<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; ریسک سیاسی</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/holy-jihad/political/political-risk/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>آس و پاس حراف</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/733</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/733#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jan 2010 23:18:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1388/11/06/%d8%a2%d8%b3-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3-%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%81/</guid>
		<description><![CDATA[وقتی توی بازی روی دور برد باشی، بدون این‌که از خواسته‌هات صحبت کنی، حریف رو به پذیرش اون‌ها مجبور می‌کنی. ولی وقتی آس و پاس شدی، شروع می‌کنی درباره‌ی مطالباتت سخنرانی کردن و وظایف طرف مقابل رو بهش گوش‌زد می‌کنی تا وانمود کنی هنوز تویی که تصمیم گیرنده‌ی بازی هستی. یک حریف باهوش در همچین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی توی بازی روی دور برد باشی، بدون این‌که از خواسته‌هات صحبت کنی، حریف رو به پذیرش اون‌ها مجبور می‌کنی. ولی وقتی آس و پاس شدی، شروع می‌کنی درباره‌ی مطالباتت سخنرانی کردن و  وظایف طرف مقابل رو بهش گوش‌زد می‌کنی تا وانمود کنی هنوز تویی که تصمیم گیرنده‌ی بازی هستی.<br />
یک حریف باهوش در همچین مواقعی باید بذاره شما سخنرانیت رو بکنی!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/733/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تئوری رسانه‌ای احمدی‌نژاد</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/675</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/675#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 20:19:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=675</guid>
		<description><![CDATA[روز گذشته مطلبی تحت عنوان تئوری رسانه‌ای احمدی‌نژاد نوشتم که به دلایل فنی نتوانستم آن را در این‌جا منتشر کنم. پاسداران زحمت انتشار آن را در وبلاگ خودش کشید که از این بابت بسیار سپاسگزار هستم. برای حفظ پیوستگی مطالب و درج در بایگانی، این یادداشت را در ادامه‌ی مطلب قرار داده‌ام. این یادداشت حاوی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روز گذشته مطلبی تحت عنوان تئوری رسانه‌ای احمدی‌نژاد نوشتم که به دلایل فنی نتوانستم آن را در این‌جا منتشر کنم. <a href="http://pasdaran.persianblog.ir/post/762/">پاسداران زحمت انتشار</a> آن را در وبلاگ خودش کشید که از این بابت بسیار سپاسگزار هستم. برای حفظ پیوستگی مطالب و درج در بایگانی، این یادداشت را در ادامه‌ی مطلب قرار داده‌ام.</p>
<p><span id="more-675"></span></p>
<div class="box1" style="border: 1px solid #dddddd; padding: 5px; float: left; width: 180px; margin-right: 10px; background-color: #f3f3f3;">این یادداشت حاوی سناریو ای‌است که بر مبنای قطعیات موجود، &#8220;حدس&#8221; زده‌  شده‌است. پس به معنای واقعی کلمه یک &#8220;ریسک سیاسی&#8221; است. اگر چه به چنین ریسکی افتخار می‌کنم.</div>
<p>در سال‌های گذشته، خصوصاً در زمان اصلاحات به وضوح برای ما مشخص شده‌است که برنده‌ی بازی رسانه‌ای میان جناح چپ و راست، اصلاح‌طلبان خواهند بود. و این مسئله دلایل مختلفی دارد، مثل میزان سرمایه گذاری اصلاح‌طلبان برای رسانه، <a href="http://pat.riot.ir/1388/04/20/qochani/#comment-730">تیم‌های حرفه‌ای‌تر</a> و درک درست فراگیر از مقتضیات رسانه. جناح مقابل هم تمام تلاشش را در لغو امتیاز مضبوحانه (ولی موجه) روزنامه‌های اصلاح‌طلب معطوف کرد.</p>
<p>اما رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد در آغاز کار دولت نهم، می‌بایست در قبال این رسانه‌ها یک استراتژی مشخص انتخاب می‌کرد. چیزی که احمدی‌نژاد به کرات  به آن اشاره می‌کرد این بود که دولت توان خود را صرف پاسخ به &#8220;بازی‌های رسانه‌ای&#8221; مخالفان نخواهد کرد. اما به عقیده‌ی من، این تمام برنامه‌ی دولت در زمینه‌ی رفتار رسانه‌ای نبود. احمدی‌نژاد نمونه‌ی منحصر به فردی از یک سیاست‌مدار زیر ذره‌بین است. و این خصوصیت البته در ظرف چهار سال گذشته به مراتب پررنگ‌تر هم شد. <a href="http://sarband.ir/?p=1411">توجه بیش ‌از اندازه</a> و تفسیر و توشیح سخنرانی‌های احمدی‌نژاد به مثابه‌ی یک &#8220;متن مقدس&#8221; خود مصداق این امر است. این توجه شدید به مفاد صحبت‌های آقای رئیس‌جمهور البته روز به روز سطح منازعات مطبوعاتی &#8211; سیاسی کشور ما را نازل‌تر کرده‌است و نمی‌توان نسبت به نقش شخص احمدی‌نژاد در این زمینه بی‌تفاوت بود.</p>
<div class="box1" style="border: 1px solid #dddddd; padding: 5px; float: left; width: 180px; margin-right: 10px; background-color: #f3f3f3;"><a href="http://chaay.ghoddusi.com/2009/06/post_1000.html">حامد قدوسی</a> در این باره می‌گوید: &#8220;ما متاسفانه چهار سال اول احمدی‌نژاد را که فرصت طلایی برای خلق گفتمان عمومی جدید و تاثیرگذار بود را از دست داده‌ایم و عمده انرژی ذهنی‌مان در حد کاریکاتورهای او و داستان‌های هاله نورش و حکایت‌های تکراری از سوتی‌های دور و بری‌هایش تلف شد.&#8221;</div>
<p>در طی چهار سال گذشته، رسانه‌های مخالف دولت به طور متناوت با گاف‌های مختلف احمدی‌نژاد &#8220;تغذیه&#8221; می‌شدند. به عبارت دیگر، فشار رسانه‌ای علیه دولت به طور آگاهانه‌ای به سمت زرد شدن و سطحی نگری هدایت می‌شد و نهایتاً این فشار در حد پرداختن به &#8220;هاله‌ی نور&#8221; تا سطح مناظرات زنده‌ی تلویزیونی هم کشیده شد. اگر چه امروز برخی از اصلاح‌طلبان به این امر معترف هستند که تاکید بیش از حد بر خرافه‌گرائی احمدی‌نژاد و گاف‌های نازل او به طور مشخص از مصادیق فرصت سوزی توسط این جریان بوده‌است، اما در سال‌های گذشته چندان به این امر توجه نمی‌شد.</p>
<p>اگر چه نمی‌شود فشار‌های رسانه‌ای بر دولت طی چهار سال گذشته را بی نتیجه دانست، ولی نوع این فشار‌ها، چیزی نبود که در رقابت انتخاباتی قابل تکیه باشد. روند تبلیغاتی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات گذشته نیز به خوبی نشان داد که چنین فشاری به سادگی و به روش‌های مختلف، مثل افشاگری علیه حلقه‌ی قدرت و بالا بردن شفافیت سیاسی قابل مهار و (حتی غلبه) است.</p>
<p>نتیجه‌ای که از این بخش  یادداشت مایلم بگیرم این است که احمدی‌نژاد آگاهانه رسانه‌های مخالف را به مسائل نازل و مبتذل سیاسی مشغول کرد که باعث می‌شد کسی از مخالفان وی دست به نقد جدی عملکرد دولت نزند و اگر هم نقدی صورت بگیرد در هیاهوی بازی‌های جنجالی سیاسی صدای او شنیده نشود. البته این روش شاید خیلی اخلاقی نباشد!</p>
<div id="attachment_186" class="wp-caption aligncenter" style="width: 380px"><a href="http://sharh.persiangig.com/patriot/a_mosht.jpg"><img class="size-full wp-image-186" title="احمدی نژاد پیروز بازی رسانه‌ای در چهار سال گذشته بود." src="http://sharh.persiangig.com/patriot/a_mosht.jpg" alt="روند تبلیغاتی احمدی‌نژاد نشان داد که چنین فشاری به روش‌های مختلف، مثل افشاگری علیه حلقه‌ی قدرت قابل مهار است." width="370" height="245" /></a><p class="wp-caption-text">روند تبلیغاتی احمدی‌نژاد نشان داد که چنین فشاری به روش‌های مختلف، مثل افشاگری علیه حلقه‌ی قدرت قابل مهار است.</p></div>
<div class="box1" style="border: 1px solid #dddddd; padding: 5px; float: left; width: 180px; margin-right: 10px; background-color: #f3f3f3;">در دوره‌ی جدید، سنگ بزرگی چون مجلس هفتم  با توان به مراتب بیش‌تر از اصلاح‌طلبان  بر روی ریل اصلاحات مورد نظر احمدی‌نژاد قرار دارد.</div>
<p>اما چهار سال پشت سر،‌ گذشت و دوره‌ی جدید با اقتضائات جدید رو به روی رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد است. جدای از آن‌که این روز‌ها اصلاح‌طلبان بر اساس <a href="http://pat.riot.ir/1388/04/02/forsat-shomar/">ضرباتی که خودشان بر پیکر اصلاحات وارد کرده‌اند</a>، اندک توان سیاسی برای مسئله سازی برای دولت دهم ندارند، از جهت نوع برنامه‌های احمدی‌نژاد برای سال‌های آینده نیز، مانع پیش روی او، جماعت اصولگرایان اند. به این معنی که سنگ بزرگی چون مجلس هفتم (و در سال‌های بعد، مجلس هشتم) با توان به مراتب بیش‌تر از اصلاح‌طلبان  بر روی ریل اصلاحات مورد نظر احمدی‌نژاد قرار دارد که به کرات مخالفت بنیادی خود را با وی نشان داده‌است. (قطعا حمایت &#8220;از سر اجبار&#8221; ایشان از احمدی‌نژاد در انتخابات گذشته نیز صحت گزاره‌ی ارائه شده را زیر سوال نمی‌برد.)</p>
<div id="attachment_187" class="wp-caption alignright" style="width: 211px"><a href="http://sharh.persiangig.com/patriot/6akmsug.jpg"><img class="size-medium wp-image-187" title="احمدی‌نژاد" src="http://sharh.persiangig.com/patriot/6akmsug.jpg" alt="در دیگ مجلس هفتم آبی برای دولت احمدی‌نژاد به جوش نخواهد آمد!" width="201" height="129" /></a><p class="wp-caption-text">در دیگ مجلس هفتم آبی برای دولت احمدی‌نژاد به جوش نخواهد آمد!</p></div>
<p>بر اساس تئوری که در این یادداشت قصد بیان آن را دارم، احمدی‌نژاد قصد دارد همان بازی چهار سال قبل را و این بار در برابر اصول‌گرایان تکرار کند. احمدی‌نژاد به خوبی فهمیده است در دیگ مجلس هفتم آبی برای دولت او به جوش نخواهد آمد، و بازی &#8220;مدارا&#8221; با این &#8220;موافقان پر ادعا&#8221; تنها ظرفیت‌های دولت او را هرز خواهد داد؛ به همین دلیل قصد دارد بازی را تغییر بدهد.</p>
<p>اما اولین رودررویی او با مجلس اصول‌گرا، معرفی کابینه و اخذ رای اعتماد است. تجربه‌ی رای اعتماد چهار سال قبل نشان می‌دهد سهم‌خواهی و فشار اصولگرایان بر دولت هم طیف خودشان به مراتب بیشتر از فشاری است که بر دولت خاتمی وارد می‌کردند. به همین دلیل محمود احمدی‌نژاد باید چاره‌ای برای اخذ رای اعتماد برای کابینه اش باشد.</p>
<div style="clear:both;">&#8230;</div>
<div class="box1" style="border: 1px solid #dddddd; padding: 5px; float: left; width: 180px; margin-right: 10px; background-color: #f3f3f3;">مشائی نماد &#8220;حرف‌نشنوی&#8221; احمدی‌نژاد است و حکم انتصاب او در سمت معاونت رئیس‌جمهور به طور مشهور موجب &#8220;عصبانیت&#8221; <a href="http://khabaronline.ir/news.aspx?id=12942">غیرت‌مندانه‌ی</a> اصولگرایان شده‌است.</div>
<p>ایجاد هیجان شدید رسانه‌ای و به تلاطم انداختن هم‌آوائی اصولگرایان (که هنوز به طور کامل از ژست حمایت انتخاباتی از احمدی‌نژاد خارج نشده‌بودند)، اولین حرکت او در بازی جدید‌ش است. معرفی مشائی به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور، بدترین و محرک‌ترین خبری بود که می‌توانست اردوگاه اصولگرایان را به واکنش مجبور کند. چرا که مشائی، چنان‌که بعدا مفصل‌تر به آن خواهم پرداخت، نماد &#8220;حرف‌نشنوی&#8221; احمدی‌نژاد است. مشائی اسطوره‌ی مقاومت چهار‌ساله‌ی احمدی‌نژاد در برابر مجلس اصول‌گرا است و حکم انتصاب او در سمت معاونت رئیس‌جمهور به طور مشهور موجب &#8220;عصبانیت&#8221; غیرت‌مندانه‌ی اصولگرایان شده‌است و خبر این انتساب به طور قطع هم‌طراز خطبه‌های جنجالی هاشمی رفسنجانی در رسانه‌های ایشان باز تاب یافت.</p>
<p>پیش‌بننی نهائی من این است که رئیس‌دولت دهم قصد دارد به طور متناوب با معرفی شخصیت‌های &#8220;جنجالی&#8221; چون کردان و رحیمی در روز‌های آینده، جو جنجالی رسانه‌ای را حفظ (و تشدید) کند و توجه قاطبه‌ی اصولگرایان مجلس را به صرف انرژی برای برکناری این حضرات معطوف کند. از این طریق فرصت مجلس برای لابی‌گری و سهم خواهی از کابینه از سویی و فرصت بررسی نمایندگان در درباره‌ی ویژگی‌های  وزرای احتمالی به شدت کاسته می‌شود.</p>
<div class="box1" style="border: 1px solid #dddddd; padding: 5px; float: left; width: 180px; margin-right: 10px; background-color: #f3f3f3;">این بار قرار است مخالفان &#8220;درون گفتمانی!&#8221; احمدی‌نژاد در بازی اتلاف فرصت و مشغول شدن به مسائل حاشیه‌ای، گرفتار شوند.</div>
<p>من حدس می‌زنم نهایتا احمدی‌نژاد با معرفی شخصیت‌هایی که دست کم در 10 سال گذشته چندان مورد توجه نبوده‌اند و یا نیرو‌های جوان (به عنوان وزرای &#8220;گم‌نام&#8221;)،  مجلس اصول‌گرا را در تنگ‌نای عدم بررسی درست در راستای پیدا کردن نقطه ضعف‌های وزرا قرار داده و با رای خوبی وزرایش را به مجلس اصولگرا تحمیل کند. به عبارت دیگر، این بار قرار است مخالفان &#8220;درون گفتمانی!&#8221; احمدی‌نژاد در بازی اتلاف فرصت و مشغول شدن به مسائل حاشیه‌ای، گرفتار شوند و نهایتا شکستی &#8220;نا محسوس&#8221; را متحمل شوند.</p>
<div id="attachment_190" class="wp-caption alignright" style="width: 226px"><a href="http://sharh.persiangig.com/patriot/agha.jpg"><img class="size-medium wp-image-190" title="احمدی نژاد و ولایت پذیری" src="http://sharh.persiangig.com/patriot/agha.jpg" alt="بر خلاف آن‌چه برخی معتقدند، این اتفاق آزمونی برای ولایت‌مداری احمدی‌نژاد نخواهد بود؛ چه آن‌که او پیش از این میزان ارادت خود را نشان داده‌است. مشکل در این است که اساسا مخالفت رهبر هنوز در هاله‌ای از ابهام است." width="216" height="153" /></a><p class="wp-caption-text">بر خلاف آن‌چه برخی معتقدند، این اتفاق، آزمونی برای ولایت‌مداری احمدی‌نژاد نخواهد بود؛ چه آن‌که او پیش از این میزان ارادت خود را نشان داده‌است. مشکل در این است که اساسا مخالفت رهبر هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.</p></div>
<p>البته مشخص است که تصمیم اصولگرایان برای فشار به احمدی‌نژاد از طریق حکم ولائی رهبر معظم انقلاب، به شدت کار را برای او سخت خواهد کرد. ولی <a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1374423&amp;Lang=P">رفتار او</a> در روز‌های گذشته نشان داده‌است  چندان ابائی از استفاده از همین فشار در جهت هدف خود هم ندارد. (تا لحظه‌ی نوشتن این یادداشت هنوز ادعای نامه‌ی گله‌ی رهبری از انتساب مشائی رسما تائید نشده و متن این نامه نیز منتشر نشده است. برای من واضح است که این نامه، دست کم تا این لحظه، هنوز قطعیت پیدا نکرده است، اگرچه اکثریت مجلس هفتم غیرت‌مندانه پای گرفتن امضای رهبری بر این نامه ایستاده است و نمی‌توان احتمال صدور آن را منتفی دانست)</p>
<p>پی‌نوشت 1: به نظرتان این‌که سایت رهبری هم <a href="http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=7446">خبر این نامه</a> را به نقل از ابوترابی و توکلی منتشر کرده‌است، قدری عجیب و غیر عادی نیست؟<br />
پی‌نوشت 2: اگر چه احمدی‌نژاد هم در پائین آوردن سطح منازعات سیاسی کشور موثر بوده‌است، اما ابتذال سیاسی که اصلاح‌طلبان در ادبیات سیاسی کشور ما طی چهار ساله‌ گذشته رایج کردند، غیر قابل اغماض است. چیزی که احمدی‌نژاد فقط بر امواج آن سوار شد.<br />
پی‌نوشت 3: نتیجه‌گیری بر اساس قطعیات حکم می‌کند تا زمان تائید رسمی، نامه‌ی رهبر را محل استناد قرار ندهیم، نه این‌که بر مبنای آن عمارت سنگی (<a href="http://khabaronline.ir/news-13128.aspx">+</a> <a href="http://alef.ir/1388/content/view/49886/">+</a>) بنا کنیم!<br />
پی‌نوشت 4: در زمان انتشار این یادداشت در این‌جا (بامداد شنبه 2 مرداد‌ماه) <a href="http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=7495">تصویر نامه‌ی رهبر معظم انقلاب</a> در تصریح بر عزل مشائی به صورت رسمی توسط دفتر ایشان منتشر شده‌است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/675/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برای &#8220;محمد قوچانی&#8221;</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/659</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/659#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 04:06:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=659</guid>
		<description><![CDATA[آخرین بار، با سید محمد‌حسین در غرفه‌ی انتشارات ققنوس در نمایشگاه کتاب محمد قوچانی را دیدم. تا انبار‌دار ققنوس کتاب را برایش بیاورد، چند دقیقه‌ای گپ زدیم. درباره‌ی کتاب توقیف شده‌ی مهدی یزدانی خرم و چیز‌های دیگر. راستش میان کسانی که در حوادث اخیر بازداشت شده‌اند، پیش‌تر از همه دلم می‌خواست محمد‌قوچانی میان‌شان نبود؛ و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_141" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><a href="http://moussa.ir/Weblog/?p=63"><img class="size-medium wp-image-141  " title="محمد قوجانی" src="http://sharh.persiangig.com/image/MoussaHashemzadeh-MohammadGhochani1.jpg" alt="محمد قوجانی" width="400" /></a><p class="wp-caption-text">«این خواستن، یک آرزو است. آرزویی که ملزوماتی دارد و پیش‌نیاز‌هایی.»</p></div>
<p>آخرین بار، با <a href="http://smhjafari.blogfa.com/">سید محمد‌حسین</a> در غرفه‌ی انتشارات ققنوس در نمایشگاه کتاب محمد قوچانی را دیدم. تا انبار‌دار ققنوس کتاب را برایش بیاورد، چند دقیقه‌ای گپ زدیم. درباره‌ی کتاب توقیف شده‌ی مهدی یزدانی خرم و چیز‌های دیگر.</p>
<p>راستش میان کسانی که در حوادث اخیر بازداشت شده‌اند، پیش‌تر از همه دلم می‌خواست محمد‌قوچانی میان‌شان نبود؛ و این خواستن، یک آرزو است. آرزویی که ملزوماتی دارد و پیش‌نیاز‌هایی.</p>
<p>بدون شک، محمد قوچانی موفق‌ترین روزنامه‌نگار دهه‌ی فعلی کشور ماست. این موفقیت را هم مدیون حرفه‌ای بودن و “واقعا کار رسانه‌ای کردن” است. فکر می‌کنم خاطره‌ای که قوچانی از شرق و شهروند امروز برای “ما” ایجاد کرد، خاطره‌ی “موثر”ی است. دست‌کم برای من حکم یک دوره‌ی بلند‌مدت روزنامه‌نگاری را داشته‌است.</p>
<p>اما آقای قوچانی؛ کاش می‌دانستید که چه بازی خطر‌ناکی را شروع کرده‌اید و ای کاش نه شما و نه هیچ کدام دیگر از فعالین اصلاح‌طلب دست به چنین “ماجراجویی” عجیبی نمی‌زدید.</p>
<p>لازم است یادآوری کنم که بد‌ترین اتفاقی که می‌تواند برای یک اصلاح‌طلب، در مقام کسی که می‌خواهد فرایند‌های نا‌مطلوب یک سیستم حکومتی را تغییر بدهد، این است که از سوی حاکمیت به عنوان یک تهدید امنیت ملی شناخته شود؟ چرا که اولین پیش‌نیاز اصلاح، جلب اعتماد است.</p>
<p>آقای قوچانی؛<br />
شاید – و به احتمال قوی، حتما – شما و دیگر اصلاح‌طلبان خواهید گفت که حرکت اعتراض آمیز پس از اعلام نتایج انتخابات، هیچ وقت به فکر براندازی حکومت نبوده‌است؛ اما این را باید از سیستم امنیتی کشور پرسید که پیش از انتخابات، شاخک‌هایش تحریک شده‌بوده و چپ و راست هشدار‌های جور وا‌جور صادر می‌کرد.<br />
این را باید از مفاد برنامه‌ی 8 مرحله‌ای پرسید که بر “حرکت سبز” شما سوار شده‌بود و می‌خواست این‌جا و آن‌جا را “تصرف” کند. و باید این را از شما پرسید که “به عنوان یک چهره‌ی سیاسی چرا باید این‌چنین ظرفیت سیاسی قطب چپ کشور را فدای یک بازی “خطرناک” موهوم می‌کردید؟”</p>
<p>آقای قوچانی؛<br />
”امنیت ملی” شوخی بردار نیست. این امنیت ملی همان چیزی است که ایالات متحده به بهانه‌ی تامینش در عمق خاور‌میانه نیروی نظامی پیاده می‌کند. تهدید امنیت ملی همان چیزی است که از نظر حاکمیت، قرابت باور‌نکردنی با &#8220;محاربه&#8221; دارد. این امنیت ملی همان چیزی است که گاهی حکومت را به “انکار” یا “تکذیب” یا خیلی افعال نفی کننده‌ی دیگر “مجبور” می‌کند.<br />
این همان چیزی است که خیلی سریع کلید “مهرورزی” سیستم حاکم را خاموش می‌کند. امنیت ملی زیربنای هرگونه مراوده‌ی سیاسی است و اگر روزی تهدید شود، اولین قدم حاکمیت، رفع تهدید از آن است.</p>
<p>آقای قوچانی؛<br />
در دلم آرزو می‌کنم نقش شما در این &#8220;تهدید پنهان امنیت ملی&#8221;،  حتی مطلع هم نباشد، چه رسد به مباشرت. مملکت ما هنوز به “روزنامه نگار حرفه‌ای” بیش‌تر نیاز دارد تا “چریک‌های خیابانی”</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/659/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>21</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از «تغییر» چه برداشتی می‌توانیم بکنیم؟</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/562</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/562#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Feb 2009 04:48:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آن سوی مرزها]]></category>
		<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=562</guid>
		<description><![CDATA[هاس: «اصلی‌ترین ویژگی روابط بین‌الملل در قرن بیست و یکم، فقدان قطبیت است.» در باره‌ی قدرت متکثر و نظرات ریچارد هاس بیشتر بخوانید. پیش از این در باره‌ی قدرت متکثر و تاثیرات آن در تحولات بین‌المللی دهه‌ی جاری صحبت کردیم. همین‌طور به نظرات ریچارد هاس (رئیس شورای روابط خارجی آمریکا) در این باره اشاره کردیم. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="box1" style="border: 1px solid black; margin: 0px 10px 0px 0px; padding: 5px; float: left; width: 220px;">هاس: «اصلی‌ترین ویژگی روابط بین‌الملل در قرن بیست و یکم، فقدان قطبیت است.» <a href="../1387/05/04/irans-diplomatic-acts-vs-us/" target="_blank">در باره‌ی قدرت متکثر و نظرات ریچارد هاس بیشتر بخوانید.</a></div>
<p>پیش از این در باره‌ی قدرت متکثر و تاثیرات آن در تحولات بین‌المللی دهه‌ی جاری <a href="../1387/05/04/irans-diplomatic-acts-vs-us/" target="_blank">صحبت کردیم</a>. همین‌طور به نظرات <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Haass" target="_blank">ریچارد هاس</a> (رئیس شورای روابط خارجی آمریکا) در این باره اشاره کردیم. هاس برای تشریح واقعیات جهان معاصر، با تکیه بر همان نظریه‌ی پلرالیزم قدرت، می‌گوید:</p>
<blockquote><p>[…] عصر تک‌قطبی به پایان آمده رسیده‌است. اوباما جهانی را به ارث می‌برد که در آن قدرت به تمام اشکالش – نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و فرهنگی – بسیار وسیع‌تر از همیشه توزیع شده‌است. این بدین معنی است که او باید با شمار بسیاری از مخاطرات، آسیب‌پذیری‌ها و بازیگران مستقل که شاید در مقابل تسلیم به اراده‌ی آمریکا مقاومت کنند، سر کند. تمام این‌ها باعث می‌شود انجام امور در دنیا برای ایالات متحده بدون کمک سایرین سخت باشد.</p>
<div style="font-size: 10px; margin-top: 0px;">(یچارد. ان. هاس – دیلی نیوز ایجپت – ترجمه : آرش عزیزی – ضمیمه‌ی هفتگی اعتماد ملی – 19 بهمن 87)</div>
</blockquote>
<p>و از آن‌جا که شورای روابط خارجی آمریکا یکی از بازو‌های اصلی مشاوره دهنده به رئیس‌جمهور است، می‌توان به گمانه‌ی قوی در خصوص تغییرات مورد نظر اوباما دست‌یافت. به نظر می‌رسد تغییر مورد نظر، بیش از آن‌که ریشه در تحول نوع نگاه با جهان و کشور‌های دیگر باشد، تغییر در نحوه‌ی تقسیم مسئولیت‌ها و نحوه‌ی هزینه کردن است.</p>
<p>به عبارت دیگر، تیم دیپلماتیک اوباما قصد ندارد از فشار بر کشور‌هایی که در برابر اراده‌ی آمریکا تسلیم نمی‌شوند، بکاهد یا به یک توافق دوجانبه فکر کند، بلکه معضلات پیش‌روی آمریکا (خصوصاً تنگ‌ناهای اقتصادی) باعث شده‌است ایالات متحده تصمیم بگیرد دخالت در امور داخلی کشور‌های عصو جبهه‌ی مقاومت را به دیگر قدرت‌های منطقه‌ای واگذار کند. هاس در این خصوص می‌گوید:</p>
<blockquote><p>[…] روسیه و چین باید منتطر فشار عظیم از سوی اوباما برای منع ایران از ادامه‌ی غنی‌سازی اورانیوم باشد. این شمامل فراخوان به تحریم‌های بزرگ سیاسی و اقتصادی است و حتی می‌تواند شامد حمایت از استفاده محدود از نیروی نظامی برای تحکیم تحریم‌ها نیز باشد. <em>(همان)</em></p></blockquote>
<p>به عبارت دیگر آمریکا ترجیح می‌دهد آوانس بیشتری به روسیه و چین بدهد تا با یک ایران هسته‌ای – فضایی کنار بیاید. خوب، البته این ایده با منطق آمریکایی هم، هم‌خوانی دارد.</p>
<p>این مسئله نشان می‌دهد 30 سال زمان برای تغییر فاز از روابط مبتنی بر نگاه ایدئولوژیک به روابط بر پایه‌ی درک مقابل کافی نبوده‌است.</p>
<p>با این حال، گفتمان جاری در داخل ج. ا. ایران نشان می‌دهد واقع بینی بیشتری در خصوص نحوه‌ی تعامل با آمریکا ایجاد شده‌است و ایران در درک واقعیت‌های موجود موفق‌تر بوده‌است. (اگر چه همان‌طور که <a href="../1387/11/06/barack-obama-and-new-middle-east/" target="_blank">پیش از این بیان شد</a>، ایران فشاری برای برداشتن قدم‌های بعدی از سوی جامعه‌ی جهانی احساس نمی‌کند و شرایط منطقه نیز او را به چنین تصمیمی وادار نخواهد کرد. قدم‌های بعدی بسته به اقدامات دولت اوباما برداشته خواهد‌شد.)</p>
<p>اما سه احتمال کلی در خصوص نحوه‌ی تعامل آمریکا با روسیه و چین برای فشار بیشتر بر ایران وجود دارد. به عبارت دیگر،با توجه به وجود مراودات اقتصادی – امنیتی میان ایران و روسیه و چین، آمریکا باید به نحوی قدرت‌های دیگر جهانی را به اجرای سناریو های دیپلماتیک خود وادارد کند. به این منظور:</p>
<div class="box1" style="border: 1px solid black; margin: 0px 10px 0px 0px; padding: 5px; float: left; width: 220px;">در این صورت روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز، چین در آسیای شرقی و شبه‌قاره و هر دو کشور به طور مشترک در خاور‌میانه به اعمال سیاست‌های خودشان بدون منازعه‌ی سنتی با ایالات متحده خواهند پرداخت.</div>
<p><strong>اول.</strong>آمریکا از مواضع منطقه‌ای خود عقب نشینی کند و عرصه را برای یکه‌تازی روسیه و چین به طور مجزا فراهم کند. در این صورت روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز، چین در آسیای شرقی و شبه‌قاره و هر دو کشور به طور مشترک در خاور‌میانه به اعمال سیاست‌های خودشان بدون منازعه‌ی سنتی با ایالات متحده خواهند پرداخت. این مسئله البته این برای آمریکا به معنی از دست دادن کامل منطقه خواهد بود.</p>
<p>جدای از اینکه این ایده بیش از حد رویایی و ذهنی‌است، با توجه به این‌که دولت اوباما اراده‌ی جدی برای لغو پروژه‌ی سپر دفاع موشکی از خود نشان نداده‌است و حتی توصیه‌هایی برای اجرای آن نیز صورت می‌گیرد، چنین فرضی (عقب نشینی از خاورمیانه) اساسا غیر محتمل باشد.  (در خصوص چرایی تاکید آمریکا بر اجرای این سپر بعدا صحبت خواهیم‌کرد.)</p>
<div class="box1" style="border: 1px solid black; margin: 0px 10px 0px 0px; padding: 5px; float: left; width: 220px;">از طرف دیگر، آمریکا دست کم برای یک سال دیگر به نفت ارزان‌قیمت خلیج‌فارس برای ترمیم مشکلات اقتصادی خود و کاستن از نرخ تورم کشورش نیاز دارد.</div>
<p><strong>دوم. </strong>آمریکا به نحوی روسیه و چین را از مراوده‌ی اقتصادی با ایران بی‌نیاز کند. همچنین آمریکا باید این دو کشور را به عنوان شریک اقتصادی خود در خاور‌میانه بپذیرد و فعالیت کمپانی‌های بزرگ تجاری چینی و روسی را در منطقه تسهیل کند.</p>
<p>اما بحران مالی در بازار‌های آمریکا، نه تنها چنین اجازه‌ای به این کشور برای ولخرجی‌های استراتژیک در فعالیت‌های سودآور در خاورمیانه نمی‌دهد، بلکه باعث شده‌است آمریکا فشار‌های بیشتری به چین برای کاستن از حجم یارانه‌هایی که به محصولات صادراتی خود اختصاص می‌دهد، وارد کند. (آمریکا نگران است در سال‌های آتی رشد اقتصادی به مراتب کمتری نسبت به چین داشته‌باشد.)</p>
<p>از طرف دیگر، آمریکا دست کم برای یک سال دیگر به نفت ارزان‌قیمت خلیج‌فارس برای ترمیم مشکلات اقتصادی خود و کاستن از نرخ تورم کشورش نیاز دارد. پس بعید به نظر می‌رسد حضور یک شریک روس یا چینی را بر سر میز شام، تحمل کند.</p>
<p><strong>اما سومین</strong> فرض این است که ایالات متحده، باز هم با پیگیری برنامه‌ی ایران‌ستیزی، روسیه و چین را به این نتیجه برساند که در مقابله با ایران، منافع مشترکی با ایالات متحده دارند. و این یعنی دنباله‌روی مدرن از سیاست‌های مبتنی بر شعله‌ور کردن آتش ایران‌هراسی در منطقه.از این طریق ایالات متحده خواهد توانست با تکیه بر تصمیم‌های جمعی در شورای امنیت یا آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، چین و روسیه را نیز به اتخاذ تصمیم‌های تحریمی علیه ایران وادار کند.</p>
<p>متاسفانه گفتار‌های سیاسی چند هفته‌ی اخیر مقامات آمریکایی هم دلیلی بر رد فرض سوم ارائه نمی‌کند. گذشته از این که کشور‌های عضو شورای امنیت چه تحریم جدیدی را می‌توانند بر ایران تحمیل کنند که کار‌ساز باشد، در صورت وقوع چنین فرضیه‌ای، ثابت می‌شود تغییرات بنیادی در سیاست‌های خارجی ایالات متحده به سادگی و با تغییر دولت در این کشور حاصل نمی‌شود. رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد نیز در راهپیمائی 22 بهمن امسال گفت:</p>
<blockquote><p>ملت ایران آماده گفتگوست اما گفتگو در فضای عادلانه و احترام متقابل. احمدی‌نژاد با اشاره به این‌که آمریکا اعلام کرده‌است در صدد تغییر است گفت بسیار روشن است که تغییر واقعی باید بنیادین باشد نه تاکتیکی. <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090210_he_iran_rev.shtml" target="_blank">(منبع)</a></p></blockquote>
<p>البته تنها اتفاقی که ممکن است به کاستن فشار‌ها بر ایران منجر شود، نتیجه‌ی انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران است. یک رئیس‌جمهور سازش‌کار با تصمیم‌های شورای امنیت و به عبارت دقیق‌تر، یک دولت رام از نظر ایالات متحده و شورای روابط خارجی آمریکا می‌تواند روابط ارباب و رعیتی ساده‌ای را میان ایران و آمریکا برقرار کند. گویا تنها تجدید نظر در خصوص سیاست‌های هسته‌ای و کنار آمدن با سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا است که در ادبیات ایالات متحده به باز کردن مشت تعبیر می‌شود!</p>
<p>در غیر این صورت حرف آمریکا همان حرف قدیمی است که 30 سال است تکرار می‌کند:</p>
<blockquote><p>[…] اوباما شایدتا چند هفته‌ی دیگر مجبور شود بین حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران یا سر کردن با ایرنی که ظرفیت ساخت سلاح هسته‌ای دارد، انتخاب کند. <em>(ریچارد هاس &#8211; همان)</em></p></blockquote>
<p>شاید لازم باشد باز هم تاکید کنم این تنها یک پیش‌بینی و برداشت از آن‌چیزی است که دولت اوباما در خصوص آن صحبت می‌کند. قطعاً باید صبر کرد و منتظر ماند تا روشن شود بعد از یک دوره سکون سیاسی، آمریکایی‌ها با چه‌اقدامی به عرصه‌ی تعامل با ایران باز می‌گردند. آیا یک راهبرد <a href="http://americanstudies.ir/index.php/maghalat-section/21--2/602-2009-01-09-12-04-39" target="_blank">سازنده و مبتنی بر عقلانیت</a> و درک متقابل ارائه می‌کنند یا این‌که باز هم بر همان رفتار‌های قدیمی پافشاری خواهند کرد.</p>
<p>ناگفته نماند که واقعیت‌هایی هم وجود دارد که توجه به آن‌ها می‌تواند ما را به این قطعیت برساند که دولت اوباما در پی آن است تا با دادن مشوق‌های بیشتر و حذف عنصر پیش‌شرط برای مذاکره با ایران، از هرگونه «اقدام سخت» جلوگیری کند ولی از آن‌جا که هدف ایالات متحده از مذاکره، همچنان لغو غنی‌سازی عنوان می‌شود نمی‌شود امید چندانی به موفق بودن این مسیر داشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/562/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زمانی برای سوختن آخرین کارت بازی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/540</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/540#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Feb 2009 09:00:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست داخلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=540</guid>
		<description><![CDATA[خاتمی، آخرین و مهم‌ترین کارتِ بازی اصلاح‌طلبان بوده و هست. روزگاری در حساس‌ترین شرایط، آینده‌ی سیاسی اصلاح‌طلبان را تضمین می‌کرد و با گذشت این همه سال، هنوز همین خاتمی است که در روز مبادا به او چشم دوخته‌اند. اما هیچ آدم عاقلی نهایت آن‌چه را در چنته دارد، در زمانی که امید چندانی به موفقیت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_543" class="wp-caption alignleft" style="width: 204px"><img class="size-medium wp-image-543" title="Sayed Mohammad Khatami" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/02/54_8612040685_L600-194x300.jpg" alt="او آخرین و مهم‌ترین کارتِ بازی اصلاح‌طلبان بوده و هست. روزگاری در حساس‌ترین شرایط، آینده‌ی سیاسی اصلاح‌طلبان را تضمین می‌کرد. اما این روزها فقط بوی تردید به مشام می‌رسد.  او آخرین و مهم‌ترین کارتِ بازی اصلاح‌طلبان بوده و هست. روزگاری آینده‌ی سیاسی اصلاح‌طلبان را تضمین می‌کرد. اما این روزها فقط بوی تردید به مشام می‌رسد." width="194" height="300" /><p class="wp-caption-text">او آخرین و مهم‌ترین کارتِ بازی اصلاح‌طلبان بوده و هست. روزگاری در حساس‌ترین شرایط، آینده‌ی سیاسی اصلاح‌طلبان را تضمین می‌کرد. اما این روزها فقط بوی تردید به مشام می‌رسد.</p></div>
<p>خاتمی، آخرین و مهم‌ترین کارتِ بازی اصلاح‌طلبان بوده و هست. روزگاری در حساس‌ترین شرایط، آینده‌ی سیاسی اصلاح‌طلبان را تضمین می‌کرد و با گذشت این همه سال، هنوز همین خاتمی است که در روز مبادا به او چشم دوخته‌اند.</p>
<p>اما هیچ آدم عاقلی نهایت آن‌چه را در چنته دارد، در زمانی که امید چندانی به موفقیت ندارد، رو نمی‌کند. مخصوصاً اگر معامله بر سر آخرین برگ برنده‌اش باشد. اما این روز‌ها اصلاح‌طلبان حال پاک‌باخته‌ای را دارند که «هر چه بادا باد» گویان، در حال انجام چنین ریسک بزرگی هستند.<br />
چرا که فضای سیاسی کشور، دست کم در 5 – 6 سال گذشته اقبال چندانی به ایشان نداشته‌است و شرایط فعلی جامعه هم نشان از تغییر طبع مردم ندارد. از طرف دیگر تحلیل‌گران رفرمیست ‌هم تا کنون دلیل واضح و روشنی برای پیش‌بینی پیروزی‌شان نیاورده‌اند.</p>
<p>این‌که به جز در بازی‌های سیاسی پایتخت و برخی مراکز استان‌ها، در کدام گوشه‌ی کشور صدای نارضایتی بلند است؟ کدام قشر جامعه‌ی کلان کشور خواستار تغییر در جهت‌گیری‌ها هستند؟ چرا مردم غیر ساکن در مرکز باید چشم بر روی تحولات عمرانی عظیم 4 سال گذشته ببندند و هوس بحران‌های هر روزه‌ی سیاسی و دعوا‌ بر سر تقدم توسعه‌ی سیاسی بر توسعه‌ی اقتصادی به سرشان بزند؟</p>
<p>مردمی که این روز‌ها طعم سی‌امین سالگرد انقلاب را با بهره‌برداری 900 پروژه‌ی ملی می‌چشند چه شده که قرار است تا چند ماه دیگر تغییر مزاج بدهند؟ چرا من به عنوان یک شهروند باید دلم برای التماس‌های هر روزه‌ی دستگاه دیپلماسی به کشور‌های اروپایی برای قطعات هواپیما تنگ شده‌باشد در حالی که امروز در زمره‌ی کشور‌های دارای تکنولوژی پرتاب ماهواره هستیم؟ هنوز به این پرسش‌ها و سوالاتی از این قبیل پاسخ قاطعی از طرف اصلاح‌طلبان داده نشده‌است.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_545" class="wp-caption aligncenter" style="width: 304px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/02/041041f1-5891-4d3e-8fa3-cd3c8977c0e5.gif"><img class="size-medium wp-image-545" title="President Ahmadi Nejad Will Be The Winner" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/02/041041f1-5891-4d3e-8fa3-cd3c8977c0e5-294x300.gif" alt="چرا مردم باید چشم بر روی تحولات عمرانی عظیم 4 سال گذشته ببندند و هوس بحران‌های هر روزه‌ی سیاسی و دعوا‌ بر سر تقدم توسعه‌ی سیاسی بر توسعه‌ی اقتصادی به سرشان بزند؟" width="294" height="300" /></a><p class="wp-caption-text">چرا مردم باید چشم بر روی تحولات عمرانی عظیم 4 سال گذشته ببندند و هوس بحران‌های هر روزه‌ی سیاسی و دعوا‌ بر سر تقدم توسعه‌ی سیاسی بر توسعه‌ی اقتصادی به سرشان بزند؟</p></div>
<p><strong>راستی، پای یک خبر خوب و یک خبر بد برای اصلاح‌طلبان در میان است!</strong></p>
<p>خبر بد این‌که دلیلی وجود ندارد این ریسک سیاسی توفیقی برای اصلاح‌طلبان به همراه بیاورد. قرار گرفتن سید محمد خاتمی در برابر رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد، تنها به سوخت شدن آخرین کارت بازی اصلاح‌طلبان خواهد انجامید.<br />
در این میان، البته هستند گروه‌های سیاسی دیگری که «یتمسک به کل حشیش»!</p>
<p>اما خبر خوب؛<br />
می‌گویند آدم‌ها به سادگی نمی‌توانند مرگ عزیزانشان را باور کنند، الا به وقوع یک شوک! حکایت اصلاح‌طلبان است. چند سالی است مردم روی خوشی به این دسته‌ی سیاسی نشان نداده‌اند، اما ایشان همچنان نمی‌خواهند شکست‌های سیاسی‌شان را بپذیرند. این بار اما قطعاً یک شکست سخت می‌تواند حکم یک شوک را برای فضای سیاسی احزاب مختلف کشور داشته‌باشد. فکر می‌کنم حال و حوای بعد از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری واقع‌بینی بیشتری را به احزاب القا کند و ایشان را به این نتیجه برساند که اگر قرار است کار سیاسی حزبی بکنند، لازم است حقیقتاً به دنبال پایگاه مردمی باشند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/540/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همه‌ی تصمیم‌ها در واشنگتن گرفته نمی‌شود</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/515</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/515#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Jan 2009 00:47:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست داخلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=515</guid>
		<description><![CDATA[صرف تغییر سکاندار جمهوری آمریکا برای من اهمیت زیادی ندارد. حتی این نکته که رئیس‌جمهور جدید یک سیاه‌پوست است یا این‌که نامزد حزب دموکرات بوده‌است چندان جذابیتی برای من ندارد. اما چیزی که باعث می‌شود نسبت به آغاز فعالیت باراک اوباما توجه بیشتری داشته‌باشم، شعار «تغییر» است که او بر آن بسیار تاکید می‌کند. تغییر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="wp-caption alignleft" style="width: 140px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/01/obama_shep_print_final2.jpg"><img title="barack Obama: Change" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/01/obama_shep_print_final2.jpg" alt="barack Obama: Change" width="130" /></a><p class="wp-caption-text">barack Obama: Change</p></div>
<p>صرف تغییر سکاندار جمهوری آمریکا برای من اهمیت زیادی ندارد. حتی این نکته که رئیس‌جمهور جدید یک سیاه‌پوست است یا این‌که نامزد حزب دموکرات بوده‌است چندان جذابیتی برای من ندارد. اما چیزی که باعث می‌شود نسبت به آغاز فعالیت باراک اوباما توجه بیشتری داشته‌باشم، شعار «تغییر» است که او بر آن بسیار تاکید می‌کند. تغییر در سیاست‌خارجی، تغییر در وضع معیشت مردم، تغییر در نگاه به اقتصاد کاپیتالیستی.</p>
<p>به همین دلیل فکر می‌کنم برای پیش‌بینی آن‌چه در آینده بر سر منطقه‌ی حساس خاور‌میانه می‌آید، خیلی مهم است که به رفتار‌ها و تصمیم‌های اوباما توجه کنیم. حالا شاید بهتر باشد ادامه‌ی این یادداشت را با این عنوان بخوانید:</p>
<p>&nbsp;&nbsp;<br />
<em><strong>آینده‌ی سیاسی خاورمیانه؛ تغییر در روابط ج. ا. ایران و ایالات متحده</strong></em></p>
<p>آ. تقریباً با اطمینان می‌توانم بگویم اگر قرار باشد تغییر عمده و اساسی در ساختار روابط ما با آمریکا اتفاق بیافتد، شش ماه آینده کاملاً سرنوشت ساز خواهند بود. چرا که وقتی پای تغییر در سیاست‌هایی در میان است که یک سویشان به آرمان‌های انقلاب 57 متصل است و سوی دیگرشان به نظام سلطه‌ی امپریالیستی، نه تنها یک اراده‌ی قوی در دستگاه دیپلماسی ایران لازم است که موافقت نظام با چنین تغییری لزوماً باید وجود داشته باشد.</p>
<div class="wp-caption alignright" style="width: 150px"><img title="President Ahmadi Nejad" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/01/president_ahmadinejad-300x225.jpg" alt="جدیت و اراده‌ی احمدی‌نژاد برای انجام آن‌چه به آن اعتقاد دارد بارها و صراحتاً حسادت اصلاح‌طلبان را بر‌انگیخته است" width="140" /><p class="wp-caption-text">جدیت و اراده‌ی احمدی‌نژاد برای انجام آن‌چه به آن اعتقاد دارد بارها و صراحتاً حسادت اصلاح‌طلبان را بر‌انگیخته است</p></div>
<p>و در میان رجال سیاسی کشور از دهه‌ی 60 به این‌سو تنها رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد چنین ویژگی‌هایی دارد. احمدی‌نژاد فارغ از نوع نگاهی که به مسائل مختلف اجرایی و سیاست‌گذاری‌های کلان دارد، اراده‌ی محکمی نیز برای اجرا کردن آن‌چه درست می‌داند، دارد. (امری که بار‌ها صراحتاً حسرت اصلاح‌طلبان را بر‌انگیخته است) و در راه اجرای این برنامه‌ها تقریباً توجه چندانی به مخالفت‌های احتمالی ندارد. همین‌طور کمتر آتیه‌نگری‌های سیاسی برای بقای دولتش در مسیر اجرا دخالت می‌کنند.  بنا بر این اگر قرار باشد شخص دیگری جز او رئیس جمهور آینده‌ی ایران باشد، تصمیمات رئیس دولت نهم می‌تواند اساساً در موضوع گفتگو تعیین کننده باشد.</p>
<p>از سوی دیگر فرصتی که نظام به او داده تا مجری بزرگ‌ترین اصلاحات سیاسی &#8211; اقتصادی کشور در آستانه‌ی ورود به دهه‌ی چهارم حیات سیاسی ج. ا. باشد، زمینه را از هر جهت برای یک اقدام تاثیر‌گذار در عرصه‌ی روابط با ایالات متحده فراهم کرده‌است.</p>
<p>ب. بیائید با خودمان رو راست باشیم. تحریم‌های یک‌جانبه و تهدید‌های هر روزه‌ی کارتر، تهدید و ترغیب (چماق و هویج) کلینتون و عربده‌های سیاسی جرج بوش تفاوت ماهوی چندانی با «مشت‌تان را باز کنید، دست بدهیم» اوباما ندارد. می‌خواهم بگویم باراک اوباما باید بداند چیزی که منشاء تحول خواهد شد، تغییر در محتوای دیالوگ‌ها و سیاست‌هاست نه تغییر در ظاهر آن‌ها. و اگرنه همه‌ی ما می‌دانیم سی‌سال رفتار یک‌سویه و پافشاری بر ندیدن واقعیت‌های منطقه، دست‌آوردی برای جهان سلطه نداشته است.</p>
<div class="box1" style="border: 1px solid black; padding: 5px; float: left; width: 170px; margin-right: 5px;">[..] فکر می‌کنم خیلی درد‌آور است که ما آدم‌های قرن بیست و یکمی، در آغاز سال 2009 تازه به فکر منسوخ شدن کامل تبعیض نژادی علیه رنگین‌پوستان باشیم. ما آدم‌هایی که بیش از این به خودمان و دست‌آورد‌هایمان امیدوار بوده‌ایم. [..]</div>
<p>با وجود این‌که می‌دانم اوباما هم مثل همه‌ی رئیس‌جمهور‌های گذشته‌ی آمریکا و اصلاً مثل همه‌ی رئیس‌جمهور‌ها، در چارچوپ روح کلی آرمان‌های کشورش می‌تواند فعالیت کند، اما باور کنید کار‌های خیلی ساده‌ای هست که انجام‌شان آمریکا را نمی‌کشد و البته می‌توانند موثر باشند. مثلا آمریکا می‌تواند بودجه‌ای را که به تلویزیون‌های ضد ایرانی در لس‌آنجلس (اغلب لس‌آنجلس) می‌پردازد، قطع کند. فکر نمی‌کنم کسی هنوز در کاخ سفید فکر کند این‌ها بودجه‌ها می‌توانند فشاری بر جمهوری اسلامی وارد کند. اگر چه این مسئله چندان برای ایران اهمیت ندارد، ولی برای شروع خیلی هم کوچک نیست. بماند کار‌های اساسی که من فکر می‌کنم اوباما می‌تواند (نه لزوماً می‌خواهد) انجام دهد.</p>
<p>پ. حالا یک سوال فلسفی! چه کسی باید شروع کننده باشد؟ می‌دانم شما جزء آن دسته از آدم‌ها نیستید که هنوز ایالات متحده را قدرت انباشته‌ی بی‌نیاز می‌دانند که صرفاً برای کمک به پیش‌برد صلح و دموکراسی است که سیاست‌های خارجی‌اش را سامان می‌دهد. من می‌خواهم جواب این سوال را با نگاه به واقعیت‌های خاورمیانه بدهم. خاور‌میانه‌ای که این‌روز‌ها بعد از بحران رکود اقتصادی به بزرگ‌ترین معضل ایالات متحده تبدیل شده‌است. (آن هم به لطف اقدامات اقتصادی جرج بوش، و اگرنه که چون چند دهه‌ی گذشته، امروز هم می‌بایست خاور‌میانه در صدر لیست باشد.)</p>
<div class="box1" style="border: 1px solid black; padding: 5px; float: left; width: 170px; margin-right: 5px;">[..] شرکت نصف منهای دو عضو از اعضای اتحادیه‌ی عرب در نشست قطر علی‌رغم تهدید‌های عربستان و مصر، نشان از شکستن جبهه‌ی عربی ضد ایرانی به رهبری قطر دارد. [..]</div>
<p>به نظر من، رویداد‌های سیاسی سال گذشته‌ی میلادی به خوبی نشان می‌دهد واشنگتن لاجرم باید در نوع نگاهش به منطقه تغییر ایجاد کند. بحران سیاسی لبنان که با میانجیگری قطر (این روز‌ها زیاد به قطر فکر می‌کنم) به سود جریان مقاومت خاور‌میانه (متشکل از ایران، سوریه، حزب‌الله لبنان و مقاومت اسلامی فلسطین) پایان یافت؛ توافق‌نامه‌ی امنیتی ناکام ایالات متحده با عراق (علی رغم مشکلاتی که هنوز در آن وجود دارد) و شکستن جبهه‌ی عربی مقابله با ایران در اجلاس اخیر قطر (نصف منهای دو عضو از اعضای اتحادیه‌ی عرب با وجود تهدید عربستان و مصر در این اجلاس شرکت کردند) تنها چند مورد از مهم‌ترین نمونه‌های ناکامی سیاست‌های غیر واقع‌بینانه‌ی ایالات متحده در چند فصل گذشته هستند. (این در حالی‌است که رویداد‌های اخیر مناطق اشغالی را لحاظ نکرده‌ام؛ چرا که فکر می‌کنم برای نتیجه‌گیری در این خصوص شاید کمی زود باشد.)</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><img title="President Barack Obama" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/01/poar01_obama0803.jpg" alt="باراک اوباما به زودی باید برای نجات کشورش از باتلاق خاور‌میانه تصمیم‌های مهمی بگیرد. من فکر می‌کنم در سال‌های گذشته، شرایط اصلاً به سمتی پیش نرفته است که فشار را بر جمهوری اسلامی برای نرمش در مقابل خواسته‌های ایالات متحده افزایش دهد. به عکس، ایران چندان ناخرسند نخواهد بود اگر روند جاری ادامه داشته باشد." width="400" /><p class="wp-caption-text">باراک اوباما به زودی باید برای نجات کشورش از باتلاق خاور‌میانه تصمیم‌های مهمی بگیرد. من فکر می‌کنم در سال‌های گذشته، شرایط اصلاً به سمتی پیش نرفته است که فشار را بر جمهوری اسلامی برای نرمش در مقابل خواسته‌های ایالات متحده افزایش دهد. به عکس، ایران چندان ناخرسند نخواهد بود اگر روند جاری ادامه داشته باشد.</p></div>
<p>از این رو من فکر می‌کنم شرایط اصلاً به سمتی پیش نرفته است که فشار را بر جمهوری اسلامی برای نرمش در مقابل خواسته‌های ایالات متحده افزایش دهد. به عکس، ایران چندان ناخرسند نخواهد بود اگر روند جاری ادامه داشته باشد. به همین دلیل، پاسخ من به سوال فلسفی! فوق این است که آمریکا دست‌کم برای جلوگیری از فروپاشی بیشتر قطب منافعش در خاور‌میانه باید به نحوی با جمهوری اسلامی به توافق برسد.</p>
<p>به این معنی که اولاً موجودیت سیاسی و محوریت ایران را در خاور‌میانه بپذیرد یا لا‌اقل به یک دو قطبی تفکیک شده رضایت بدهد تا نه منافع اقتصادی سرشار منطقه را از دست داده باشد و نه شاهد فروپاشی کامل بنیاد‌های تامین کننده‌ی منافعش در خاورمیانه باشد.  تجربه‌های مختلف سیاسی ما با آمریکا در سال‌های گذشته، هم‌چون مک‌فارلین، کمک‌خواستن پنهان ناتو از سپاه پاسداران در افغانستان، گفتگو‌های سه‌جانبه‌ی بغداد و … نشان می‌دهد ایالات متحده اگر لازم باشد حاضر است ژست مستغنی خود را هم فراموش کند و من فکر می‌کنم شرایط فعلی یکی از آن وقت‌هاست.</p>
<div class="box1" style="border: 1px solid black; padding: 5px; float: left; width: 170px; margin-right: 5px;">[..] ایالات متحده اولاً باید موجودیت سیاسی و محوریت ایران را در خاور‌میانه بپذیرد یا لا‌اقل به یک دو قطبی تفکیک شده رضایت بدهد و ثانیاً  به یک عقلانیت مثبت در روی‌کرد به خاور‌میانه برسد و دامنه‌ی دخالت‌های خود در منطقه را به شدت کاهش دهد. [..]</div>
<p>ثانیاً همان‌طور که احمدی‌نژاد پیش‌از این در <a href="http://pat.riot.ir/1387/05/19/irans-and-us-diplomatic-changes/">بیان راه‌کار‌های</a> عمده‌ای که آمریکا در سیاست‌های جدید خود باید به آن‌ها توجه کند تاکید کرد، من فکر می‌کنم ایالات متحده باید به یک عقلانیت مثبت در روی‌کرد به منطقه‌ی خاور‌میانه برسد و دامنه‌ی دخالت‌های خود در منطقه را به شدت کاهش دهد. تنها در این صورت است که می‌تواند هم هزینه‌های زیاد دخالت در منطقه را برای کشورش کاهش دهد و هم مانع شعله‌ور تر شدن(!)  آتش تنور نفرت از آمریکا در منطقه شود.</p>
<p>البته مشخص است که اگر چنین اتفاقی بیافتد (و من فکر می‌کنم احتمال آن چندان هم کم نیست) یک پیروزی مهم برای جمهوری اسلامی رغم خواهد‌خورد. چه‌ آن‌که انفعال ایالات متحده در برابر حوادث آینده نیز نمی‌تواند در جلوگیری از به وقوع پیوستن کامل این پیروزی موثر باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/515/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قطر، قدرت منطقه‌ای جدید؟</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/218</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/218#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 May 2008 19:44:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آن سوی مرزها]]></category>
		<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست خارجی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=218</guid>
		<description><![CDATA[گاهی «قدرت نرم» هم نیاز به باز تعریف دارد. امتیاز‌ دهی به طرف‌های درگیر در بحران ماه گذشته‌ی لبنان و تعیین غالب و مغلوب معرکه، بدون عنایت به نتیجه‌ی حاصل،‌ نمی‌تواند چندان واقعی تلقی‌ شود. اگر‌چه بر هم خوردن نظم سنتی منطقه و میزبانی قطر برای مذاکرات پیرامون لبنان به جای دو گزینه‌ی قدیمی مصر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی «قدرت نرم» هم نیاز به باز تعریف دارد.<br />
امتیاز‌ دهی به طرف‌های درگیر در بحران ماه گذشته‌ی لبنان و تعیین غالب و مغلوب معرکه، بدون عنایت به نتیجه‌ی حاصل،‌ نمی‌تواند چندان واقعی تلقی‌ شود.  اگر‌چه بر هم خوردن نظم سنتی منطقه و میزبانی قطر برای مذاکرات پیرامون لبنان به جای دو گزینه‌ی قدیمی مصر و عربستان، خبر از آغاز فصلی نو در عملکرد این کشور دارد؛ اما به سختی می‌توان پذیرفت که دوحه در آینده بتواند به صورت فعال و البته مستقل به ایفای نقش بپردازد.<br />
بگذارید برای روشن‌تر شدن ماجرا، میز بازی را کمی وسیع‌تر بچینیم. در تعریف قدرت نرم، عموماً به نقش‌آفرینی آن کشور در تعاملات جهانی پرداخته می‌شود. اما لزوماً میزبانی مذاکرات ـ آن‌هم در حد مذاکراتی که در دوحه در جریان بود ـ مستقل از نتیجه‌ی حاصل، نمی‌تواند اعتباری برای کشور میزبان حاصل کند. چه کسی منکر نقش تاثیر گذار ایالات متحده در فرایند‌های تصمیم‌گیری در سراسر جهان است؟ اما آیا آمریکا برای به دست آوردن این جایگاه، تنها به میزبانی قناعت می‌کند؟!<br />
بهتر است برای آن‌که نتیجه‌ای منطبق با واقعیت جاری در جهان امروز برسیم، کمی بیشتر به ماحصل این گفت‌و‌گو‌ها بپردازیم. در جریان اشغال بیروت توسط اپوزوسیون، اغلب رجال سیاسی وابسطه به همراه سفرای عربستان و آمریکا احساس خطر کرده و مخفی شدند. حتی با گذشت چند هفته از این ماجرا و بازگشت آرامش نسبی به بیروت، وزیر خارجه‌ی آمریکا توسط ویدئو کنفرانس توصیه‌های لازم را به نخست وزیر لبنان ابلاغ کرد. در این شرایط، منوچهر متکی، تنها وزیر خارجی بود که حضوری فعال در لبنان داشت. رایزنی‌های ایران در لبنان نهایتاً منجر به تشکر رسمی رئیس‌جمهور جدید این کشور از جمهوری اسلامی شد.<br />
<a href="http://www.presstvbeirut.com/pages/?cid=3836" target="_blank"><img class="post-pict" style="float:left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/4460_274.jpg" alt="عید مقاومت" width="238" height="158" /></a> لازم است بر این نکته نیز تاکید کنیم که نفس به دست آمدن تفاهم و باز گشت ثبات سیاسی به منطقه، بزرگ‌ترین دست‌آوردی است که کشور‌های منطقه می‌توانند به آن افتخار کنند. فقط کشور‌های آن سوی دنیا از آشوب منتفع می‌شوند. پس اگر پیشنهاد میزبانی توسط سوریه یا ایران به قیمت عدم دست‌یابی به تفاهم تمام شود، معرکه گردانی ظاهری فدای نتیجه‌ی حاصل می‌گردد. گذشته از این، پیشنهاد میزبانی از سوی ایران،‌  نتیجه‌ای جز قدرت یافتن شایعه‌ی کودتای ایرانی در لبنان نداشت.<br />
در جریان مذاکرات صلح هم، علی‌رغم تلاش گسترده‌ی جناح حاکم برای طرح مسائل حاشیه‌ای مانند خلع صلاح مقاومت و با وجود پشتیبانی عربستان از این رویکرد، این مسائل <a href="http://rajanews.com/News/?29282" target="_blank">از دستور کار خارج شد</a>. نشانه‌ی دیگر عدم توفیق کشور‌های عرب منطقه در پیش‌برد برنامه‌های آمریکا، عدم خرسندی عربستان از نتیجه‌ی حاصل بود. متکی در دیدار هفته‌ی گذشته با فیصل تاکید کرد اگر سعودی ماه گذشته برای حل بحران همکاری کرده‌بود، این نتیجه یک ماه زودتر حاصل می‌شد. رئیس جمهور هم پیش‌تر از رویکرد آمریکایی فیصل در قبال مسائل منطقه خبر داده بود. بنابر این، نارضایتی واشنگتن از این مذارکات می‌تواند نشانه‌ی خوبی برای شکست جناح عربستان باشد.<br />
میزبانی قطر برای مذاکرات صلح، بیشتر از آن‌که حاکی از قدرت منطقه‌ای این کشور داشته باشد، برای جلوگیری از اعمال نظر کشور‌های غربی از مجرای عربستان سعودی و مصر، حاصل شد. از دیگر سو، کشور‌های ذی‌نفع در لبنان، به این نتیجه رسیده بودند که ادامه‌ی وضع موجود، به دلیل شکست برنامه‌های قبلی برای حذف مقاومت و نبود استراتژی واحد جدید،‌ به نفع هیچ‌کس نیست. از این رو، تقریباً اولین پیشنهاد مذاکرات که توسط امیر قطر اعلام گردید،‌ پذیرفته شد. (نگاهی به پیش‌فرض‌های این مذاکرات هم به خوبی این نکته را تصدیق می‌کند، چه‌ آن‌که این پیش‌فرض‌های قبلا هم توسط دیگران مطرح شده بود، اما مورد قبول واقع نشد)<br />
با این توصیف و با عنایت به نتیجه‌ی حد‌اقلی جناح آمریکا – عربستان و در مقابل نتیجه‌ی متوسط برای سوریه – ایران، به خوبی می‌توان مشاهده کرد که چه کسی دارای برد نرم منطقه‌ای بیشتر و نقش تاثیر گذار است. باور کنید گاهی قدرت نرم هم نیاز به باز‌تعریف یا دست کم تعریف دقیق دارد.<br />
این یادداشت حاشیه‌ای است بر « <a title="فرهنگ و ارتباطات: دکتر حسام الدین آشنا" href="http://ashna1343.persianblog.ir/post/169" target="_blank">قدرت هوشمند قطر :برنده اصلی مصالحه در لبنان</a>»<br />
توصیه می‌شود: <a href="http://www.presstvbeirut.com/pages/?cid=3818" target="_blank">متن سخنان دبیر کل حزب‌الله لبنان در عید مقاومت</a> + <a href="http://tabnak.ir/pages/?cid=11567" target="_blank">سفر قریب‌الوقوع رئیس جمهور به لبنان</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/218/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8230; و او این همه نیست!</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/205</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/205#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Apr 2008 11:14:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[اسفندیار رحیم مشایی]]></category>
		<category><![CDATA[دولت نهم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=205</guid>
		<description><![CDATA[فامیل حقیر، به استناد سجلدمان، «طائبی» است با طای دسته‌دار. هنوز هم که هنوز است!‌ نسبت فامیلی با این جناب مشایی پیدا نکرده‌ایم. این را من‌باب جنگ اول گفتیم حضورتان. دیگر این‌که اگر، خدا قبول کند، ما هم آن‌قدر، خرده تعلقات مذهبی داریم که باعث شود از عملکرد معاون رئیس جمهور گله مند باشیم. تعریضات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فامیل حقیر، به استناد سجلدمان، «طائبی» است با طای دسته‌دار.  هنوز هم که هنوز است!‌ نسبت فامیلی با این جناب مشایی پیدا نکرده‌ایم. این را من‌باب جنگ اول گفتیم حضورتان. دیگر این‌که اگر، خدا قبول کند، ما هم آن‌قدر، خرده تعلقات مذهبی داریم که باعث شود از عملکرد معاون رئیس جمهور گله مند باشیم. تعریضات ذیل را هم فقط از باب رعایت انصاف،‌ خدمت حضرات  گوشزد می‌کنیم.  <a href="http://kayhannews.ir/870208/2.HTM#other205">این سوتی اخیر</a> کیهان و تهمتی که دانسته نثار اسفندیار رحیم‌مشایی کرد، [دانسته بودنش را عرض می‌کنم خدمتتان] سبب شد تا اجمالاً چند نکته را در باب عملکرد ایشان تذکر دهیم و در حاشیه‌ی آن، عرایضی در باب سیاست‌های فرهنگی.</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>1. هوشنگ امیر‌احمدی:</strong></p>
<p><img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/01930243_100.jpg" alt="هوشنگ امیر احمدی" width="143" />این که مشایی در نامه‌ای به کیهان، خبر جهت‌دار این روزنامه‌ی خاص! را اساساً تکذیب کرد و شریعتمداری هم علی‌رغم منش پیشین، چندان حاشیه‌ای بر آن ننوشت از چند بعد قابل توجه است:<br />
الف) کیهان در حاشیه‌ی تکذیبیه، اعتراف می‌کند که <strong>می‌شناسد</strong> آن مقام عالی‌ رتبه را که زمینه‌ساز حضور امیر احمدی بوده‌است.  در این‌جا باید تقوای رسانه‌ای را خدمت جناب شریعتمداری یاد آور کنیم که بزرگوار؛ شما که می دانستید چرا زود‌تر آبرویی را که ریختید جبران نکردید؟ شما که دولت را برادر خویش می‌دانید؛ گناه می‌شد یک گوشه از آن روزنامه ی وسیع المساحت‌تان بنویسید «طبق نظر منابع آگاه! عامل ورود این جرثومه، مشایی نبوده و فلانی بوده!»</p>
<p>ب) دیگر این‌که گیرم اسفندیار خان، شده گاو پیشونی سفید، شما هم دیواری کوتاه‌تر از این بیچاره پیدا نکردید و گاف ورود این بابا را نوشتید به پای او؟ این انصاف است؟</p>
<p>ج) حالا بگذریم از<a href="http://ravanbakhsh.blogfa.com/post-66.aspx"> این مقاله</a> که سرور ما نوشته‌اند و بر اساس مقاله‌ی کیهان، کل دوسیه‌ی امیر احمدی را در کارنامه‌ی مشایی هم کپی-پیست کرده‌اند!</p>
<p>د) باز هم باید خدمت حسین میرزا گفت، عزیز من. <strong>شما که می‌دانی هر کلمه‌ی جریده‌تان حکم آیت نازل را برای جماعت دارد</strong>، نباید بیشتر دقت کنی؟</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>2. دیدار با همسر دکتر فاطمی :</strong><br />
<a href="http://www.president.ir/piri/media/mid/28821.jpg" target="_blank"><img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://www.president.ir/piri/media/mid/28821.jpg" alt="دیدار رئیس جمهور با همسر دکتر فاطمی" width="143" height="96" /></a> الف) در باب <a href="http://takneveshteha.persianblog.ir/post/76">دکتر فاطمی</a> حرف و حدیث بسیار است. از یک طرف زیر آبش زده می‌شود و از دیگر سو خیابان می‌گذاریم به اسمش! یا شاید هم  به اسمش خیابان می‌گذاریم. نمی دانم؛ اما می‌دانم که کوبیدن احمدی‌نژاد به صرف دیدار با یک <strong>ضعیفه‌ی دور از سیاست</strong> و پشت‌بندش، هجمه به اسفندیار رحیم مشایی، به دور از انصاف است. آن هم در زمانی که رئیس‌جمهور ما با چاوز ِبی‌دینِ کافر! برادر است. دیگر دیدار با  این همشیره از صد‌ها دیدار دیپلماتیک و پیغام و پسغام بعضاً تشریفاتی، کثیف‌‌تر که نیست!!</p>
<p>ب) خدمت برادرانی که ترور دکتر فاطمی را با دیدار احمدی‌نژاد با زن فاطمی جمع می‌کنند و حاصل، چیز‌های عجیبی از جمله <strong>مخالفت دولت با نواب‌صفوی</strong> از دلش می‌آید بیرون عرض می‌کنم؛<br />
<img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/163488195168193235226252021819721431.jpg" alt="عبد خدایی" width="143" /> باور کنید ترور دکتر فاطمی از نوع ترور‌ رزم آرا یا منصور نبود که واقعاً دردی از درد‌های این ملت را دوا کند.  جناب <strong>عبد‌خدایی</strong> که الان از آدم‌های آگاه است، آن روز که این ترور را انجام داد 17-18 ساله بود و این نکته خود محل اشکال است. در زندان بودن نواب یقیناً باعث ضعف‌هایی در دوستانش شده بود. واگرنه این ترور با این مختصات انجام نمی‌شد.  قصد شکافتن این بخش از تاریخ دار ندارم. این‌قدر بگویم که این ترور، <strong>اعدام انقلابی نبود!</strong></p>
<p>ج) برادران، رفقا،‌ سروران ! نواب عزیز اگر‌چه در دولت مصدق در زندان بود، اما بعد از کودتا به شهادت رسید زمانی که آمریکائی‌ها اساساً بر کشور تسلط داشتند. نمی‌خواهم کارنامه‌ی مصدق را در این بخش تطهیر کنم اما اگر نواب در زندان هم نبود،‌ بعد از کودتا بازداشت می‌شد. این را هم بپذیرید که مانع شدن از کودتا به امکانات زیادی نیاز داشت که همه‌اش در اختیار نواب نبود تا بتواند کاری کند.</p>
<p><a href="http://taebi.ali.googlepages.com/10fatemimossadeq.jpg" target="_blank"><img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/10fatemimossadeq.jpg" alt="دکتر مصدق در کنار دکتر فاطمی وزیر وقت خارجه" width="143" /></a>د)  حالا که حرف به این‌جا رسید بگذارید یک چیز دیگر هم بگویم. همه‌مان می‌دانیم نظر امام(ره)  راحل نسبت به مصدق چه بود.  اما کمی که در گفتمان ایشان و حضرت آقا دقیق شوید، دستتان می‌آید که هیچ کدام از ایشان عکس‌العمل انکار نسبت به افتخارات [ولو اندک و پر شبهه‌ی ] ملت نداشته‌اند.  اخیراً حضرت آقا در آستانه‌ی انتخابات مجلس علی‌رغم انتقادات به دولت مصدق، دولت مصدق را دولت مردمی خواندند.<br />
این‌ها را گفتم که با قیافه‌ی حق به جانب از این اتفاقات برداشت نکنید که مشایی یک آدمی است از جنس ملی‌مذهبیون یا کذا و کذا &#8230;</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>3. اظهارات مشایی در واکنش به آیت الله علم‌الهدی :</strong><br />
<img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/elmolhoda.jpg" alt="آیه الله علم الهدی - امام جمعه‌ی مشهد مقدس" width="143" /> الف) مسلم است که لحن پاسخ مشایی قابل دفاع نیست. اما باور کنید برای بر هم زدن این شکاف فرهنگی، لازم است گاهی جلوی این گونه سنت‌گرایی ها ایستاد. آیا اجرا نشدن کنسرت در مشهد مقدس خواسته‌ی اکثریت مردم این استان است؟  فکر نمی کنید اینگونه موضع گیری در برابر خواسته‌ها نهایتاً به شکاف منجر می‌شود؟ مگر نمی‌گویید هر خواسته‌ای از سوی جمعیت اگر با پاسخ مناسب از طرف حکومت مواجه نشود،‌ <strong>نارضایتی</strong> ایجاد می‌کند و اگراین سیکل معیوب مستمر شود، نهایتا &#8230;.</p>
<p>ب) یک بار برای همیشه بیایید و قبول کنید که ایران ما، گستره‌ی وسیعی از تمایلات و اعتقادات را داراست.  روزی که از لاریجانی در سمت ریاست صدا و سیما پرسیدند توجیه شما برای پخش فلان برنامه چیست؟ گفت من از این تلویزیون تنها اخبارش را می بینم اما مگر این تلویزیون فقط برای من برنامه پخش می کند؟ (قریب به این مضمون!)  70 ملیون سلیقه که از سطوح مختلف ایمانی برخورداند،‌ نیاز به تغذیه دارند. هنر این نیست که یک حوزه‌ی علمیه در رسانه راه بیاندازی. هنر این است که بتوانی با یک سمفونی، خودباوری ملی را تقویت کنی یا روحیه‌ی شهادت طلبی را احیا کنی. هنر این است که سیما، دانشگاه باشد (حالا درست است که نیست) و اگر حضرت روح‌الله می‌خواست می‌گفت که سیما باید حوزه باشد.  اما این‌که بگوییم مردم مشهد کنسرت نمی‌خواهند فکر می‌کنید چقدر منطقی باشد؟ <strong>اگر موسیقی حرام است که در کل کشور نباید باشد. اگر نیست که &#8230;</strong></p>
<p><img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/643721-53-37_n.jpg" alt="اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان گردشگری" width="143" />ج ) یک بار هم که شده بیایید منطقی باشید و این بخش از سخنان مشایی را هم بشنوید که از نحوه‌ی نقل حدیث گلایه می‌کند. یقینا <strong>این انتقاد به علمای و مبلغین ما وارد است</strong>. یا وقتی <a href="http://www.asriran.com/view.php?id=39824">می‌گوید</a> :« همین رادیو و تلویزیون وقتی ایام عزا می‌شود گروه معارف آن سخت، فعال می‌شوند اما در ایام شادی این کار را به گروه اجتماعی محول می‌کنند یعنی گروه معارف رادیو و تلویزیون نمی‌تواند فضای شادی را مدیریت کند. این اشکال دارد. این اهانت به دین است. »</p>
<p>د) برخی حضرات کی می‌خواهند بپذیرند که مشکل دین‌گریزی اگر در جامعه‌ی ما هست، معلول کنسرت‌های موسیقی نیست. مشکل از <strong>کج سلیقه‌گی در عرصه ی فرهنگ</strong> و قلب مفاهیم دینی است.  در محضر توپچی، ترقه در کردن است اما، شیعه‌ای که به ما آموخته‌اید <strong>حزنش در دل و شادی‌اش در چهره بود. نبود؟</strong></p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>4. بنزین سفر:</strong><br />
<img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/8a0065e6321fe3645a857707156ac90f.jpg" alt="سهمیه بندی بنزین و بنزین سفر" width="143" /> با توجه به این‌که شخص رئیس‌جمهور درباره‌ی این ماجرا توضیح کامل داد، و این نکته که احمدی‌نژاد آن‌قدر مستبد! هست که وقتی قرار است کاری را بکند ( سهمیه بندی) به خواهش مشایی بنزین سفر ندهد، باید بگویم مشکل از جایی شروع شود که برخی فکر می‌کنند هدف سهمیه بندی، کاستن از مصرف بود. برادران من، دولت این کار را کرد تا مصرف را بهینه کند. جلوی قاچاق را بگیرد. (کاش می‌شد <strong>سیگار</strong> را هم سهمیه‌بندی کرد!!!!! ) حالا شما بیا بگو، بنزین نوروزی باعث می‌شود مردم به سهمیه بد‌بین بشوند. اگر این‌جور است، نان را سهمیه بندی کنید که مجبور به واردتات گندم نباشیم. یا آب را در این سال خشک‌سالی. یا گاز را که در زمستان کم نیاوریم !!!</p>
<p>بنزین هم مثل این‌ها نیاز مردم است. چرا وقتی نمی‌توانید معضلات اقتصادی را حل کنید،‌ صورت مسئله را پاک می‌کنید؟ اصلاً چرا فکر می‌کنید این حق را دارید که به مردم بگویید سفر بروند یا نروند؟ ملت که نمی‌توانند مثل خیلی‌هایتان،‌ نوروز را در <strong>ویلای بهاری در اسپانیا </strong>بگذرانند، لا اقل بگذارید از موهب همین مملکت بهره‌مند شوند.</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>5. ورود زنان به ورزشگاه ها:</strong><br />
<img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/zanfooto2.jpg" alt="ورود زنان به ورزشگاه ها" width="143" /><br />
الف) <a href="http://bazrafkan.blogfa.com/post-111.aspx">این یک قلم</a> واقعا از آن ایرادات بنی اسرائیلی بود که اگر چه به جاهای گرانقدری در این کشور وصل بود، ‌اما من چندان اعتباری برایش قایل نیستم. آقا جان!  ما هم در دوران جاهلیت‌مان به ورزشگاه رفته‌ایم. اما بیایید بگویید کجای خیابان‌های ما از ورزشگاه‌ها بهتر است؟ چرا سرداران ناجا را به صلابه نمی کشید که <strong>اجازه‌ی ورود زنان را به خیابان می دهند!!!</strong> خوب معلوم است که تا اینجا حاضر نیستید در برابر خواسته‌های مردم بایستید.<br />
من با همه‌ی سربه‌زیری و چشم‌پاکی‌ام [که رفقای نزدیک جملگی بر آن صحه می گذارند!!] شخصاً شاهد صحنه‌های فراوانی هر روز در سطح شهر هستم که آرزو می‌کنم<img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/214812.jpg" alt="ورود زنان به ورزشگاه ها" width="143" /> هیچ‌ وقت اهل و <strong>عیالم</strong> با آن روبه رو نشوند! آن هم  در اصفهان که از دارالمومنین هاست. چه چیز را می خواهیم منکر شویم؟</p>
<p>ب) نکته‌ی دیگر آن است که قرار نیست مخدرات حزب اللهی به این جور مکان ها بروند که به عفتشان توهین شود. چنان برخورد می‌کنند که انگار  اگر این مجوز داده شود،‌ پس فردا هر‌چی خانم حزب‌اللهی است راهی ورزشگاه می‌شود.  آن ها که اهل ورزشگاه رفتن اند هر روزه در خیابان‌ها شاهدند. بابا جان،‌ چشم و گوش ملت باز است!!</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>6. بوسیدن دست معلم :</strong><br />
<img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/664ahm.jpg" alt="احمدی نژاد دست معلم ابتدای اش را می بوسد" width="143" /> الف)  این هم البته عجیب است که هر کاری را که مطابق <strong>میل سنتی‌مان</strong> نیست و از دولت اصول‌گرا سر می‌زند،  می چسبانیم به اسفندیار مشایی. حالا نمی خواهم بگویم این از پیشنهادهای او نیست. اما لا اقل با مدرک بگویید.  تا وجدانمان،‌ وجدانتان، ‌وجدان تمساح‌ها آرام شود!</p>
<p>ب) حالا که نزدیک به 2 سال از آن روز گذشته و می بینید که این <a href="http://bidari57.blogfa.com/post-146.aspx">الگویی برای ماچ و بوسه</a> نشد که آن روز مدام می کوبیدید توی سر احمدی‌نژاد. انصاف بدهید که خیلی کارهای دیگر را هم اگر با روحیه‌ی جزم اندیش‌تان مانع نشده بودید<img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/news-big-071014125017-z.jpg" alt="دکتر مصدق دست ثریا را می بوسد!" width="143" /> الان منافعش را می دیدید. (درباره منافع بوسیدن دست معلم بیایید خصوصی خدمتتان بگویم)</p>
<p>ج) در این مورد، منتقدین اساساً تهی‌دست وارد شدند. راستش را بخواهید دوم خردادی‌ها که با <strong>چماق پوپولیستی</strong> کوبیدند، واقع‌گرا‌تر بودند تا شما!</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>7. مجلس لهو و لعب و رقص و می و می‌گساری و فسق و فجور:</strong><br />
الف) خود من هم از  چگالی! بالالی اینگونه گاف ها در اطراف مشایی در تعجیم. هر چند مصاحبه‌ی جنجالی‌اش با خبرنگار ترک اساساً بازی رسانه‌ای بود. اما این یک مورد  <strong>اتهام را کاملا وارد می دانم</strong>. حتی اگر مشایی بیاید بگوید به محض مشاهده مجلس را ترک کردم ولی در فیلم مشهوود باشد که هنوز هست. این‌جا از آن پوزیشن‌هایی بود که شجاعت احمدی‌نژادی در پذیرش اشتباهات حکم می‌کرد، عذر‌خواهی کند.</p>
<p><img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/raghsmb.jpg" alt="" width="143" />ب‌) همان روز که ابوطالب این فیلم را به خبرگزاری ها داد و در مجلس غوغا کرد، حضرات باید می فهمیدند و بین خودشان و این موجود خط می کشیدند که حالا تابلوی تبلیغاتی اش را نکند اصولگرای منتقد دولت.  یعنی الان هم می‌خواهد از احمدی‌نژاد خرج کند تا <strong>بچسبد به کرسی‌اش</strong>. یک بار با تملق، صد‌بار با &#8230;.<br />
اما لازم نیست ما هم آتش بیاوریم بر معرکه‌ای که علیه دولت به پا کردند؛ آن‌هم در این کشور که به جرات می توان گفت <strong>فقط حضرت آقا حاشیه‌ای ندارد.</strong> و اگرنه همه‌ی حضرات، اگر مته به خشخاش بگذاری،  گاف دارند. نه خیلی کمتر از مشایی. سوتی‌های این بابا فقط تابلو شده‌است و اگرنه &#8230;</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>8.  مراسم گرامی‌داشت نوروز</strong><br />
<img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/28627.jpg" alt="مراسم روز ملی گرامیداشت نوروز" width="143" /> الف)  این دیگر از آن حرف هاست که بخواهیم این مراسم را با <span style="font-size: 24pt; font-family: 'B Zar';"><span style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: x-small;">جشن تاتر ایران زمین اهواز</span></span></span> مقایسه کنیم.  <a href="http://cafeandisheh.blogfa.com/post-64.aspx" target="_blank">این از آن مواردی است</a> که اگر یامین پور هنوز در کافه بود،‌ یقینا به صراحت! اتفاق نمی‌افتاد. برادران، شما را به خدا،  انصافتان کجاست؟</p>
<p>ب) در باب توضیح  این گونه مسائل مورد فقط یک حکایت می گویم که یقین دارم به مذاق آقایان خوش نمی آید :</p>
<p>یکی از حضرات آقایان، از مسئولین سیما انتقاد کرده بود که این چه بازیگرانی است که در برنامه ها استفاده می‌کنید؟ آن مسئول هم در کمال رندیت! گفته بود، مسئله ای نیست. <strong>هماهنگ می کنم شما عده ای از مخدرات حوزه را بفرستید ما تعلیم سینما می‌دهیم بایستند فیلم بازی کنند !!!</strong> آن حضرت آقا هم بر آشفته بودند.</p>
<p>آقا جان. قبول کنید که سینما عرصه ای نیست که آدم نماز شب‌خوان برود آن‌جا جهاد کند!!‌ یا خیال خودتان را راحت کنید و در سینما و اینجور مراسمات فانتزی را گل بگیرید یا به اقتضائاتش تن بدهید. فقط ارواح امواتتان از سینمای اسلامی نگویید که آوینی نیست تا بیاید جوابتان را بدهد.</p>
<p>&#8230;</p>
<h5>این را هم تنگ گوشتان می‌گویم:  تا آن جا که من می دانم، حضرت آقا به یک گروه از متدینین که خواسته بودند در عرصه‌ی سینما وارد شوند و بعد با مشکلاتی اعم از استحاله‌ی! اعتقادی اعضایشان مواجه شده بودند اخطار کرده‌اند که در این  مغال وارد نشوید. ظلمات است بترس از خطر گمراهی &#8230;</h5>
<p>&#8230;</p>
<p>ج) کاری نکنید که واقعاً تهمت طالبانیستی به دولت بچسبد. چرا در مقابل هر کار فرهنگی‌اش موضع می‌گیرید؟ به جای آن‌که بیایید توی بوق بکنید که آی ملیون از ملت! این دولت توانست نوروز را در یونسکو ثبت کند، کاری که خاتمی با همه‌ی ادعا‌هایش نتوانست، می‌آیید می‌کوبید.</p>
<p><img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/65157_763.gif" alt="محمود احمدی نژد رئیس جمهور" width="143" />در آخر فقط باید بگویم، رئیس‌جمهوری که آن‌قدر در تصمیم‌گیری صریح هست که وزرایی چون دانش‌جعفری و پور‌محمدی را که گفته می‌شود با <strong>توصیه‌های عالی</strong> به عضویت دولت در آمده‌اند، کنار بگذارد؛ قطعاً مسحور اسفندیار جوان! نمی‌شود که تا آن‌جا پیش برود که با خانواده‌ی او وصلت کند. این را بپذیرید که مشایی می‌تواند <strong>مهاجرانی</strong> در ساحث فرهنگ باشد، با این تفاوت فاحش که به اسلام انقلابی معتقد است. مشایی می‌تواند تنها بعد قوی و عامل جاذبه‌ی <strong>قالیباف</strong> در بین جوانان را برای دولت ایجاد کند، بدون آن‌که بخواهد به <strong>کارگزارن</strong> باج بدهد.</p>
<p>پ. ن: <strong>حالا که دارم کاپو‌چی‌نویی را که با پول مشایی خریده‌ام!  ‌مزمزه می‌کنم</strong>، می‌بینم اسفندیار خان، آن‌قدر ها هم عنصر مخل و ویروس اچ. آی. وی دولت نهم نیست. این حجم از تغییر و تحولات مگر جز این پیام را می‌دهد که کابینه بیمار است؟ مگر شما می‌توانید روی تک‌تک اعضای کابینه قسم بخورید؟ شما را نمی‌دانم، اما من فقط حاضرم پشت سر احمدی‌نژاد نماز بخوانم.  منصف باشید و هر‌کس را به اندازه‌‌ای که باید، نقد کنید. باور کنید مشایی، این همه نیست!  فقط گاف‌هایش توی چشم است. <strong></strong></p>
<p><img class="alignleft" style="padding:10px; border: 1px solid black; margin: 5px; float: left;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/14638_thum.jpeg" alt="وزیر کار و امور اجتماعی - جهرمی" width="143" /><strong>رفقای من! زیرک‌تر باشید و مشکلات اساسی کابینه را ببینید.</strong> گافی که می‌تواند دولت را به زمین بزند، محور اقتصادی آن است و معضل تورم. ببینید کجای دولت بیمار است که این حاصلش شده. اگر به دنبال سوژه‌اید من وزیر کار را پیشنهاد می‌کنم که علی‌رغم آن‌که به حق کارشناس است، تا حدودی جلوی تحولات ریشه‌ای اقتصادی دولت ایستاده.<br />
<em><strong> ای علمای وبلاگ‌شهر،‌ به داد دولت برسید!</strong></em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/205/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی عالیجناب عجیب می‌شود!</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/196</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/196#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Apr 2008 09:38:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[اصولگرایان]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات مجلس شورای اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[علی لاریجانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=196</guid>
		<description><![CDATA[روز گذشته بیلبرد‌های تبلیغاتی میتینگ انتخاباتی جبهه‌ی اصول‌گرایان اصفهان (شاخه‌ی اتحاد فراگیر) موسوم به «صبح امید» در سطح شهر نصب شده‌است. بر این اساس، این مراسم صبح روز جمعه بر گزار خواهد‌شد. با توجه به اطلاعیه‌ی وزارت‌کشور و این‌که تبلیغات برای دور دوم انتخابات رسماً از روز پنج‌شنبه آغاز می‌شود، این عمل قطعاً از مصادیق [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روز گذشته <a title="تصویر یکی از این بیلبرد‌ها" href="http://taebi.ali.googlepages.com/PICT0270.JPG" target="_blank">بیلبرد‌های تبلیغاتی</a> میتینگ انتخاباتی جبهه‌ی اصول‌گرایان اصفهان (شاخه‌ی اتحاد فراگیر) موسوم به «صبح امید» در سطح شهر نصب شده‌است. بر این اساس، این مراسم صبح روز جمعه بر گزار خواهد‌شد. با توجه به <a title="لینک خبر در پرتال وزارت کشور" href="http://www.moi.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=News&amp;ID=d0ddda1b-bb83-43ae-bbce-8084ee6da453&amp;LayoutID=9a3cb527-f8e2-4050-96b3-fba96fc3cb3a&amp;CategoryID=832a711b-95fe-4505-8aa3-38f5e17309c9" target="_self">اطلاعیه‌ی وزارت‌کشور</a> و این‌که تبلیغات برای دور دوم انتخابات رسماً از روز پنج‌شنبه آغاز می‌شود، این عمل قطعاً از مصادیق تخلفات انتخاباتی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اما چنین تخلفاتی چیزی‌ نیست که برای ما عجیب باشد. نکته‌ی قابل توجه در این برنامه، حضور دکتر لاریجانی به عنوان سخنران در این مراسم است. از زمانی که استعفای آرام اما پر تاثیر لاریجانی از سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی حادث شد! عالیجناب عملکرد پر‌توانی را در عرصه‌ی سیاسی کشور آغاز کرده‌است که گروهی بر ملایم بودن آن تاکید دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اما از سوی دیگر، فعالیت‌های سیاسی لاریجانی در شرایط فعلی،‌خصوصاً در دور دوم انتخابات با چراهایی همراه است. به نظر می‌رسد ایشان تصمیم قاطعی در آشکار سازی مواضعشان ندارند. به عبارتی در صدد است تا از ظرفیت‌های هر دو طیف اصولگرایان حد‌اکثر استفاده را بکند!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class="alignright" style="padding:5px; float: right; border: 1px solid black; margin: 5px;" src="http://taebi.ali.googlepages.com/Ali-Larijani-9-3.jpg" alt="دکتر علی لاریجانی" width="180"  /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>این‌که از یک سو ایشان نسبت به درج نام و تصویرشان در لیست موازی تهران <a title=" اعتراض لاریجانی به سوءاستفاده تبلیغاتی جریان موازی اصولگرایان" href="http://rajanews.com/News/?26490" target="_blank">اعتراض می‌کند</a> و از سوی دیگر در نشست تبلیغاتی پر شبهه‌ی روز جمعه‌ی اصفهان نیز شرکت می‌کند،‌ حاکی از آن است که عالیجناب رسماً تمایل دارد وسط لحاف بخوابد!!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>باید نشست و دید دیگر اصول‌گرایان نسبت به این روند چه عکس‌العملی اتخاذ می‌کنند. همچنین عکس العمل ستاد انتخابات کشور نسبت به تبلیغات پیش از موعد این طیف سیاسی نیز باید جالب باشد!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پ.ن :<br />
-ستاد «صبح امید» یا همان جبهه‌ی اصول‌گرایان اصفهان در دور اول از کاندید‌های ائتلاف فراگیر (پرورش، رهبر، آذین، سلیحی) حمایت می‌کرد و در دور دوم نیز علاقه‌مند به انتخاب آقایان پرورش و رهبر (نماینده‌ی فعلی شهر اصفهان) هستند. دو رغیب دیگر این دوره، کاندیدا‌های جبهه‌ی متحد، آقایان اصلانی و شهرزاد هستند.<br />
- علی‌اکبر پرورش، در مراسمی در دانشگاه اصفهان، شدت نزدیکی عنوان ستاد انتخاباتی‌شان -اتحاد اصول‌گرایان- را به -اتحاد فراگیر اصول‌گرایان- اتفاقی خواند!<br />
- مرتبط : <a href="http://pat.riot.ir/1386/10/20/osulgera-eslahtalab/">گرز اصولگرایی در مصاف با رگبار مصلحون</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/196/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گرز اصولگرایی در مصاف با رگبار مصلحون</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/181</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/181#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Jan 2008 16:55:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ریسک سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1386/10/20/osulgera-eslahtalab/</guid>
		<description><![CDATA[&#160; دلایل «توفیق» اصولگرایان در حرکت هماهنگ در جهت ارائه‌ی لیست واحد، و در مقابل آن، موفقیت اندک اصلاح‌طلبان در این خصوص، عوامل مختلفی می‌تواند داشته‌باشد. اما در یک بررسی کلی، چند عامل اصلی را برای آن‌چه از آن به «توفیق» یاد می‌کنیم،‌ می‌توان برشمرد. اول؛ ائتلاف در مقام هدایت یا در مقام شورا مهم‌ترین، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">دلایل «توفیق» اصولگرایان در حرکت هماهنگ در جهت ارائه‌ی لیست واحد، و در مقابل آن، موفقیت اندک اصلاح‌طلبان در این خصوص، عوامل مختلفی می‌تواند داشته‌باشد. اما در یک بررسی کلی، چند عامل اصلی را برای آن‌چه از آن به «توفیق»  یاد می‌کنیم،‌ می‌توان برشمرد.<br class="DS_newline" /></p>
<p><br class="DS_newline" /><span style="font-weight: bold">اول؛ ائتلاف در مقام هدایت یا در مقام شورا</span><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">مهم‌ترین، اصلی‌ترین و بارز‌ترین دلیل آن‌که گروه‌ها و طیف‌های مختلف اصول‌گرا، توانستند در چند ماه گذشته با حرکتی نه‌چندان سریع و البته با چراغ‌های خاموش اما موفقیت‌آمیز، به سمت ارائه‌ی یک لیست واحد انتخاباتی در تهران و به تبع آن در دیگر کلان‌شهر‌ها، پیش‌بروند، نقش بی‌بدیل رهبری جامعه روحانیت مبار و شخص آیت الله مهدوی کنی است. به این ترتیب، اصول‌گرایان برزگ‌ترین شانس دوران حیات سیاسی‌شان را مدیون برخورداری از رهبریت واحد و مورد توافق عموم اعضا، هستند.<br class="DS_newline" />اما در طرف مقابل و در بین اصلاح‌طلبان ـ به آن معنی اصلاح که کارگزاران سازندگی را نیز شامل شود ـ تمام تلاش فعالان در چند ماه منتهی به اسفند‌ماه سال جاری،  معطوف به ائتلاف بین چند «لیدر» شاخص به منزله ی «ائتلاف در مقام هدایت» بوده‌است.  و از بد حادثه «آیت الله هاشمی رفسنجانی»، «حجه الاسلام سید محمد خاتمی» و «حجه الاسلام شیخ مهدی کروبی» سه پادشاه‌اند که در اقلیمی نگنجند!<br class="DS_newline" />تیتر یک عدم توفیق دوم‌خردادی‌ها،‌در همین نکته نهفته‌است. از آن‌جا که ایشان در میان طیف‌های مختلفشان، با پدیده‌ی «مازاد لیدر» مواجه هستند، تا به حال ـ و احتمال قریب به یقین تا چند ماه آینده ـ به تفاهم برای ارائه‌ی لیست واحد نخواهند رسید. چنان‌که این روزها از گوشه و کنار دفاتر احزابشان، زیاد به گوش می‌رسد که «ارائه‌ی چندین لیست انتخاباتی، خیلی هم مضر نخواهد بود!»<br class="DS_newline" />به عبارت دیگر، اصول‌گرایان بخش عمده‌ی انرژی و تلاششان را صرفاً ائتلاف در بین فعالان ـ و نه لیدر‌ها ـ و تشکیل شورای مشورتی ائتلافی (6+5) نمودند. در حالی که رقیب، تا همین دیروز در پی نشاندن سردمداران اصلاح، اعتماد و سازندگی بر سر یک میز بوده‌است.<span style="font-weight: bold"><br class="DS_newline" /><br class="DS_newline" />دوم؛ خروج عالیجناب «علی لاریجانی»</span><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: right">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">همین چند ماه پیش بود که خبر استعفای آرام، اما تحول‌ساز علی لاریجانی از دبیر‌خانه‌ی شورای عالی امنیت ملی، گوش‌ها را پر کرد. علی رغم دلایل عمده‌ و اصلی برای این استعفا، نمی‌توان انتخابات اسفند‌ماه را بی‌تاثیر دانست.<br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">وقتی به حافظه‌ی بلند‌مدتمان مراجعه می‌کنیم، حتماً به یاد خواهیم آورد که در انتخابات ریاست جمهوری نهم، قطار اصول‌گرایان بعد از ائتلاف‌ها، انصراف‌ها و لابی‌های ایشان سرانجام  در ایستگاه لاریجانی متوقف‌شد. علی لاریجانی به عنوان یک میانه‌رو، مدتی ایست به یک چهره‌ی جذاب ـ به معنای حقیقی کلمه ـ تبدیل شد‌است. و انتشار خبر کاندیداتوری او ( که گویا مرکز هیات رئیسه‌ی مجلس را نیز نشانه رفته‌است! )  ما را بیشتر به اتحاد اصول‌گرایان امیدوار می‌سازد. <span style="font-weight: bold"></span><br class="DS_newline" /><span style="font-weight: bold"></span></p>
<p><span style="font-weight: bold"><br class="DS_newline" />سوم؛ این «تند رو» «تند رو» که می‌گویند، شما هستید؟</span><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">از هر چهار بیانیه‌ای که دوم خردادی‌ها در خصوص انتخابات منتشر می‌کنند، در پنج‌تای آن‌ها به حضور عناصر تند‌رو اشاره می‌شود. واقعیت این‌است که اگر به مفهوم نهفته در دل «اصلاح» توجه کنیم، بیش از همه،‌همین جماعت «تند‌رو» را لایق لقب «اصلاح‌طلب» خواهیم‌یافت.</p>
<p style="text-align: justify">چه طور می‌شود اصلاح‌طلب بود، اما استبعاد از ارزش‌ها و اصول پذیرفته‌شده در جامعه را تاب نیاورد؟ پس تنها گناه «تند‌رو‌ها» پذیرش شجاعانه‌ی این واقعیت بوده‌است.  در این شرایط، حضور و فعالیت زیاد عناصر تند‌رو، به کانال آبی تندیل شده‌است که به لانه‌ی مورچگان سرازیر است. <br class="DS_newline" /></p>
<p><br class="DS_newline" /><span style="font-weight: bold">چهارم؛ وقتی عالیجناب به برخی مفاهیم سیاسی ایمان می‌آورد!</span><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">حقیقت این است که جریان حاکمه، هر چند پشت‌گرم به حمایت مردم باشد، اگر در بین نخبگان جامعه از هیچ پشتوانه‌ای برخوردار نباشد، سر بزنگاه حادثه، از سوی همین نخبگان ساقط می‌شود یا لا‌اقل از حمایت موثر ایشان بی‌بهره می‌ماند. <br class="DS_newline" /> یکی از این گردنه‌های برف‌گیر و صاعقه‌خیز، در مسیر حرکت دولت نهم، انتخابات شورای شهر و روستا بود. «توفیقی» که در این میان نصیب حرکت رایحه‌خوش خودمت نشد، شاید باعث گردید تا امروز آقای رئیس جمهور اشتباه سال پیش را تکرار نکند<br />
حضور فعال چهره‌های نزدیک به دولت نهم، در میان جمع مشورتی اصول‌گرایان از دلایل دیگر موفقیت این جبهه در مسیری که در پیش دارد،‌است. اما این حضور، تنها مدیون تغییر دیدگاه رایجه نبود، چرا‌که شواهدی هست که نشان می‌دهد، عدم تمایل اصول‌گرایان برای همکاری با دولت، بیشترین تاثیر را در عدم توفیق حد‌اکثری هر دو جریان داشته‌است.<br />
<br class="DS_newline" /></p>
<p><span style="font-weight: bold">پنجم؛ «اصول‌گرایان بالاخره پذیرفتند که دکتر محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایرن است!»</span><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">این حقیقت از پیروزی آتی اصول‌گرایان در انتخابات مجلس هم شیرین‌تر است. واقع‌بینانه اگر نگاه‌کنیم، هنوز هم رگه‌هایی از واپس زدن این حقیقت در میان برخی چهره‌های این جریان وجود‌دارد. اما حرکتی که آغاز شده،‌نوید بخش اصلاح دید و تحمیل حقیقت به ایشان در ماه‌های آینده است. <br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">از وقتی اصول‌گرایان به این فکر افتادند که از پتانسیلی که در قدرت حاکم و در دستان رفیق سابقشان در شهرداری تهران است، نهایت استفاده را بکنند، جریان رایحه نیز «تاثیر مشاع» ولی تضمین شده را به «تمامیت نسیه» ای که سال پیش لاجرم پذیرفته بود، ترجیح داد. <br class="DS_newline" /></p>
<p><br class="DS_newline" /><span style="font-weight: bold">ششم؛ سهم‌خواهی در میان هر دو جبهه</span><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">راستش را بخواهید، هر دو طرف میدان، از فرق سر تا انگشت پا !!، به دنبال سهم‌خویش از صندلی‌های سبز بهارستان هستند؛ اما یک تفاوت ظریف موجب شده‌است تا سهم‌خواهی در اصولگرایان به یک عامل پیش‌برنده تبدیل شود و از طرف دیگر، سد راه اصلاح‌طلبان باشد.</p>
<p style="text-align: justify">اصول‌گرایان هوشمندانه غریزه‌ی سهم‌خواهیشان را به «سهم جمعی» از مجلس هشتم معطوف نمودند، در حالی که رقبایشان در جبهه دوم‌خرداد، هموراه به دنبال سهم خود یا طیف خود از لیست‌های رنگارنگ و متعدد این جریان بوده‌اند. به عبارت دیگر، در بین دوم خردادی‌ها پیروزی جمعی فدای پیروزی فردی شده‌است و این مسئله به شدت به «هشتم از موارد توفیق» وابسته است. <br class="DS_newline" /></p>
<p><br class="DS_newline" /><span style="font-weight: bold">هفتم؛ عبور از اختلاف یا حل و فصل آن؟</span><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">واقعیت انکار ناپذیر این است که چهره‌های فعال اصلاح‌طلب به این صرافت افتاده‌اند تا یک بار برای همیشه از شر اختلافات ریشه‌داری که میانشان جاری است، به مدد فضای انتخاباتی خلاص شوند. تا آن‌جا که صحبت بر سر اختلافات (و گل سر سبد آن‌ها، عملکرد مجلس ششم) به هدف ثانویِ نزدیک به اولا‌ی ایشان تبدیل شد. <br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">به نظر می‌رسد، سرگرم شدن به فعالیت شدید انتخاباتی در آستانه‌ی نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از سویی، و بعد از آن فعالیت تمام‌وقت در جهت تخریب عملکرد دولت اصول‌گرا، باعث شد تا اصلاح‌طلبان برای چهار سال، خاطرات مجلس ششم را فراموش کنند؛ اما در چند ماه گذشته، تب و تاب مجلس هشتم باعث شده تا حافظه‌ی بلند‌مدتشان به کار بیافتد و «زخم کهنه سر باز کند.»<br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">از دیگر سو، دوم خردادی‌ها تصمیم گرفته‌اند حل و فصل این اختلافات را حتی به قیمت از دست دادن حد‌اقل مجلس هشتم ( که بزرگانشان این را هم غیر محتمل می‌دانند) به سر منزل مقصود نزدیک‌نمایند. در مقابل، همان‌طور که اعضای شورای تصمیم اصول‌گرایان صراحتاً اعلام نمده‌اند، راهکار حرکت ایشان، تاکید بر روی حد‌اقل‌های مورد توافق و پرهیز از طرح اختلافات بوده‌است. <br class="DS_newline" /></p>
<p><br class="DS_newline" /><span style="font-weight: bold">هشتم؛ شرمنده‌ام، اما دنیاطلبی !</span><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">عامل آخر که متاسفانه  عامل ضعف هر دو جبهه است، بالا بودن نرخ دنیاطلبی در میان ایشان است. البته این نرخ،‌به مراتب در میان اصلاح‌طلبان بالا‌تر است و همین امر باعث شده، ضربه‌ای که اصولگرایان از این نفطه ضعف خود می‌خورند، به نسبت رقبایشان،‌کمتر باشد. <br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">پس ملتمسانه می‌گویم، آقایان! اگر قرار باشد از یک سوراخ گزیده‌شوید، همان حب دنیا و دست‌زدن به هر کاری برای کسب قدرت سیاسی است. یادتان بیاید که حضرت روح‌الله ـ ره ـ بار‌ها و بارها شما را ، یعنی فرزندان انقلابیش را، از فریب زرد و سفید دنیا بر حذر داشت؛ اما حیف!<br class="DS_newline" /></p>
<p><br class="DS_newline" /></p>
<p style="text-align: justify">در آخر باید بگویم، شاید بتوان نهمین مورد از عوامل توفیق را نیز اینگونه بیان داشت که تخمین‌های بزرگان اصلاح‌طلب حاکی از آن است که ایشان پیروزی حداقلی در انتخابات را نیز غیر محتمل می‌دانند و فاصله‌ای هم که از غیرت جمعیشان در برابر دکتر محمود احمدی نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری گرفته‌اند، باعث شده‌است تا عامل قویِ متحد سازشان!!! (مخالفت با دکتر)، ضعیف شود.</p>
<p><br class="DS_newline" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/181/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

