<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; نبرد در گرای 90 درجه</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/holy-jihad/jang-e-rasane/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>درباره شبکه ملی اطلاعات</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/891</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/891#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 19:32:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>
		<category><![CDATA[اینترانت]]></category>
		<category><![CDATA[اینترانت ملی]]></category>
		<category><![CDATA[فرا]]></category>
		<category><![CDATA[فراگیت]]></category>
		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>
		<category><![CDATA[مجمع فعالان توسعه فناوری و رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی صرامی]]></category>
		<category><![CDATA[مومن نصب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=891</guid>
		<description><![CDATA[به بهانه روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی تصمیم گرفتم نقدی را که چندی پیش بر مباحث در گرفته پیرامون مساله ای به نام اینترانت ملی یا شبکه ملی اطلاعات نوشته ام، منتشر کنم. ابتدا اجازه بدهید کلیدی ترین واژه این متن را -یا بهتر بگویم برداشت خودم را از آن- تشریح کنم. منظور از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به بهانه روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی تصمیم گرفتم نقدی را که چندی پیش بر مباحث در گرفته پیرامون مساله ای به نام اینترانت ملی یا شبکه ملی اطلاعات نوشته ام، منتشر کنم.<br />
ابتدا اجازه بدهید کلیدی ترین واژه این متن را -یا بهتر بگویم برداشت خودم را از آن- تشریح کنم. منظور از شبکه ملی اطلاعات -آن طور که از اظهار نظرهای مسئولین و حاشیه های تکنیکی مترتب بر آن می توان فهمید- شبکه ای است که در آن برخی سرویس های اساسی و بومی به همراه سرویس های پایه ای و کلیدی شبکه اینترنت -به فرم بومی شده- باسرعت بیشتر به کاربران ارائه می شود و درعوض، سرویس های خارجی معادل آن از دسترس کاربران در اینترنت خارج می شود.</p>
<p>به این ترتیب، اگر بخواهم نظر شخصی ام را درباره راه اندازی چنین شبکه ای بیان کنم، باید بگویم دلایل بزرگی برای زیر سوال بردن چنین مفهومی در دست ندارم. اما آن چیزی راکه باعث می شود من و کسانی مثل من را بسیار بسیار به نمونه پیاده سازی شده این ایده در ایران بدبین و ایرادگیر کرده باشد در ادامه و در ۷ بند بیان میکنم:</p>
<p>۱) <strong>دید غلط و غیر واقعی مسئولین</strong> حوزه اینترنت و شبکه در کشور ما یکی از مهمترین دلیل های چنین بدبینی ای است.  مثلا تازه ترین اظهار نظر وزیر مخابرات را بخوانید: «<a href="http://itna.ir/vdcjt8e8.uqe8vzsffu.html">اینترنت مزیت های خود را از دست داده است</a>» این شبیه همان اظهار نظر مشهوری نیست که مدعی می شود ایران آزادترین کشور دنیا از نظر آزادی بیان است؟!</p>
<p>۲) <strong>مقاصد غیر شفاف و بعضا ناپاک مقامات</strong> و برنامه ریزان این حوزه. به عنوان مثال زمانی که گفته می شود ما نسبت به امنیت اطلاعات کاربران ایرانی بر روی دیتاسنترهای خارجی احساس خطر می کنیم و ما همزمان از <a href="http://www.aftabnews.ir/vdcb5wb9.rhbfgpiuur.html">گوشه و کنار  خط و نشان های پلیس</a> مقامات امنیتی را در خصوص شنود و رمزشکنی اطلاعات ایمیل ها می شنویم، می توان به این نتیجه رسید که شاید آقایان بیشتر به دنبال سیطره ای شبیه آنچه ایالات متحده بر اینترنت دارد، هستند!</p>
<p>۳) تقریبا در اکثر زمینه های خبری که سیمای جمهوری اسلامی درباره غرب دنبال می کند ما شاهد فریب دهی  افکار عمومی هستیم. در حالی غرب درحال فروپاشی و اضمحلال نشان داده میشود که منبع و مصدر همه بدی های عالم است.  در حوزه اینترنت هم <strong>بی اعتماد کردن مردم به سرویس های جهانی</strong> که درباره اکثر آن ها ظن قریب به یقینی درخصوص ناپاکی و خیانت آنها وجود ندارد به وفور در کلام مسئولین و در برنامه های سیما مشاهده می شود.</p>
<p>۴) همین که مسئولین حوزه نت درایران همیشه پیش از راه اندازی نمونه داخلی یک سرویس با <strong>رویکرد سلبی</strong>، مصداق خارجی آن را تخطئه می کرده و کاربران را از استفاده از آن منع یا محروم میکنند، باعث بی اعتمادی به چنین طرح هایی می شود. درحالی که اگر با توجه به نیازهای خاص کاربران یک منطقه شما سرویس جدید و کاملی ارائه کنید و از مزیت های لوکال بودن شبکه و یک پارچه کردن دیگر سرویس ها با آن استفاده کنید قطعا بسیاری از کاربران بدون تهدید و فشار جذب سرویس های داخلی خواهند شد.  اماروی کرد حضرات هیچ وقت اینگونه نبوده است و در اندک مواقعی هم که کسی آستین همت بال زده است <a href="http://weblognews.ir/1391/01/mediablog/19988/">جز تهدید و ممانعت ازکار</a> چیزی نصیبش نشده است. </p>
<p>۵) <a href="http://habil.ir/weblog/896">رسوایی اخیر که من آنرا فراگیت می نامم</a>، خود شاهد بزرگ دلایل این بی اعتمادی است. این که اطلاعات خصوصی و محرمانه فعالین رسانه های مجازی <a href="http://www.teribon.ir/archives/103942">به این سادگی و بدون شرمندگی</a> در اختیار یک گروه کثیف غیر دولتی قرار می گیرد وهیچکس هم نه پاسخ گوست و نه حتی اظهار تاسفی میکند، نشان میدهد در بسیاری از موارد، در راه اندازی بسیاری از چنین پروژه هایی بیش از آنکه منافع کلان ملی لحاظ شود، <strong>اغراض فردی، گروهی یا سازمانی</strong> دخیل هستند. </p>
<p>۶) ما بارها نشان داده ایم آزادی بیان جز آنجا که جامعه جهانی به ما فشار می آورد، به عنوان یک ارزش در درون حاکمیت دنبال نمی شود. <a href="http://rajanews.com/detail.asp?id=110977">حتی چنین تشکیک هایی</a> نشان می دهد <a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=78849">سردمداران مدیریت جنگ نرم!! </a>که این روزها گیت اصلی اینترنت و شبکه هایی نظیر آن -از نظر مفهومی محسوب می شوند- اصلا اعتقادی به چنین مسائلی جز برای دشمنانشان ندارند!!</p>
<p>۷) قوانین غیر شفاف. این مورد را دیگر می شود بدون توضیح رها کرد. همه ما می دانیم که قوانین در حوزه رسانه مجازی چندین برابر رسانه های نوشتاری نامفهوم و غیرشفاف است و در این حوزه، بیشتر بر مبنای تفاسیر شخصی قضاوت می شود.</p>
<p>درانتها فکر میکنم مشکل اصلی میان کاربران اینترنت و متولیان امر نبود، اعتماد متقابل است. انشالله در فرصتی دیگر درباره سوی دوم این بی اعتمادی، یعنی دلایل بی اعتمادی نظام به اینترنت و کاربران آن نیز خواهم نوشت.</p>
<p><center><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2012/05/20120518-002213.jpg"><img src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2012/05/20120518-002213.jpg" width="400" alt="20120518-002213.jpg" class="alignnone size-full" /></a><br />
</center></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/891/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>باز هم درباره زمین بازی دشمن</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/866</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/866#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Oct 2011 18:30:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=866</guid>
		<description><![CDATA[اگر اینترنت با دو میلیارد نفر کاربر، زمین بازی دشمن است، پس  در حقیقت این تنها دولت‌های استکباری نیستند که با ما دشمنی می‌کنند. بلکه ما با مردم دنیا دشمنیم. یعنی روی این کره‌ی خاکی از هر سه نفر، یکی سرباز دشمن است!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اگر اینترنت با <a href="http://www.internetworldstats.com/stats.htm">دو میلیارد</a> نفر کاربر، زمین بازی دشمن است، پس  در حقیقت این تنها دولت‌های استکباری نیستند که با ما دشمنی می‌کنند. بلکه ما با مردم دنیا دشمنیم. یعنی روی این کره‌ی خاکی از هر سه نفر، یکی سرباز دشمن است!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/866/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کارگزاران خرد در فضاى مجازى</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/777</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/777#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Sep 2011 08:13:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>
		<category><![CDATA[حكومت]]></category>
		<category><![CDATA[سپاه]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نويسى]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=777</guid>
		<description><![CDATA[ توجه: مخاطب این یادداشت مطلقا وبلاگ‌نویسان معتقد به آرمان نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. به صورت طبیعی، مردم با کارگزاران حکومت در موقعیت شغلی‌ شان ارتباط دوستانه برقرار نمی‌کنند. یعنی ممکن است خارج از روابط کاری، هم‌سایه و رفیق و آشنا باشند، اما در جایگاه کارگزار حکومت، دوستی شکل نمی ‌گیرد (پارتی‌بازی و این‌ قسم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="box1" style="float: left; width: 180px; border: 1px solid #dddddd; margin-right: 10px; padding: 5px; background-color: #f3f3f3;"> توجه: مخاطب این یادداشت مطلقا وبلاگ‌نویسان معتقد به آرمان نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.</div>
<p>به صورت طبیعی، مردم با کارگزاران حکومت در موقعیت شغلی‌ شان ارتباط دوستانه برقرار نمی‌کنند. یعنی ممکن است خارج از روابط کاری، هم‌سایه و رفیق و آشنا باشند، اما در جایگاه کارگزار حکومت، دوستی شکل نمی ‌گیرد (پارتی‌بازی و این‌ قسم مسائل الان محل صحبتم نیست) به همین ترتیب، در محیط مجازی هم، نمی‌شود انتظار داشت رابطه‌ی صمیمی دوستانه میان کاربران عادی (که زندگی آنلاین ساده‌ای دارند، وبلاگ می‌نویسند، در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند و &#8230;) و آن‌هایی که رسالت خاص و مشخص و سازمان‌یافته‌ای برای خود تصویر کرده‌اند، پدید بیاید.</p>
<p>این دسته‌ی دوم را من از این رو کارگزاران خرد می‌نامم که در دو طرف ماجرا، عده‌ای هم هستند که فعالیت‌شان زیرنظر رسمی سازمان‌های حکومتی‌است. به عنوان مثال، مرکز جرایم سازمان‌یافته و وزارت خارجه‌ی ایالات متحده، دو سازمان رسمی نام‌آشنا برای کاربران اینترنت هستند. اما مراد صحبت من، این قشر هم نیست.</p>
<p>فکر می‌کنم تا زمانی که کارگزاران خرد تصمیم شفافی برای مشخص کردن نوع رابطه‌یشان با حاکمیت ایران نگیرند، نمی‌توانند به یک نوع هم‌زیستی مسالمت‌آمیز در محیط انتنرنت امیدوار باشند چرا که اگر شما، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، فعالیت خودت رو در راستای برنامه ریزی‌های یک ارگان یا سازمان حکومتی قرار بدهی نمی‌توانی انتظار داشته باشی شهروندان عادی به عنوان یک عضو از جامعه‌ی خودشان با شما برخورد کنند. در بهترین حالت رابطه‌تان مانند رابطه‌ی ارباب رجوع و کارمندان یک اداره خواهد شد.</p>
<p>به نظر من، بزرگترین و خائنانه‌ترین ضربه به زندگی مجازی کاربرانی که به «آرمان‌های انقلاب اسلامی» وفادار هستند توسط سرداران و برنامه‌ریزان سپاه در قالب سازمان‌دهی‌های موهوم، برگزاری دوره‌ها و همایش‌ها، حمایت‌های معنوی و مادی و هر چیزی که بشود اسمش را دخالت مستقیم در عملکرد نیرو‌های مستقل و البته وفادار به انقلاب اسلامی نامید، زده شده‌است.</p>
<p>تشکل‌هایی که در قالب غیر NGO و مشخصا با حمایت‌های سپاه در اینترنت شکل گرفته‌اند (که نیازی به نام بردن از آن‌ها نمی‌بینم) به صورت شفاف و به نا حق تقویت کننده آن شایعاتی هستند که وبلاگ‌نویسان و فعالان مدافع انقلاب را به ارتزاق از یادداشت‌هایشان متهم می‌کنند. از سوی دیگر، از آن‌جایی که تا حدودی در جریان مراحل ثبت یک سازمان مردم نهاد بوده‌ام، و کاملا درک کرده‌ام تکیه بر استقلال از نهاد‌ها و سازمان‌ها، تا چه حد می‌تواند هزینه‌بر باشد، نمی‌توانم تحمل کنم، سپاه با سوء استفاده از نیاز‌های مادی و معنوی سازمان‌ها و گروه‌هایی که در ابتدا توسط جمعی از وبلاگ‌نویسان یا فعالان رسانه‌ای و به صورت خود‌جوش پدید می‌آیند، با بی‌رحمی به مصادره و خنثی کردن آن‌ها بپردازدد؛ آن‌قدر که دیگر کارایی جز تکرار کردن صداهای رسمی نداشته باشند؛ آن هم صداهایى که حتى در بین خودى ها هم تمایلى به شنیدنشان وجود ندارد.</p>
<p>مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/777/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ردیه اى بر نظریه زمین هاى بازى</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/836</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/836#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Sep 2011 01:35:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/blog/836</guid>
		<description><![CDATA[ این یادداشت در حاشیه برنامه راز با حضور فعالین اینترنتى نوشته شده بود که با تاخیر منتشر شد. بى مقدمه؛ من فکر مى کنم اگر با توجه به فشارهایى که در یک بازه زمانى خاص از سوى شبکه هاى اجتماعى به کشور ما وارد شده، این طور فکر کنیم که «استفاده» از این «ابزارها» فعالیت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="box1" style="float: left; width: 180px; border: 1px solid #dddddd; margin-right: 10px; padding: 5px; background-color: #f3f3f3;"> این یادداشت در حاشیه برنامه راز با حضور فعالین اینترنتى نوشته شده بود که با تاخیر منتشر شد.</div>
<p>بى مقدمه؛<br />
من فکر مى کنم اگر با توجه به فشارهایى که در یک بازه زمانى خاص از سوى شبکه هاى اجتماعى به کشور ما وارد شده، این طور فکر کنیم که «استفاده» از این «ابزارها» فعالیت در میدان بازى دشمنه، واقعا دچار اشتباه شده ایم.</p>
<p>قبل از توضیح دلایل این حرف مایلم به فشارهاى دولت بریتانیا در پى شورش هاى اخیر بر بلک برى ، تویتر و فیسبوک اشاره کنم با این توضیح که به نظر من در حال حاضر شبکه هاى اجتماعى وحشى تر از اونن که صرفا در اختیار یک قدرت سیاسى مشخص قرار بگیرن.</p>
<p>من فکر مى کنم اگر شبکه هاى اجتماعى بتوانند براى ما تهدیدى به حساب بیایند، به خاطر آنچه در صدر این نوشتار به آن اشاره شد نیست. در عوض من این دلایل رو مى توانم فهرست کنم:</p>
<ol>
<li>مردم ما نحوه برخورد با شایعه رو نمى دانند. شاید چون بیشتر از ممالک دیگر با محتواى رسانه اى پاستوریزه تغذیه شدند. البته بهتره به جاى شایعه از عبارت اخبار غیر رسمى و تایید نشده و مهر ارشاد نخورده استفاده کنیم.</li>
<li>چون دسترسى به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به صورت عادلانه، فراگیر و بین همه اقشار مردم وجود نداره پس ما واقعا صدای مردم‌مون رو به صورت کلی از این شبکه‌ها نمی‌شنویم.</li>
<li>نوع سیاست هاى هنجارساز ما در خصوص «رابطه» با چیزی که در فرهنگ شبکه هاى اجتماعى هست خیلى فرق میکنه در نتیجه ما نگران نوع رابطه اى که در این شبکه ها میان جوانان شکل مى گیره هستیم.</li>
<li>مردم ما به صورت سنتى با پلرالیزم مشکل دارن و اکثرا به نظریه امت واحده فکرى یه جورایى تعلق خاطر دارن. پس ما بحث میکنیم با هدف هم راى شدن نه براى شنیدن نظرات مختلف. در نتیجه با گستردگى تریبون اینترنت مشکل پیدا میکنیم و بهش به عنوان تهدید نگاه میشه.</li>
</ol>
<p>و در انتها باید اضافه کنم اگر ما واقعا معتقدیم انقلاب اسلامى در دل هاى مردم منطقه جا داره، نباید از رسانه اى که بیشتر از هر نمونه دیگرى در نوع خودش مردمى و مستقل از قدرت هاست نگرانى داشته باشیم. این در حالى هست که ما با شعار صدور انقلاب، اول از همه با قطع کردن دسترسى مردم مون به این رسانه ها عملا صداشون رو خفه کردیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/836/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>و العافین عن الناس&#8230;</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/827</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/827#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Aug 2011 21:31:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=827</guid>
		<description><![CDATA[[...] «و ضمّ اهل الفرقة»؛ این کسانى که از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت کشور فاصله میگیرند، کوشش کنید اینها را نزدیک کنید، منضم کنید. کسانى که میانه‌ى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، کسانى که یک ایمان نیمه‌کاره‌اى [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p>[...] «و ضمّ اهل الفرقة»؛ این کسانى که از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت کشور فاصله میگیرند، کوشش کنید اینها را نزدیک کنید، منضم کنید. کسانى که میانه‌ى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، کسانى که یک ایمان نیمه‌کاره‌اى دارند، بکلى از ایمان ببُرند؛ کسانى که نیمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عکس این عمل کنیم؛ کسانى که در نیمه‌ى راه هستند، اینها را جذب کنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست [...] <a title="بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران" href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=16889">رهبر معظم انقلاب</a></p></blockquote>
<p>صحبت درباره‌ی موضوع مشخص و زخم کهنه‌ای است که گاه گاه، مانند گشت ارشاد که میوه‌ی تابستانی مملکت شده‌است، سر باز می‌کند. ماهواره. «این بلای آسمانی» که در تازه‌ترین راه‌برد آقایان، از آسمان هم با آن برخورد شده‌است. [ببینید <a href="http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1825135&amp;Lang=P">۱</a> و <a href="http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1825139&amp;Lang=P">۲</a>] با توجه به مقدمه‌ای که از صحبت‌های رهبری ذکر کردم و با اتکا به دلایل زیر، قصد دارم بگویم رها کردن موضوع جمع‌آوری گیرنده‌های ماهواره، امروز، از مصادیق عبور از خطای مردم توسط حاکمان است. «و الکاظمین الغیظ و العافین عن النّاس» چرا که این‌کار هیچ منفعنی، تکرار می‌کنم مطلقا هیچ منفعتی برای نظام و مردم ندارد و البته پر واضح است که مضرات و مفاسدی نیز در آن نهفته‌است.</p>
<ol>
<li>این روز‌ها، شکر خدا هیچ کدام از شهروندان ایرانی (آن‌ها که موضوع این صحبت هستند) لنگ پول یک فقره دیش ماهواره نیستند. پس جمع کردن و له و تا کردن آن، باعث نمی‌شود عددی از مخاطبین شبکه‌های «غیر خودی» کاسته شود. مضافا بر این‌که بازار فروش دیش را رونق همی بخشد!</li>
<li>از آن‌جا که داشتن تجهیزات ماهواره در شرایط فعلی از حالت یک منکر اجتماعی خارج شده‌است (و حتی در صورتی که این‌گونه نباشد) برخورد انتظامی با آن فاقد جنبه‌ی تنبیهی است که باعث شود فرد اصطلاحا خطاکار، متنبه شده و دست از دیش بشوید!</li>
<li>سخن از ضعف تولیدات رسانه‌ای صدا و سیما، کهنه و تکراری و حال به هم زن شده‌است لکن در کنار این ضف و کم‌کاری عمده‌ی رسانه‌ی ملی، نیاز به استفاده از ماهواره در بخش‌هایی از جامعه نهادینه شده‌است که این مساله باعث می‌شود جمع‌آوری دیش دردی را دوا نکند.</li>
<li>این کار، ورود بدون حکم قضایی به منزل‌های مسکونی، فرود آمدن از آسمان بر تراس‌های خانه‌ها، له کردن! تجهیزات ماهواره زیر پوتین سربازان به شدت موجب لج‌بازی و عناد میان آن بخش از جامعه می‌شود که مخاطب ماهواره هستند و بعد از این عوض یک دیش، از قرار دو ماهواره به ازای هر خانواده روی بام‌ها سبز شود!</li>
<li>اینترنت :)</li>
</ol>
<p>پ.ن ۱: نویسنده در منزل شخصی‌اش تلویزیون هم ندارد که بخواهد ماهواره داشته باشد.<br />
پ. ن ۲: مشخص است که هدف نوشتار فوق، مشروعیت بخشیدن به استفاده از ماهواره نیست که این البته خود صحبت‌های مفصلی را می‌طلبد. صرفا نقدی بود بر برخورد پلیسی با دیش و توصیه‌ای برای آن‌که در این ماه مبارک، بگذرند اهالی حکومت از این خرده خطای مردم!<br />
پ. ن ۳: در باب مضرات این نوع برخورد نیز سخن به درازا خواهد رفت لکن بزرگ شدن بازار قاچاق زیر زمینی این تجهیزات، صرف هزینه از بیت المال برای اجرای این طرح‌های ضربتی، شکسته شدن قبح قانون‌گریزی و بالاتر و مهم‌تر از همه، <strong>کم شدن اندک علقه و وابستگی بخشی از جامعه نسبت به نظام</strong> را می‌توان برشمرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/827/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/552</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/552#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 21:09:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ شهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=552</guid>
		<description><![CDATA[مطلبی که در ادامه می‌خوانید، یادداشت منتشر نشده‌ای است از حسین درخشان با عنوان «وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس» - از آن روز که هودر وبلاگ بچه قلهک را راه انداخت، اتفاقات عجیب و غریبی پشت سر هم رخ‌داد، اتفاقاتی که مثل فریاد، هر لحظه بلند و بلند‌تر شد تا آن‌که سکوتی هیستریک همه‌جا را فرا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="box1" style="border: 1px solid silver; padding: 5px; float: left; width: 200px; margin-right: 10px;">مطلبی که در ادامه می‌خوانید، یادداشت منتشر نشده‌ای است از <a href="http://i.hoder.com/" target="_blank">حسین درخشان</a> با عنوان «وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس»</div>
<p>- از آن روز که هودر وبلاگ <a href="http://www.google.com/url?sa=t&amp;source=web&amp;ct=res&amp;cd=1&amp;url=http%3A%2F%2Fhoderiniran.com%2F&amp;ei=yFaMSe6NCJKj-gbvyfChCw&amp;usg=AFQjCNHY08atQp4lfCvt2mbWKepoDy061A&amp;sig2=22VU0hvHofqaQ0gmHpj3lg" target="_blank">بچه قلهک</a> را راه انداخت، اتفاقات عجیب و غریبی پشت سر هم رخ‌داد، اتفاقاتی که مثل فریاد، هر لحظه بلند و بلند‌تر شد تا آن‌که سکوتی هیستریک همه‌جا را فرا گرفت. از آخرین یادداشتی که حسین درخشان در وبلاگ‌شهر منتشر کرده‌است، درست 100 روز می‌گذرد.</p>
<p>از خدا که پنهان نیست. از شما هم پنهان نباشد. با وجود همه‌ی اختلافات‌مان، دلم برایش تنگ شده‌است. چند روز پیش در بین فایل‌های روی کامپیوتر، چشمم به یادداشت حسین افتاد که برای آرمان‌شهر مرحوم نوشته‌بود. <a href="../1386/10/13/sardabir/" target="_blank">نشریه‌ای</a> که به هزار و یک دلیل هیچ‌وقت چاپ نشد. گفتم شاید انتشار آن باعث شود یادمان بیاید حسین درخشان، یکی از ما بود. یکی از ما وبلاگ‌نویس‌ها.</p>
<p>مطلبی که در ادامه می‌خوانید، یادداشت منتشر نشده‌ای از حسین درخشان است با عنوان «وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس»</p>
<hr />
<div style="clear: both; height: 5px; margin-bottom: 5px;">…</div>
<p><strong>وبلاگ‌های پاک، ماهواره‌های نجس</strong><br />
<em>حسین درخشان </em>*</p>
<div id="attachment_553" class="wp-caption alignleft" style="width: 162px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/qa_andre_mayer_220.jpg"><img class="size-full wp-image-553" title="حسین درخشان - Hossein Derakhshan" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/qa_andre_mayer_220.jpg" alt="حسین درخشان" width="152" /></a><p class="wp-caption-text">حسین درخشان</p></div>
<p>روزی که آقای احمدی‌نژاد وبلاگش را شروع کرد در دل من عروسی بود. نه فقط بخاطر این‌که می‌دیدم جریانی را که از یک آپارتمان کوچک در محله‌ی دیویس ویل تورنتوی سرد شروع کرده بودم، امواجش به دفتر ریاست جمهوری ایران هم رسیده‌است. بلکه به این خاطر که مطمئن شدم وبلاگ هرگز به سرنوشت ماهواره دچار نخواهد شد.</p>
<p>ماهواره از روز اول منحصر به اپوزیسیون خرفت آمریکانشین بود که یا فقط فحش و فضیحت نثار عاملان و حافظان انقلاب ایران میکرد، یا اینکه صبح تا شب تصور آرمانی آقایان و خانم‌های شاه‌دوست را از ایرانی که در آن همه صبح تا شب کاری جز رقص و آواز ندارند به خورد مردم ساکن ایران می‌داد.</p>
<p>در نتیجه از همان اوایل ماهواره در ایران برای اکثریت مردم ایران و حاکمانش به عنوان رسانه‌ی دشمن یا رسانه‌ای «نجس» باقی‌ماند. رسانهای که چون فرم آن «نجس» است، هیچ چیز «پاکی» از آن بیرون نخواهد آمد.</p>
<p>حتی اگر چند کانال ماهوارهای مدافع جمهوری اسلامی و منطبق با اصوال مذهبی هم راه بیفتد، باز هم برای تطهیر این رسانه کافی نخواهد‌بود. چون فرم آن با محتوایی که سال‌هاست تولید کرده، گره خورده است.</p>
<p>ولی حساب وبلاگ فرق دارد. با اینکه وبلاگ هم مثل خیلی رسانه‌های دیگر، مثل روزنامه و ماهواره از فرنگ به ایران آمد، ولی به دلایل گوناگون هرگز به رسانه‌ی انحصاری دشمنان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تبدیل نشد. مهم‌ترین دلیلش شاید این بود که نسلی از ایرانیان که سراغ وبلاگ رفت برخلاف ماهواره‌چی‌ها انحصارطلب نبود. نمی‌خواست صدای مخالفش را خفه و او را محو کند. برعکس می‌خواست وبلاگ‌شهر جایی شود که در آن زن و مرد، مذهبی و غیرمذهبی، طرفدار و مخالف جمهوری اسلامی، شهری و روستایی به اندازه‌ی مساوی احساس تعلق کنند.</p>
<p>ولی مسایل می‌توانست شکل دیگری هم پیدا کند و تکنولوژی دوطرفه‌ی اینترنت تنها دلیل این اتفاقات نبود. فقط تصورش را بکنید که لینک دادن به دوستان و آشنایان در ستون کناری یک وبلاگ از آن اول تشویق و مرسوم نمی‌شد. یا مثلا کامنت دادن از همان اول مقبول نمی‌افتاد و بعداً هم جا نمی‌افتاد. آیا وبلاگشهر باز هم همین فضای باز و باتحمل را داشت؟</p>
<p>آرام آرام با رسیدن موج و هیجان وبلاگ به ایران، تعداد وبلاگهایی که از ایران نوشته می‌شدند فزونی گرفت و خیلی زود و به کمک سرویس‌دهندگان داخلی به تعدادی چندین برابر تعداد وبلاگ‌های فرنگ‌نشینان تبدیل شد. در عین حال بر خلاف تصور و تحلیل آمریکایی‌ها نه تنها حکومت ایران با وبلاگها برخورد نکرد، بلکه به آنها میدان و امکانات داد. چه در زمان دولت آقای خاتمی و چه در دولت آقای احمدی‌نژاد.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_554" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/2633530052_4060f58fb3.jpg"><img class="size-medium wp-image-554" title="حسین درخشان، با همه‌ی اختلاف نظر‌هایی که با هم داشتیم،‌ یکی از ما بود. یکی از ما وبلاگ‌نویس‌ها." src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/2633530052_4060f58fb3.jpg" alt="حسین درخشان، با همه‌ی اختلاف نظر‌هایی که با هم داشتیم،‌ یکی از ما بود. یکی از ما وبلاگ‌نویس‌ها." width="400" /></a><p class="wp-caption-text">حسین درخشان، با همه‌ی اختلاف نظر‌هایی که با هم داشتیم،‌ یکی از ما بود. یکی از ما وبلاگ‌نویس‌ها.</p></div>
<p>در نتیجه محله‌های گوناگونی در وبلاگشهر آرام آرام شکل گرفت: وبلاگهای طرفدار حکومت، وبلاگهای طلاب، وبلاگهای مذهبی و… در عین حال کل فضای وبلاگشهر بر خلاف تصور رایج در آمریکا -که انتظار داشت وبلاگهای ایرانی تبدیل به ابزاری برای سازماندهی شورش‌های خیابانی یا کودتای مخملی مورد علاقه‌ی آنها شوند- به فضایی آرام و کم‌تنش تبدیل شد که در آن نسل جوان ایرانی برای اولین بار در سطحی وسیع وارد گفتگویی آرام با یکدیگر و حاکمان شد که در نهایت به ثبات جمهوری اسلامی کمک کرده است تا به بی‌ثباتی مورد انتظار آمریکایی‌ها.</p>
<p>حتی ویژگی دوطرفه‌ی رسانه‌ی وبلاگ باعث شده‌است که بسیاری از وبلاگنویسان فرنگ‌نشین مخالف سرسخت جمهوری اسلامی که دهه‌هاست از واقعیت ایران دور بوده‌اند، تحت تاثیر تعاملشان با وبلاگشهر از دیدگاه‌های سفت و سختشان پایین آمده‌اند و با ایرانی تازه آشنا شده‌اند که هرگز نمی‌شناختند. ایرانی متکثر، آزاد، و منعطف که فرسنگ‌ها از تصور آنها دور بود. در واقع تنها به‌خاطر تاثیر وبلاگ‌شهر، هزاران هزار مخالف جمهوری اسلامی به منتقد آن تبدیل شدند، بدون اینکه خود جمهوری اسلامی کوچکترین هزینه‌ای بدهد.</p>
<p>از این منظر، با فیلتر کردن وبلاگ‌های مخالفان فرهنگ‌نشین جلوی تماس آنها با وبلاگ‌شهر گرفته می‌شود و در نتیجه، با باقی ماندن در همان حباب ذهنی خودساخته، تحول طبیعی آنها از مخالف به منتقد هرگز صورت نمی‌گیرد. فیلترینگ وبلاگ‌های مخالف جمهوری اسلامی، از این نظر، کاملا اثری معکوس دارد. چون با مانع شدن تعامل آنها با محله‌های گوناگون وبلاگ‌شهر، آنها را در همان وضعیت عناد و مخالفتشان تثبیت می‌کند.</p>
<p>در عین حال، وبلاگ‌های فیلترشده در داخل ایران خود را قربانیانی مظلوم و در نتیجه برحق نشان می‌دهند و این به آنها اعتباری دروغین می‌دهد. در صورتی‌که اگر فیلتر نشده‌بودند هر کس که دیدگاه‌ها و تحلیل‌های غیرواقعی آنها را می‌خواند خودبه‌خود دیگر اعتباری برای آنان قایل نمی‌شد.</p>
<div style="border: 1px solid silver; padding: 5px; float: left; width: 200px; margin-right: 10px;">* حسین درخشان، دانشجوی ارشد مطالعات رسانه‌ای در دانشگاه لندن است و وبلاگ «سردبیر: خودم» را مینویسد.<br />
9 دی‌ماه 1386 / <span>Dec 29, 2007</span></div>
<div style="clear: both; height: 5px; margin-bottom: 5px;">…</div>
<p><em>در مطلب فوق، هیچ‌گونه دخل و تصرفی نشده‌است و تنها به چند مورد ویرایش املایی اکتفا کرده‌ام. ©حقوق معنوی این یادداشت برای<a href="http://aonline.ir/" target="_blank"> بنیاد فرهنگی آرمان‌شهر</a> و «<a href="../" target="_blank">بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس</a>» محفوظ است.</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/552/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حکایت مستی و چای و لپ‌تاپ</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/529</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/529#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jan 2009 06:50:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=529</guid>
		<description><![CDATA[نزدیک خانه‌ی ما، سال‌هاست دهه‌ی سوم محرم، صبح‌ها روضه‌ی ابا‌عبد‌الله برپاست. خانه‌ی کوچکی است. روضه‌های صبح هم مشتری خودش را دارد. آدم‌هایی که می‌آیند زیاد در بند فضای‌ بیرونی نیستند. حال و هوای صمیمی دارند. آمده‌اند تسلیت بگویند. نکته‌ای بشنوند و اشکی بریزند. امسال اما روحانی‌های سابق را دعوت نکرده‌بودند. نمی‌دانم چرا و زیاد هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_530" class="wp-caption alignleft" style="width: 192px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/masti_ke_chay_minoushad.jpg"><img class="size-full wp-image-530" title="حکایت مستی که چای می‌نوشد" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/masti_ke_chay_minoushad.jpg" alt="سماوری که به بزم حسین می‌جوشد بخار رحمت آن جرم خلق می‌پوشد    حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گو بگو حکایت مستی که چای می‌نوشد" width="182" /></a><p class="wp-caption-text">سماوری که به بزم حسین می‌جوشد بخار رحمت آن جرم خلق می‌پوشد    حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گو بگو حکایت مستی که چای می‌نوشد</p></div>
<p>نزدیک خانه‌ی ما، سال‌هاست دهه‌ی سوم محرم، صبح‌ها روضه‌ی ابا‌عبد‌الله برپاست. خانه‌ی کوچکی است. روضه‌های صبح هم مشتری خودش را دارد. آدم‌هایی که می‌آیند زیاد در بند فضای‌ بیرونی نیستند. حال و هوای صمیمی دارند. آمده‌اند تسلیت بگویند. نکته‌ای بشنوند و اشکی بریزند.</p>
<p>امسال اما روحانی‌های سابق را دعوت نکرده‌بودند. نمی‌دانم چرا و زیاد هم مهم نیست. حتی از این بابت خوش‌حال هم هستم که تغییری ایجاد شده‌است. صحبت‌ها بیشتر درباره‌ی زندگی خانوادگی بود. رابطه‌ی پدران و مادرانی که احتمالاً این موقع صبح بیشتر مخاطب منبر‌ها هستند، با فرزندانشان.</p>
<p>مراسم امسال یک تفاوت دیگر هم با سال‌های قبل داشت. آخرین خطیب، با یک فروند لپ‌تاپ بالای منبر می‌نشست. گاهی سایتی هم معرفی می‌کرد. ب بسم‌الله هم اگر سوال شرعی پرسیده می‌شد، جستجو می‌کرد و مستند پاسخ می‌گفت. راستش را بخواهید قصد دارم سال بعد یک خط وایر‌لس برای مراسمشان جور کنم. شاید خدا قسمت کرد گزارش زنده‌ هم دادیم از مراسم!</p>
<p>- مرتبط: <a href="http://friendfeed.com/e/aff9db03-e365-4509-ae4a-df5290690e52" target="_blank">درس و مباحثه طلبگی امروزی</a><br />
- پ.ن: <a href="http://nimcheh.blogspot.com/2009/01/250.html" target="_blank">سابقه‌ی 250 ساله‌ی اپن سورس</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/529/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایران، بزرگترین قربانی خشونت و تروریسم</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/377</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/377#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 07 Aug 2008 03:55:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=377</guid>
		<description><![CDATA[در سی سال گذشته، مردم ایران، به کرّات قربانی صورت‌های مختلفی از جنایت و اقدامات تروریستی، بوده‌اند. ریشه‌ی اصلی این اقدامات ضدبشری، را عموماً در چند عامل خلاصه می‌کنند. داعیه‌ی تشکیل حکومت دینی (که در سال‌های پس از رنسانس، مطرود شده‌بود)، فعل سیاسی خارج از چارچوب نظام دو قطبی (پیش از فروپاشی شوروی) و نظام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در سی سال گذشته، مردم ایران، به کرّات قربانی صورت‌های مختلفی از جنایت و اقدامات تروریستی، بوده‌اند. ریشه‌ی اصلی این اقدامات ضدبشری، را عموماً در چند عامل خلاصه می‌کنند. داعیه‌ی تشکیل حکومت دینی (که در سال‌های پس از رنسانس، مطرود شده‌بود)، فعل سیاسی خارج از چارچوب نظام دو قطبی (پیش از فروپاشی شوروی) و <a href="http://pat.riot.ir/1387/05/04/irans-diplomatic-acts-vs-us/">نظام تک قطبی</a> (تا چند سال گذشته) بر اساس گفتمان نه شرقی، نه غربی و نهایتاً عدم پایبندی به مناسبات نانوشته‌ی حاکم.</p>
<div class="box1">عمومی‌ترین تعریف تروریسم، اعمالی را شامل می‌شود که برای ایجاد ترس و وحشت با اهداف ایدئولوژیک و از روی عمد صورت می‌گیرند.</div>
<p>کشور ما، صورت‌های مختلفی از تروریسم، به <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Terrorism">معنای وسیع</a> آن یعنی اقدامات خشونت‌بار منجر به ایجاد وحشت و عموماً همراه با قتل انسان‌ها، را تجربه کرده‌است، به صورت خلاصه:</p>
<p><strong>ایران؛ قربانی تروریسم دولتی:<br />
</strong>-	ایران در سالهای گذشته، قربانی اعمالی از سوی ایالات متحده بوده که، از مصادیق تروریسم دولتی‌اند. در این خصوص می‌توان به شلیک به هواپیمای مسافربری ایران (جون 1988) که منجر به شهادت 290 نفر شد و حمله به سکو‌های نفتی در خلیج فارس (اکتبر 1988) اشاره کرد که در هر دوی این موارد، ایالات متحده توسط دیوان بین المللی لاهه <a title="متن حکم صادر شده در خصوص حمله به سکوهای نفتی" href="http://bashgah.net/pages-8401.html">مجرم</a> شناخته شده‌است.<br />
-	اما مهم‌ترین مسئله‌ای که ایالات متحده بر مبنای آن، متهم به اعمال تروریستی علیه ج. ا. ایران است، تهدید مدام به حمله‌ی نظامی است.  فرانسیس بویل، وکیل آمریکایی که در فاصله‌ی سال‌های 1993 تا 2003، مسئول شکایت علیه صرب‌های بوسنی بود، در این خصوص <a href="http://fpr.blogfa.com/post-104.aspx">می‌گوید</a>:</p>
<blockquote><p>حدود دو سال پیش ایران در مورد پیشنهادی که من در مورد خصوص شکایت از ایالات متحده و اسرائیل و سه کشور اروپایی (انگلستان، فرانسه و آلمان) به دادگاه بین‌المللی لاهه به دلیل ادعاهای مکرر و آشکار آنها در مورد حمله‌ی نظامی به ایران علی‌رغم حق مسلم ایران در معاهده‌ی ان‌پی‌تی برای فعالیت‌های هسته‌ای ارائه کرده بودم با من تماس گرفت.<br />
تهدید و به‌کارگیری قدرت نظامی، بند 2 (4) منشور سازمان ملل متحد را به طور آشکارا نقض می‌کند. این منشور همچنین بر حل مسالمت‌آمیز مناقشات بین‌المللی تأکید دارد. ایران  با تحویل این دعاوی حقوقی به تمام جهان ثابت خواهد کرد که می‌خواهد این موضوع را به صورت مسالمت‌آمیز و برطبق حقوق بین‌الملل حل و فصل کند.</p></blockquote>
<p>در این مورد خاص، ایالات متحده، با توجه به آن‌که امنیت سیاسی ایران را بار‌ها مورد مخاطره قرار داده‌است بر طبق منشور ملل متحد، متهم به ایجاد جو رعب با توسل به تهدید به حمله است. موارد یاد شده،‌ مصادیقی از دخالت مستقیم ایالات متحده در اقدامات خشونت بار تروریستی علیه ایران بود. این درحالی است که آمریکا در خصوص حمایت از گروه های شبه نظامی تروریستی نیز مجرم است.</p>
<p><strong>ایران؛ قربانی تروریسم سازمان‌یافته</strong><br />
&#8211; سازمان منافقین: ج. ا. ایران، همواره از سوی گروه‌های شبه نظامی تروریستی نیز هدف اقدامات خشونت بار بوده است.  این سازمان خصوصاً با ترور‌ شخصیت‌های سیاسی ایران، در سال‌های 60 تا 63، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AE%D9%84%D9%82_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D9.82.D8.B1.D8.A7.D8.B1_.DA.AF.D8.B1.D9.81.D8.AA.D9.86_.D8.B3.D8.A7.D8.B2.D9.85.D8.A7.D9.86_.D8.AF.D8.B1_.D9.81.D9.87.D8.B1.D8.B3.D8.AA.E2.80.8C.D9.87.D8.A7.DB.8C_.D8.AA.D8.B1.D9.88.D8.B1.DB.8C.D8.B3.D8.AA.DB.8C">جزء سازمان‌های تروریستی بین المللی</a> شناحته شده‌است. (این سازمان در فاصله این سال‌ها، 366 مورد عملیات تروریستی تنها در تهران انجام داده‌است، که حتی رئیس جمهور، رجایی از قربانیان ترور‌های این گروه است.) همچنین این سازمان در مرداد 67 با پشتیبانی هوایی عراق، حمله سراسری به ایران انجام داد. (پس از پذیرش آتش بست)</p>
<div class="box1">بر طبق اطلاعات ارائه شده <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Allegations_of_state_terrorism_by_the_United_States#Jundullah">توسط خبرگزاری ABC</a>،  ایالات متحده به صورت آشکار از هر دو گروه تروریستی منافقین و جند الله حمایت‌های مادی و معنووی می‌کند. (پیش از این، صدای آمریکا هم در یک عمل غیر متعارف با فرمانده تروریست‌های جندالله مصاحبه کرد)</div>
<p>&#8211; <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jundallah">گروهک جند‌الله</a>: جنایت‌های گروه تروریستی جند الله که از مبارزین سنی بلوچ تشکیل شده‌است، در سال‌های اخیر، مهم ترین مسائل خشونت بار داخل کشور بوده‌است. کشتار شهروندان ایرانی در <a href="http://www.abna.ir/data.asp?id=104608&amp;lang=1">ماجرای تاسوکی</a>، که یک نسل کشی کوچک شناخته می‌شود (تروریست‌ها، گروگان ها را به سنی و غیر سنی، بلوچ و غیر بلوچ تقسیم و غیر بلوچ‌های شیعه را – اعم از زن و کودک &#8211; تیرباران کردند.) همین‌طور، <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jundallah#2007_Zahedan_bombing">بمب‌گذاری</a> در مسیر اتوبوس سپاه پاسداران ( که به کشته شدن 18 نفر پرسنل سپاه منجر شد)  و در آخرین اقدام، گروگان‌گیری 16 نفر مرزبان ایرانی  از جمله اقدامات تروریستی این گروه است. (<a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8705150219">گروهک تروریستی الجهاد</a>، که یعقوب میرنهاد موسس آن، به تازگی اعدام شد، یکی از شاخه‌های داخلی گروهک تروریستی جند الله است)<br />
همچنین ایران، قربانی جنایاتی توسط گروهک‌های تروریستی دیگری نظیر پژاک، خلق عرب، چریک‌های فدایی و &#8230; نیز بوده‌است.</p>
<p><strong>ایران؛ قربانی جنایت علیه بشریت و نسل کشی</strong><br />
از دیگر مواردی‌ که کشور ما در سال‌های اخیر قربانی اقدامات خشونت آمیز تروریستی بوده است، جنایات نژاد پرستانه به عنوان مصداق نسل کشی توسط گروه‌های جدایی طلب بوده است.<br />
کشتار‌های فجیع گروهک کموله در کردستان، در فاصله‌ی سال‌های 57 تا 59 که عموما قربانیان آن سربازان سپاه پاسداران بودند که تنها به جرم سپاهی بودن (داشتن عکس امام خمینی) از طریق سر بریدن، قتل با تبر و قطعه قطعه کردن پیش از مرگ، به شهادت رسیدند، از مصادیق نسل کشی و جنایات قومیتی است.</p>
<div class="box1">«&#8230; تنها به جرم سپاهی بودن (به همراه داشتن عکس امام خمینی) از طریق سر بریدن، قتل با تبر و قطعه قطعه کردن پیش از مرگ، به شهادت رسیدند»</div>
<p>در مجموع اقدامات مین گذاری، بمب گذازی و عملیات ایذائی در فاصله این سال‌ها 1960 مورد عملیات تروریستی در استان‌های (خوزستان، ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی) صورت گرفت که به شهادت 1656 نفر و مجروح و اسیر شدن 3386 نفر منجر شده است. (آمار اقدامات تروریستی گروه‌های جدایی طلب ترکمن، در آمار فوق منظور نشده است.) <span style="font-size:10px">(گزارش کوتاه &#8211; مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ)</span><br />
این اقدامات، از آن‌جا که با هدف کشتن یک قومیت خاص، یا یک ایدئولوژی خاص انجام شده‌اند،‌از مصادیق نسل کشی محسوب می‌شوند (بنا بر تعریف نسل کشی بر مبنای کنوانسیون ژنوسید)</p>
<p><strong>ایران؛ قربانی تروریسم کور</strong><br />
از دیگر موارد اقدامات تروریستی که عموماً قربانیان آن مردم عامی کوچه و خیابان بوده‌اند، ترور‌های کور از طریق بمب‌گذاری در معابر و محل‌های اجتماع مردم بوده است. در این میان، <a href="http://www.powerset.com/explore/semhtml/Day_of_Ashura?query=Imam+Reza+shrine">بمب‌گذاری </a>در مرقد مطهر امام رضا (ع) در مشهد، که به شهادت دست کم 25 نفر منجر شد، اوج سبعیت گروه‌های تروریستی را در مواجهه با مردم ایران نشان می‌دهد. مسئولیت این حادثه نیز به عهده‌ی گروهک منافقین است. (<a href="http://www.youtube.com/watch?v=fh9mTuCdbOk">لینک فیلم</a>. هشدار: این ویدئو ممکن است برای شما ناراحت کننده باشد)</p>
<p><strong>ایران؛ قربانی جنایات جنگی:</strong></p>
<div style="float:left">
<div class="wp-caption alignnone" style="width: 170px"><a href="http://www.chemical-victim.com/sardasht/"><img title="chemical Casualities of Sardasht" src="http://www.chemical-victim.com/sardasht/Site_Pic/kh/new/sardasht.jpg" alt="«این‌جا صدای اغلب مردم شهر گرفته‌است، ریه‌هاشان فرسوده است، راه هوا بر گلوهاشان بسته است.»" width="160" height="225" /></a><p class="wp-caption-text">«این‌جا صدای اغلب مردم شهر گرفته‌است، ریه‌هاشان فرسوده است، راه هوا بر گلوهاشان بسته است.»</p></div>
</div>
<p>یکی دیگر از موارد جنایت علیه مردم ایران، جنایات جنگی صدام حسین، در طول نبرد 8 ساله بود. استفاده از سلاح‌های نا متعارف، شکنجه‌ی اسرا بر خلاف کنوانسیون‌های بین المللی و ممانعت از مصاحبه‌ی نمایندگان صلیب سرخ جهانی، موشک‌باران شهر‌ها و صد‌ها مورد دیگر از جنایات صدام است. برای یک نمونه، <a href="http://www.chemical-victim.com/sardasht/">بمباران شیمیایی شهر سردشت</a> در تیرماه 66، منجر به شهادت 130 نفر در همان روز شد. وزارت خارجه، آمار شهدا و مجروحین این واقعه را 4600 نفر اعلام کرد. (<a href="http://www.chemical-victim.com/sardasht/masdomin_sardasht_fa.aspx">لینک</a>: هشدار، تصاویر مجروحین جنایات سردشت ممکن است برای شما ناراحت کننده باشد.)</p>
<p><strong>ایران؛ قربانی تروریسم ترانزیت مواد مخدر</strong><br />
ایران در مسیر ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به ترکیه و از آن‌جا به کشور‌های اروپایی است. تجارت مواد مخدر یکی از پر‌سود‌ترین نوع معاملات بین‌المللی است به طوری که رئیس اداره‌ی مواد مخدر و جرائم سازمان ملل می‌گوید، ارزش مواد تولید شده در افغانستان، در حدود <a href="http://dchq.ir/html/modules.php?op=modload&amp;name=News&amp;file=article&amp;sid=8935&amp;mode=thread&amp;order=0&amp;thold=0">یک ملیارد دلار</a> براورد می‌شود.<br />
اما در این میان، نه‌تنها کاروان‌های مسلح ترانزیت مواد، که گروهک‌های قومیتی و گروه‌های تروریستی نیز برای تامین هزینه‌های خود، به صورت آشکار به جا به جایی مواد مخدر می‌پردازند. گفته می‌شود، تنها طالبان در سال گذشته‌ی میلادی یک صد ملیون دلار از طریق کشت مواد مخدر درامد داشته است.<br />
اما بیشترین <a href="http://mondediplo.com/2002/03/13drug">هزینه‌ی ترانزیت مواد</a> را ایران می‌پردازد. چه به خاطر <a href="http://www.dchq.ir/html/modules.php?op=modload&amp;name=News&amp;file=article&amp;sid=4952&amp;mode=thread&amp;order=0&amp;thold=0">3600 شهید و 11 هزار مجروح</a> مبارزه با مواد مخدر و چه به لحاظ نا امنی که گروه‌های مسلح تروریستی از طریق ایجاد ارعاب به کشور تحمیل می‌کنند.</p>
<p>مواردی که در بالا به آن‌ها اشاره شد، مروری کلی بر جنایات سازمان‌یافته و اقدامات تروریستی بود که تقریبا در تمامی آن‌ها، حمایت ایالات متحده از تروریست‌ها مشهود و اثبات شده است.<strong> ایران، بزرگترین قربانی تروریسم دولتی و جنایات سازمان‌یافته است.</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/377/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>باز به قلبم رجوع کردم!</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/194</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/194#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Apr 2008 00:40:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش روی پرده]]></category>
		<category><![CDATA[آژانس شیشه‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[حاتمی‌کیا]]></category>
		<category><![CDATA[حلقه‌ی سبز]]></category>
		<category><![CDATA[دفاع‌مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[شهروند‌امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=194</guid>
		<description><![CDATA[در حاشیه‌ی مصاحبه‌ی شهروند امروز با حاتمی‌کیا]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2008/04/20-2.jpg" target="_blank"><img class="alignleft size-medium wp-image-195" style="padding:10px; float: left; border: 1px solid black; margin: 10px;" title="ebrahim-hatami-kia" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2008/04/20-2-300x225.jpg" alt="ابراهیم حاتمی کیا - پشت صحنهی سریال تلویزیونی حلقهی سبز " width="210" height="157" /></a></p>
<p>دیروز در شماره‌ی جدید هفته‌نامه‌ی شهروند امروز مصاحبه‌ای با ابراهیم حاتمی کیا منتشر شد که روی جلد هم کار شده‌بود. در ضمن خوندن مصاحبه‌ نکاتی که به ذهنم رسید رو نوشتم :</p>
<p>حضور شخص محمد قوچانی که عموماً در مصاحبه‌ها شرکت نمی‌کند برای من فقط یک پیام داشت. قوچانی تنها آمده بود تا مزه‌ی دهن ابراهیم خان را بفهمد. چنان‌که مستقیم هم می‌پرسد که دولت فعلی را چگونه می‌بینی؟  اما جناب قادری دنبال بررسی مسائل فنی و روتین سینمایی بود. به عبارتی تلاش می‌کرد تحلیل‌های خودش ا در دهان حاتمی‌کیا بگذارد. ابراهیم  البته خوب جوابش را داد. بعد از خطابه ی طولانی قادری راجع به آرمان‌های فیلمسازی و شک هنری، ابرهیم می‌گوید :« تحلیل جالبی است. فکر می‌کنم باید قبول کنم.»</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>راستش من با اصول حرف‌ای روزنامه‌نگاری آن هم در بخش مصاحبه آشنا نیستم اما تا آنجا که من می‌دانم استاندارد نسبت سوالات به پاسخ‌ها باید 1 به 2 باشد. تازه این هم در وضعیتی است که با آدمی رو برو هستیم که باید خیلی تلاش کرد تا یک کلمه حرف بزند. نه حاتمی ‌کیا که فقط باید بحث را به علایق و حساسیت‌هایش بکشانی تا شروع کند برایت بلبل زبانی !!! در این مصاحبه 124 خط! سوال پرسیده شده و 125 خط پاسخ.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>وقتی قوچانی با مهارت صحبت را به «حلقه‌ی سبز» می‌کشاند و تفاوت‌های سیاست‌های فرهنگی خاتمی و احمدی‌نژاد، حاتمی‌کیا با صراحت می‌گوید وقتی یک فیلم ساز برون‌گرا مثل من، یک فیلم درون‌گرا مثل حلقه‌ی سبز را می‌سازد، به این دلیل است که هنوز سلیقه‌ی این دوت را نشناخته‌است. هرچند مدت‌ها بود این ایده را در ذهن داشتم. اما تصمیمش را در همین مدت گرفتم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>یک جای مصاحبه هم برای من قابل هضم نبود. قادری می‌گوید «بعد از کیمایی، شما &#8211; حاتمی‌کیا &#8211; نامزد کسب عنوان فیلمساز مردمی هستید.»  واقعا این گونه است؟ سوال من اینه که واقعاً مسعود کمیایی در قلب مردم ایرانه؟  چرا تا حالا به ذهن من نرسیده‌بود؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اما شاید شاه بیت این مصاحبه آن جاست که ابراهیم می‌گوید :<br />
«باور کنید دلم می‌گیرد. آن همه حرف‌های گفتنی و داستان‌های شنیدنی در این گنجینه‌ی سینمای جنگ هست که می‌شود گفت. اما چه کنم که نگهبان‌های تنگ نظری وجود دارند که نمی‌گذارند کارم را بکنم. <strong>این شهر خفه‌ام کرده.</strong> دیگر خسته شده‌ام از فیلم شاختن در این چهار دیواری ‌های تنگ. می‌خواهم بزنم بیرون. نگاه من افق‌های باز بود. به دشت و حالا گرفتار شده‌ام به هیچ عنوان هم دوست ندارم نگاه غمگسارانه‌ی بی معنی به گذشته داشته باشم. حرف روز دارم. اما چه کنم که نقل این داستان‌ها توپ و تفنگ و تق و توق می‌خواهد، و این‌ها همه دست کسانی‌است که با امثال من مثل یک سرباز رفتار می‌کنند.»</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>البته یک جای دیگر هم حاتمی‌کیا کمی از کوره در می‌رود؛ آن هم وقتی قوچانی می‌گوید «محافظ کار شده‌اید و سنتان هم بالا رفته‌است!»<br />
انگار که بهش بر خورده باشه، زیر بار نمی‌رود. انگار که کسی بخواهد به شیر آژانس شیشه‌ای فقط به این خیال که سنش بالا‌رفته، بییش از حد نزدیک شود؛ و شیر ناگهان نعره می‌زند !!!!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>کاش حاتمی‌کیا «مصاحبه را در بازبینی کوتاه نکرده بود» تا ما هم می‌توانستیم مثل اهالی شهروند بفهمیم نظرش نسبت به خیلی چیز‌ها چیست؟ « آیا آدم نظام است یا مقابل نظام ؟» تنها چیزی‌که از این بخش مصابحه باقی‌مانده، آن است که حاتمی کیا «باز به قلبش رجوع می‌کند.»</p>
<p>کاش دست آن بسیجی که شب عملیات پای ابراهیم را گرفت، رهایش نکند‌!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/194/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به فرموده ، عصر مدیریت رسانه به پایان آمد !</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/63</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/63#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 07 Jun 2007 13:12:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[امپراطور رسانه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[نبرد در گرای 90 درجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=63</guid>
		<description><![CDATA[طی یک انقلاب رسانه ای صورت گرفت . این بار به جای مقدمه می توانید مقاله محمد مسیح یار احمدی را برای رجا بخوانید ؛ بعد از خواندن آن همان روز که با نویسنده صحبت می کردم پرسیدم مستر جامی عکس العملی ، جوابی ، چیزی نداده؟ گفت اینقدر ها احمق نیست . اما معلوم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="left">طی یک انقلاب رسانه ای صورت گرفت .</p>
<p>این بار به جای مقدمه می توانید<a href="http://rajanews.com/News/?11357" target="_blank"> مقاله</a> محمد مسیح یار احمدی را برای رجا بخوانید ؛<br />
بعد از خواندن آن همان روز که با نویسنده صحبت می کردم پرسیدم مستر جامی عکس العملی ، جوابی ، چیزی نداده؟ گفت اینقدر ها احمق نیست . اما معلوم شد بیش تر از آنکه ما فکر می کردیم &#8230; است .<br />
آقای جامی در<a href="http://sibestaan.malakut.org/archives/2007/06/post_601.shtml" target="_blank"> آخرین یادداشت</a> خود در سیبستان و در جمع حلقه ملکوت ، به بررسی فضای اجتماعی &#8211; سیاسی قرن 21 پرداخته و مدعی شده در این قرن ، مردم با ایده های بی شمار وارد عرصه می شوند . دیگر خبری از پروباگاند نیست . &#8220;قرن بیست و یکم اما قرن مردم است به معنای فردی آن. قرن اهمیت یافتن تک تک مردم.&#8221; رسانه هائی هم موفق خواهند بود که این نکته را بفهمند . جالب ترین بخش صحبت ایشان آنجاست که بیان می کند که این قرن را می توان &#8220;پایان عصر «مدیریت» رسانه ای&#8221; دانست .<br />
واقعا مزحک تر از این حرف می توانسته بزند ؟ قصد ندارم در این پست به بررسی این ایده بپردازم . فقط می خواهم آنچه برایم عجیب بوده بنویسم . ببیند ! فقط کافی است آدم کمی به این آقای جامی مفروض نگاه کند . ببیند چه کسی دم از پایان عصر مدیریت رسانه ای می زند ؟<br />
صاحب و یا بهتر بگویم مدیر یک <a href="http://www.radiozamaneh.org/" target="_blank">رسانه متفاوت</a> ! رسانه ای که این روز ها مورد توجه بسیاری قرار گرفته . رسانه ای که جمعی از آدم ها سرشناس برای ما وبلاگ نویس ها آنجا دور هم جمع شده اند . اما من نمی خواهم روی افراد متمرکز شوم . بهتر است شما آقای جامی را به عنوان مدیر این رسانه در نظر بگییرید ( و نه یک وبلاگ نویس عادی ) و بقیه مطلب را بخوانید .<br />
صاحب و یا بیان کننده این ایده کسی است که خودش با پول یک دولت بیگانه به ترویج اندیشه های خویش (و یا ایدئولوژی مورد پسندش ) در سطح کلان می پردازد و معتقد است عصر ایدئولوژی ها به پایان آمده و مهم تر از آن ، دوره مدیریت رسانه توسط دولت تمام شده است !!!!<br />
من یک علامت سوال بزرگ روی سرم ظاهر شده آقای جامی . اگر گفته شما درست است پس این بودجه هلندی این وسط چه کاره است ؟ چرا در این عصر یک دولت اروپائی با آن سابقه درخشان ! تصمیم گرفته چنین سرمایه گذاری روی رسانه شما و چند پروژه دیگر بکند ؟ یعنی شما معتقد هستید سیاست گذاران هلندی ، این نظر شما را قبول ندارند ؟ یا آن را نمی فهمیند ؟<br />
اگر در این عصر دولت ها نمی توانند ( یا نباید ) بر رسانه ها مدیریت کنند پس نقش این بودجه کذائی چیست ؟ جز این است که خود شما و رسانه تان در عصر پایان مدیریت رسانه ای توسط این پول مدیریت می شوید ؟ باور کنید اگر در این میان کسی باید در رفتارش تجدید نظر کند و بفهمد عصر مدیریت رسانه پایان یافته ، خود شمائید !!!<br />
اما چه کنیم که گاهی پول چشم آدم را بر همه چیز می بندد . آنقدر که حتی خروجی حاصل از دید اجتماعی خویش را هم از ته دل قبول نمی کند . یک ضرب المثل اصفهانی می گوید هیچ چیز بدتر از این نیست که آدم برود هم پیاله یک گروه تروریستی بشود که حتی در آمریکا هم جزء لیست سیاه است !!!!<br />
باور کنید آقای جامی مردم ما هر چیز را فراموش کنند بمب گذاری های سالهای اول انقلاب را فراموش نمی کنند .</p>
<p>در همین ارتباط :<br />
<a href="http://sibestaan.malakut.org/archives/2007/06/post_601.shtml" target="_blank">[+]</a> سیبستان : انقلاب رسانه ای (مهدی جامی )<br />
<a href="http://rajanews.com/News/?11357" target="_blank">[+]</a> باب اول: تولد رادیو زمانه (رجا نیوز : محمد مسیح یار احمدی )<br />
<a href="http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=pasdaran.persianblog.ir&amp;postid=6939319" target="_blank">[+]</a> رادیو زمانه ، نمونه رسانه مردم نهاد مستقل ضد سانسور (پاسداران )<br />
<a href="http://masih.mihanblog.com/Post-398.aspx" target="_blank">[+]</a> از آمستردام تا تل آویو،‌ همه مخالف ما هستند!<br />
<a href="http://s0bhaaneh.us/2007/06/05/25641/" target="_blank">[+]</a> ترجمه‌ی انگلیسی مقاله‌ی روزنامه‌ی NRC درباره‌ی خطراتی که بودجه‌ی ۱۵ میلیون یورویی هلند برای فعالان جامعه‌‌ی مدنی ایران ایجاد کرده ا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/63/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

