرفتار نمی‌شدند» می‌گویم همین طور است. می‌پرسد : «مردم عراق که شیعه هستند، پس این همه ذلت و خواری و زندگی نکبت بار زیر چکمه اشغالگر از چه روست؟» می‌گویم خیلی ساده‌است. چون ملت عراق مبارزه نمی‌کند. نشسته است. ببخشید؛ اشتباه شد. مبارزه می‌کنند اما در حد درود و سلام صرف بر مقتدی صدر شجاع!! (کاش همین سلام و درودشان هم از ته دل بود. کاش کمکش می‌کردند سرباز دلاور را)</p>
<p><strong>هفتم ؛</strong> یکی از عراقی‌هایی که سال‌ها به خاطر اخراج از عراق نان و نمک ملت ایران را می‌خورد،‌این روز‌ها برگشته به موطنش. باز آمده و زبان پر از خاطره دارد. می‌گوید خدا پدر و مادر آمریکائی جماعت را بیامرزد!‌ اگر ایشان نبودند که ما تا هزار سال دیگر هم از شر صدام ملعون خلاص نمی‌شدیم!! (نقل به مضمون) دیگر رویم نشد از آن آدم پا به سن گذاشته بپرسم : «آن همه مرگ بر آمریکا و اسرائیل که در این سالها این‌جا به گوشت خواندند، انگار چندان افاقه نکرده است! نه ؟»</p>
<p><strong>هشتم ؛ </strong>اگر محمدحسین لطیفی با تصویر کردن جوان عاشق پیشه و مظلوم بعثی در «روز سوم»‌ش دروغی ابلهانه را اکران می‌کند؛ اگر ده‌نمکی با «اخراجی‌ها»‌یش، ۸ سال جنگ تحمیلی را غیرمنصفانه و کودکانه روی پرده می‌برد؛ رسانه ملی هم به خاطر این چهره‌ی مظلوم و بی‌گناهی که از شعب عراقی نشان می‌دهد در چنین ظلم بزرگی در حق تاریخ این ملت سهیم است.</p>
<p><strong>نهم ؛</strong> خدا عذابشان را زیاد کند …</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/161/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>توبه‌ای نصوح از اسلام!</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/156</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/156#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Sep 2007 08:23:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pot.riot.ir/1386/07/08/tobe-nasooh/</guid>
		<description><![CDATA[مقدمه لازم ندارد. عرض کنم خدمت انورتون که، شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران، قصد کرده‌است، «توبه نصوح» محسن مخملباف را چهارشنبه این هفته (11 مهرماه) پلی بک کنند! این اقدام از چند نظر جای بحث و بررسی دارد. اول؛ «توبه نصوح» فارغ از محتوای غیر دینی آن، صرفاً برداشت‌های شخصی محسن مخملباف از توبه حقیقی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img border="1" vspace="5" align="left" src="http://riot.ir/pot/wp-content/uploads/2007/09/12.jpg" hspace="5" alt="makhmalbaf" style="padding: 5px" title="makhmalbaf" />مقدمه لازم ندارد. عرض کنم خدمت انورتون که، شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران، قصد کرده‌است، «توبه نصوح» <a target="_blank" href="http://www.makhmalbaf.com/persons.php?p=2">محسن مخملباف</a> را چهارشنبه این هفته (11 مهرماه) پلی بک کنند! این اقدام از چند نظر جای بحث و بررسی دارد.<br />
اول؛ «توبه نصوح» فارغ از محتوای غیر دینی آن، صرفاً برداشت‌های شخصی محسن مخملباف از توبه حقیقی است. نبود پشتوانه ی کارشناسی دینی در این اثر‌ بزرگترین عامل انحراف از معیار آن است. چیزی که در تولیدات امروز صدا و سیما تا حدودی بهبود یافته‌است. جا دارد از مسئولان رسانه‌ی ملی پرسیده شود، ترویج اعتقاد‌های شخصی یک نفر، با وجود انحرافات واضح آن، چه مبنای عقلی می‌تواند داشته باشد؟<br />
با نگاهی به موقعیت امروزی محسن مخملباف، خیلی واضح می‌توان سرانجام چنین برداشت داغی از شریعت را مشاهده کرد. تعریفی که مخملباف از «توبه» تصویر می‌کند، چیزی جز اعتراف علنی به گناه در کوی و برزن، تشییع فاحشه، شکستن حرمت انسانیت، تقلیل مفهوم توبه به یک کلمه استغفار و &#8230; نیست. چنین برداشتی صراحتاً با معیار‌های اسلامی فرسنگ‌ها فاصله دارد. کافی است نگاهی به گفتار مشهور حضرت علی ابن ابیطالب (ع) پیرامون توبه حقیقی بیاندازیم. در بندهای عمیق آن حدیث، کوچکترین نمودی از آن‌چه مخملباف از اسلام و تشیع فهمیده‌است وجود ندارد.</p>
<p>دوم؛ «توبه نصوح» در زمان اکران هم با واکنش‌های شدید قشر مذهبی آگاه جامعه مواجه شد. البته بازخورد تحسین برانگیز بخش جو زده‌ی جامعه ایران در آن رزوها آن قدر بیشتر بود که مخملباف را ذوق زده بکند. با این وجود چه کسی است که روزهای پرشور و داغ دوران انقلاب را ببینید و جوگیر شدن محسن مخملباف را نتیجه نگیرد. اگر نگوید این فیلم، تنها به دلیل سوار شدن بر موج احساسات مردم ساخته شده است.</p>
<p>سوم؛ «توبه نصوح» شاید بارزترین نمود و نتیجه ناهنجاری است که ثمره‌ی هر انقلابی است. روزهایی که آن‌قدر نورانی بوده‌اند تا چشمی را یارای بازخوانی دقیق و منصفانه و واکاوی و آسیب شناسی  دقیق خرده اشتباهات آن نباشد. مدافعان حقیقی انقلاب شکوهمند اسلامی همواره در این تلاش بوده‌اند تا تبعات آن اشتباهات کوچکی که ناخواسته و در کنار آن رویداد عظیم رخ داده‌است را به حداقل برسانند. جای بسی تعجب دارد که رسانه‌ی ملی به عنوان بازوی فرهنگ ساز نظام اسلامی، با بی‌توجهی تمام، چنین انحرافی را مجدداً در خاطره‌ها زنده می‌کند.</p>
<p>چهارم؛ جالب است که در تیزر هایی هم که شبکه دوم برای این فیلم آماده کرده است، کوچکترین اشاره ‌ای به نام کارگردان نمی‌شود. نشانه‌ی این دروغ‌گویی بارز همین بس که در معرفی «توبه نصوح» تنها به هنرمندی «فرج الله سلحشور» اشاره می‌شود. نکند کسی می‌خواهد از آبری ارزشمند آقای سلحشور به عنوان یک کارگردان ارزشی خرج کند تا کمی از حساسیت مردم در قبال «توبه نصوح» بکاهد؟</p>
<p>پنجم؛ از زمانی که مخملباف به دامن غرب پناه برد، معرفت سطحی که از اسلام در توشه اش داشت با مبانی روشنفکری غربی- اسلامی آمیخته شد. «نقد فقه و روحانیت» و چرخش به سوی «عرفان، معنویت و مثنوی &#8211; با تعریف غربی آن ها-» از شاخص ترین معرف های گفتمان روشنفکری دینی است. محسن مخملباف این روزها مخلوط نا همگنی از اندیشه های داغ دهه 60، برداشت های روشنفکرانه از دین با لهجه غربی و اومانیسم رایج در جهان امروز با محوریت لذت است.</p>
<p>ششم؛ سوال من این‌جاست، مدیر محترم شبکه دوم سیما اگر نگوییم آخرین اثر این هنرمند متهد! را دیده‌است، آیا می‌شود ادعا کرد حتی نام آن را نشنیده است؟ «س.ک.س و فلسفه» آخرین ایستگاه قطار داغ عرفان مخملی آقای مخملباف است.  بد نیست نگاهی به <a target="_blank" href="http://www.makhmalbaf.com/gallery.php?g=90">گزید‌ه‌ای مصور </a>از این شاهکار عرفانی بیاندازید!!</p>
<p>هفتم؛ بنابراین پخش «توبه نصوح» از سیمای جمهوری اسلامی از دو منظر کار صحیحی نیست :<br />
        نخست آن که محتوایی منحرف و غیر اسلامی با تابلوی عرفان اسلامی دارد.<br />
        دوم به دلیل زاویه شدیدی که کارگردان آن مخصوصاً در عصر حاضر با موجودیت جمهوری اسلامی برای خود تعریف نموده است.</p>
<p>هشتم؛ آیا باز نشر محتوای مسموم «توبه نصوح» و ارائه غلط ترین برداشت ممکن از «توبه» &#8211; به عنوان رکن اساسی مسیر الی الله &#8211; آن هم در زمانی که همان رسانه‌ی ملی  تلاشی در خور در راه ارائه تصویری صحیح از مفاهیمی این‌چنین ارزشمند نداشته است، مقابله‌ای نا جوانمردانه میان انحرافات و شبهات از سویی و مذهب مظلوم از سوی دیگر پیدید نمی‌آورد؟</p>
<p>نهم؛ فاین تذهبون &#8230;؟</p>
<p>بعد نوشت : (ساعت 1:46 ب/ ظ)<br />
1. از اینکه رسانه ملی تصمیم گرفته است توبه حقیقی را همزمان با شب های پر برکت قدر، با نمایش توبه نصوح مخملباف به یاد ملت بیاورد رسما و قویا تشکر می کنم!!<br />
2.از دانشگاه که اومدم بیرون دیدم هفته نامه شهروند امروز این هفته با تیتر یک «مخملباف علیه مخملباف» روی دکه ها رفته. من که فکر نمی کنم این اتفاقی باشه. برداشت من اینه که دوستان  کارگزاران-مشارکتی ما خیلی پررنگ در رسانه ملی حضور دارند. (شهروند امروز توسط محمدعطریان فر و به سردبیری محمد قوچانی منتشر می شود)<br />
3. این یادداشت را همراه با ملحقاتی پیرامون پرونده مخملباف در شهروند امروز بازنویسی کردم که به لطف اهالی مرکز اسناد، با عنوان «نبش قبر کارگردان مرده؟!» در آن جا <a target="_blank" href="http://www.irdc.org/news.asp?id=2313">منتشر</a> شده است. (<a target="_blank" href="http://sepehrnews.ir/?p,8583">سپهر نیوز</a> و <a target="_blank" href="http://fardanews.com/show/?id=35418">فردا نیوز </a> هم رونوشتی از یادداشت فوق را منتشر کرده اند. و بالاخره <a target="_blank" href="http://www.rajanews.com">رجای</a> کبیر!)<br />
4. اشتباهی در نام فیلم آقای مخملباف صورت گرفته بود که بعد از تذکر خواننده محترم اصلاح شد. «سکس و فلسفه» صحیح هست که من همین جا تصحیح می کنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/156/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

